چرا چاپ مقاله در ISI مهم و با ارزش است؟
پس از انتشار مصاحبهاي كه در آن از نگرش صرف به دادن امتياز براي انتشارات مقالات در ISI انتقاد شده بود، دكتر غريبي در تماسي با سايت «تابناك» متن زير را در پاسخ به هجمههاي انجام شده عليه ISI فرستاده است.
گفتني است، «تابناك» صرفا به بازتاب نظر موافق و مخالف پرداخته و موضع شخصي در اين زمينه ندارد.
تحقيق نيازمند نگرشهايي است كه يك شبه پديد نميآيد، زيرا جاده موفقيت، راهي بس دراز است و به صورت طبيعي ناكاميهاي مقطعي نيز آن را ناهموار خواهد كرد.
سنگ بيقيمت اگر كاسه زرين شكند قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود
توجه به توسعه كشورها، ملزومات خاص خود را دارد. امروزه به دلايل رشد علوم در همه حوزهها، نيروي انساني اساسيترين عامل توسعه است. وقتي سخن از نيروي انساني به عنوان عامل اساسي توسعه به ميان ميآيد، لازم است كه ويژگيهاي آن نيروي انساني با توجه به وضعيت محيطي امروز مد نظر باشد. شايد دو نوع نگرش در باب توسعه مطرح باشد؛ يك نوع نگرش توجه مطلق به نيروهاي داخل كشور براي حل معضلات بخشهاي خدمات، صنعت، فناوري، سياستگذاري حمل و نقل و ديگر حوزههايي كه نيازمند بهبود است. اين نوع نگرش، نيازمند توجه به پيچيدگيهاي جهان معاصر نيست و توجه صرف به دانش و مهارتهاي نيروي انساني داخل كشور به عنوان مهمترين سرچشمه توسعه در اين نگرش به شمار ميرود. بر پايه اين نگرش، نياز به ارتباط با ديگر ملل به حداقل ميرسد و ديدگاه رقابتي جايگزين ديدگاه همكاري ميشود. به جاي اعتماد، نگرش كنترل حاكم ميشود. بين حرف و عمل توازني وجود نخواهد داشت، مفاهيم به صورت كلي مطرح ميشود و نيازمند بسط و شرح تفصيلي نيست. بيشتر متوجه كارآيي هستيم تا نوآوري، ثبات در حوزهها را به عنوان عامل پايداري ميشناسيم و تغيير و تحول را ناخوشايند ميدانيم. هر نوع ارتباطي را با ديد لطمه به استقلال ميبينيم و توازني بين استقلال و ارتباط قايل نيستيم، يا به عبارت ديگر، جرأت و جسارت نزديك شدن به يكديگر را نداريم و كمتر به دنبال مشاركت بوده و جدايي را مفيد و اثربخش ميبينيم.
در نگرش دوم، توجه به ديدگاههاي همسو با ارزشهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي و همافزايي آنها با در نظر گرفتن ديگر ديدگاهها به منظور يافتن راهكارهاي توسعه يافته در راستاي تحقق راهبردهاي كلان جمهوري اسلام، مبتني بر گسترش اقتصادي دانش محور است.
چگونه ميتوان اين مشكلات را مرتفع ساخت و كشوري توسعه يافته همراه با ارتباط مؤثر با ديگر ملل بنا نهاد؟
چگونه ميتوانيم روابط خود را با ديگر ملل تحكيم بخشيم و آن را به همكاري تبديل كنيم؟ عوامل موفقيت اين راهبرد چيست و چگونه ميتوان اين عوامل را فراهم كرد؟
دنياي امروز با پيچيدگيهاي خاص خود روبهروست. در يك سو، كشورهاي توسعه يافته قرار دارند كه رفاه و آسايش بشر امروز در حوزههاي پزشكي، كشاورزي، حمل و نقل، آموزش، قوانين و مقررات، فناوريهاي نوين، دسترسي به اطلاعات، ايجاد نهادهاي خدماتي، خطوط راهنما براي توسعه ديگر ملل، و صدها موفقيت ديگر را به ويژه در دو سه قرن اخير، مرهون تلاش بيوقفه خود ميدانند.
از سوي ديگر، كشورهاي در حال توسعه را داريم كه نقش كشورهاي پيشرفته را دستاندازي به منابع طبيعي، مهاجرت نيروي انساني با ارزش از كشورهاي در حال توسعه به توسعه يافته و يا همان فرار مغزها، تعريف ميكنند.
آنچه براي هر ملتي مهم است، دستيابي به رفاه همراه با ترقي و توسعه در موازنه رقابت و همكاري با ديگر ملل است. به راستي، عامل مهم توسعه و پيشرفت در جهان كنوني چيست؟ مگر ارايه خدمات سريع و ارزان به مردم جز در سايه توسعه علمي ميسر است؟ وقتي سخن از گسترش علمي به ميان ميآيد، منظور كدام علم و چه نوعي از توسعه است؟ پرچم توسعه نوين بر دوش چه كساني است؟ آيا به غير از جوانان پر شور و اساتيد در دانشگاهها و ديگر نهادهاي علمي اين مرز و بوم، بايد منتظر كسي ديگر بود؟
سال گذشته، يكي از روزنامههاي كشور در مقالهاي با نام «توهم توسعه علمي از طريق افزايش تعداد مقالات در فهرست ISI» دانشمندان كشور و جوانان جوياي مرزهاي دانش را به مسخره گرفت و غير مستقيم تلاش در راندن جوانان با دانش ايران عزيز به كشورهاي غربي كرد و امروز سايت «تابناك»، بجاي تابناك بودنش، تارناك شده است و با به چالش كشيدن انگيزه دانشي آيندهسازان علم اين كشور، تفكر زندگي باتلاقي را كه آغاز و پايان آن را مرگ فرياد ميكند، ترويج مينمايد.
اينكه چاپ مقالات در سطح مرزهاي دانش را خدمت به غرب ميدانيم، مبتني بر چه استدلالي است؟
در سال 1357 تعداد مقالات چاپ شده ايرانيان در نشريات فهرست شده در ISI به رقم 450 مقاله رسيد. در آن هنگام، ايران با كره جنوبي در اين زمينه رقابت داشت، اما تعداد مقالات كره جنوبي، امروز از مرز 28 هزار گذشته است. به دليل شرايط ايجاد شده در دفاع مقدس و سالهاي پس از آن در پانزده سال، تعداد مقالات ايرانيان با ركود همراه بود و در سال 1372مقالات دانشمندان ايراني بار ديگر به ركورد 450 مقاله رسيد.
در سال 1387 به دليل راهبردهاي درست حمايت از تحصيلات تكميلي، تعداد مقالات ايران در ISI به 9000 مقاله رسيد. آيا معناي اين حركت، استعماري نوين است و يا افتخاري ملي؟ آيا بايد اين اساتيد و جوانان رشيد دانشمند را به بهانه اينكه جانشان در خدمت غربيهاست و تن آنها متعلق به اين كشور است، روانه كشورهاي غربي كرد؟ به نظر ميرسد كه مشتاقترين كشورها براي جذب اين عزيزان، همان كشورهاي غربي باشند تا از اين سرمايه با كفايت در راستاي گسترش بيشتر علوم خود بهره ببرند.
در مقاله تابناك اشاره شده است كه داوري مقالات ايرانيان توسط غربيها و پذيرش و يا رد اين مقالات از سوي آنان، موجب شده است كه مرجعيت علمي كشورمان به غرب منتقل شود، اما به همت همين اساتيد با دانش و نيروي انساني بسيار جوان در پوشش دانشجويان دكترا و كارشناسي ارشد، امروز صدها استاد اين كشور به عنوان داوران اصلي نشريات علمي جهان هستند. آيا اين حركت درست بود كه ما امروز داوري مقالات دانشمندان جهان را به عهده داريم و يا اينكه بايد منتظر ميمانديم ديگران، فعاليتهاي علمي ما را ارزيابي كنند و شادماني مردابنشينان داخلي را با ژست حمايت از علم نظارهگر باشيم؟
شك ندارم، دانشمنداني كه در نشريات فهرست شده در ISI مقاله چاپ ميكنند، بر اين باورند كه امروز داراي تجربه بهتري در حوزه تحقيق شدهاند، تبادل علمي بسيار خوبي با دانشمندان جهان دارند و تجارب بسيار خوبي از آنان آموختهاند. وزارت علوم و تحقيقات و فناوري و اعضاي هيأت مميزه همه دانشگاهها، پژوهشگاهها و مراكز تحقيقاتي خصوصي و دولتي به گونهاي ميدانند كه روشهاي علمي به كارگرفته شده توسط محققان امروز، براي انجام طرحهاي تحقيقاتي، بسيار پختهتر و دقيقتر از گذشته است. آيا عزيزاني كه معترض به نوشتن مقاله در مرزهاي دانش هستند و آن را با چوب استعمار نوين به چالش ميكشند، هرگز توجه داشتهاند كه به همت همين دانشمندان نشريات علمي ايران در رديف نشريات علمي جهاني قرار گرفته است؛ نشرياتي كه هر روز از نظر كيفي پيشرفت داشتهاند؟
به راستي هيچگاه از خود پرسيدهاند براي حمايت از اين نشريات، چه مقاله مؤثري نوشتهاند يا چه پشتيباني مالي يا حتي معنوي داشتهاند؟ مگر وزارت علوم، تحقيقات و فناوري (مركز تحقيقات سياست علمي كشور) نشريات به زبان انگليسي در حوزههاي علوم انساني، فني مهندسي، علوم پايه، كشاورزي و پزشكي منتشر نميكرد، چرا دوستاني كه آنقدر نگران علوم انساني هستند، مقالاتي را مرتب و منظم براي آنها نفرستادند تا امروز اين نشريهها سرآمد همه نشريات علمي كشور باشد؟ آيا در آنجا هم بهانه پذيرفته نشدن مقالات از سوي داوران خارجي را داشتند؟ اگر بهانه اين است كه داوران خارجي، مقالات با كيفيت عزيزان را چاپ نميكنند، آيا اين حركت وزارت علوم، فرصتي مناسب براي عرض اندام دانشمندان اين حوزه نبود؟
اجازه ميخواهم پا را فراتر گذاشته و قصه پر غصه نشريات علمي پژوهشي را بگويم كه چند در ميان چاپ ميشوند. چرا اين نشريات فارسي زبان ـ كه بهانهاي براي دوستان از جنبه تسلط نداشتن به زبان انگليسي باقي نميگذارند ـ همچنان مهجور مانده است؟
به راستي عزيزاني كه اين همه نگران علوم انساني هستند، چرا به تعداد رشتههاي علوم انساني، نشريه علمي پژوهشي فارسي ندارند؟ هرچند به گونهاي نشريات علمي پژوهشي را هم فاقد وجاهت علمي دانسته و بدون هيچ دليل موجهي فرمودهاند كه مقالات بدون داوري به چاپ برسد. تفاوت اساسي در نگرش دانشمندان در علوم تجربي با برخي از عزيزان در اين است كه ما معتقد به داوري علمي هستيم تا مانع هر تقلبي در علم باشيم؛ از مدرك گرفته تا مقاله و عنوان و شما امروز همين داوري درست را عامل تقلب در نگارش مقالات علمي ميدانيد. نميدانم آيا بايد به اين ادعا خنديد يا اشك باريد!
اما آنچه مهم است، امروز افتخارآفرينان جوان ما در المپيادهاي جهاني ـ كه جايگاه پايينتري در علم دارند ـ شركت ميكنند و افتخار ميآفرينند و توسط مسئولان نظام از همه طيفها از چپ و راست و ميانه تشويق ميشوند. اگر افتخار علمي در اين سطح، اين همه نشاط و غرور براي كشور به ارمغان ميآورد؛ افتخار در عرصه توليد علم و فناوري چه جايگاهي را ميطلبد. بايد توجه داشت كه پس از حضور آنها در سطوح بالاتر علم، عرصه ابراز وجود تغيير ميكند و وارد ميدان جديدي ميشوند كه آن ميدان ISI و رقابت در عرصه توليد دانش است. شايد در آن زمان براي عرض اندام نيازمند توليد دانش نبودند و تنها كفايت ميكرد كه نظرات دانشمندان پيشين را به گونهاي فرا گرفته باشند و تا اندازهاي آن را دريافته باشند و گاه هم محفوظات خود را متعين كرده باشند. اما عرصه توليد علم، ميداني است كه در آن بايد خالق دانش جديد باشند و به عبارت ديگر خود را هم رديف ديگر دانشمندان جهان ببينند.
متأسفانه سال گذشته ما آنان را متهماني دانسته كه استعماري نوين به نام ISI را به ايران عزيز به ارمغان آوردهاند و امروز هم بار ديگر، همان تفكر را با زبان ديگري به قلم آقاي افروغ، از طريق سايت تابناك؟!
چگونه است كه افتخارآفرينان ورزشكار عزيز اين مرزبوم، وقتي مدالآوران صحنه جهاني هستند، به راههاي گوناگون تشويق و ترغيب ميشوند، اما عزيزاني كه در خلوت اتاق يا آزمايشگاه خود با كمترين امكانات مشغول تحقيق ميشوند، مستحق رانده شدن از اين كشور ميشوند «كه آنهاييكه جانشان براي ما نيست و تنشان در اين مملكت است، بايد از اين كشور بروند و همانند همانهايي باشند كه در بيرون از كشور در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي غربي هستند و از آنها حقوق ميگيرند» و يا ديدگاه آقاي افروغ «اين يک بلا و درد خانمان سوز است که توسط کساني به جان کشور افتاده که مباحث نرمافزاري علم را نميشناسند و با نگاهي اثبات گرايانه دارند به انقلاب و فرهنگ اين کشور خيانت ميکنند».
به راستي، اين داوري برازنده خالقان مرزهاي دانش اين كشور است؟! چه كشوري را در اين جهان خاكي ميشناسيد كه مسئولان فرهنگي آن به جاي افتخار، به پيامآوران دانش كشور خود اين گونه جفا كنند؟
با بيان اين قبيل مسائل، چه انگيزهاي براي آينده سازان اين كشور باقي ميماند؟
اما حقير به جوانان با دانش كشورمان اميدوارم، آنها همانگونه كه در سالهاي اخير نشان دادهاند از مرداب و سكون بيزارند و به پرواز ميانديشند. پس از انقلاب اسلامي، خودباوري آنها موجب شده است كه از خواري بگريزند و وحشت و ناتواني را به سخره بگيرند و آزادانه بر بالهاي دانش به حركت درآيند.
بال بر هم زد و برجست از جا گفت كاي يار ببخشاي مرا
سالها باش و بدين عيش بناز تو و مردار، تو و عمر دراز
من نيم در خور اين مهماني / گند و مردار، ترا ارزاني
گر در اوج فلكم، بايد مرد / عمر در گند بسر نتوان برد
بايد دعا كنيم كه:
اي خدا اين وصل را هجران مكن/ سر خوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را تازه و سرسبز دار/ قصد اين بستان و اين مستان مكن
بر درختي كآشيان مرغ توست/ شاخ مشكن، مرغ را پران مكن
این اقا/خانم محترم ای اس ای نویس حتما تهران را هم به سبک مجلات ای اس ای طهران مینویسند.
متاسفانه مهمترین عایدی مقالات ISI بالاتر رفتن آمار مجموعه حاکم بر آموزش عالی کشور است و چه سرمایه های گرانبهای انسانی که خرج این ارتقا آمار نمیشود. ساماندهی تحقیقات در کشور با هدف ارتقا آمار کشور در بین کشورهای مقاله دهنده و نه حل معضلات کشور طنزی تلخ و واقعی است.
زبان علم، زبان قصه و داستان و احتمالات نیست ... بلکه بر اساس شواهد ، مدارک و مشاهدات تجربی و علمی هست و و داوری این مقالات هم بر همین اصول استوار میباشد ... علم بزرگتر از اون هست که یک عده سعی کنن با شعارها و صحبت های توخالی کثیفش کنن! اصولا همونجور که خودتونم گفتید آدم نمیدونه در جواب این اظهارات سطحی چی باید بگه!
و قطعا جامعه علمی ایران هم بدون توجه به اظهارات اینگونه افراد مصمم قدم در راه علم میگذارد.





