احمدينژاد عامل تفرقه اصولگرايان است
گفتوگوي خبر با دانش جعفري
کد خبر: ۵۱۲۴۳
| | 24222 بازدید
داوود دانشجعفري در نظر همه، آدم بسيار آرامي است حتي در نظر محمود احمدينژاد البته تا قبل از سخنراني جنجال برانگيز در مراسم توديعش.آن زمان که کام فروبسته به انتقاد، دهان باز کرد و آنچه از عملکرد ناصحيح رئيس در دل داشت را نمايان ساخت. از بچههاي قديمي جهاد سازندگي است آنان که روزي براي خود برو بيايي داشته و حامل لقب «سنگرسازان بيسنگر» از سوي ملت ايران بودند. داوود دانش جعفري وزير اقتصاد کنارگذاشته شده دولت نهم است.
وي که دانش آموخته اقتصاد و عضو هيأت عملي دانشگاه علامه طباطبايي است الان درگير کارهاي ستاد محسن رضايي است. هنگامي که از مدت کوتاه وزارتش سخن ميگويد لحنش تغيير پيدا ميکند، آنچنان که آدم از سؤالي که پرسيده پشيمان ميشود. گويا چندان علاقهاي به بازگويي آن دوران ندارد ولي خود را مأمور ميداند. مأمور به اينکه آنچه خود از نزديک در دولت نهم لمس کرده است را بازگويد چه که ميانه سخنانش گاهي به آن اشاره و انتقاد ميکند. در تمجيد از رضايي کم نميگذارد ولي شايد اگر رئيس ستاد انتخابات اصولگرايي جزو رضايي بود، همين حرفها را بر زبان جاري سازد.
رئيس ستاد انتخابات محسن رضايي از جمله اصولگراياني است که جام زهر حمايت از رئيس دولت نهم را ننوشيد و به دنبال حس حضورش در صحنه مقابل احمدينژاد با فردي همراه شد که «انقلاب اقتصادي» وعده انتخاباتي وي است.
با داوود دانش جعفري در دفترکارش در محل ستاد تبليغاتي رضايي در ميرداماد قرار گذاشتيم. ستادي که به اذعان دانش جعفري به علت کمبود بودجه چندان مطلوب عمل نميکند.
• آقاي دکتر! چرا آقاي رضايي را انتخاب کرديد؟ به نظر ميرسيد در ابتدا کمي در پذيرفتن مسئوليت در ستاد ايشان ترديد داشتيد؟
چرا ترديد داشتم؟
• چون در روزهاي اول چند بار حداقل از «خبر» با شما تماس گرفتيم ولي شما حاضر به پاسخگويي نشديد؟
درواقع شايد آن زمان مسجل نشده بود، بعد از آن در اولين مصاحبه خبري آقاي رضايي، من همراه ايشان بودم. زماني که شما با من تماس گرفته بوديد براي انجام يک سخنراني به عنوان نماينده آقاي رضايي به قم رفته بودم ولي هنوز بحث اينکه چه کار بکنم مطرح نبود. بهرغم اينکه بحث همکاري مطرح بود.
• چه هنگامي آقاي رضايي به سراغ شما آمدند؟ ميخواستم بدانم چطور شد شما به ذهن آقاي رضايي آمديد؟
به طور کلي ميتوان گفت در اين دوره من از سوي ستادهاي مختلف مراجعه داشتم که به نوعي سعي داشتند من را درگير انتخابات کنند. مثلاً يکي از افرادي که نزديک به گرايش آقاي احمدينژاد بود در اوايل کار به من مراجعه کرد و گفت که خيلي خوب است که شما مصاحبهاي به نفع آقاي احمدينژاد انجام دهيد. من پاسخ دادم که امکان ندارد. من نميتوانم خلاف ديدگاه خود اقدامي کنم که بعد گفتند که اگر حاضر به انجام اين کار نيستيد لااقل يک مصاحبه عليه آقاي موسوي انجام بده که من آن را نيز رد کردم و گفتم اين کار غيراخلاقي است، وانگهي درست نيست آلت دست باشم. موارد ديگري هم بود که ميخواستند ما را جذب کنند.
• يعني از ستاد ساير نامزدها نيز واسطههايي خدمت شما رسيدند؟
بله، مثلاً از طرف آقاي کروبي و موسوي هم بودند که با من صحبتهايي داشتند.
• از سوي خود نامزدها آمده بودند؟
بله، ما را به جلساتي دعوت کردند و خواستند ما با آنان همکاري کنيم ولي در واقع من تا آن موقع که شروع کار اين ستادها بود هيچ تصميمي نگرفته بودم تا اينکه اين اواخر آقاي رضايي اين مسئله را مطرح کرد، مورد آقاي رضايي متفاوت بود. شايد تشريح آن شرايط نيز خيلي سخت باشد.
• سؤال ما از شما اين است که آيا نامزد شدن آقاي رضايي از جناح اصولگرا که جريان فکري شما نيز است باعث شد تا شما پيشنهاد آقاي رضايي را قبول کنيد يا مسائل ديگر؟
چند نکته مطرح بود يکي اينکه به هر صورت ايشان يک فرد اصولگرا بود در عين حال از نگاه من ايشان يک قهرمان ملي است بدون شک، شايد ما در کل کشور چند نمونه شخصيت با ويژگيهاي اينطوري داشته باشيم. متأسفانه معمولاً شخصيت افراد بعد از شهادت شناخته ميشود و يا بعد از اينکه از دنيا رفتند ولي براي من مسلم است که ايشان يکي از شخصيتهاي بزرگ انقلاب است که خدمات زيادي انجام داده و زندگي خود را در گرو خدمت به نظام عرضه کرده است.
• قبلاً با ايشان کار کرده بوديد؟
بله، شايد نه به صورت مستقيم ولي ميتوان گفت بخش زيادي از کارم در دوره جنگ بود که آن موقع رئيس ستاد مرکزي پشتيباني مهندسي جنگ جهاد بودم. من هم تقريباً همانند آقاي رضايي از اول در جنگ بودم ولي رابطه مستقيم با ايشان جز اين اواخر نداشته ولي به هر صورت فضا و خدماتي که ايشان ايجاد کرده بود را شاهد بودم. البته بعد از کنار گذاشتن لباس نظامي توسط ايشان و وارد شدنشان به کارهاي غيرنظام اولين کاري که پذيرفته شد دبيري مجمع تشخيص مصلحت نظام بود. در مقطعي که مجلس پنجم تمام شد يکي از کارهاي جنبي من در کنار دانشگاه همکاري با دبيرخانه مجمع بود. دبير مجمع کميسيون اقتصادي کلان مجمع بودم و از نزديک با نحوه مديريتي ايشان آشنا شدم در مجموع وقتي ايشان به من پيشنهاد کرد از جنبههاي مختلفي احساس کردم اين آمادگي وجود دارد. يعني نسبت به موارد گذشته و محدوديتهايي که وجود داشت در خصوص ايشان فکر کردم که اين آمادگي وجود دارد و بنابراين قبول کردم و گفتم هر کاري که از دستم برميآيد براي اينکه شما بتوانيد اين مأموريتي که براي خود قائل شديد برسيد و کمک ميکنم. من به ايشان گفتم که خيليها به من پيشنهاد دادند که خودم وارد ميدان شوم ولي من اين کار را دوست نداشتم يعني علاقه به کار رئيسجمهوري نداشتم در عين حال دوست داشتم کار تخصصيام را انجام دهم و آن را يک کار دستدوم براي خودم ميدانستم ولي وقتي ديدم که ايشان علاقهمند است گفتم که هر کاري از دستم برميآيد انجام ميدهم و اصلاً جاي آن هم مهم نبود و گفتم هر کجا که شما فکر ميکنيد که من ميتوانم مؤثر باشم آمادگي همکاري را دارم که ايشان گفتند که شما در ستاد وارد شويد و اداره آن را انجام دهيد.
• يعني روز اول مشخص نبود که قرار است شما رئيس ستاد انتخابات ايشان شويد؟
جاهاي مختلفي بحث شد، کارهاي طرح و برنامهاي، کارهاي فکري، در عين حال همين بحث ستاد هم مطرح شد ولي براي من خيلي مهم نبود که جايگاه چه باشد. مهم اين بود که ايشان چه تشخيص ميدهد و من ميتوانم چه کمکي به ايشان بکنم. اين را هم ذکر کنم که ايشان خيلي دير هنگام وارد صحنه شده بود و بسياري ميگفتند که ايشان رأي و موقعيت ندارند ولي به نظر من شخصيت آقاي رضايي براي مردم ناشناخته است و شايد دو سوم شخصيت ايشان، در مجموعه کارهاي برجسته و خدمات ايشان به ايران و همچنين استعداد و تواناييهاي ايشان است که تا به حال ناشناخته مانده است. استنباط من اين بود که اکنون ايشان آمادگي براي ورود پيدا کردهاند اگر کمکشان کنيم شايد در جهت شناسايي ديدگاههايشان به مردم بتواند کمک کند. مردم ما مردمي هستند که اگر با واقعيت روبهرو شوند تأمل ميکنند و تأثير ميپذيرند.
• با توجه به اينکه آقاي رضايي در انتخابات گذشته انصراف داد، آيا شما با ايشان به توافقي رسيديد که در ميان راه انصراف ندهد؟
بله، با ايشان اين بحث را مطرح کردم. اينکه در هر صورت بايد مقدمات کار را فراهم آورديد و مصمم باشيد. همچنين بالاخره هرکس که قصد ورود به ميدان رقابت را دارد بايد يک يکسري مقدمات را فراهم کند و با يکسري شخصيتهاي مهم مشورت کند که ايشان گفتند که من آمدهام که تا آخر بمانم و فعاليت بکنم.
• پس به نظر شما انصراف يا ائتلاف ايشان منتفي است؟
بله از نظر من اين مسئله منتفي است. البته شما ببينيد که در بحث انتخابات به طور کلي در بحثهاي سياسي يکسري مسائل دخيل است خيلي از مواقع چون افراد به اخبار، اطلاعات و فضا دسترسي ندارند ممکن است تعبيرات نادرست و اشتباهي از موضوع داشته باشند. حال در انصراف آقاي رضايي در دوره گذشته چيزي است که خيلي از فضاهاي اطراف ما به تعبيرات مختلف ميکشاند، آن هنگام بحث آقاي رضايي بحث ديگري بود. شايد اگر بخواهيم آن را تشريح کنيم به اين صورت است که در دوره قبل از طرف اصولگراها نامزدهاي زيادي مطرح شدند که بنابر بحث هماهنگي قبلي که ميان آنان انجام شده بود قرار بر اين بود که در ساعت «س» و روز «ر» يک نظرسنجي شود و مشخص شود که چه فردي داراي وضع بهتري است و پس از آن ساير گزينهها کنار بکشند، اين قرار قبلي آنها بود.
ولي همين که مسير به جلو رفت و همه در ميدان ماندند و فعاليت کردند خيليها دبه درآوردند و گفتند نه ما روز «ر» را قبول نداريم، بگذاريد هرچه ديرتر اين نظرسنجي انجام شود. از سوي ديگر هرچه جلوتر ميرفتيم دل کندن از آن فضا براي نامزدها و طرفدارانشان خيلي سخت بود کسي که شبانه روز کار ميکند و کمک مالي ميکند دوست دارد که هر طوري که هست نامزد مورد علاقهاش پيروز شود ولي اگر ببيند که وسط کار انصراف داد احساس ميکند که نامزدش جا زده، يعني همين سؤالي که شما ميکنيد که چرا ايشان کنار رفت، بيشتر طرفداران آن نامزدها يعني طرفداران و نزديکان نامزدها به آنان ميگويند يعني چه؟ ، چرا ما را وارد کردي و بعد انصراف دادي و بحثهاي ديگر. بنابراين در شروع اين پروژه همه توافق داشتند که اين کار انجام شود ولي وقتي که کمي زمان گذشت هر کدام به بهانهاي سعي داشتند به توافق نرسند.
در هر صورت مرکزيتي براي هدايت اين کار بود که مجموعه آقاي ناطق نوري بود. اين مجموعه که مديريت اين پروژه را بر عهده داشتند به اين نتيجه رسيدند که بايد چند نفر از عرصه خارج شوند که تازه بهانهها شروع شد که يکي از آنها خود آقاي احمدينژاد بود و در واقع اولين کسي که دبه کرد آقاي احمدينژاد بود و گفت که اصلاً من اين نظرسنجي را قبول ندارم. البته نظرسنجي آن موقع درست بود ولي اتفاقاتي که روزهاي آخر انتخابات افتاد فضاي ديگري براي آقاي احمدينژاد به وجود آورد که قابل پيشبيني نيز نبود ولي ايشان يک تلقي خاص عرفاني براي خود قائل بود که گويي از اول خبردار بود که چنين اتفاقي خواهد افتاد، اما واقعيت اين بود که همان نظرسنجيها که ميگفتند احمدينژاد رأي کمي دارد بعدها تأييد کردند که رأي ايشان بالا آمده است.
نکته قابل توجه اين موضع اين بود که کاري غيرتشکيلاتي محسوب ميشد يعني در هر صورت آقاي احمدينژاد عضو شوراي مرکزي جامعه اسلامي مهندسين و جمعيت ايثارگران بود که هر دوي اين دو تشکل مؤثر بودند، ولي عدم حمايت اين دو تشکل در آن مقطع مورد نظر از ادامه کار ايشان باعث شد که آقاي احمدينژاد دچار نوعي عدم تبعيت تشکيلاتي شود و تصميم گرفت که تنها کار را ادامه بدهد، در اين مقطع آقاي رضايي کسي بود که هنگامي متوجه شد به هر شکل موقعيت ديگران بهتر است راحت قبول کرد و يا آقاي توکلي نيز به همين ترتيب قبول کرد. اين پشت صحنه انتخابات گذشته بود که ممکن است ديگران از توافق موجود خبردار نباشند. امروز نيز سختي کار و اولين سؤالي که مطرح است اينکه آيا ايشان ادامه خواهد داد يا نه.
• آقاي دکتر، ممکن است يکسري عوامل باعث شود تا چنين توافقي در اين دور از انتخابات نيز اتفاق بيفتد تا آقاي رضايي به نفع آقاي احمدينژاد ديگر کانديداي جناح اصولگرا کنار بکشد؟
نه ديگر وضعيت به آن صورت نيست. چون اگر بود به شما ميگفتم ضمن اينکه اصلاً هماکنون مباني نظري آمدن آقاي رضايي بر اختلافنظر است. يعني احساس آقاي رضايي اين است که اصولگراها به يک انتخاب واحد نرسيدند و اگر هم گفته ميشود صرفاً به خاطر فضاي شکنندهاي است که وجود دارد و الان ديگر همه متوجه آن شدهاند.
اصلاً بحث آقاي رضايي را کنار بگذاريد، در هر صورت جامعه روحانيت هنوز به نتيجه نرسيده است، الان فشار سنگيني از جهات مختلف بر جامعه روحانيت است تا اين فضا بشکند و رأي مثبت بدهد. جامعه مدرسين نيز هنوز به نتيجه نرسيده فضاي سنگين و فشاري بر آن است و اختلافنظرهاي بسيار پيش آمده ولي رأي مثبت در جهت تأييد آقاي احمدينژاد نگرفتند. در جامعه مهندسين که خود من هم حضور دارم و عضو شوراي آنجا هستم، رأيگيري که در شوراي مرکزي انجام شد 6، 7 بود يعني 7 نفر موافق آقاي احمدينژاد و 6 نفر مخالف ايشان و تعدادي نيز غايب بودند. خود اين نشان ميدهد رأي شکننده است.
بسياري از دوستان نسبت به عملکرد آقاي احمدينژاد منتقد هستند ولي باز ممکن است فضايي ايجاد شود که خوب که چي، کي، آيا کسي حاضر است خود را فدا کند و وارد ميدان شود و رقيب شود؟ وقتي که رقيب شد چه اتفاقي ميافتد. اين نوع دغدغهها براي خيليها مطرح بود ممکن است بسياري موقعيت مناسب داشته باشند، مثل آقاي لاريجاني، آقاي قاليباف، آقاي ولايتي و هر کدام از اين افراد بنابر توجيهي که خود دارند و محترم است تصميمي براي ورود به ميدان نگرفتند و خيلي هم سربسته گذاشتند و براي کسي توضيح نيز ندادند. شايد آنان موقعيت بسيار خوبي داشتند تا به عنوان اصولگرا وارد ميدان شوند و نقطهنظراتي را مطرح کنند و در عين حال توافق بيشتري روي آنان صورت بگيرد. يعني اصولگرايي حفظ و تقويت شود و اين نقطهنظراتي که آقاي احمدينژاد به عنوان اصولگرايي مطرح ميکند و باعث چنددستگي بين اصولگراها شده تغيير کند.
در واقع او همه کار را به عنوان اصولگرا ميکند از اعتبار اصولگرايي مصرف ميکند و در عين حال خود را وابسته به جايي نميداند و هر تصميمي که ميگيرد فردي است يعني مجموعه تشکلهاي اصولگرا در آن دخالتي ندارند. بنابراين ميبينيم که شرايط متفاوت است يعني ايشان آمدند تا براي آقاي احمدينژاد رقيب شوند و اصولگراهايي که آرمانهاي خود را در احمدينژاد نميديدند اما اصولگرا هم بودند، بدانند که فرد ديگري نيز هست.
آقاي دکتر الان چطور، الان که تقريباً گروهها و تشکلهاي اصولگرا وضعيت خود را روشن کردند و نيز ميزان اقبالي که در سفرهاي استاني از آقاي رضايي ميشود، شما اقبال مردم و رأيآوري آقاي رضايي را چگونه پيشبيني ميکنيد؟
من در سفرهاي استاني همراه ايشان نبودم ولو اينکه در بعضي از جلسات مصاحبهاي و نشست خبري حضور داشتم، ولي به طور کلي من به شما بگويم که شايد نگاه آقاي رضايي اين است که تجربه انتخابات ما در گذشته نشان داده که سرنوشت نهايي روزهاي آخر مشخص ميشود و 70 درصد از مردم هنوز تصميم خود را در اثر اطلاعاتي که از صدا و سيما منتقل ميشود ميگيرند و اين دوره هم به نظر ميرسد همينطور باشد، يعني بسياري از مردم آن تأثيرپذيري را دارند. ويژگي آقاي رضايي اين بود که دير و در مقطعي آمد که خيلي از ستادها يارگيري کرده بودند و خيلي از دوستان نزديک آقاي رضايي که قطعاً اگر ايشان به موقع آمده بود ميخواستند به او بپيوندند به لحاظ قول قبليشان که به ديگر نامزدها داده بودند در معذورات اخلاقي بودند و نميتوانستند علناً به عنوان يک آدم با دو نظر مطرح شوند.
بنابر اين ديدگاه آقاي رضايي اين است که روزهاي آخر تعيينکننده است، کما اينکه دوره گذشته نيز ديديم که همينطور بود. اصولگراها به دليل رأي پايين آقاي احمدينژاد قصد کنار گذاشتن وي را داشتند ولي روزهاي آخر اتفاقاتي افتاد که اين اتفاقات ميتواند از سويي نقاط ضعف هر يک از رقبا باشد يا از سويي نقاط قوت خود آنان باشد.
• شما گفتيد که عضو شوراي مرکزي جامعه اسلامي مهندسين هستيد. اما با توجه به قانون اين تشکل اگر هر يک از اعضا خلاف تصميم شوراي مرکزي عمل کند بايد از آن جدا شود. آيا شما اين را تأييد ميکنيد و آيا الان از جامعه اسلامي مهندسين جدا شديد؟
نه، احزاب ما تا الان اين ويژگي را نداشتند. چون بسياري از افراد در 2 حزب عضو هستند و دو حزب نيز به صورت کامل بر هم منطبق نيستند. ما الان افرادي داريم که در عين حال عضو مؤتلفه و عضو مهندسين هستند يا افرادي که عضو مهندسين و ايثارگران هستند. احزاب ما به اين شکل نبودند تا اگر چنين امري به وجود آمد باعث بروز اختلاف بين آنان شود. مقداري فضاي احزاب ما بازتر است. ولي در هر صورت از من نيز سؤال کردند؛ گفتم که من اين تصميمم را در مقطعي گرفتم که فرصتي براي مشورت با حزب و تشکل نبود و در هر صورت عواقب آن را پذيرفتم.
• آيا از سوي جامعه اسلامي به شما تذکري داده نشد؟
چرا، نسبت به اين کار انتقاد کردند.
• چه هنگام معلوم خواهد شد؟ حتماً هنگام شرکت شما در شوراي مرکزي مشخص خواهد شد؟
در گذشته مشغلههاي من طوري بوده که مدتها در جلسات حزبي شرکت نميکردم ولي هنوز توجيه جديدي بابت اين اقدام من صورت نگرفته است.
• جناب آقاي دکتر، سؤال بعد من درخصوص حمايت آقاي هاشميرفسنجاني است. با توجه به تأثيرگذاري رأي ايشان و با توجه به اينکه ايشان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هستند، يعني همان مجمعي که آقاي رضايي دبير آن است، فکر ميکنيد بالاخره ايشان از نامزدي آقاي رضايي حمايت خواهند کرد؟ و آيا از سوي آقاي رضايي با ايشان رايزنيهايي صورت گرفته است؟
نه! من فکر نميکنم در اين ارتباط رايزني صورت گرفته باشد. آن مورد که من بيان کردم که هر کسي که قصد ورود داشته باشد بايد با ايشان مشورت کند، مقام معظم رهبري بود که رسم اين است که هر کسي قصد ورود به عرصه انتخابات را دارد با ايشان نيز مشورت خواهد کرد و آقاي رضايي براي اين تصميم خدمت مقام معظم رهبري رفتند، ساير نامزدها به اين درجه يا مرحله نرسيده بودند و يا اينکه ترجيح دادند در همان منصبي که دارند باقي بمانند.
• ميخواستم نظر آقاي هاشمي را نيز بدانيم؟
حالا عرض ميکنم. در مورد آقاي هاشمي بايد از خود ايشان پرسيد. ولي استنباط من اين است که با توجه به مشي ايشان نظرات سياسيشان را ميتوان معمولاً از جهتگيري برخي احزاب نزديک به ايشان متوجه شد. مثلاً احزابي مثل کارگزاران، اعتدال و توسعه احزابي هستند که مقداري به ديدگاههاي آقاي هاشمي نزديک هستند و هر دوي اين احزاب موضعگيري متفاوتي داشتند، يعني در جهت آقاي ميرحسين موسوي بود. بنابر اين اين نظريه که ايشان دنبال کانديداتوري رضايي بودند نميتواند درست باشد.
• چرا آقاي رضايي سعي نکردند در ادامه با ايشان رايزني کنند تا حمايت ايشان را جلب کنند؟
حالا من ميخواهم بگويم که چه آقاي رضايي رايزني داشته باشند و چه نداشته باشند اين چيز مهمي نيست. منتها عدهاي عکس آنچه که شما ميگوييد را خواستار هستند يعني در جهت استفاده از ويژگيهاي ديگري که منصوب به هاشمي است تلاش دارند.
برخي طرفداران آقاي احمدينژاد هميشه طوري عنوان کرده که گويي امپرياليسم ذهني آقاي احمدينژاد، آقاي هاشمي است به خاطر اينکه در آخرين انتخابات رقيب ايشان بود و احمدينژاد در طول انتخابات متوجه شد که اگر با آقاي هاشمي مخالفت کند شايد عدهاي از اين محل به او رأي بدهند و الان نيز هنوز در همان فضاي رقابتي است و فکر ميکند که هر اتفاقي که در کشور ميافتد به نوعي آقاي هاشمي پشت آن قضيه است و الان هم برخي طرفداران ايشان اين بحث را مطرح ميکنند که مثلاً آقاي رضايي با تحريک آقاي هاشمي به صحنه وارد شدند تا بتوانند همان فضاي رقابتي گذشته را ايجاد کنند يعني بگويند که رقابت آقاي احمدينژاد با آقاي رضايي رقابت آقاي احمدينژاد با آقاي هاشمي است و بتوانند از اين فضا نفع تبليغاتي ببرند و چون دفعه گذشته پيروز شدند فکر کنند که اين دفعه هم همينطور است.
• سؤال بعدي من درخصوص افرادي است که از سوي اصولگرايان يا از انتخابات گذشته کنارهگيري کردند و يا اينکه رأي نياوردند مثل آقاي توکلي و قاليباف که هنوز حمايت از شخص خاصي نکردند. به نظر شما آيا ما در آينده شاهد حمايت اين شخصيتهاي اصولگرا از آقاي رضايي خواهيم بود؟
افرادي که شما نام برديد متفاوت هستند. توصيه من اين است که اگر ميخواهيم نظر آنان را بدانيم بايد از خود آنان بپرسيم ولي به طور کلي ميخواهم بگويم که اين افراد چند دسته هستند.
• ميخواستيم از مسائل پشتپرده خبردار شويم، ميخواستيم بدانيم که آيا ممکن است در آينده حمايت برخي از شخصيتهاي اصولگرا از آقاي رضايي را ببينيم؟
همه چيز ممکن است ولي بستگي به نوع برداشت اين افراد از شرايط موجود دارد. الان ممکن است هر يک از اين افراد تحليل خاص خود را داشته باشند. يکي از تحليلها اين است چون آقاي رضايي ديرتر از همه اعلام کرد خيلي از شخصيتها آشکار يا غيرآشکار در حمايت از افراد ديگر اعلام موضع کردند و بسياري ممکن است در اينکه چرا آقاي رضايي وارد ميدان شد توافق نداشته باشند بنابر اين ممکن است اعلام همکاري نکنند.
برخيها تحت فشار دوستان ديگر در آن مجموعههاي فکري قرار ميگيرند که اين فشارها ممکن است به قدري زياد باشد که باعث شود که در ظاهر آنان را يک فرد خنثي جلوه بدهد. يعني موضعگيري نداشته باشند و سکوت کنند ولي ميتوانيم بفهميم که موضع آنان چيست ولي آن بيان نشود. به نظر من بايد مجموعه را با هم ديد.
• سؤال بعدي من درخصوص برنامهها و شعارهاي آقاي رضايي است. به نظر شما به عنوان يک استاد دانشگاه و کارشناس اين سطح از برنامهها و شعارها توقعات مردم را بالا نميبرد؟
به طور کلي اگر بخواهيم منصفانه بحث کنيم به هر حال يکي از ويژگيهاي انتخابات اين است که وعدههايي به مردم داده ميشود و حداقلهاي آن اين است که نامزد قول ميدهد که با توجه به محدوديتها مثل تهيه لايحه، موافقت مجلس و بعضاً موافقت رهبري سعي ميکنم اين موارد را پيگيري و به نتيجه برسانم. به هر صورت مردم ما علاقهمند هستند حرف نو بشنوند و احساس کنند اين نامزدي که احتمال ميدهند در آينده رئيسجمهور شود، چه ويژگي يا نگاهي به مسائل موجود دارد که با ديگران متفاوت است.
بنابراين هرکس سعي ميکند در اين وادي تفاوتهايي را بگويد و يک چيز عمومي است و فکر ميکنم اگر کسي اين کار را نکند، شايد مردم تعجب کنند يعني اينکه فردي صرفاً بيايد و بگويد من برنامه پنجم را همانطور که هست اجرا ميکنم که هيچ حسي بين مردم ايجاد نميشود ميدانيد که برنامه پنجم وقتي که رئيسجمهور تعيين شد تقريباً تصويب شده است بنابر اين شايد مهمترين کار يک رئيسجمهور اين باشد که همان برنامهاي را که ديگران برايش تصويب کردند اجرايي کند. مگر اينکه نکاتي را که احساس ميکند درد جامعه است يا مشکلات است يا فضا وجود دارد براي طرح نکته نظر خود وارد آن نکات ميشود و اين کار همه نامزدها است.
البته آقاي رضايي سعي کرد يک فضايي ايجاد کند که داراي برنامه است و در يک چارچوب صحبت ميکند. پراکندهگويي نميکند و به نکات ريز هم توجه دارد که به نظر من بسيار مهم است.
• شما چقدر از اين برنامهها را عملي ميدانيد؟
آن قسمتي از برنامههاي ايشان که به خود دولت بر ميگردد عموماً عملي است. اصلاً ويژگي آقاي رضايي اين است که جمعکننده است. يعني نظرات مختلف را ميتواند بگيرد، جمع کند، سازماندهي کند و تقسيم کار کند و اين ويژگي با مقتضيات و نيازهاي زمان فعلي ما ميخواند. ايشان دنبال کار تکمحوري و شخصي نيست. سعي ميکند از مشارکت، از تجارب گذشته و کساني که ميتوانند مؤثر باشند در پيشبرد کارها استفاده کند. کار را خيلي خوب توزيع ميکند. اينها از ويژگيهاي آقاي رضايي است که در 8 سال از دفاع مقدس هم آزموده و برتريهاي آن در اين قسمتها است. به هر حال اهل برنامه است.
• منابع مالي ستاد آقاي رضايي از کجا تأمين ميشود؟
عرض کردم. همه نامزدها يک جور پاسخ ميدهند در واقع منابع مردمي که وجود دارد. ولي به طور کلي همانطور که شما در ستاد حضور داريد و در سطح شهر شاهد هستيد ميتوانيد اين احساس را داشته باشيد که مهمترين مشکل ستاد آقاي رضايي کمبود منابع مالي است که کار را با مشکل مواجه کرده است.
• آقاي دکتر، از اينکه وارد مباحث انتخاباتي شديد از کار خود پشيمان نيستيد و آيا بهتر نبود که همان چهره منتقد شما که از کابينه نهم داشتيم در اذهان باقي ميماند و شايد در دور آينده در کابينه اين نامزدها غير آقاي احمدينژاد حضور پيدا ميکرديد؟
يعني فکر ميکنيد که الان با همکاري من در ستاد آقاي رضايي نگاه مردم به من تغيير کرده است؟ من فکر نميکنم که اينطور باشد. در هر صورت افرادي که در اين سطح کار ميکنند براي اين که زنده باشند نياز به فعاليت دارند. اتفاقاً خاموش بودن در شرايط مختلف ميتواند مورد سؤال قرار بگيرد. آدمهايي که در اين سطح مطرحاند هميشه بايد داراي مواضع روشن باشند. من يک احساس تکليف کردم که در اين شرايط وارد ميدان شدم و خيلي دنبال حسابگري و اينکه بليتي بخرم که حتماً برنده شود نبودم. يعني دنبال حسابگري از اين نوع نبودم نه به اين معني که الان از رأي آوري آقاي رضايي مطمئن نيستم ولي من براي جريان اصولگرايي نگران هستم که الان در شرايط حساسي به سر ميبرد. از يک طرف آرمانهاي خود را در آقاي احمدينژاد نميبيند و از طرف ديگر مصلحت ميبيند که بايد وضع موجود ادامه يابد. لب مطلب اين است. ممکن است فردي که وارد ميدان شود آسيب ببيند ولي فکر ميکنم که مردم براي اصالت ديدگاهها احترام قايل هستند يعني همين که شما احساس ميکنيد که کار من پر خطر بود فکر ميکنم اين را قابل احترام بدانيد که چرا اين آدم خطر را ميپذيرد.
بنابراين وقتي آدم به شرايطي ميرسد که احساس تکليف بکند که کاري را انجام دهد ديگر از حالت محافظهکاري بيرون ميآيد يعني اگر من قصد محافظهکاري داشتم همان زمان سرم را پايين انداخته و انتقاد نميکردم و هر پستي را که ميخواستم نيز به من داده ميشد ولي احساسم اين بود که بيان حقايق مهمتر است؛ لذا خطر را پذيرفتم. الان هم همين احساس را دارم.
منبع: خبر آنلاين
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
رئیس دولت دهم جمهوری اسلامی ایران
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




