اظهاراتی که فقط به مسکن و مردم ضربه زد!
چندي پيش به دنبال اظهارات رئيسجمهور کشورمان، مبني بر وقوع قطعي زلزله در تهران، جنجال رسانهاي سنگيني در اين باره صورت گرفت که نکته جالب آن، وقوع زلزله در تهران و پيوند زدن اين اتفاق به خروج مردم از اين شهر بود که انواع و اقسام شايبهها را پيرامون اين مطلب پديد آورد و زمزمههاي وقوع زلزله خانمان برانداز در آينده نزديک در تهران در ميان مردم عادي، متخصصان و محققان شده و نگرانيهايي را پديد آورده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، اظهارات دکتر احمدينژاد، مبني بر وقوع زلزلهاي مهيب در تهران و حواشي اين سخنان و همچنين اظهارات و دلايل جالب توجه رئيس ستاد بحران کشور، مبني بر اينکه «چون آقاي احمدينژاد گفتهاند، پس وقوع زلزله در تهران قطعي است» و نيز انواع و اقسام سخنرانيها و اظهارنظرها و برنامههايي براي خروج دانشگاهها، وزارتخانه و ... و سرانجام خروج مردم از تهران، نه تنها نتيجه مثبتي در جامعه نداشته، بلکه تنها ذهن مردم و شهروندان تهراني پرمشغلهتر شده و يک دغدغه ديگر بر دغدغههاي بيپايان اين مردم افزود و از سوي ديگر، واکنشهاي گوناگون کارشناسان امر را نيز رقم زد. براي نمونه، معاون وزير مسکن از بازگشت دوره زلزله به تهران خبر داد و گفت: دوره بازگشت زلزله به تهران بسيار نزديک است و بايد در اين زمينهةا با اصول و مقررات عملي ساختمان و آييننامه 2800 ساخته شوند.
وقوع زلزله در کشور به ويژه در تهران نيز مانند همه کشورهاي جهان، امري بديهي است و همان گونه که انواع زلزلههاي گوناگون در جهان صورت ميگيرد، اين رخداد نيز دور از انتظار نيست و بديهي است؛ اما تأکيد به وقوع چنين زلزلهاي و در ادامه مطرح کردن بحث خروج جمعيت از تهران، موجب شد مردم نه تنها نگران وقوع زلزله در تهران نباشند، بلکه بحث وقوع چنين زلزلهاي را کاملا سياسي و برنامهاي بپندارند؛ حال آنکه بحث وقوع زلزله آن هم در کلانشهري همچون تهران با جمعيتي حدود چهارده ميليون فاجعهاي بزرگ است که هم مردم و هم مسئولان امر بايد نسبت به آن هشيار باشند.
از سوي ديگر، اين اظهارات و نگران کردن مردم در حالي است که کارشناسان گوناگون، اين گونه هشدار را غيرعملي خواندهاند؛ براي نمونه، رئيس بخش مهندسي زلزلهاي مرکز تحقيقات ساختمان مسکن اعلام کرده است: در حال حاضر شمال شرق تهران در محدوده دماوند به دليل اتصال گسل مشاء فشم و شمال غرب حساسترين نقطه به لحاظ زلزله درتهران است.
رئيس بخش مهندسي لرزهاي مركز تحقيقات ساختمان و مسكن در عين حال اعلام كرد طي بررسيهاي انجام گرفته از پنج سال گذشته تا روز گذشته هيچ گونه تغييري كه باعث شود كارشناسان احتمال يك زلزله بزرگ را در تهران بدهند مشاهده نكردند. بيت اللهي با بيان اينكه نبايد به دوره بازگشت زلزلهاي توجه و اهميت داد گفت: اينكه ما براساس مفهوم دوره بازگشت كه مثلاً در صد سال گذشته در يك نقطه 10 زلزله رخ داده است به مفهوم اين نيست كه زلزله در دهمين سال از بعد از 100 سال بار ديگر رخ بدهد.
وي آخرين زلزله تهران را مربوط به سال 1830 ذكر كرد و گفت: اين زلزله 7،1 ريشتر قدرت داشت و در شمال تهران نيز به وقوع پيوست.
به گفته بيت اللهي براساس مفهوم دوره بازگشت تهران بايد در سال 1410 شاهد يك زلزلهاي باشد كه اين امر يك موضوعي تقريبي است و قابل استناد نخواهد بود.
همچنين رئيس شبکه لرزهاي شمالغرب پاسيفيک و استاد لرزهشناسي واشنگتن هشدارها درباره زلزله تهران را غيرعملي خوانده و گفته است: اين نظريهها ارزش علمي ندارند. بنابراين معتقدم در حال حاضر هيچ شيوهاي براي پيش بيني زلزله وجود ندارد. به بياني ديگر هر نوع هشداري در مورد بروز زلزلهاي قوي و قريب الوقوع طي کمتر از چند دهه آينده اساس علمي ندارد.
وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اين که بسياري از متخصصان شهر تهران را در ليست انتظار زمينلرزه مهيب بعدي قرار دادهاند گفته است: درجات خطر زمين لرزه در مناطقي زلزله خيز مانند کاليفرنيا و ژاپن که پيچيده ترين شيوههاي محاسباتي در آنجا مورد استفاده قرار ميگيرند بر اساس ميزان خطر وقوع يک زمين لرزه در بخشي خاص از يک گسل در دورهاي 30 ساله تخمين زده ميشود، شيوهاي که به هيچ وجه مبنايي کاربردي در پيش بيني زلزلههاي قريب الوقوع به شمار نميرود. پس نميتوان درباره زلزله تهران نيز اظهار نظري کرد.
پروفسور «جان ويدال» همچنين در پاسخ به پرسش خبرگزاري مهر که پرسيد: پيش بيني شما از ميزان خسارت ناشي از وقوع زلزلهاي شديد در شهري مانند تهران چيست، گفت: خطر بزرگي که پس از يک زلزله بزرگ منطقهاي را تهديد ميکند پس لرزههاي آن زلزله هستند. پس لرزهها پديدههاي اجتناب ناپذيرند و کم پيش ميآيد شدت آنها از زمين لرزه اصلي بيشتر باشد. با اين همه پيش بيني خسارت چنين زلزلهاي در تهران به دليل اينکه به تازگي هيچ زمين لرزه بزرگي تهران را تحت تاثير خود قرار نداده است قابل بيان نيست.
البته با توجه به نبود امکان پيشبيني وقوع زلزله، نه تنها در ايران بلکه در کل جهان، بايد با بسترسازي و امنتر کردن ساختمانها و آمادگي و پيشبينيهاي لازم، از گستردهتر شدن پيامدهاي اين فاجعه جلوگيري کرد و با اين کار، نه تنها با طرح اظهاراتي، دغدغه و نگراني مردم را دامن زد تا حتي برخي مردم براي مدتي به فضاي آزاد بروند و انواع و اقسام شايعههاي خندهدار مبني بر ايجاد کمپها و اردوگاهها پيرامون تهران براي انتقال مجروحان و مردم زلزلهزده تهران بر سر زبان مردم بيفتد.
از سوي ديگر، همان گونه که دولت نهم در اوايل روي کار آمدن، بحران افزايش قيمت مسکن را ناشي از جوسازي يک روزنامه خوانده بود، اکنون نيز ميتوان رکود در خريد و فروش مسکن در کشور را به گردن اين اظهارات انداخت، چراکه اکنون دلالان مسکن و ملک کشور، نه تنها از وقوع زلزله در تهران نگران نميشوند، بلکه با ايجاد و ساخت بهانههاي گوناگون، حتي ميتوانند موجبات گراني زمين و مسکن را رقم بزنند و براي نمونه، با گفتن کلا منطقه روي گسل نيست، مسکن و ملک را گرانتر فروخته و با اظهار اين که اين منطقه شمال روي کمربند اصلي زلزله تهران است، ملک و زمين را ارزانتر از مردم خريداري کنند.
نکته ديگر و قابل توجه در مسأله وقوع زلزله تهران، بحث انتقال جمعيت از تهران است که بسيار مهم و ارزشمند است؛ اما پديد آمدن اين شايبه که بحث وقوع زلزله تنها براي خالي کردن تهران بود، ناپسند است و اصل موضوع وقوع زلزله، محو و کماثر ميشود. همچنين واکنش عجولانه و غيرکارشناسي مقامهاي مسئول و اظهار انتقال وزارتخانه، دانشگاهها، کارمندان و ... از تهران نيز در جاي خود قابل بحث و بررسي است!
با اين اوصاف، مشخص نيست که واقعا انگيزه و علت اظهاراتي درباره زلزله تهران، بحث خروج جمعيت از تهران بوده يا افزايش فسق و فجور وگناه تهرانيها و يا جلوگيري از افزايس قيمت مسکن و زمين بوده است؟!
این خبر بی پایه و اساس هر چی که باشه یه حسنی داره و اون هم همینه که یک مقداری جلوی افزایش قیمت مسکن رو می گیره ، حالا شما هی چوب لای چرخ این موضوع کنید




