ايزوله و ايزو 9001؛ سربازان قدرتطلب؟!
گل؛ پيش از هر حرفي از خوانندگان عزيز عذرخواهي ميكنيم كه يك مقداري دير به حرفهاي محمد دادكان ميپردازيم. راستش را بخواهيد (البته نخواهيد هم ما ميگوييم)، آنقدر شوره از سر و كول اين ورزش بالا ميرود كه آدم نميداند كدام يكي را بنويسد و كدام را براي روز مبادا كنار بگذارد؛ البته با اين اوضاع بعيد است حالا حالاها لنگ سوژه بشويم. ... و اما اصل مطلب؛ محمد دادكان در خصوص دعواهاي حاكم بر فوتبال ميگويد: «همه اين دعواها بر سر قدرت و پول است.»
اگر تا به حال فكر ميكرديد اين دعواها سر ثواب و ذخيره آخرت است، حالا حتما متوجه شدهايد كه حكايت چيست، اما فراموش نكنيد كه دادكان، هيچگاه چشم ديدن موفقيتهاي بيشمار عليآبادي را نداشته و حتي فراموش كرده به عليآبادي تكليف شده بود كه پدر ورزش باشد. اين بنده خدا هم آمده بود تكاليفش را انجام بدهد كه روي دفتر مشقاش خوابش برد و هي بيدارش نبرد و كار ورزش به اينجا رسيد. در اصل قرار بود عليآبادي از روي تصميم كبري 10 صفحه جريمه بنويسد كه در تصميمگيريها بهتر عمل كند، اما هوشيار بود و تحت تاثير قرار نگرفت!
سعيدلو اما برخلاف عليآبادي براي خدمت آمده است. گويا سعيدلو خدمت نرفته و حالا او را گرفتند و به ورزش آوردند. ظاهرا پارتي هم داشته و سفارش كرده مرا بفرستيد جايي كه بودجهاش زاد باشد، كه راحت باشم؛ براي همين بدون اينكه نيازي به فكر كردن داشته باشد او را فرستادند به ورزش؛ همين!
ايزوله و ايزو 9001
با قوت گرفتن شايعه(!) تباني و زدوبندها و تماسهاي مشكوك از طرف افراد مشكوك به دلالي، سران برخي تيمها براي فرار از آسيبهاي روحي و رواني و خطرات جاني با بازيكنها يك كارهايي كردهاند كه درست يا غلط آن به منشور اخلاقي ربط دارد؛ از همين رو حسين كنگاني، مديرعامل شاهين بوشهر ميگويد: «بازيكنانمان را ايزوله كردهايم!»
مديران راهآهن هم براي دوري از حاشيه تصميم گرفتند بازيكنان خود را ايزوگام كنند كه با مقاومت تعدادي از آنها روبهرو شدند. ملوانيها براي جلوگيري از تماس افراد مشكوك، بازيكنان خود را ايزو 9001 و ايزو 9002 كردهاند، تا ضمن در امان ماندن از خطرها،به استانداردهاي جهاني هم نزديكتر شوند. بازيكنان مس كرمان كه سرشان بيايزو مانده بود، براي محكمكاري خود را «زلزله» كردند!
مسوولان اين باشگاه معتقدند زلزله به مراتب خطر كمتري از دلالها دارد و در ضمن مد روز هم هست. ابومسلميها هم هنوز خودشان را كاري نكردند و منتظرند تا آنها را كاري بكنند؛ البته تنها كاري كه باقي مانده «هلهله» است كه با توجه به اوضاع وخيم اين تيم در قعر جدول چندان خوشايند به نظر نميرسد. شايد در پايان ليگ آنها تنها اجازه داشته باشند از زمين و زمان كمي «گله» كنند كه يك مقداري سبكتر شوند، وگرنه كار ديگري در مايههاي «له» از دست آنها ساخته نيست!
كبوتر بچه كرده...!
نميدانيم چرا عدهاي اصرار دارند مردم را كبوتر فرض كنند. سيدجلال يحييزاده كه تا چند روز پيش با لبخند ژكوندي از استعفاي عليآبادي حرف ميزد، حالا با ژست ديگري همان حرف را ميزند! يحييزاده ميگويد: «عليآبادي به دليل بيمهري جامعه ورزش آزرده خاطر شده بود اما اكنون آرامتر شده و تصميم به استعفا از رياست كميته ملي المپيك گرفته است!» اگر عليآبادي واقعا آزرده خاطر شده باشد، كه ما واقعا خوشحاليم؛ چون لااقل حالا ميتواند حال ما را بعد از حذف از جامجهاني درك كند. اگر استعفا بدهد، باز هم خوشحاليم؛ چون عقدهاي هستيم و از ناراحت شدن عدهاي به شدت استقبال ميكنيم.
يحييزاده براي اينكه از دل رييس سابق سازمان ورزش دربياورد و ميگويد: «نبايد از خدمات عليآبادي به ورزش چشمپوشي كرد. عليآبادي توجه ويژهاي به ورزش بانوان داشت، تا جايي كه رشد ورزش بانوان در زمان مديريت وي چشمگير بود!» اولا كه رشد ورزش بانوان نبود و رشد بانوان بود كه يك مساله طبيعي است و با گذشت زمان حاصل ميشود؛ يعني مختص بانوان نيست، مردها هم رشد ميكنند. دوما؛ احتمالا منظور يحييزاده رشد جمعيت بانوان است كه آن هم به عليآبادي ربطي ندارد و اگر هم تشكري در كار است، بايد از والدين آنها تشكر شود كه جمعيت بانوان را افزايش دادهاند؛ البته اعتراف ميكنيم عليآبادي همين كه اين رشد را متوقف نكرده جاي تقدير و تشكر دارد!


