صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

آيا عدل با بي‌تقوايي اقامه مي‌شود؟

اميرعلي اميري
کد خبر: ۹۷۰۳
| |
8649 بازدید
در گذشته‌هاي نه چندان دور، بسياري از فعالان ميادين مبارزه سياسي و به ويژه روحانيوني كه در خط مقدم مبارزه و همچنين در ميان مردم حضور داشتند، مخاطب نصايح و توصيه‌هايي از جانب افرادي بودند كه هر چند نيت‌هاي گوناگوني داشتند، ولي بيشتر ظاهري مصلحت‌انديش و خيرخواهانه داشتند. اين افراد به مبارزان سياسي در دوران ستمشاهي كه مشي و مرام ديني و مذهبي داشتند و خود را مقيد به همه احكام دين در مبارزه مي‌دانستند، مي‌گفتند: عالم سياست، عالم آلوده‌اي است كه با دين و دينداري سازگاري ندارد. چرا شما كه مقيد به دين و آخرت هستيد، وارد اين دنياي مسأله‌دار مي‌شويد؟

در اين عالم (عالم سياست) قدرت طلبي، تهمت زني، غيبت، افترا، نامردي و ناجوانمردي و... كمترين و كوچكترين گناهاني است كه مجاز و بلكه لازمه پيشرفت در دنياي سياست است و شماها كه اينها را گناه كبيره مي‌دانيد، چرا در اين وادي وارد مي‌شويد؟ همه بارها، اين پاسخ را از علما و روحانيون و مبارزين سياسي مذهبي شنيده و مي‌شنوند كه سياست متدينان و راه سياسي دينداران، عالمي متفاوت است و در اين عالم، اخلاق اسلامي حاكم بر همه منويات سياسي است و احكام ديني، ميزان سنجش درستي اقدامات سياسي و تلاش و نيت براي خدمت بيشتر به مردم و بندگان خداوند جايگزين قدرت طلبي است. جملات رسا و بلندي از بزرگان ديني در اين زمينه و تأكيد آنها براي رعايت اخلاق در سياست و پايبندي به اخلاق اسلامي، مطرح و زينت بخش تابلوها و نگارش‌هاي زيبا و هنري شده است. در تاريخ حكومت دينداران هم در مقاطعي كوتاه نمونه‌هايي از اين نوع سياست و سياستمداران را ديد‌ه‌ايم. اين بحث ادامه داشت تا اين‌كه انقلاب اسلامي پيروز شد و حاكميت در كشور ايران، بنا به خواست و اصرار مردم به دينداران سپرده شد. اوايل انقلاب، حضور در مسئوليت‌هاي حكومتي بنا به اصرار توسط افراد پذيرفته و به هر كسي مسئوليتي پيشنهاد مي‌شد، از ترس اينكه مبادا نتواند به وظيفه خود به خوبي عمل كند يا نتواند عدالت را رعايت نمايد، يا آن كه مبادا دچار تكبر و غرور شود و از اين قبيل طرفه مي‌رفت، شايد مسئوليت را به ديگري واگذار كنند.

رعايت اخلاق اسلامي، تلاش در راه و عملكرد عادلانه، تواضع و فروتني در برخورد با زيردست و مردم، آزادگي و حريت در اظهارنظر، پرهيز از تملق و چاپلوسي در برخورد با بالادست، دلبسته نبودن به مسئوليت و آنچه با آن بود، تلاش نكردن براي توسعه مسئوليت و دوري از قدرت‌طلبي و استبداد رأي، نشانه‌هاي بارز و محسوسي بود كه در بيشتر مديران متدين كه به اصرار ديگران، مسئوليت پذيرفته بودند، ديده مي‌شد. بدون شك، همه بر اين باور بودند كه هدف، وسيله را توجيه نمي‌كند، هر چند هدف مقدس باشد تا چه برسد به اهداف دنيايي و قدرت طلبي!
هرچند رگه‌هاي ناخالصي نيز در همان آغازين روزهاي پيروزي انقلاب در سطوح مديريتي كشور و به ويژه سطوح بالا ديده مي‌شد كه با اهداف و نيات خاصي، مسئوليت‌ها را به دست گرفته و به دنبال گسترش آن بودند، عناصري چون بني‌صدر، قطب‌زاده، برخي اعضاي كابينه و استاندارها و موارد ديگري بودند كه خلاف مسير كلي مديريت انقلابي و متدين كشور حركت نموده و از فضاي اعتماد و حسن ظن مديران متدين، سوء‌استفاده كردند، اما آن سال‌هاي اول و به ويژه تا سال‌ها بعد در نهادهاي انقلابي و به ويژه در ميادين دفاع مقدس و خدمات جهاد سازندگي، مسئولان، سياستمداران و مديران متخلق به اخلاق اسلامي كه به تأسي از رهبران ديني و روحاني خود و به ويژه امام امت، پايبند به اصول اخلاقي و اسلامي بودند، به وضوح ديده مي‌شدند و بسيار هم محبوب دل مردم و خدمتگزار آنان بودند.
 
اين فضا را از اين بابت يادآوري كردم كه بدانيم سياست همراه با اخلاق و ديانت، چيز ناممكني نيست، اما متأسفانه، به مرور كه از روزهاي آغازين انقلاب فاصله گرفتيم، آفت‌هايي به اين ارزش‌هاي گرانبها لطمه وارد كرده و همواره آن ‌را تضعيف مي‌كند؛ بنابراين، بايد اعتراف كنيم كه فرهنگ انتخاباتي به جز در يكي دو دوره نخست، يكي از ميادين ترويج اين بداخلاقي‌ها بوده است. متوسل شدن به راه‌هاي غيراخلاقي، تخريب چهره رقبا، تعريف و القاب اغراق‌آميز و... راه‌هايي براي رسيدن به كرسي نمايندگي يا برخي مسئوليت‌هاي ديگر، به تدريج در كشور رايج شد؛ در پيش نگرفتن تدابير مؤثر براي جلوگيري از اين روش‌ها، به تدريج به آنها مشروعيت بخشيده و عرف قابل قبولي شده است و متأسفيم كه امروزه شاهديم كه مديران سطوح بالايي در كشور، با استفاده از امكانات حكومتي و تريبون‌هاي ملي، براي پيشبرد اهداف خود ـ كه قطعاً مقدس هم نيستند ـ به راحتي به رقبا، مخالفان، مستقلان و به هر كسي كه با آنان نيستند، با تهمت و افترا و اتهام بي‌پايه، هجمه مي‌كنند و نه تنها اين اخلاق ناپسند به صورت فراگير، نكوهش نمي‌شود، بلكه در محافل و برخي حاميان متملق تحسين نيز مي‌شود.
 
ما و مديران ما را چه شده است كه گمان مي‌كنند ديگر «هدف وسيله را توجيه نمي‌كند»، عمرش به سر آمده؟ آنها را چه مي‌شود كه گمان مي‌كنند بقاي آنها در تخريب ديگران است! چگونه به خود مجوز تهمت زدن به ديگران مي‌دهند، در حالي كه تهمت از غيبت، بدتر و غيبت از زنا بدتر است؟!
آيا حتي اگر هدف به جاي قدرت‌طلبي بيشتر و توسعه حوزه نفوذ و قدرت و فراهم كردن لوازم خودكامگي خدمت به مردم و اقامه عدل هم باشد، اين مجوزي براي تهمت‌هاي ناروا زدن به ديگران، آن هم در تريبون‌هاي عمومي مي‌شود؟
تذكر بجا در نامه اخير برادرمان آقاي دكتر محسن رضايي به روزنامه كيهان در همين باره بود كه آوردن آن در اينجا، خالي از لطف نيست: «متأسفانه، امروز تخريب، تهمت و افترا، ابزاري براي اظهار وجود عده‌اي در عالم سياست شده است، اميدواريم همه مراقبت كنيم تا به نظام و مردم آسيبي وارد نشود و بدانيم خطر ايمان بدون تقوي در سياست، كمتر از جاسوسي براي بيگانگان نيست».

آيا عدل مي‌تواند به دست افراد بي‌تقوا اقامه شود؟ آيا بي‌تقوايي، بداخلاقي، قدرت طلبي توسط يك صاحب قدرت، عين بي‌عدالتي و ظلم نيست؟ چگونه اين وسيله، مي‌تواند هدف عدالت را محقق كند؟ اگر در كشور به اين گستردگي، دستگاه قضائي و قضاوت درست شده، پس چرا براي اثبات اتهام و مجازات مجرم و اقامه عدل و احقاق حقوق مظلوم، يك مدير به خود اجازه مي‌دهد به جاي پليس و دادسرا و قاضي و مجري حكم و همه عمل كرده و حكم صادر كند و نام آن را عدالتخواهي بگذارد و هر مخالفتي با اين بداخلاقي را ضد عدالت و عامل بيگانه و دشمن ملت و مانع پيشرفت معرفي كند؟ و بدتر از آن، چرا در مقابل توسعه چنين فرهنگ نادرستي كه مطمئناً همه دينداران در بطلان آن ترديدي ندارند، سكوت و حتي گاه تحسين ديده مي‌شود. پيش از هر چيز، ويژگي منحصر به فرد نظام اسلامي، همين تلازم تقوي و اخلاق با سياست است، وگرنه سياست بدون رعايت اخلاق و تقوي، هماني است كه در آغاز اين نوشتار آمد و متدينان را از ورود به آن نهي مي‌كردند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟