گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۹۷۵۸۴
| | 3521 بازدید
كيهان
«سفر بي هنگام!» عنوان يادداشت روز ر وزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
«آذربايجان براي اسرائيل اهميت ويژه اي دارد و ما براي خود در اين كشور موقعيت ويژه اي قايل هستيم» اين گوشه اي از سخنان «اويگدور ليبرمن» رئيس حزب صهيونيستي «اسرائيل بيتنا» و وزير خارجه اين رژيم است كه در يك جلسه خصوصي با حضور بعضي از مقامات جمهوري آذربايجان بيان شده و توسط يكي از اعضاي اين جلسه به يك نشريه داخلي آذربايجان درز كرده است.
آذربايجان كشوري است با 10ميليون نفر جمعيت و حدود 84درصد شيعه و كاملا واضح است كه ميان باكو و تل آويو نمي تواند رابطه اي گرم برقرار شود چه رسد به اينكه به قول ليبرمن اين رابطه به «موقعيت ويژه» براي رژيم صهيونيستي بدل گردد اما متاسفانه همه شواهد و قرائن بيانگر آن است كه اين رابطه عليرغم احساسات شديد ضداسرائيلي مردم آذربايجان بصورتي «استراتژيك» وجود دارد و علي الظاهر دو طرف براي توسعه اين رابطه توافق كرده اند.
سياست روز
«يکي بر سر شاخ بن ميبريد...» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم عليرضا بندري است كه در آن ميخوانيد:
سردار مومني ـ رئيس پليس راهنمايي و رانندگي کشور ـ صبح ديروز در يک نشست خبري اعلام کرد: در حال حاضر به ازاي هر هزار نفر حدود 150 خودرو در کشور وجود دارد درحالي که در کشورهاي ديگر به ازاي هر هزار نفر 750 خودرو موجود است. بر همين اساس سعي داريم تا در سالهاي آينده ظرفيت خودروها را به ازاي هر هزار نفر افزايش داده و به حدود 400 خودرو برسانيم.
شنيدن اين جملات از دهان مديرعامل يک شرکت خودروسازي لااقل توجيه اقتصادي دارد اما اين جملات بر زبان مردي جاري شده که در بالاترين جايگاه راهنمايي و رانندگي کشور تکيه زده وبر جادههايي نظارت دارد که براساس آمار رسمي هر 19 دقيقه يک قرباني ميگيرند.
سردار مومني در حالي براي توليد هر چه بيشتر خودرو و واردات آن اظهار اميدواري ميکند که کارشناسان اعتقاد دارند بين توليد خودرو و ظرفيت جادههاي کشور تناسب منطقي وجود ندارد.
اگر کشورهاي ديگر طوري برنامهريزي کردهاند که از هر هزار شهروند قريب به 750 نفر از خودروي شخصي استفاده کنند قطعا براي ظرفيت جادهها هم تدابيري منطقي انديشيدهاند.
آن سوي اين سکه، حکايتي تلختر نهفته است. آن 750 خودرويي که رئيس محترم راهنمايي و رانندگي از آن ياد ميکند از تمامي استانداردهاي بينالمللي سود ميبرند و در صورت بروز حادثه کمترين ميزان تلفات را بر جا ميگذارند اما طبق آمار تنها 5 درصد از خودروهاي داخل کشور توانستهاند برخي از استانداردها را ـ به اصطلاح ـ پاس کنند.
وطن امروز
«انتخاب نخستوزير ناكامي غربگرايان در عراق» عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
روز سهشنبه هفته گذشته 2 ائتلاف دولت قانون به رهبري نوري مالکي و ائتلاف ملي عراق به رهبري مشترک مقتدا صدر، عمار حکيم، احمد چلبي و ابراهيم جعفري فهرست واحد انتخاباتي را تشکيل و با اين وصف بزرگترين فراکسيون انتخاباتي مرکب از 159 نماينده مجلس را تشکيل دادند که براساس قانون نخستوزير از ليست برتر انتخاب خواهد شد. از طرف ديگر روز جمعه نماينده مسعود بارزاني يکي از رهبران ائتلاف کردي عراق پس از ديدار با حضرت آيتالله سيستاني اعلام کرد که پيامي از سوي مسعود بارزاني، رئيس منطقه کردستان عراق دارد که به موضع ثابت تشکلهاي کرد عراق با برادرانشان در
2 ائتلاف ملي و دولت قانون تاکيد ميکند. در نتيجه کردها هم اعلام کردند که به ائتلاف شيعيان خواهند پيوست و با پيوستن ائتلاف کردها که در مجموع 60 کرسي پارلماني را در اختيار دارند عملا راه براي تشکيل مجلس جديد، انتخاب رئيسجمهور و انتخاب نخستوزير هموار شد.
پيش از اين کردها درباره رياست جمهوري روي جلال طالباني به توافق رسيده بوده و رسما اعلام کرده بودند که کانديداي ما براي پست رياست جمهوري جلال طالباني است. از آنجايي که 2 ائتلاف شيعه هم روي رياستجمهوري طالباني توافق دارند به نظر ميرسد که سرنوشت پست رياست جمهوري از هماکنون مشخص است. از طرف ديگر ائتلاف کردها و شيعيان تکليف پست نخستوزيري را هم معين ميکنند.
جمهوري اسلامي
«گسترش بيداري اسلامي تنها راه زوال رژيم صهيونيستي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
صهيونيستها يكبار ديگر با استفاده از بيتفاوتي حاكم بر دولتهاي عرب و سران كشورهاي اسلامي، به مقدسات مسلمانان اهانت كردند و با آتش زدن چند مسجد در منطقه كرانه باختري در فلسطين اشغالي و اهانت به كتاب آسماني مسلمانان، كينه و خشم خود را نسبت به اسلام بروز دادند.
عوامل اشغالگر قدس به همراه دهها شهركنشين صهيونيست به طور جداگانه به دو مسجد در اراضي اشغالي يورش بردند. در جريان اين يورش وحشيانه و برنامهريزي شده كه 10 بلدوزر و 18 خودروي نظامي شركت داشتند مسجد روستاي "البن الشرقيه" در جنوب نابلس و مسجد "الدهينيه" در شرق رفح به آتش كشيده شده و كاملا ويران گرديدند و به قرآن كريم اسائه ادب شد. اين، نخستين جنايت صهيونيستها از اين نوع نيست و در گذشته نيز جنايتكاران صهيونيست در مقاطع مختلف، مساجد مسلمانان را هدف آتش كينه و قهر خود قرار دادهاند كه شاخصترين مورد، به آتش كشيدن مسجدالاقصي در 30 مرداد سال 1348 بود. در آن حادثه، 200 مترمربع از سقف اين مكان مقدس و تاريخي كاملا ويران شد و منبر قديمي و تاريخي "نورالدين زنكي" كه قدمتي 800 ساله داشت از بين رفت.
اگرچه آن زمان، آن حادثه با خشم يكپارچه جهان اسلام مواجه شد و صهيونيستها و حاميان آنها را دچار وحشت كرد ولي موج آن اعتراضات نيز متاسفانه به دليل عدم تحرك دولتمردان حاكم بر كشورهاي اسلامي و بيارادگي آنان در دفاع از كيان اسلام، كه ناشي از وابستگي عمده اين دولتمردان بود، زود فرو نشست و نتيجه لازم را براي متنبه ساختن هميشگي صهيونيستها و محافل بينالمللي متحد آنها به دنبال نداشت.
رسالت
«مسئوليت تاريخي ملت ايران» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
مقام معظم رهبري در ديدار روز چهارشنبه گذشته با معلمان با يادآوري مسئوليت تاريخي ملت ايران فرمودند: «ملت ايران بايد به مرحله اي از پيشرفت و تعالي برسد که از لحاظ فکري، علمي و زمينههاي اجتماعي و سياسي به مرجعي متقن براي ملتها و متفکران دنياي اسلام تبديل شود و اين مسئوليت تاريخي ملت ايران است.» پيش از اين هم مقام معظم رهبري بارها روي تدوين يک مدل و الگوي پيشرفت به مناسبتهاي مختلف تاکيد فرموده اند. بايد ديد تعريف دقيق پيشرفت و تعالي چيست؟ مرجعيت علمي و فکري به چه معناست؟ امروزه متاسفانه در دنياي اسلام دو الگوي سوسيال دموکراسي و ليبرال دموکراسي مرجعيت پيدا کرده اند و مفهوم پيشرفت و توسعه گام نهادن در هدفگذاريهاي اين دو مکتب فکري است.
ما مسلمان هستيم، کتاب آسماني ما سرشار از نور علم و معرفت است که ما را به سوي پيشرفت و تعالي مي خواند. پيامبر عظيم الشان اسلام آخرين پيامبر و فرستاده خداست. ائمه معصومين(ع) به عنوان مفسر قرآن و سنت نبوي گنجينه اي از معارف را در اختيار بشريت گذاشته اند. لذا ما الگو و مدل پيشرفت را مي توانيم از منابع عظيم اسلامي استخراج کنيم و راه سومي را به بشريت به طور عام و به جوامع اسلامي به طور خاص ارائه دهيم.
ما بايد مرز تمايز مفهوم پيشرفت و تعالي در اسلام را با ايدئولوژيهاي رقيب تعيين کنيم. امروز بهترين فرصت براي تعيين اين مرز است چرا که مکتبهاي ساخته ذهن بشر و به دور از تعاليم انبياي الهي به بن بست رسيده اند و طي200 سال اخير هرچه پوستين پاره بافتههاي ذهني خود را وصله پينه کردند از جاي ديگري پاره شده است ما بايد مدل پيشرفت و تعالي اسلامي را به لحاظ هستي شناختي، معرفت شناختي و انسان شناختي تعريف کنيم و البته در اين نگاه از تجربيات علمي و عملي بشر غفلت نکنيم.
مردم سالاري
«احترام به ايران و ايرانيان زمينه ساز ثبات جهاني» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم امير مدني است كه در آن ميخوانيد:
کاخ سفيد تحت فشار نو محافظه کاران، همچنان بر لزوم تحريمهاي سنگين تر و به اصطلاح "هوشمند" در شوراي امنيت سازمان ملل و ديگر محافل پا فشاري مي کند. اين تحريمهاي سنگين که از بيش از سه دهه در حال اجرا هستند و شامل برخي اقلام دارويي و وسا يل پزشکي هم مي شوند، برآنند تا کالاهاي اساسي مورد نياز مردم همچون بنزين و گازوئيل را نيز شامل شوند.
تحريمها به مثابه جنگي خاموش و اعلام نشده هستند که لايههاي فرودست شهروندان و به ويژه زنان و کودکان را هدف قرار مي دهند. تحريمها با منحرف کردن اقتصاد قانوني بازار سياه را تقويت کرده وبا تصور تحريم گران موجبات فشار بر مردم مي گردند. تبليغ باور به صلح و ديپلماسي و عدم مداخله در امور داخلي ديگر کشورها در سايه تحريمها در عمل به سياست شبه جنگي مداخله سنگين و نفي حاکميت ملي ديگران مي انجامد و مقابله را جانشين مذاکره مي کند.
سياست جنگ خاموش، موجب تقويت اقتصاد نظامي در برابر اقتصاد مدني مي شود. کاخ سفيد دليل اين تحريمها را برنامه هسته اي ايران اعلام مي کند. اين برنامه که تحت نظارت بازوي اجرايي سازمان ملل به پيش برده مي شود، بطور رسمي براي توليد انرژي مي باشد و تاکنون نيز چيزي خلاف آن ثابت نشده است. اما آمريکا که بزرگترين قدرت نظامي هسته اي است مي گويد که اين برنامه داراي اهدافي دوگانه است و مي تواند داراي انحراف بشود.
ابتكار
«اتفاقاتي که باورش مشکل است؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در ان ميخوانيد:
کم نيست اتفاقاتي که باورش مشکل است انگار مردم به اتفاقات،حرفها و رخدادهاي عجيب و غريب عادت کرده اند و برغم کم باوري با سادگي از کنار آنها ميگذرند يکي از اين دست اتفاقات که نبايد انتظار باورش را داشت خبر به سرقت رفتن مجسمههاي تهران است خبري که نه فقط مربوط به يک مجسمه و يک روز که به خبر روزانه تبديل شده است و هر روز مردم با کمال ناباوري ميشنوند که مجسمهاي ديگر مربوط به يکي از مشاهير به سرقت رفته است.
جالب اينکه اين مجسمهها ميبايست با جرثقيل حمل و با دستگاه برش کنده و جابجا شوند نکتهاي که در اين بين موجب دلمشغولي است اينستکه مردم ميپرسند اگر وضعيت امنيتي شهر تهران (پايتخت کشور)به اين اندازه است که دزدان به راحتي امکان دزديدن مجسمه را دارند به حال ساکنين بي پناه آن چه خواهد آمد.
شهري که پليس در آن حضور شبانه روزي دارد و بسياري از فعل و انفعالات شهري به صورت دوربين مدار بسته مانيتورينگ ميشود. حال چگونه بايد باور کرد که عدهاي دزد بتوانند هشت مجسمه بزرگ برنزي را با دستگاه برش و جرثقيل آن هم در خيابانها و پارکهاي مرکزي شهر بدزدند و کسي هم متوجه نشود به هر حال خبر ناپديد شدن سريالي مجسمههاي تهران علامت سوالهاي جدي را در افکار عمومي ايجاد کرده است و زمينه گمانه زنيهاي بسياري را فراهم آورده است. گروهي اين اقدام را مهندسي شده قلمداد ميکنند بخشي هم آنرا به گروههاي خودسر نسبت ميدهند و... در اين ميان تنها گزينهاي که قبولش براي مردم مشکل است اصل خبر ميباشد.
تهران امروز
«سه سناريوي متفاوت براي شوراها» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
شوراهاي اسلامي شهر و روستا از جمله نهادهاي مردم بنيادي هستند كه با احاله تدبير امور مردم به مردم، در عمل موجب تقويت بنيان مردمسالارنه نظام ميشوند. اين واقعيت كه شوراها نقشي بسزا در تقويت و تثبيت مردمسالارانه دارند، اكنون چنان وضوح و روشني يافته است كه انكار آن نيازمند چشم پوشيدن بر واقعيت وجودي شوراهاست. با اين حال موضوع برگزاري انتخابات متعدد از جمله انتخابات دوره نهم مجلس شوراي اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان، انتخابات دوره يازدهم رياستجمهوري و انتخابات دوره چهارم شوراها، مستلزم صرف هزينه و وقت بسيار است كه براي صرفهجويي در وقت و هزينهها پيشنهادهاي متعددي ارائه شده است.
بهرغم تعدد پيشنهادها، سه سناريو بيش از ديگر پيشنهادها محتمل است كه كوشش ميشود به اجمال هر سه سناريو نقد و بررسي شود.
1 - سناريوي شوراهاي 22 ماهه : در اين سناريو انتخابات شوراهاي چهارم در سال جاري برگزار ميشود اما عمر شوراها به جاي چهار سال فقط 22 ماه خواهد بود، آنگاه انتخابات شوراهاي پنجم همزمان با انتخابات رياستجمهوري دوره يازدهم برگزار خواهد شد.
دنياي اقتصاد
«فضاي کسب و کار و رشد اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر موسي غنينژاد است كه در آن ميخوانيد؛قرائن و شواهد نشان ميدهد که از نيمه دوم سال 1386 به اين سو، رشد اقتصادي در ايران رو به کاهش نهاده و نرخ بيکاري رو به افزايش گذاشته است.
شکي نيست که عاجلترين اقدام براي مقابله با اين معضل، بهبود فضاي کسب و کار براي تشويق مردم به افزايش فعاليتهاي اقتصادي است. ايجاد فضاي مناسب کسب و کار شرط لازم براي افزايش رشد اقتصادي و نيز موفقيت برنامههاي خصوصيسازي واقعي است.طبق آخرين گزارش بانک جهاني درباره سهولت کسب و کار، رتبه ايران در ميان 183 کشور جهان 137 است که نشان ميدهد محيط اقتصادي کشور ما براي فعاليتهاي اقتصادي از 136 کشور دنيا به طور ميانگين بدتر است.
اجرايی کردن بند هفتم قانون «اصلاح موادي از قانون برنامه چهارم و اجراي سياستهاي کلي اصل 44 قانون اساسي» که ناظر بر بهبود بخشيدن به فضاي کسب و کار در جهت تسهيل و تسريع در امر سرمايهگذاري است، ميتواند براي ايجاد تحرک در اقتصاد ايران موثر واقع شود. ظاهرا دولت اقداماتي را در اين مورد آغاز کرده است که بايد آن را به فال نيک گرفت.اما نبايد فراموش کرد که عوامل تعيينکننده فضاي کسب و کار منحصر به آنهايي نيست که در گزارش بانک جهاني آمده و در بند هفتم قانون اجرايي کردن سياستهاي کلي اصل 44 مورد تاکيد قرار گرفته است. مداخلات گسترده دولت در همه بازارها و غيرقابل پيشبيني بودن نوع و ابعاد آن، عامل مهمي در ناامني فضاي کسب و کار است و موجب ميشود که فعالان اقتصادي از سرمايهگذاري جديد اجتناب کنند. اين نوع مداخلات که ريسک سرمايهگذاريها را شديدا افزايش ميدهد، اغلب در چارچوب قوانين موجود صورت ميگيرد.
جهان صنعت
«مرثيهاي بر روياي خصوصيسازي» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
پس از گذشت حدود سه سال از خريد بلوک 30 درصدي فولاد خوزستان توسط شخصي به نام محمد جابريان ديروز جدال خريدار با سازمان خصوصيسازي به پايان واقعي خود رسيد و با عودت پول اولين خريدار بزرگ به واقع خصوصي، پرونده حضور چنين سرمايهداراني در خريد سهام دولتي بسته شد.
جابريان به دلايل بسيار عياني که بارها مرور شده است کنار کشيد تا بزرگترين معامله تاريخ بورس ايران (پيش از فروش سهام مخابرات) ابتر بماند و تنها شخصي که به واقع ميتوان او را بخش خصوصي ناميد از خريدهاي بزرگ سهام دولتي حذف شود.
شايد در پاسخ به اين موضوع گفته شود که وي خود از اين خريد منصرف شد اما در همين راستا بايد با سرايش يک مرثيه به مرور گذشته پرداخت و گفت که چه رفتارهايي و از چه بخشهايي باعث اين انصراف شد. رفتن سرمايه اشخاص حقيقي از بورس يک فاجعه است و اکنون بحث بر سر اين است که با وجود دلايل به حق تنها خريدار بزرگ بخش خصوصي، کار به انسداد حساب سازمان خصوصيسازي و راي دادگاه کشيد!
به هر سو فارغ از اين بحثها، آنچه امروز ميتوان نتيجه گرفت پايان روياي واگذاري شرکتهاي دولتي به بخش خصوصي حقيقي است چراکه سرمايه هميشه ترسو است و با سنگاندازيهاي بيشمار که در پرونده فولاد خوزستان ديده شد ديگر جز شبهدولتيها مجالي براي حضور در عرصه واگذاريها نخواهند يافت و بايد از اين پس بر سهام حداقلي و اندک دلخوش بمانند.
پول
«مثلث برنده» عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم مهرداد خدير است كه در آن ميخوانيد؛بر پايه حکم دادگاه، سازمان خصوصيسازي موظف به بازپرداخت 172ميليارد تومان وجه نقد به آقاي محمد جابريان بابت ابطال معامله فولاد خوزستان شده است. پيشتر شعبه 19، حساب اين سازمان دولتي را مسدود کرده بود و مديريت خصوصيسازي پذيرفت با تمکين به حکم صادره به پرچالشترين واگذاري خاتمه دهد. اين ماجرا سه ضلع دارد.
ضلع اول، خريدار که در اعتراض به راه نيافتن به ترکيب هياتمديره به رغم مالکيت يکسوم شرکت و دلايل ديگر اعلام انصراف کرد. (هرچند که متهم شد به دليل کاهش قيمت جهاني فولاد بهانه ميآورد.) ضلع دوم مجموعه هيات واگذاري و هيات داوري سازمان و در يک کلمه دولت بود و ضلع سوم، دستگاه قضايي که رسيدگي به شکايت را برعهده داشت. راي دادگاه، از اين منظر مهم است که نسبت دستگاه قضايي با استقلال همچون ماهي به آب است و بخش قابلتوجهي از مشکلات کشور در حوزههاي مختلف با همين رويکرد قابل حل است.
هنگامي که يک سرمايهگذار به حکومت و دولت اعتماد ميکند متقابلا انتظار دارد پاسخ اعتماد خود را دريافت کند و از اين حيث همانگونه که خود او گفته است پيروز اين قضيه اصل 44 است نه او. زيرا در دعواي بخش خصوصي و دولت جانب اولي گرفته شد و همين علامتي براي جدي گرفتن اجراي سياستهاي کلي اصل 44 است.
از اين رو بهتر است سازمان خصوصيسازي نيز برخلاف آنچه معاون اين سازمان گفته است اعتراض براساس ماده 180 را نيز واگذارد؛ چرا که مهمترين ماموريت سازمان خصوصيسازي، جلب اعتماد بخش خصوصي است و اين اعتماد با تغيير اين حکم تامين نميشود. چه، برد سازمان خصوصيسازي به اين نيست که ببرد، به اين است که به چشم نيايد! از اين رو ميتواند از اين باخت، يک برد در راستاي اطمينانبخشي و اعتمادآفريني بسازد.
آفرینش
«مهاجران افغان و رابطه با افغانستان» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفرینش است که در آن می خوانید:
برگزاري دومين تظاهرات در مقابل سفارت ايران در کابل پايتخت افغانستان در ده روز اخير در ادامه برگزاري تظاهرات چند روز پيش مقابل سفارت کشورمان و سخنان برخي از نمايندگان مجلس افغانستان و مقامات دولتي عليه سياستهاي ايران در مورد پناهندگان و مهاجران افغاني مقيم ايران اينک به نظر مي رسد روابط دو کشور دوست و متحد استراتژيک تا حدي لطمه ديده است لطمه اي که نيازمند بازنگري،آسيب شناسي و پرداختن به چرايي وضعيت موچود و پديده مهاجران و پناهندگان افغاني به ايران است.
در واقع در طول سه دهه اخير و پس از حمله شوروي به افغانستان کشور ما پذيراي ميليونها مهاجر رسمي و غير رسمي افغاني بوده است مهاجراني که بنا به دلايل سياسي،اقتصادي و فرهنگي در ديگر نقاط کشورمان پراکنده و به تناوب دورههاي زماني از مزاياي مختلف نيز بهره گرفته و از يارانههاي کشورمان نيز استفاده کرده اند در اين حال خواسته يا ناخواسته وجود جمعيت چند ميليوني قانوني و غير قانوني افغاني در کشورمان پيامدهاي مثبت يا منفي نيز در پي داشته است يعني از يک سو وجود جمعيت مهاجر افغاني و نيروي کار آنان کمک زيادي به اقتصاد در سالهاي مختلف کرده است و از سوي ديگر رفتارهاي منفي اي نظير انتقال مواد مخدر به کشور و .... و جرايم ديگر انجام گرفته، هزاران شهروند افغاني در زندانهاي کشور به سر مي برند.در واقع اعتراضات برگزار شده در کابل عليه سياستهاي ايران در مورد مهاجران و پناهندگان افغاني و در مقابل آن فراخواندن کاردار افغانستان به وزارت خارجه نبايد روابط دو دولت همسايه، متحد استراتژيک و زباني و تمدني را تحت تاثير خود قرار دهد.
در اين حال دو دولت کابل و تهران مي بايد با نگاهي به شرايط قشر ميليوني مهاجران و پناهندگان رسمي و غير رسمي افغاني در ايران سياستهاي خود را منظم تر کرده و مانع از لطمه خوردن روابط دو جانبه به واسطه وجود عواملي نظير نگاه به مهاجران شوند.در واقع در چند سال گذشته و با تغيير شرايط سياسي،اقتصادي و اجتماعي افغانستان نگاه به پديده مهاجران افغاني مقيم ايراني مورد توجه بيشتري قرار گرفته است دراين حال افزايش بيکاري درايران و وجود برخي مخالفتها چه توسط شهروندان و مقامات دولتي در مورد ادامه حضور مهاجران افغاني در کنار نياز به وجود شرايط اساسي زندگي براي اين قشر ميليوني باعث شده است تا دولت ايران در پيش گرفتن سياستهاي ويژه گاه باعث رنجش دولت افغانستان شود.
«سفر بي هنگام!» عنوان يادداشت روز ر وزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
«آذربايجان براي اسرائيل اهميت ويژه اي دارد و ما براي خود در اين كشور موقعيت ويژه اي قايل هستيم» اين گوشه اي از سخنان «اويگدور ليبرمن» رئيس حزب صهيونيستي «اسرائيل بيتنا» و وزير خارجه اين رژيم است كه در يك جلسه خصوصي با حضور بعضي از مقامات جمهوري آذربايجان بيان شده و توسط يكي از اعضاي اين جلسه به يك نشريه داخلي آذربايجان درز كرده است.
آذربايجان كشوري است با 10ميليون نفر جمعيت و حدود 84درصد شيعه و كاملا واضح است كه ميان باكو و تل آويو نمي تواند رابطه اي گرم برقرار شود چه رسد به اينكه به قول ليبرمن اين رابطه به «موقعيت ويژه» براي رژيم صهيونيستي بدل گردد اما متاسفانه همه شواهد و قرائن بيانگر آن است كه اين رابطه عليرغم احساسات شديد ضداسرائيلي مردم آذربايجان بصورتي «استراتژيك» وجود دارد و علي الظاهر دو طرف براي توسعه اين رابطه توافق كرده اند.
سياست روز
«يکي بر سر شاخ بن ميبريد...» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم عليرضا بندري است كه در آن ميخوانيد:
سردار مومني ـ رئيس پليس راهنمايي و رانندگي کشور ـ صبح ديروز در يک نشست خبري اعلام کرد: در حال حاضر به ازاي هر هزار نفر حدود 150 خودرو در کشور وجود دارد درحالي که در کشورهاي ديگر به ازاي هر هزار نفر 750 خودرو موجود است. بر همين اساس سعي داريم تا در سالهاي آينده ظرفيت خودروها را به ازاي هر هزار نفر افزايش داده و به حدود 400 خودرو برسانيم.
شنيدن اين جملات از دهان مديرعامل يک شرکت خودروسازي لااقل توجيه اقتصادي دارد اما اين جملات بر زبان مردي جاري شده که در بالاترين جايگاه راهنمايي و رانندگي کشور تکيه زده وبر جادههايي نظارت دارد که براساس آمار رسمي هر 19 دقيقه يک قرباني ميگيرند.
سردار مومني در حالي براي توليد هر چه بيشتر خودرو و واردات آن اظهار اميدواري ميکند که کارشناسان اعتقاد دارند بين توليد خودرو و ظرفيت جادههاي کشور تناسب منطقي وجود ندارد.
اگر کشورهاي ديگر طوري برنامهريزي کردهاند که از هر هزار شهروند قريب به 750 نفر از خودروي شخصي استفاده کنند قطعا براي ظرفيت جادهها هم تدابيري منطقي انديشيدهاند.
آن سوي اين سکه، حکايتي تلختر نهفته است. آن 750 خودرويي که رئيس محترم راهنمايي و رانندگي از آن ياد ميکند از تمامي استانداردهاي بينالمللي سود ميبرند و در صورت بروز حادثه کمترين ميزان تلفات را بر جا ميگذارند اما طبق آمار تنها 5 درصد از خودروهاي داخل کشور توانستهاند برخي از استانداردها را ـ به اصطلاح ـ پاس کنند.
وطن امروز
«انتخاب نخستوزير ناكامي غربگرايان در عراق» عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
روز سهشنبه هفته گذشته 2 ائتلاف دولت قانون به رهبري نوري مالکي و ائتلاف ملي عراق به رهبري مشترک مقتدا صدر، عمار حکيم، احمد چلبي و ابراهيم جعفري فهرست واحد انتخاباتي را تشکيل و با اين وصف بزرگترين فراکسيون انتخاباتي مرکب از 159 نماينده مجلس را تشکيل دادند که براساس قانون نخستوزير از ليست برتر انتخاب خواهد شد. از طرف ديگر روز جمعه نماينده مسعود بارزاني يکي از رهبران ائتلاف کردي عراق پس از ديدار با حضرت آيتالله سيستاني اعلام کرد که پيامي از سوي مسعود بارزاني، رئيس منطقه کردستان عراق دارد که به موضع ثابت تشکلهاي کرد عراق با برادرانشان در
2 ائتلاف ملي و دولت قانون تاکيد ميکند. در نتيجه کردها هم اعلام کردند که به ائتلاف شيعيان خواهند پيوست و با پيوستن ائتلاف کردها که در مجموع 60 کرسي پارلماني را در اختيار دارند عملا راه براي تشکيل مجلس جديد، انتخاب رئيسجمهور و انتخاب نخستوزير هموار شد.
پيش از اين کردها درباره رياست جمهوري روي جلال طالباني به توافق رسيده بوده و رسما اعلام کرده بودند که کانديداي ما براي پست رياست جمهوري جلال طالباني است. از آنجايي که 2 ائتلاف شيعه هم روي رياستجمهوري طالباني توافق دارند به نظر ميرسد که سرنوشت پست رياست جمهوري از هماکنون مشخص است. از طرف ديگر ائتلاف کردها و شيعيان تکليف پست نخستوزيري را هم معين ميکنند.
جمهوري اسلامي
«گسترش بيداري اسلامي تنها راه زوال رژيم صهيونيستي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
صهيونيستها يكبار ديگر با استفاده از بيتفاوتي حاكم بر دولتهاي عرب و سران كشورهاي اسلامي، به مقدسات مسلمانان اهانت كردند و با آتش زدن چند مسجد در منطقه كرانه باختري در فلسطين اشغالي و اهانت به كتاب آسماني مسلمانان، كينه و خشم خود را نسبت به اسلام بروز دادند.
عوامل اشغالگر قدس به همراه دهها شهركنشين صهيونيست به طور جداگانه به دو مسجد در اراضي اشغالي يورش بردند. در جريان اين يورش وحشيانه و برنامهريزي شده كه 10 بلدوزر و 18 خودروي نظامي شركت داشتند مسجد روستاي "البن الشرقيه" در جنوب نابلس و مسجد "الدهينيه" در شرق رفح به آتش كشيده شده و كاملا ويران گرديدند و به قرآن كريم اسائه ادب شد. اين، نخستين جنايت صهيونيستها از اين نوع نيست و در گذشته نيز جنايتكاران صهيونيست در مقاطع مختلف، مساجد مسلمانان را هدف آتش كينه و قهر خود قرار دادهاند كه شاخصترين مورد، به آتش كشيدن مسجدالاقصي در 30 مرداد سال 1348 بود. در آن حادثه، 200 مترمربع از سقف اين مكان مقدس و تاريخي كاملا ويران شد و منبر قديمي و تاريخي "نورالدين زنكي" كه قدمتي 800 ساله داشت از بين رفت.
اگرچه آن زمان، آن حادثه با خشم يكپارچه جهان اسلام مواجه شد و صهيونيستها و حاميان آنها را دچار وحشت كرد ولي موج آن اعتراضات نيز متاسفانه به دليل عدم تحرك دولتمردان حاكم بر كشورهاي اسلامي و بيارادگي آنان در دفاع از كيان اسلام، كه ناشي از وابستگي عمده اين دولتمردان بود، زود فرو نشست و نتيجه لازم را براي متنبه ساختن هميشگي صهيونيستها و محافل بينالمللي متحد آنها به دنبال نداشت.
رسالت
«مسئوليت تاريخي ملت ايران» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
مقام معظم رهبري در ديدار روز چهارشنبه گذشته با معلمان با يادآوري مسئوليت تاريخي ملت ايران فرمودند: «ملت ايران بايد به مرحله اي از پيشرفت و تعالي برسد که از لحاظ فکري، علمي و زمينههاي اجتماعي و سياسي به مرجعي متقن براي ملتها و متفکران دنياي اسلام تبديل شود و اين مسئوليت تاريخي ملت ايران است.» پيش از اين هم مقام معظم رهبري بارها روي تدوين يک مدل و الگوي پيشرفت به مناسبتهاي مختلف تاکيد فرموده اند. بايد ديد تعريف دقيق پيشرفت و تعالي چيست؟ مرجعيت علمي و فکري به چه معناست؟ امروزه متاسفانه در دنياي اسلام دو الگوي سوسيال دموکراسي و ليبرال دموکراسي مرجعيت پيدا کرده اند و مفهوم پيشرفت و توسعه گام نهادن در هدفگذاريهاي اين دو مکتب فکري است.
ما مسلمان هستيم، کتاب آسماني ما سرشار از نور علم و معرفت است که ما را به سوي پيشرفت و تعالي مي خواند. پيامبر عظيم الشان اسلام آخرين پيامبر و فرستاده خداست. ائمه معصومين(ع) به عنوان مفسر قرآن و سنت نبوي گنجينه اي از معارف را در اختيار بشريت گذاشته اند. لذا ما الگو و مدل پيشرفت را مي توانيم از منابع عظيم اسلامي استخراج کنيم و راه سومي را به بشريت به طور عام و به جوامع اسلامي به طور خاص ارائه دهيم.
ما بايد مرز تمايز مفهوم پيشرفت و تعالي در اسلام را با ايدئولوژيهاي رقيب تعيين کنيم. امروز بهترين فرصت براي تعيين اين مرز است چرا که مکتبهاي ساخته ذهن بشر و به دور از تعاليم انبياي الهي به بن بست رسيده اند و طي200 سال اخير هرچه پوستين پاره بافتههاي ذهني خود را وصله پينه کردند از جاي ديگري پاره شده است ما بايد مدل پيشرفت و تعالي اسلامي را به لحاظ هستي شناختي، معرفت شناختي و انسان شناختي تعريف کنيم و البته در اين نگاه از تجربيات علمي و عملي بشر غفلت نکنيم.
مردم سالاري
«احترام به ايران و ايرانيان زمينه ساز ثبات جهاني» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم امير مدني است كه در آن ميخوانيد:
کاخ سفيد تحت فشار نو محافظه کاران، همچنان بر لزوم تحريمهاي سنگين تر و به اصطلاح "هوشمند" در شوراي امنيت سازمان ملل و ديگر محافل پا فشاري مي کند. اين تحريمهاي سنگين که از بيش از سه دهه در حال اجرا هستند و شامل برخي اقلام دارويي و وسا يل پزشکي هم مي شوند، برآنند تا کالاهاي اساسي مورد نياز مردم همچون بنزين و گازوئيل را نيز شامل شوند.
تحريمها به مثابه جنگي خاموش و اعلام نشده هستند که لايههاي فرودست شهروندان و به ويژه زنان و کودکان را هدف قرار مي دهند. تحريمها با منحرف کردن اقتصاد قانوني بازار سياه را تقويت کرده وبا تصور تحريم گران موجبات فشار بر مردم مي گردند. تبليغ باور به صلح و ديپلماسي و عدم مداخله در امور داخلي ديگر کشورها در سايه تحريمها در عمل به سياست شبه جنگي مداخله سنگين و نفي حاکميت ملي ديگران مي انجامد و مقابله را جانشين مذاکره مي کند.
سياست جنگ خاموش، موجب تقويت اقتصاد نظامي در برابر اقتصاد مدني مي شود. کاخ سفيد دليل اين تحريمها را برنامه هسته اي ايران اعلام مي کند. اين برنامه که تحت نظارت بازوي اجرايي سازمان ملل به پيش برده مي شود، بطور رسمي براي توليد انرژي مي باشد و تاکنون نيز چيزي خلاف آن ثابت نشده است. اما آمريکا که بزرگترين قدرت نظامي هسته اي است مي گويد که اين برنامه داراي اهدافي دوگانه است و مي تواند داراي انحراف بشود.
ابتكار
«اتفاقاتي که باورش مشکل است؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در ان ميخوانيد:
کم نيست اتفاقاتي که باورش مشکل است انگار مردم به اتفاقات،حرفها و رخدادهاي عجيب و غريب عادت کرده اند و برغم کم باوري با سادگي از کنار آنها ميگذرند يکي از اين دست اتفاقات که نبايد انتظار باورش را داشت خبر به سرقت رفتن مجسمههاي تهران است خبري که نه فقط مربوط به يک مجسمه و يک روز که به خبر روزانه تبديل شده است و هر روز مردم با کمال ناباوري ميشنوند که مجسمهاي ديگر مربوط به يکي از مشاهير به سرقت رفته است.
جالب اينکه اين مجسمهها ميبايست با جرثقيل حمل و با دستگاه برش کنده و جابجا شوند نکتهاي که در اين بين موجب دلمشغولي است اينستکه مردم ميپرسند اگر وضعيت امنيتي شهر تهران (پايتخت کشور)به اين اندازه است که دزدان به راحتي امکان دزديدن مجسمه را دارند به حال ساکنين بي پناه آن چه خواهد آمد.
شهري که پليس در آن حضور شبانه روزي دارد و بسياري از فعل و انفعالات شهري به صورت دوربين مدار بسته مانيتورينگ ميشود. حال چگونه بايد باور کرد که عدهاي دزد بتوانند هشت مجسمه بزرگ برنزي را با دستگاه برش و جرثقيل آن هم در خيابانها و پارکهاي مرکزي شهر بدزدند و کسي هم متوجه نشود به هر حال خبر ناپديد شدن سريالي مجسمههاي تهران علامت سوالهاي جدي را در افکار عمومي ايجاد کرده است و زمينه گمانه زنيهاي بسياري را فراهم آورده است. گروهي اين اقدام را مهندسي شده قلمداد ميکنند بخشي هم آنرا به گروههاي خودسر نسبت ميدهند و... در اين ميان تنها گزينهاي که قبولش براي مردم مشکل است اصل خبر ميباشد.
تهران امروز
«سه سناريوي متفاوت براي شوراها» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
شوراهاي اسلامي شهر و روستا از جمله نهادهاي مردم بنيادي هستند كه با احاله تدبير امور مردم به مردم، در عمل موجب تقويت بنيان مردمسالارنه نظام ميشوند. اين واقعيت كه شوراها نقشي بسزا در تقويت و تثبيت مردمسالارانه دارند، اكنون چنان وضوح و روشني يافته است كه انكار آن نيازمند چشم پوشيدن بر واقعيت وجودي شوراهاست. با اين حال موضوع برگزاري انتخابات متعدد از جمله انتخابات دوره نهم مجلس شوراي اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان، انتخابات دوره يازدهم رياستجمهوري و انتخابات دوره چهارم شوراها، مستلزم صرف هزينه و وقت بسيار است كه براي صرفهجويي در وقت و هزينهها پيشنهادهاي متعددي ارائه شده است.
بهرغم تعدد پيشنهادها، سه سناريو بيش از ديگر پيشنهادها محتمل است كه كوشش ميشود به اجمال هر سه سناريو نقد و بررسي شود.
1 - سناريوي شوراهاي 22 ماهه : در اين سناريو انتخابات شوراهاي چهارم در سال جاري برگزار ميشود اما عمر شوراها به جاي چهار سال فقط 22 ماه خواهد بود، آنگاه انتخابات شوراهاي پنجم همزمان با انتخابات رياستجمهوري دوره يازدهم برگزار خواهد شد.
دنياي اقتصاد
«فضاي کسب و کار و رشد اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر موسي غنينژاد است كه در آن ميخوانيد؛قرائن و شواهد نشان ميدهد که از نيمه دوم سال 1386 به اين سو، رشد اقتصادي در ايران رو به کاهش نهاده و نرخ بيکاري رو به افزايش گذاشته است.
شکي نيست که عاجلترين اقدام براي مقابله با اين معضل، بهبود فضاي کسب و کار براي تشويق مردم به افزايش فعاليتهاي اقتصادي است. ايجاد فضاي مناسب کسب و کار شرط لازم براي افزايش رشد اقتصادي و نيز موفقيت برنامههاي خصوصيسازي واقعي است.طبق آخرين گزارش بانک جهاني درباره سهولت کسب و کار، رتبه ايران در ميان 183 کشور جهان 137 است که نشان ميدهد محيط اقتصادي کشور ما براي فعاليتهاي اقتصادي از 136 کشور دنيا به طور ميانگين بدتر است.
اجرايی کردن بند هفتم قانون «اصلاح موادي از قانون برنامه چهارم و اجراي سياستهاي کلي اصل 44 قانون اساسي» که ناظر بر بهبود بخشيدن به فضاي کسب و کار در جهت تسهيل و تسريع در امر سرمايهگذاري است، ميتواند براي ايجاد تحرک در اقتصاد ايران موثر واقع شود. ظاهرا دولت اقداماتي را در اين مورد آغاز کرده است که بايد آن را به فال نيک گرفت.اما نبايد فراموش کرد که عوامل تعيينکننده فضاي کسب و کار منحصر به آنهايي نيست که در گزارش بانک جهاني آمده و در بند هفتم قانون اجرايي کردن سياستهاي کلي اصل 44 مورد تاکيد قرار گرفته است. مداخلات گسترده دولت در همه بازارها و غيرقابل پيشبيني بودن نوع و ابعاد آن، عامل مهمي در ناامني فضاي کسب و کار است و موجب ميشود که فعالان اقتصادي از سرمايهگذاري جديد اجتناب کنند. اين نوع مداخلات که ريسک سرمايهگذاريها را شديدا افزايش ميدهد، اغلب در چارچوب قوانين موجود صورت ميگيرد.
جهان صنعت
«مرثيهاي بر روياي خصوصيسازي» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
پس از گذشت حدود سه سال از خريد بلوک 30 درصدي فولاد خوزستان توسط شخصي به نام محمد جابريان ديروز جدال خريدار با سازمان خصوصيسازي به پايان واقعي خود رسيد و با عودت پول اولين خريدار بزرگ به واقع خصوصي، پرونده حضور چنين سرمايهداراني در خريد سهام دولتي بسته شد.
جابريان به دلايل بسيار عياني که بارها مرور شده است کنار کشيد تا بزرگترين معامله تاريخ بورس ايران (پيش از فروش سهام مخابرات) ابتر بماند و تنها شخصي که به واقع ميتوان او را بخش خصوصي ناميد از خريدهاي بزرگ سهام دولتي حذف شود.
شايد در پاسخ به اين موضوع گفته شود که وي خود از اين خريد منصرف شد اما در همين راستا بايد با سرايش يک مرثيه به مرور گذشته پرداخت و گفت که چه رفتارهايي و از چه بخشهايي باعث اين انصراف شد. رفتن سرمايه اشخاص حقيقي از بورس يک فاجعه است و اکنون بحث بر سر اين است که با وجود دلايل به حق تنها خريدار بزرگ بخش خصوصي، کار به انسداد حساب سازمان خصوصيسازي و راي دادگاه کشيد!
به هر سو فارغ از اين بحثها، آنچه امروز ميتوان نتيجه گرفت پايان روياي واگذاري شرکتهاي دولتي به بخش خصوصي حقيقي است چراکه سرمايه هميشه ترسو است و با سنگاندازيهاي بيشمار که در پرونده فولاد خوزستان ديده شد ديگر جز شبهدولتيها مجالي براي حضور در عرصه واگذاريها نخواهند يافت و بايد از اين پس بر سهام حداقلي و اندک دلخوش بمانند.
پول
«مثلث برنده» عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم مهرداد خدير است كه در آن ميخوانيد؛بر پايه حکم دادگاه، سازمان خصوصيسازي موظف به بازپرداخت 172ميليارد تومان وجه نقد به آقاي محمد جابريان بابت ابطال معامله فولاد خوزستان شده است. پيشتر شعبه 19، حساب اين سازمان دولتي را مسدود کرده بود و مديريت خصوصيسازي پذيرفت با تمکين به حکم صادره به پرچالشترين واگذاري خاتمه دهد. اين ماجرا سه ضلع دارد.
ضلع اول، خريدار که در اعتراض به راه نيافتن به ترکيب هياتمديره به رغم مالکيت يکسوم شرکت و دلايل ديگر اعلام انصراف کرد. (هرچند که متهم شد به دليل کاهش قيمت جهاني فولاد بهانه ميآورد.) ضلع دوم مجموعه هيات واگذاري و هيات داوري سازمان و در يک کلمه دولت بود و ضلع سوم، دستگاه قضايي که رسيدگي به شکايت را برعهده داشت. راي دادگاه، از اين منظر مهم است که نسبت دستگاه قضايي با استقلال همچون ماهي به آب است و بخش قابلتوجهي از مشکلات کشور در حوزههاي مختلف با همين رويکرد قابل حل است.
هنگامي که يک سرمايهگذار به حکومت و دولت اعتماد ميکند متقابلا انتظار دارد پاسخ اعتماد خود را دريافت کند و از اين حيث همانگونه که خود او گفته است پيروز اين قضيه اصل 44 است نه او. زيرا در دعواي بخش خصوصي و دولت جانب اولي گرفته شد و همين علامتي براي جدي گرفتن اجراي سياستهاي کلي اصل 44 است.
از اين رو بهتر است سازمان خصوصيسازي نيز برخلاف آنچه معاون اين سازمان گفته است اعتراض براساس ماده 180 را نيز واگذارد؛ چرا که مهمترين ماموريت سازمان خصوصيسازي، جلب اعتماد بخش خصوصي است و اين اعتماد با تغيير اين حکم تامين نميشود. چه، برد سازمان خصوصيسازي به اين نيست که ببرد، به اين است که به چشم نيايد! از اين رو ميتواند از اين باخت، يک برد در راستاي اطمينانبخشي و اعتمادآفريني بسازد.
آفرینش
«مهاجران افغان و رابطه با افغانستان» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفرینش است که در آن می خوانید:
برگزاري دومين تظاهرات در مقابل سفارت ايران در کابل پايتخت افغانستان در ده روز اخير در ادامه برگزاري تظاهرات چند روز پيش مقابل سفارت کشورمان و سخنان برخي از نمايندگان مجلس افغانستان و مقامات دولتي عليه سياستهاي ايران در مورد پناهندگان و مهاجران افغاني مقيم ايران اينک به نظر مي رسد روابط دو کشور دوست و متحد استراتژيک تا حدي لطمه ديده است لطمه اي که نيازمند بازنگري،آسيب شناسي و پرداختن به چرايي وضعيت موچود و پديده مهاجران و پناهندگان افغاني به ايران است.
در واقع در طول سه دهه اخير و پس از حمله شوروي به افغانستان کشور ما پذيراي ميليونها مهاجر رسمي و غير رسمي افغاني بوده است مهاجراني که بنا به دلايل سياسي،اقتصادي و فرهنگي در ديگر نقاط کشورمان پراکنده و به تناوب دورههاي زماني از مزاياي مختلف نيز بهره گرفته و از يارانههاي کشورمان نيز استفاده کرده اند در اين حال خواسته يا ناخواسته وجود جمعيت چند ميليوني قانوني و غير قانوني افغاني در کشورمان پيامدهاي مثبت يا منفي نيز در پي داشته است يعني از يک سو وجود جمعيت مهاجر افغاني و نيروي کار آنان کمک زيادي به اقتصاد در سالهاي مختلف کرده است و از سوي ديگر رفتارهاي منفي اي نظير انتقال مواد مخدر به کشور و .... و جرايم ديگر انجام گرفته، هزاران شهروند افغاني در زندانهاي کشور به سر مي برند.در واقع اعتراضات برگزار شده در کابل عليه سياستهاي ايران در مورد مهاجران و پناهندگان افغاني و در مقابل آن فراخواندن کاردار افغانستان به وزارت خارجه نبايد روابط دو دولت همسايه، متحد استراتژيک و زباني و تمدني را تحت تاثير خود قرار دهد.
در اين حال دو دولت کابل و تهران مي بايد با نگاهي به شرايط قشر ميليوني مهاجران و پناهندگان رسمي و غير رسمي افغاني در ايران سياستهاي خود را منظم تر کرده و مانع از لطمه خوردن روابط دو جانبه به واسطه وجود عواملي نظير نگاه به مهاجران شوند.در واقع در چند سال گذشته و با تغيير شرايط سياسي،اقتصادي و اجتماعي افغانستان نگاه به پديده مهاجران افغاني مقيم ايراني مورد توجه بيشتري قرار گرفته است دراين حال افزايش بيکاري درايران و وجود برخي مخالفتها چه توسط شهروندان و مقامات دولتي در مورد ادامه حضور مهاجران افغاني در کنار نياز به وجود شرايط اساسي زندگي براي اين قشر ميليوني باعث شده است تا دولت ايران در پيش گرفتن سياستهاي ويژه گاه باعث رنجش دولت افغانستان شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


