صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
جام جهاني نزديک است؛

ماه عذاب آور هوادار ايرانی فوتبال

به دليل مسائل تبليغاتي و پول هاي خوبي که ژاپني ها، کره اي ها و حتي چيني ها براي تيم هاي محبوبشان در اروپا خرج مي کنند عملا تلاش بيشتري براي خريد بازيکنان همان مناطق مي شود. هر چند که در اين چند سال حداقل به ما ايراني ها ثابت شده عملا آنها _ شرقي هاي آسيا _ پوست کلفت تر از ستاره هاي ايراني در اروپا دوام مي آورند.
کد خبر: ۹۶۰۸۸
| |
1855 بازدید

قدس؛ يک ماه بيشتر تا آغاز جام جهاني باقي نمانده واين مقطع بدترين زمان براي هواداران تيمهايي است که موفق نشدند به جام جهاني صعود کنند.

هواداراني مانند ايراني ها که فوتبال فرهنگ کليدي زندگي آنهاست و زمان زيادي از روز را با خواندن روزنامه هاي ورزشي پشت سر مي گذارند. هفته به هفته نود مهمترين رويدادي است که از تلويزيون مشاهده مي کنند و در نهايت اگر شد سري به ورزشگاه هم مي زنند.

فوتبالي هاي کشور که تعدادشان احتمالاً به چند ده ميليون مي رسد در مقطعي کمتر از يک سال تا حدي ناکامي تيم ملي در صعود نکردن به جام جهاني را فراموش کرده بودند.

دوري از تيم ملي تنها به استقبال کم رنگ از بازيهاي مقدماتي جام ملتهاي آسيا در ورزشگاه آزادي منوط شده بود و باقي قضيه ليگي بود که بهتر از فصل بعد از ناکامي تيم ملي در رسيدن به جام جهاني 2002 پيگيري شد.

در آن سال تقريباً تعداد زيادي از مردم چه در تهران و چه شهرستانها قهر با تيم ملي را به ورزشگاهها و بازيهاي داخل هم کشاندند و تا نزديک به دو سال شرايط بدي در رونق فوتبال شکل گرفته بود. بعد از صعود نکردن به جام جهاني 2010 اين اتفاق نيفتاد که شايد بخش زيادي از آن به اضافه شدن چند پديده شهرستاني به ليگ برتر ربط داشته باشد که به راحتي مهمترينش تراکتورسازي تبريز بود که خيلي زود به قطبي جديد در فوتبال ايران تبديل شد. هواداران تهراني هم خيلي زود به ليگ پرداختند.

قرمزها با آمدن دايي، به ورزشگاه برگشتند و روز به روز بيشتر شدند و آبي هاي شهر هم با بازيهاي حيرت آور تيمشان در آسيا براي پيگيري شرايط تيمشان از هر زماني با انگيزه تر شدند. به اين ترتيب ليگ فوتبال ايران در سال ناکامي ملي رونق پيدا کرد، اما حالا که چند هفته بيشتر تا اين ليگ باقي نمانده چه بايد کرد؟ يعني هوادار چه بايد کند؟

اين مقطع وحشتناک ترين مقطع براي اوست که با نزديک شدن به جام جهاني بايد به اين فکر کند که چرا در کنار تيم بزرگ مورد علاقه اش که حالا مي تواند برزيل، ايتاليا يا آلمان باشد، تيم خودش نبايد در رقابتها حضور داشته باشد؟

حسرت نديدن علي کريمي، مهدوي کيا و چند تاي ديگر در اين يک ماه او را رها نخواهد کرد و سرانجام در زمان برگزاري رقابتها او را حتي عصبي مي کند. کاري اش هم نمي شود کرد. اين دلبستگي شديد به تيم ملي چيزي است که در ايران خيلي شديد است. شايد شديدتر از هر نقطه اي در دنيا.

سال 2002 که هلند به جام جهاني صعود نکرد بعضي ها در داخل نوشتند ستاره هايي مثل داويدز و يا سيدورف احتمالا به زودي مي سوزند. استدلال، صعود نکردن به جام جهاني و ديده نشدن در آن رويداد بود. اين نگاه تقريبا اشتباه بود و امروز اگر کسي شبيه به اين را براي تيم يا ستارگاني در رده يک و يا دو فوتبال دنيا که موفق نشدند به جام جهاني صعود کنند مطرح کند، مرتکب اشتباه شده است.

آنها وقتي به جام جهاني صعود نمي کنند تقريبا چيز زيادي از دست نمي دهند چون در مرکز و در بهترين جاي مرکز اين رشته هر سال فوتبال بازي مي کنند اما براي يک ستاره ايراني اينطور نيست، همانطور که الحاجي ديوف سنگالي هم که خيلي زود مشخص شد چه بازيکن متوسطي است، اگر در جام جهاني 2002 حضور نداشت هرگز طعم ليگ برتر و باشگاهي مثل ليورپول را نمي چشيد او بايد تلاش کند در جام جهاني حضور داشته باشد چون دوست دارد در اروپا بازي کند.

همانطور که والنسياي اکوادوري براي حضور در جايي مثل انگليس بايد با تمام وجود براي صعود تيم ملي کشورش به جام جهاني تلاش کند تا مثلا با درخشش در رقابت هاي سال 2006 آلمان راهي تيمي مثل ويگان شود و در نهايت پيراهن منچستر يونايتد را بپوشد.

احسان حاج صفي و کريم انصاري فرد هم بايد در جام جهاني باشند تا آينده اي که شايد از کودکي روياي حقيقي شدنش را داشته اند رنگ واقعيت بگيرد. براي امثال آنها کار سخت تر هم هست زيرا در آسيا هستند و تمايل اروپايي براي جذب بازيکنان غير اروپايي با اولويت خريد از آمريکاي جنوبي، آفريقا و بعد آسيا تعريف شده است. تازه وقتي نوبت به آسيا مي رسد، شرق و جنوب شرق در اولويت هستند.

به دليل مسائل تبليغاتي و پول هاي خوبي که ژاپني ها، کره اي ها و حتي چيني ها براي تيم هاي محبوبشان در اروپا خرج مي کنند عملا تلاش بيشتري براي خريد بازيکنان همان مناطق مي شود. هر چند که در اين چند سال حداقل به ما ايراني ها ثابت شده عملا آنها _ شرقي هاي آسيا _ پوست کلفت تر از ستاره هاي ايراني در اروپا دوام مي آورند.

آندرانيک تيموريان که يکي از مصداق هاي کليدي ديده شدن در جام جهاني است، عملا ثابت کرده بود بازيکن پوست کلفتي است اما در نهايت در انگليس دوام نياورد. برعکس او پارک کره اي را ببينيد چه تلاشي کرد؛از کجا به کجا رسيد و امروز از مهره هاي تاثير گذار فرگوسن است.

امثال سيدورف، داويدز در سال 2002 و يا رابي کين، ايويکا اوليچ، سرنا، آرشاوين، پاوليچنکو و خيلي هاي ديگر در سال 2010 خيلي نيازي ندارند در جام جهاني باشند چون در اروپا بازي مي کنند و مهم تر از همه اروپايي هستند. هميشه در اروپا بازي مي کنند حالا يک روز خوب در انگليس يا ايتاليا و آلمان، يک روز متوسط هم در بلژيک، روسيه و يا اتريش بازي مي کنند. در نهايت جايشان تغيير نمي کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟