تئوري تباني عربها؛ حلالمان كنيد!
كينه قديمي، هنوز هم گوشهاي از قلب مردم ما را به خود اختصاص داده است و رفتار حكام امروز كشورهاي عربي هم متاسفانه به گونهاي است كه نه تنها از آن نميكاهد كه هر چند وقت يكبار به آن ميافزايد و نمكي ميشود روي زخمهاي باستاني اين ملت! همكاري اعراب با صدام در جنگ تحميلي عليه ايران، جعل نام تاريخي خليج هميشه فارس، عدم رعايت نظم و ترتيب بهرهبرداري از منابع نفتي و گازي مشترك با كشورمان ادعاي مالكيت جزاير سهگانه و... از عواملي هستند كه به اين كينه دامن ميزنند.
به نوشته گل؛ اين رفتار باعث شده كه ما به نوعي نسبت به «همه» اعراب بدبين شويم و احساس كنيم كه آنها همگي پشت يكديگر ايستادهاند تا فقط و فقط با ما مقابله كنند و وقتي ميبينيم – مثلا – تيمملي بحرين در پايان ديداري رسمي بعد از حذف شدن، با پرچم عربستان سعودي دور افتخار ميزند، ناخودآگاه به اين حس افزوده ميشود! اگرچه در اين رابطه مطرح شدن تئوريهايي چون پانعربم هم بيتاثير نبوده است!
چنين است كه وقتي تيمملي در برابر تيمهاي عربي صفآرايي ميكند، همه هوادارانش آرزوي «له شدن» حريف را ميكنند و هرگاه دو تيم عربي به گونهاي به پست هم خوردهاند كه نفي تيم ما در امتياز نگرفتن يكي از آنها بوده، به يكديگر گفتهايم: «هيچ اميدي نيست! مگر اعراب به نفع ايران همديگر را ميبرند؟ مطمئن باش كه به هم راه ميدهند!» و البته معمولا اگر اين اتفاق رخ بدهد و نفعي نصيب ما نشود، ميگوييم: «فوتبال نبود! تباني كردند!» اما به راستي چند نتيجه از آن نتايج، حاصل اتفاقات غيرفوتبالي بودهاند؟!
بدون ترديد ميتوان گفت كه در سالهاي اخير، هيچ دليل و مدركي مبني بر اينكه تيمي عرب به ضرر تيم ايراني، به تيم عرب ديگري راه بدهد يا با آن وارد «تباني» شود، اما ما دلمان صاف نميشود كه نميشود! هنوز هم – انگار – شكست «قادسيه» عذابمان ميدهد و عقدهاي قديمي گلويمان را سخت ميفشارد!
* * *
وقتي خبر رسيد كه تيمالاهلي امارات در دقيقه 94 توانست گل مساوي را وارد دروازه السد قطر كند و به اين ترتيب ميزبان قطري مجبور به خداحافظي به جام قهرمانان آسيا شده، شوكي توام با حس شرمندگي وجودمان را فرا گرفت. باور نميكرديم، منتظر بوديم قطريها گل سوم را به ثمر برسانند تا به تئوري قديميمان لطمهاي وارد نشود و برهاني غلط بودن فرضيهمان را گواهي ندهد! اما اين اتفاق واقعا رخ داده بود!
الاهلي، همان تيمي كه بازي رفت (در امارات) پنج گل از حريف قطري دريافت كرد،در بازي برگشت يك تساوي حساس از السد گرفت و مس را به مرحله بعدي رهنمون كرد. آيا رقم خوردن اين نتيجه براي اينكه دوباره روي باورهاي قديميمان (باورهايي كه معلوم نيست از كجا و چگونه آمدهاند و در جان و روحمان گره خوردهاند!) مرور و بررسي كنيم، كافي نيست؟ آيا بهتر نيست براساس كينهاي قديمي – حداقل در وادي ورزش و فوتبال كه بناست دليل و عاملي براي افزايش دوستيها باشد! – روي ديگران قضاوت نكنيم و باورهايمان را بر آمارها و اتفاقات واقعي استوار كنيم؟!
مس كرمان به مرحله حذفي جام قهرمانان آسيا راه پيدا كرد و ايران شاد شد، اما اي كاش همه هواداران و بازيكنان تيم الاهلي ميدانستند كه چقدر شرمندهشان شدهايم. كاش كه حلالمان كنند...!


