چالشهاي «اصلاح الگوي مصرف» در امور مذهبي- 3
در دو بخش پيشين اين نوشته، ضرورت اصلاح الگوي مصرف در پارهاي از سنتها و رفتارهاي مذهبي مورد کنکاش قرار گرفت و لزوم بازنگري در دستهاي از رويکردهاي ديني با هدف اثربخش نمودن و بالا بردن بهرهوري در رفتارها و سنتهاي مذهبي يادآوري گرديد.
در اين بخش، به موضوع ديگري در حوزه برگزاري مراسم مذهبي يعني «تبليغات و اطلاع رساني»، که ميتواند در مسأله «اصلاح الگوي مصرف» مورد توجه قرار گيرد؛ ميپردازيم و اهداف، حجم، هزينههاي مالي و دستاوردهاي مثبت و منفي برآمده از زيادهروي و پر تعداد بودن آن را مورد واکاوي قرار ميدهيم.
پيش از وارد شدن در بحث يادآوري ميشود که اين نوشته، تنها به ارزيابي شيوههاي تبليغ و گسترده بودن آن خواهد پرداخت، زيرا بررسي ميزان شرعي و ديني بودن اصل و موضوع مراسم، خود به مباحث عميق و کارشناسي ديگري نيازمند است.
1- به نظر ميرسد که در چند سال اخير، حجم تبليغات براي برگزاري مراسم مذهبي، چه مستقيما از سوي دستگاههاي دولتي و چه با پشتيباني دولت، در مراکز آموزشي، مساجد و محلهها بسيار بيشتر شده است. به گونهاي که شکل مردمي وخود جوش آن كمرنگ تر شده است.
2- پيش فرض و انگيزه گسترش حجم تبليغات و اطلاعرساني مراسم مذهبي، ميتواند اين باشد که بالا بردن تبليغات ميتواند بر تعداد حاضران در اين مراسم بيفزايد و به سلامت اخلاقي و رفتاري مردم کمک کند؛ زيرا به باور سياستگذاران و برگزارکنندگان اين مراسم، افزايش تبليغات مذهبي، ضمن پرکردن اوقات آزاد مردم و به ويژه جوانان، از گسترش فساد اخلاقي و ناهنجاريهاي رفتاري در جامعه جلوگيري ميکند.
3- گرايش سياستگذاران و برگزارکنندگان مراسم مذهبي به يکي از جناحهاي سياسي کشور و تنگ کردن امکان فعاليت بر جناح سياسي ديگر در مساجد حتي دستگاههاي دولتي، سبب گرديده است تا آميزهاي از انگيزههاي ديني و سياسي در كنار برگزاري مراسم مذهبي، شکل گيرد به گونهاي که شک و شائبه وجود انگيزههاي معطوف به قدرت، نسبت به برگزارکنندگان، به وجود آمده است.
4- در دستگاههاي دولتي نيز، مديران به طور رسمي و غير رسمي موظف به بالابردن حجم تبليغات و برگزار کردن مراسم متعدد مذهبي شدهاند. در اين ميان، دستهاي از مديران براي پرکردن خلاهاي مديريتي و ناکارآمدي خويش و کاستن از خردهگيريهاي احتمالي مقامات بالاتر؛ با هزينههاي فراوان، انواع تبليغات مذهبي را در حوزه خود گسترش دادهاند.
5- پي آمد رويکردي را که منجر به پديد آمدن اين وضعيت شده است؛ ميتوان در دودسته زير گنجاند:
الف: افزايش مناسبتهاي مذهبي (که دسته اي از آن به نظر ميآيد جايي در آموزههاي صريح ديني ندارد).
ب: متنوع کردن و گسترش دادن تبليغات مذهبي و راههاي اطلاع رساني.
براي نمونه ميتوان به دسته اي از مراسم اشاره نمود که از گذشتههاي دور به طور ساده و با حضور خوب مردم در مساجد و حسينيهها، به شکل کاملا طبيعي برگزار ميشد ولي امروزه تيليغات آن با چاپ کردن انواع بروشورها و تراکتهاي رنگي، پارچه نويسي، تهيه و نصب بيلبرد در چند نقطه شهر، تهيه و پخش تيزر از سيماي سراسري، تهيه و توزيع رايگان cd همراه شده است.
جالب است که برخي از اين مراسم، در يکي از شهرها قرار است برگزار گردد، ولي تبليغات آن از شبکههاي سراسري سيما به اطلاع مردم كل كشور ميرسد، و يا قرار است در يکي از مساجد کوچک يکي از محلهها برگزار شود، ولي بيلبردهاي آن در تمام نقاط شهر نصب ميشود.
اگر به هزينههاي اين مراسم که پيشتر با کمک مردم همان محله و با کمترين هزينه برگزار ميشد، نگاه کنيم ميبينيم که استفاده از مجري ويژه، استفاده از قاري ممتاز قرآن، استفاده از مداح مدعو، استفاده از سيستم صوتي با کيفيت بالا، اهداي جوايز به حاضران و... هزينههاي اين مراسم را چندين برابر افزايش داده است و در همان حال بعضاَ از اثربخش بودن آن نيز کم شده است.
* دانشياردانشگاه
البته کسانی که مسئله را میدانند دعا میکنند که خداوند از سر تقصیرات اینگونه نمازگزاران که قطعا مسئله را نمیدانند بگذرد همانطور که امیدواریم از سر تقصیرات همه مؤمنان بگذرد، اما آن آقایانی که با ادعای فهم دین باعث نفوذ این ریاکاریها در میان مردم و حبط اعمال آنان و خسران دنیا و آخرت آنها میشوند ،خود از حقیقت کارشان آگاهند؟؟؟
واین را نمی شود از مصادیق اسراف دانست.آیا اگر یک خواننده مشهور به اجرای کنسرتی در فلان شهر دعوت شود وتبلیغات وسیعی برای برنامه او انجام شود به همین اندازه انتقاد می شد که برای یک برنامه دینی می شود ؟




