کد خبر: ۹۳۶۱۶۸
تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۰ 10 November 2019

تأملاتی کوتاه پیرامون مطالبات مقام معظم رهبری در باره سبک زندگی

قسمت دهم

رهبر معظم  انقلاب در مهر ماه سال 1391 در جمع پرشور جوانان خراسان شمالی مطالبی را پیرامون سبک زندگی بیان نمودند که حاوی راهبردهای ارزشمندی در این خصوص است.

ایشان آسیب شناسی و علت یابی در زمینه عدم پیشرفت لازم در بخش سبك و فرهنگ زندگی را ضروری خوانده و در ادامه به طرح سی و یک سؤال اساسی در باره سبک زندگی ما ایرانیان پرداخته، توجه همگان را به تفکر و اندیشه پیرامون آنها معطوف نمودند.

گفتار حاضر تأملاتی کوتاه است که در پی سؤالات ایشان مطرح گردیده است. بخش های پیشین این گفتار را در شماره های قبل ملاحظه کردید. اینک توجه شما را به دهمین قسمت از این سلسله بحث ها جلب می کنیم.

 

17- چرا در روابط همسايگى‌مان رعايت هاى لازم را نمي كنيم؟

پاسخ به این سؤال در گام نخست باز می گردد به اینکه ما چقدر حقوق و تکالیف متقابل همسایگان را می شناسیم و دیگر آنکه آیا اساساً می خواهیم که این حقوق را مراعات نموده، به این تکالیف عمل کنیم یا نه؟!

من در این کنکاش مختصر قصد دارم به پنج عامل مشخص اشاره کنم که مبنای بی مبالاتی ما در روابط همسایگی هستند، اما پیش از آن توجه به یک امر مهم ضروری است و آن اینکه گذشتگان ما در دهه های پیشین چه مواردی را در باره همسایگان خود رعایت می کردند. این اقدامات فهرست بلند بالایی را تشکیل می دهند که من تنها به بخش کوچکی از آنها اشاره می کنم.

دوستانی که به دهه های گذشته تعلق دارند، می دانند که اگر همسایه تازه ای وارد محله ای می شد، سایر همسایگان با فرستادن سینی چای و ظرف میوه و گاه گداری بشقاب غذایی از او استقبال می کردند.

مردم برای فعالیت های عمومی بویژه کارهای پرسروصدا نظیر برگزاری جلسات قرآن و هیئات مذهبی از همسایگان خود اجازه می گرفتند و نخست آنان را برای این قبیل فعالیت ها به خانه خویش دعوت می کردند.

متعارف بود که افراد در مراسم عزا و عروسی و... بخشی از خانه خود را در اختیار همسایه قرار دهند.

گاهی همسایگان پولی روی هم می گذاشتند و برای سلامتی یکدیگر گوسفندی قربانی می کردند و گوشت آن را میان خود و نیازمندان تقسیم می کردند.

اگر غذایی طبخ می شد که بوی آن به خانه همسایه می رسید، سخاوتمندانه ظرفی از آن را درب خانه وی می فرستادند.

اگر میدان میوه و تره بار می رفتند، برای همسایگان خود نیز خرید می کردند.

گاهی در رفت و آمدهای مشترک از یک وسیله نقلیه استفاده می کردند.

اگر همسایه ای گرفتار می شد، سایر همسایگان در رفع گرفتاری وی کوشیده، به او کمک می کردند.

گاهی که ضرورت اقتضا می کرد، فرزند خردسال همسایه خویش را نگه می داشتند تا وی بتواند با خیالی آسوده به کارهای خویش رسیدگی کند.

اگر همسایه ای مریض می شد، به عیادت او می رفتند. اگر از دنیا می رفت، در کارها و فعالیت های خانواده اش شریک می شدند و حتی تا سه روز غذای خانواده عزادار را تأمین می کردند.

در هنگام سفر خانه های خویش را به یکدیگر می سپردند تا هم مراقب آن باشند و هم گل ها و گلدان ها را آب دهند.

اگر جلوی درِ خانه خویش را آب و جارو می کردند، در حق همسایه خویش نیز از این کار دریغ نمی کردند.

این موارد و جز اینها بخشی از آدابی بود که همسایگان نسبت به یکدیگر رعایت می کردند. آدابی که متأسفانه با زندگی ماشینی آهسته آهسته از میان ما کوچ کرده و رخت بربسته است.

اکنون و با تأکید بر آیین استوار همسایه داری به بیان برخی نکات می پردازیم که نشانه بی مبالاتی ما در روابط همسایگی است:

ما اصول و قواعد همسایگی را نمی دانیم و از آداب همسایه داری چندان مطلع نیستیم. آموزش این آداب بایستی سرلوحه کار ما قرار گرفته، نسل به نسل و سینه به سینه از والدین به فرزندان منتقل شود. متأسفانه امروز در خانه های ما جای بحث و گفتگو پیرامون این مباحث جداً خالی است.

از توصیه های اولیای دین، در باره همسایگان غافلیم و اگر هم نکاتی اندک می دانیم، حاضر نیستیم به آنها جامه عمل بپوشانیم.

از شما می پرسم آیا آنچنانکه حضرت صدیقه طاهره در دعای شبانه خود اذعان می کند که : «الجار، ثم الدار»؛ ما نیز همسایه را بر خود مقدم می دانیم؟

و یا طبق فرمایش رسول خدا همسایه را چنان به خود نزدیک می دانیم که بتواند از ما ارث ببرد؟

آیا بر اساس فرمودۀ بزرگان دین چهل خانۀ پیرامون خویش را همسایه می شمریم و حاضریم آداب همسایگی را درباره آنان به جا آوریم؟

و یا همچون رسول گرامی اسلام باور داریم که اگر کسی سیر بخوابد و همسایه او گرسنه باشد، از جرگه دین اسلام خارج است؟

اذعان می کنید که این ملاحظات را یا نشنیده ایم، یا قلباً باور نداریم...

گاه و بیگاه از دایرۀ انصاف خارج می شویم و باور نداریم که باید آنچه را که در باره خود می پسندیم، در باره همسایه خویش نیز پسندیده و اگر چیزی را برای خود سزاوار نمی دانیم، برای وی نیز سزاوار ندانیم.

[با کمال اعتذار و پوزش] اگر رنجیده خاطر نمی شوید، قدری نیز خودخواهیم. نشانه آن همین ضرب المثل معروفِ «چهاردیواری... اختیاری!»

تاکنون چند بار باد به غبغب انداخته، این عبارت ناروا را به کار برده و به ناحق بر آن پای فشرده ایم؟

از شما می پرسم آیا خودخواه نیست؛

کسی که بالکن خانه اش را مشرف بر خانه همسایه ساخته، در حالی که هیچ محمل شرعی و قانونی برای این کار ندارد.

کسی که به بهانه آب دادن باغچۀ خانه خویش به دیوار همسایه آسیب می رساند.

کسی که خانه ای را به عنوان محل سکونت اختیار کرده، اما در آن کارگاهی پر سر و صدا دست و پا می کند.

اینها و دهها نمونه دیگر نمایانگر آن است که ما اغلب فقط خودمان را می بینیم و دوست نداریم آزادی ما جایی برای اِعمال آزادی دیگران باقی گذارد!

مسئولیت شناس نیستیم. بی تردید مسئولیت شناسی، مراعات حقوق همنوع، شناسایی حریم دیگران و در یک کلمه باور قلبی به قیامت اتفاقی است که اگر در زندگی هرکسی رخ دهد، آن زندگی را باغ بهشت می کند.

شاگردان علامه طباطبایی به خاطر دارند که وقتی از استاد خود پرسیدند که چرا باران که نشانه رحمت واسعۀ الهی است، در اروپا بیش از کشورهای اسلامی می بارد؛ ایشان در یک جمله کوتاه پاسخ دادند: «به خاطر رعایت حقوق همنوع!»

بگذریم؛ اکنون که شرایط دنیای جدید خود را به ما تحمیل کرده و پیوند همسایگان را از یکدیگر بریده است، بد نیست ما پیشقراول برخی سنت ها در همسایه داری شویم.

همسایگان خود را بشناسیم ودر حد ضرورت از اوضاع و احوال آنان باخبر باشیم. حد و حدود یکدیگر را نگه داریم. باب رفت و آمد را با یکدیگر باز نموده، مهرورزی را با هم تجربه کنیم. ننگ و عار نیست که گاهی برخی ملزومات خانه را از هم قرض بگیریم. شب نشینی های خانوادگی را بویژه با همسایگانی که با ما سازگارترند، برقرار کنیم...

و بسیاری از کارهای دیگر که علاقه و پیوند همسایگان را بیشتر و فزون تر می کند.

در پایان لازم است توجه خوانندگان گرامی را به نکته ای جلب کنم که در جای خود مهم و غیر قابل چشم پوشی است. امید است بیان چنین مباحثی نخبگان جامعه را برانگیزد که فکری کنند و طرحی نو دراندازند.

یکی از معضلات اجتماعیِ عصر حاضر پدیده ناهنجار «خانه مجردی» است که در سال های اخیر در تهران و شهرهای بزرگ به پاتوق معتادان و مجرمان تبدیل شده و تمایل برخی جوانان متمول و خوشگذران به داشتن خانه مجردی به گسترش این پدیده شوم کمک شایانی کرده است.

فقدان ضوابط مشخص برای اجاره خانه های مجردی از یک سو و پرداخت وجوه قابل توجه برای اجاره این خانه ها از سوی دیگر برخورد با این لانه های فساد را سخت تر و پیچیده تر کرده است.

برخی گزارش های اخیر حکایت از آن دارد که مالکان این خانه‌ها، فضا‌های داخلی این منازل را در ازای شبی ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان به افرادی نظیر معتادان و مجرمان و... اجاره می‌دهند؛ به طوری که در برخی خانه ها ۲۰ تا ۳۰ اتاق مجزا ایجاد کرده و در هر اتاق نیز بین ۵ تا ۱۰ نفر حضور دارند.

افراد در این فضا‌ها اقدام به قاچاق و مصرف موادمخدر، مال خری، اعمال منافی عفت و دیگر اقدامات مجرمانه می کنند.

رفت و آمد چنین افرادی با مقاصد خلاف می تواند اسباب تخریب فرهنگی محله ای را فراهم ساخته، سوهان روح اهالی منطقه ای شود. بدون توجه به آنکه در همسایگی آنان خانواده ها و زن و فرزندانی آبرومند و عفیف زندگی می کنند.

در کنار همه مراعات ها و همدلی ها، چاره جویی برای چنین معضلاتی نیز از مسئولیت های خطیری است که نباید مورد غفلت قرار گیرد.

ادامه دارد...     

* عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی

اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
قیمت بنزین اعتراضات آبان 98 محمدرضا داورزنی هفته بسیج عبدالرضا داوری پیمان سنتو قرارداد مارک ویلموتس پالرمو درآمد سهمیه بندی بنزین