فوتبال، تبليغات عليه نظام و برده داري
روز گذشته اخبار قابل توجه و البته تاسف باري روي خروجي خبرگزاريها قرار داشت که اوج نابساماني و بهم ريختگي فوتبال کشورمان را نشان ميداد. بي مقدمه آنها را مرور کنيم:
1- مصطفي بني اسد رئيس هيات مديره باشگاه ابومسلم مدعي شد که بر اساس مدارک و اسناد معتبر، او مالک باشگاه ابومسلم مشهد است. وي در ادامه گفته است: اگر شخصي (اشاره به شفق ) مدارک قانوني نظام جمهوري اسلامي را قبول ندارد بايد بگويم نسبت به نظام بي احترامي ميکند. با اين تفسير اقاي بني اسد، همه پروندههاي حقوقي و دعاوي بر سر اسناد که در دادگاهها جريان دارد، يک طرف آن به بياحترامي به نظام جمهوري اسلامي کشورمان بر ميگردد. اينها هم از آن بدعتهايي است که از مستطيل سبز ايران به عرصه دهها هزار پروندهاي باز ميگردد که در دادگاهها اکنون وجود دارد. خدا وکيلي دعواي دو طرف بر سر يک موضوع حقوقي چه ارتباطي به نظام دارد که اقاي بني اسد بر سر اثبات خود، زمين را به آسمان ميبافد و ماست را به دروازه شهر؟
2- در ادعايي جديد فيروز کريمي گفته است: ادعاهاي کذب مايلي کهن در مورد خودم را با دليل قاطع پاسخ خواهم داد اما متاسفانه وي بدون درنظر گرفتن جايگاه تيم صباي قم باعث شد به مردم قم نيز توهين شود. اين ادعاي فيروز کريمي هم از آن نوع ادعاهايي است که اگر دايره اش را توسعه دهيم بايد بگوييم از اين پس هر کس به مربي سپاهان اتهامي زد پس به مردم اصفهان، و هر کس به مربي ابومسلم جسارتي کرد به مردم مشهد و هر کس به مربي فولا خوزستان حملهاي نمود پس به مردم اهواز توهين کرده است. اين هم از آن حرفهايي است که در فرهنگ فوتبالي کشورمان در پايان ليگ مد شده است. بايد خدا را شکر کرد که اقاي فيروز کريمي نگفته است که مايلي کهن به حوزه علميه قم توهين کرده است. راستي دعواي دو مربي اصلا چه ارتباطي با مردم تهران و قم و مشهد و اصفهان و اهواز دارد؟ شما خود قضاوت کنيد که منشا اين ناهنجاري ورزشي در فوتبال کشورمان از کجا آب ميخورد؟
3- حسين هدايتي رئيس هيات مديره باشگاه پيروزي در همدان مدعي شد که در اين شهر در پايان بازي دو تيم پاس و پيروزي به او اهانت سازمان يافته شده است. او گفته است: براي اقايان متاسفم که براي فحاشي به من، به ليدرها خط داده بودند. هدايتي همچنين تاکيد دارد که ميداند چه کساني آنها را براي فحاشي هدايت و استخدام کرده است. آقاي فرخزادي، عضو ديگر هيات مديره هم اصل بي احترامي به هدايتي را تاييد ميکند اما ميگويد که به سمت او حمله نشد. اما مرجع ضمير جملات حسين هدايتي روز بعد روشن شد. وقتي که عباس انصاري فرد در يک برنامه تلويزيوني مدعي شد که حسين هدايتي کمک 5 ميلياردي به پرسپوليس نکرده بلکه يک هزينه 8 ميلياردي هم روي دست باشگاه گذاشته است، تازه «اسرار مگوي» داستان فحاشيهايي که اقاي هدايتي از آنها سخن رانده بود نيز فاش شد. چرا که خيلي سريع، آقاي هدايتي در پاسخ به انصاري فرد ميگويد: براي هزينههايم (منظور همان هزينههاي 5 ميلياردي است) در پرسپوليس مدرک دارم و اميدوارم سازمان تربيت بدني جواب انصاري فرد را بدهد تا مشخص شود که چه کسي در حال فريب مردم است.
و بالاخره اين که در پايان ليگ و جام حذفي براي تيم پرسپوليس، غدههاي زير پوستي بحران در اين باشگاه دهان باز ميکند و نشان ميدهد که در طول ماههاي گذشته چه بر سر اين باشگاه آمده است. اين هم سرنوشت باشگاهي است که نصف بدنش مال سازمان تربيت بدني است و نصف ديگرش مال ديگران. البته اين بار بر خلاف آن رويداد تاريخي و اخلاقي که ما به ياد داريم، هيچ طرفي به نفع ديگري رضايت نميدهد تا اين جسم به دو نيم تقسيم نشود. اما بخوانيد ادعاي جالب و خيال انگيز مدير عامل پيروزي جناب اقاي انصاريفرد را که گفته است: با کشورهاي مختلف گفت و گو کرده ام و آنها به من اعلام کردهاند که قيمت پرسپوليس با هوادرانش بالغ بر هزار ميليارد تومان (يعني بيش از يک ميليارد دلار، ببخشيد يعني هزار ميليون دلار) است. نميدانيم اقاي انصاريفرد بار ديگر برده داري را در کشور ما جاري ساخته است که قيمت هواداران (دقت بفرماييد که منظور انسانهايي هستند که در گرما و سرما پول ميدهند و به ورزشگاه ميآيند) را به قيمت باشگاه اضافه ميکند.
ببينيد که داستان ما و مردم فوتبال دوستمان کارشان به کجا رسيده و حرف و حديث چه کساني را بايد گوش کنند؟ يکي ديگري را متهم به موضع گيري عليه نظام ميکند ! يکي ديگر، ديگري را به توهين عليه مردم شهر مقدس قم ميکند! يکي ديگر، همکارش را متهم ميکند که اهانتهاي سازمان يافته عليه او ترتيب داده است و ديگري به سبک برده داري، باشگاه ارزانش را با انسانهايش ميفروشد. ما و شما بايد قضاوت کنيم و البته قضاوت ما حتما درست و دقيق خواهد بود که حداقل اگر در کشورمان فوتبال نداريم، اما اخلاق و ايمان حقيقي داشته باشيم و در برابر مردم متوسل به هر چيزي نشويم. اقايان بايد بدانند که در جامعه اسلامي ما،هدف وسيله را توجيه نميکند.



