رابطه اعتماد و ادبیات هتاکانه در رسانهها در گفتوگو با نبوی:
این ادبیات هتاکانه مثل همان منطق بوش است که میگفت...
در این طرز تفکر که با اندیشههای اسلامی ما مغایرت دارد، هرچه هتاکتر باشید، انقلابیتر هستید.../ روشنفکران ایرانی، حتی برخی جریانهای مذهبی برای اینکه نشان بدهند چقدر انقلابی هستند به ادبیات تند حمله جویانه و حتی هتاکانه روی آوردند، این ادبیات هنوز هم هست و هنوز هم برخی رسانهها و گروههای سیاسی با این ادبیات صحبت میکنند.
کد خبر: ۹۷۶۲۵
| | 11967 بازدید
ادبیات تند هتاکانهای که امروز در برخی رسانههای ما حاکم است، میراث حاکمیت تفکرات چپ کمونیستی است که هفتاد سال پیش به این کشور وارد شد. در این طرز تفکر که با اندیشههای اسلامی ما مغایرت دارد، هرچه هتاکتر باشید، انقلابیتر هستید... این ادبیات هنوز هم هست و هنوز هم برخی رسانهها و گروههای سیاسی با این ادبیات صحبت میکنند.
در همین زمینه، خبرنگار «تابناک» در گفتوگو با اکبر نبوی که یک تحصیلکرده علوم اجتماعی و روزنامهنگار با سابقه است، شرایط کنونی رسانههای کشور را بررسی کرده است.
نبوی رفتار کنونی سیاستمداران ما و رسانههای آنها را به جنگ گلادیاتورها تشبیه میکند، حتی گاهی از این هم فراتر میرود چون ما به عنوان مسلمان و شیعه در جنگ هم قواعدی را رعایت میکنیم اما... پیشنهاد او به رسانهها این است که مچگیری را کنار بگذارند و به دنبال کشف حقیقت باشند و کشف حقیقت هم از طریق منازعه نیست بلکه با تفکر و منطق است.
وی درباره اثرگذاری رفتارهای سیاسی در فرهنگ عمومی جامعه بر این باور است: گروههای سیاسی تب سیاست را در جامعه بالا میبرند و این بیماری سیاست زدگی را در جامعه دامن میزنند. من مقالهای برای خبرگزاری مهر نوشتم و در آنجا درباره رفتار رسانه ای سیاست زده و پرخاشگرانه صحبت کردم؛ آنجا گفتم: ای کاش، این رفتار سیاست زده حداقل نه با پرخاش که با ملایمت بود. البته این نوع رفتارهای رسانهای در جامعه ما دلایل مختلف دارد که یکی از آنها تاریخی است و آن حاکمیت ادبیات چپ مارکسیستی در این جامعه است. که در طول هفتاد سال گذشته ـ تقریبا پس از شهریور سال 1320 به این طرف ـ و با فعالیت حزب توده در این کشور حاکمیت پیدا کرد.
نبوی می افزاید: البته پیش از آن هم ادبیات تند رسانهای داشتیم. شما فرض کنید روزنامه ای را که سید ضیاء منتشر میکند، ادبیات تندی دارد. یا حتی بعضی از روزنامههای روزگار مشروطه ادبیات تند و هتاکی نسبت به مخالف و رقیب خود دارند. از شهریور 1320 به این طرف به خاطر جایگاهی که رسانهها در میان مردم پیدا کردند و فضای باز سیاسی که در ایران به وجود آمد، به هر حال دیکتاتور را از ایران بردند و با رفتن او و روی کار آمدن محمدرضای بی تجربه و کشوری که درگیر جنگ است فضای بازی وجود آمد که رسانهها بعد از حدود 14 سال خفقان تنفسی کنند، در چنین شرایطی حزب توده فعالیت عملی به خودش میگیرد. در آن روزگار به عنوان نخستین حزب کمونیست در ایران، مارکسیست توانسته بود خودش را به عنوان مکتب مبارز علمی در دنیا جا بیاندازد و به مرور و با افزایش کشورهایی که با سیستم سیاسی کمونیستی اداره میشدند، این باور شکل گرفت که مبارزه اجتماعی برای سرکوب دیکتاتوری جز از طریق مارکسیست میسر نیست.
وی با تاکید بر این نکته که در ایران ما اتفاقاً روشنفکران جامعه به سمت این تفکر گرایش پیدا کردند، می گوید: روشنفکران ایرانی اتفاقا پیش قراول این منطق و این نگرش نادرست بودند و در نتیجه از آنجا که مبنای مارکسیست نوعی از انقلابی گری لجام گسیخته است این ادبیات حاکم شد. در انقلابی گری مارکسیستی هر چه تندتر حرف بزنید دارای ارزش بیشتری میشوید. منطق این انقلابیگری انگ زدن است اگر کسی مخالف شماست پس طرفدار امپریالسم جهانی است، بورژوازی است و اتفاقا از آن سو هم جریان همگام با سرمایه داری نیز همین ادبیات را به کار می برد، مثل همان منطق بوش که زیر پرچم لیبرالیسم میگفت مردم یا با ما هستند یا علیه ما...
این فعال رسانهای میافزاید: لیبرالیسم هم در برخوردهای اجتماعی همین منطق را دنبال میکند. نمیتوانیم منکر شویم که فاشیسم از دل لیبرالیسم بیرون آمد مگر هیتلر چه میگفت؟ هر نژادی غیر از آریا پست است. خوب این چهره ای از لیبرالیسم در حوزه نژادپرستی است. آیا غیر از این است که هم اکنون لیبرالیسم مدافع محکم اندیشه ای نژادپرستانه به نام صهیونیسم است؟
اکبر نبوی در ادامه می گوید: روشنفکران ایرانی، حتی برخی جریانهای مذهبی برای اینکه نشان بدهند چقدر انقلابی هستند به ادبیات تند حمله جویانه و حتی هتاکانه روی آوردند، این ادبیات هنوز هم هست و هنوز هم متاسفانه برخی رسانهها و گروههای سیاسی با این ادبیات صحبت میکنند...
متن کامل گفتوگوی «تابناک» با اکبر نبوی را اینجا بخوانید.
در همین زمینه، خبرنگار «تابناک» در گفتوگو با اکبر نبوی که یک تحصیلکرده علوم اجتماعی و روزنامهنگار با سابقه است، شرایط کنونی رسانههای کشور را بررسی کرده است.
نبوی رفتار کنونی سیاستمداران ما و رسانههای آنها را به جنگ گلادیاتورها تشبیه میکند، حتی گاهی از این هم فراتر میرود چون ما به عنوان مسلمان و شیعه در جنگ هم قواعدی را رعایت میکنیم اما... پیشنهاد او به رسانهها این است که مچگیری را کنار بگذارند و به دنبال کشف حقیقت باشند و کشف حقیقت هم از طریق منازعه نیست بلکه با تفکر و منطق است.
وی درباره اثرگذاری رفتارهای سیاسی در فرهنگ عمومی جامعه بر این باور است: گروههای سیاسی تب سیاست را در جامعه بالا میبرند و این بیماری سیاست زدگی را در جامعه دامن میزنند. من مقالهای برای خبرگزاری مهر نوشتم و در آنجا درباره رفتار رسانه ای سیاست زده و پرخاشگرانه صحبت کردم؛ آنجا گفتم: ای کاش، این رفتار سیاست زده حداقل نه با پرخاش که با ملایمت بود. البته این نوع رفتارهای رسانهای در جامعه ما دلایل مختلف دارد که یکی از آنها تاریخی است و آن حاکمیت ادبیات چپ مارکسیستی در این جامعه است. که در طول هفتاد سال گذشته ـ تقریبا پس از شهریور سال 1320 به این طرف ـ و با فعالیت حزب توده در این کشور حاکمیت پیدا کرد.
نبوی می افزاید: البته پیش از آن هم ادبیات تند رسانهای داشتیم. شما فرض کنید روزنامه ای را که سید ضیاء منتشر میکند، ادبیات تندی دارد. یا حتی بعضی از روزنامههای روزگار مشروطه ادبیات تند و هتاکی نسبت به مخالف و رقیب خود دارند. از شهریور 1320 به این طرف به خاطر جایگاهی که رسانهها در میان مردم پیدا کردند و فضای باز سیاسی که در ایران به وجود آمد، به هر حال دیکتاتور را از ایران بردند و با رفتن او و روی کار آمدن محمدرضای بی تجربه و کشوری که درگیر جنگ است فضای بازی وجود آمد که رسانهها بعد از حدود 14 سال خفقان تنفسی کنند، در چنین شرایطی حزب توده فعالیت عملی به خودش میگیرد. در آن روزگار به عنوان نخستین حزب کمونیست در ایران، مارکسیست توانسته بود خودش را به عنوان مکتب مبارز علمی در دنیا جا بیاندازد و به مرور و با افزایش کشورهایی که با سیستم سیاسی کمونیستی اداره میشدند، این باور شکل گرفت که مبارزه اجتماعی برای سرکوب دیکتاتوری جز از طریق مارکسیست میسر نیست.
وی با تاکید بر این نکته که در ایران ما اتفاقاً روشنفکران جامعه به سمت این تفکر گرایش پیدا کردند، می گوید: روشنفکران ایرانی اتفاقا پیش قراول این منطق و این نگرش نادرست بودند و در نتیجه از آنجا که مبنای مارکسیست نوعی از انقلابی گری لجام گسیخته است این ادبیات حاکم شد. در انقلابی گری مارکسیستی هر چه تندتر حرف بزنید دارای ارزش بیشتری میشوید. منطق این انقلابیگری انگ زدن است اگر کسی مخالف شماست پس طرفدار امپریالسم جهانی است، بورژوازی است و اتفاقا از آن سو هم جریان همگام با سرمایه داری نیز همین ادبیات را به کار می برد، مثل همان منطق بوش که زیر پرچم لیبرالیسم میگفت مردم یا با ما هستند یا علیه ما...
این فعال رسانهای میافزاید: لیبرالیسم هم در برخوردهای اجتماعی همین منطق را دنبال میکند. نمیتوانیم منکر شویم که فاشیسم از دل لیبرالیسم بیرون آمد مگر هیتلر چه میگفت؟ هر نژادی غیر از آریا پست است. خوب این چهره ای از لیبرالیسم در حوزه نژادپرستی است. آیا غیر از این است که هم اکنون لیبرالیسم مدافع محکم اندیشه ای نژادپرستانه به نام صهیونیسم است؟
اکبر نبوی در ادامه می گوید: روشنفکران ایرانی، حتی برخی جریانهای مذهبی برای اینکه نشان بدهند چقدر انقلابی هستند به ادبیات تند حمله جویانه و حتی هتاکانه روی آوردند، این ادبیات هنوز هم هست و هنوز هم متاسفانه برخی رسانهها و گروههای سیاسی با این ادبیات صحبت میکنند...
متن کامل گفتوگوی «تابناک» با اکبر نبوی را اینجا بخوانید.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


