اجتماعی »
تعداد بردهها در دنيا از هميشه بيشتر است
کد خبر: ۹۷۴۶۰
| | 1918 بازدید
ايزابل آلنده وقتي نوشتن نخستين رمانش يعني رمان پرفروش رئاليسم جادويي «خانه اشباح» را شروع كرد، نزديك 40 سال داشت.با اين حال، از سالها قبلتر نشانههايي وجود داشت كه ميگفت مقدر شده كه او داستان بنويسد. آلنده در دوران جواني در كشور شيلي مترجم رمانهاي عاشقانه اسپانيايي به زبان انگليسي بود؛ او در اين ترجمهها، اغلب ديالوگها و پايان داستانها را تغيير ميداد تا قهرمانهاي زن آنها باهوشتر بهنظر برسند! عادت او به آفرينش و خلاقيت ادامه پيدا كرد.
به گزارش همشهری، زماني كه در اوايل دهه 1970 از راه روزنامهنگاري امرار معاش ميكرد، گفتوگويي با «پابلو نرودا» انجام داد. اين شاعر معروف در آن ديدار به او گفت كه ميتواند رمان نويس بهتري باشد تا خبرنگار. خانم آلنده كه اكنون 67 سال دارد طي يك گفتوگوي تلفني از خانهاش در شمال كاليفرنيا، ميگويد: فكر كنم او متوجه شد كه من دارم دروغ پردازي ميكنم. من بهعنوان يك روزنامه نگار نميتوانستم واقع نگر باشم و داستانهايي را سر هم ميكردم. در آن موقع خيلي ناراحت شدم چون گفت كه من بدترين روزنامه نگاري هستم كه در عمرش ديده. ولي البته ايزابل آلنده نهايتا به توصيه پابلو نرودا عمل كرد و در نتيجه به يكي از معروفترين نويسندگان آمريكاي لاتين تبديل شد.
رمانهاي رمانتيك و دلنشين او كه اغلب حوادث تاريخي را با عناصر رئاليسم جادويي در هم ميآميزند، بيش از 56 ميليون نسخه در جهان فروش داشته و به بيش از 30 زبان ترجمه شدهاند. ماجراي رمان جديد اين نويسنده بهنام «جزيره زير دريا» در «هائيتي» و «نيواورلئان» در حول و حوش اواخر سالهاي 1700 و اوايل 1800 رخ ميدهد. داستان اين كتاب درباره يك برده جوان بهنام «زاريته» است كه از هرج و مرج و خشونت ناشي از شورش بردهها در هائيتي ميگريزد و بهدنبال ارباب خود راهي كشور آمريكا ميشود. انتشارات هارپر اين كتاب را در نخستين چاپ در تيراژ 250 هزار نسخهاي منتشر كرده است.
* زمان و مكان «جزيره زير دريا» را چگونه انتخاب كرديد؟
من اصلا بنا نداشتم اين رمان را بنويسم. من قبلتر از آن يك رمان نوشته بودم به اسم «زورو». يكي از فصلهاي اين رمان در نيواورلئان رخ ميدهد. به آنجا رفتم و چندين بار در مورد نيواورلئان تحقيق كردم. در ضمن اين تحقيق متوجه شدم كه بخش زيادي از شخصيت اين شهر 200 سال پيش توسط 10 هزار پناهنده كه از هائيتي گريخته بودند، شكل گرفته است. آنها به همراه خانوادهها و بردهها و همسران رنگين پوست و بچههايشان از هائيتي گريختند. حادثه عجيبي بود. اين حادثه شهر نيواورلئان را به كلي دگرگون كرد. بنابراين وقتي براي نوشتن رمان جديدم در مورد نيواورلئان تحقيق كردم، نياز داشتم بدانم اين 10هزار پناهنده چرا به نيواورلئان رفته بودند.
* تحقيقتان را چگونه انجام داديد؟
من معمولا كار تحقيق را با مطالعه تاريخ شروع ميكنم، نه تنها تاريخ مكان مورد نظر خودم بلكه تاريخ باقي قسمتهاي جهان در همان دوره زماني. انقلاب فرانسه و آمريكا در آن زمان نقش تعيينكنندهاي داشتند، بنابراين اين قضيه خيلي مهم بود. اين بردهها ميتوانستند با سربازان ناپلئون كه اروپا را فتح كرده بودند، بجنگند و شكست شان بدهند. آنها نميتوانستند بردهها را در هائيتي شكست بدهند.
* شما از تحقيق كردن و جمعآوري اطلاعات چگونه داستان خلق ميكنيد؟
روند درهم و برهمي دارد. نيمي از داستان در ذهن يا توي دلم است. كلي يادداشتبرداري ميكنم. روي كاغذهاي چسبان كوچكي يادداشتهايم را مينويسم و آنها را به ديوار ميزنم. آن يادداشتها را وقتي به متن كتابم انتقال ميدهم، از روي ديوار برشان ميدارم تا اينكه ديوار تميز ميشود... دوست ندارم تحقيق در كارم معلوم باشد و خواننده متوجه آن بشود.
* آيا اميدواريد كه كتاب شما پس از وقوع زلزله در هائيتي، باعث جلب شدن توجه بيشتري به اين كشور بشود؟
خيليها از من در مورد اين كشور سؤال ميكنند چون كمكهاي زيادي به طرف هائيتي سرازير شده و مردم توجه بيشتري به آن نشان ميدهند.
در اينجا مايلم با اين تفكر همنوا شوم كه تعداد بردهها در دنياي امروز بيشتر از هر زمان ديگري است.
* زماني كه شما رمانهاي عاشقانه اسپانيايي را به زبان انگليسي ترجمه ميكرديد، در داستان دست ميبرديد و آن را تغيير ميداديد؛ حالا كتابهاي شما از اسپانيايي به انگليسي ترجمه ميشود؛ آيا نسبت به روند ترجمه كتابهايتان بدبين هستيد؟
دوست ندارم كسي با كتابهاي من چنين كاري بكند!
* آيا ترجمههايي را كه از آثارتان ميشود، بازبيني ميكنيد؟
فقط ترجمههايي را كه به زبان انگليسي هستند؛ آن هم نه به خاطر اينكه بخواهم چيزي را اصلاح كنم بلكه به اين خاطر كه با «مارگارت سايرز پيدن»، مترجم آثارم كه الان 83 ساله است، خيلي نزديك و صميمي هستم. او به جز كتاب اولم، همه كتابهايم را ترجمه كرده است. در هفتههاي اولي كه نوشتن كتابي را شروع ميكنم، او تنها كسي است كه من با او حرف ميزنم... بعضي وقتها نحوه عبارت بندي او باعث ميشود كه متن اسپانيايي را بهتر بفهمم... او سبك مرا خيلي خوب ميشناسد. او ميتواند حتي به من بگويد: فكر كنم تو اين را قبلا هم گفتهاي.
* بعضي از منتقدان از كارهاي شما تحت عنوان كسلكننده و سنتي انتقاد كردهاند.
خيلي راحت است كه بگويي كتابي كه هيچكس آن را نميفهمد و هيچكس آن را نميخواند، كتابي بزرگ است.
الكساندر آلتر/ وال استريت ژورنال
منبع: همشهری ـ فرشيد عطايي
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


