به بهانه اکران طلا و مس؛
طلبهای که «لباس و دنیایش» را معامله نمیکند
در دل این فیلم، نکات اجتماعی جالبی نهفته شده؛ از جمله کار کردن برخی طلاب در فضایی بیرون از فضای مرتبط با لباس، مثل دوست سید که با وانت در سطح شهر کار میکند... یا نوع نگاه برخی مردم به روحانیون که از زبان سرپرستار به روحانی جوان منتقل میشود و آن اینکه او چند تا زن دارد؟! و یا نگاه جامعه به طلبهها به ویژه درباره ازدواج که طلبه شغلش چیست و...
کد خبر: ۹۵۲۲۰
| | 14793 بازدید
سرویس فرهنگی ـ هرچند ساخت فیلم سینمایی درباره اقشار خاص جامعه ما، کار بسیار سخت و پرهزینه ای است، منوچهر محمدی در سالهای گذشته با ساخت سهگانه «زیر نور ماه، مارمولک و طلا و مس» نشان داده است اهل ریسک بوده و میخواهد زوایای تازهای از زندگی، مشکلات و برخورد جامعه با قشر روحانیت را بر پرده سینما تصویر کند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، آخرین حلقه سهگانه سینمایی منوچهر محمدی، مربوط به روحانیون فیلم «طلا و مس» است؛ فیلمی ساده و صمیمی که باز هم به مشکلات قشر روحانی از دریچهای دیگر میپردازد.

در همین روزهای سخت است که استاد اخلاق، به حوزه آمده و كلاسهايش هم تشكيل شده اما او هرگز تا پايان فيلم نميتواند در كلاس حاضر شود و چند باري هم كه به كلاس ميرسد، پشت در كلاس مينشيند تا ادب حضور در كلاسهاي درس را رعايت كرده باشد.
در دل این فیلم، نکات اجتماعی جالبی نهفته شده از جمله کار کردن برخی طلاب در فضایی بیرون از فضای مرتبط با لباس، مثل دوست سید که با وانت در سطح شهر کار می کند... یا نوع نگاه برخی مردم به روحانیون که از زبان سرپرستار به روحانی جوان منتقل میشود و آن اینکه او چند تا زن دارد؟! و یا نگاه جامعه به طلبهها به ویژه درباره ازدواج که طلبه شغلش چیست و چقدر درآمد دارد تا خانوادهها دخترشان را به آنها بدهند؟ و اینکه به همین دلیل برخی طلاب تلاش میکنند داماد خانوادههای متمول شوند تا...

همچنین فیلم بار دیگر بر نوع نگاه منفی برخی مردم به لباس روحانیت هم گوشه چشمی دارد؛ آنجا که دختر سيدرضا وقتي او ملبس همراهش تا مدرسه ميآيد، چندين متر مانده به مدرسه، دست پدر را رها ميكند و خودش به درون مدرسه ميرود، اما وقتي بدون لباس او را به مدرسه میبرد تا دم در مدرسه دست پدر را ميگيرد و حتي موقع خداحافظي او را ميبوسد.
شاید این جمله استاد اخلاق در بخش پایانی فیلم، حرف اصلی سازندگان این فیلم باشد؛ آنجا که محبت پایه دینداری و زندگی معرفی میشود و استاد اخلاق میگوید:
بشوي اوراق اگر همدرس مايي/ كه علم عشق در دفتر نباشد...
بازي دیدنی نگار جواهريان به ویژه در نيمه دوم فيلم كه بیماریاش اوج گرفته است و به ويژه در سكانسي كه خود را به آب وآتش ميزند تا پس از چند روز دوري از خانه، براي بچهها ماكاروني درست كند، در كنار بازي خوب دیگر بازيگران و حتی صدای استاد اخلاق با صداپیشگی اسماعیل خلج، باعث شده كه نمره كارگرداني فيلم نمرهاي قابل قبول باشد؛ هرچند اسعدیان میتوانست در برخي سكانسها و نماها با كمي خلاقيت بيشتر، وجه تصويري فيلم را زیباتر کند.

گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
دومی که نظر داد در مور د روحانیت احتمالا از روی ناراحتی بوده این قدر در بین خانواده روحانیت صفا و صمیمیت هست که جای همه شما خالی دست کارگردان عزیز این هم درد نکنه به این موضوع پرداختند در این برهه از زمان اقا دست درد نکند به امید بهروزی
اول باید بگویم که من تا حالا نه کامنت های خودم را توانستم در سایت ببینم و نه اطلاعی از نحوه پیگیری جواب سوالم را دارم و فلسفه این ایمیل که میگیرید را هم نفهمیدم.
ولی یک سوال دارم
برای من روشن نشده که آیا برای روحانی شدن و بعد از طی مراحلی ملبس شدن گزینشی انجام میشود؟ اگر میشود چرا آنقدر سخت گیری نمیشود که قبل از ملبس شدن آنها که خمیرمایه و عشق به این کار ندارند عطای آن را به لقای آن ببخشند؟
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





