بوش و پتریوس و آرزوهای بر بادرفته
این طبیعت انسانهای جاهل است که وقتی شکست می خورند، می کوشند تا گناه آن را بر عهده دیگران بگذارند. بوش، رئيسجمهور آمريكا و پتریوس، فرمانده کل نیروهای آمریکایی در عراق هم از این قاعده مستثنا نیستند.
بوش روز پنجشنبه آشکارا ناآراميهاي پدید آمده از سوي گروهي در عراق را به ايران نسبت داد و پيش از او پتريوس نيز چنين موضعي گرفته بود.
او در تلاش است تا رویدادهای اخیر عراق را به ایران نسبت دهد، در حالی که میداند ایران هیچ گاه با مقتدی صدر میانهای نداشته و همیشه از دولت عراق پشتیبانی کرده است، اما به طور کل جناب پتریوس باید به نکاتی توجه کند.
اوضاع آرام عراق در چندین ماه گذشته، او را به این توهم انداخته بود که دولت آمریکا موفق شده است با مسلح کردن قبایل سنی و یا اقدامات دیگر، همچنان ارتش آمریکا را در این کشور اسلامی، نگاه دارد و بدون دردسر پیمان دفاعی طولانی با این کشور امضا کرده و یا قراردادهایی با مبالغ هنگفت به سود شرکتهای نفتی و تجاری آمریکایی به امضا برساند.
توهم آمريكا این بود که با حفظ قاعده اشغالگری میتوان یک کشور اسلامی را زیر سلطه نگاه داشت و با تحقیر مردم و دولت آنان میتواند به راحتی مطامع خود را محقق کرده و برای دولتهای همسایه هم قلدری کند.
آنان نه تنها این پیروزی را در عراق تمام شده میپنداشتند، بلکه گمان ميكردند می توان آرام آرام به سراغ کشورهای دیگر هم رفت. فالون فرمانده نیروهای آمریکا در شمال آفریقا و خاورمیانه هم از سر همین تصور قرباني شد و تهدیدهای دیوانه وار از سر گرفته شد.
برای اطلاع پتریوس و بوش باید گفت، کشور عراق، ژاپن و كره جنوبي نیست که آبادی ظاهری خود را با یک تحقیر پنجاه و چند ساله معاوضه کند. پتریوس و بالاتر از آن، ملت آمریکا بداند که دیر یا زود اوضاع عراق گریبان آنان را خواهد گرفت و مشکلاتی برای آنان ایجاد خواهد کرد که سالها درگیرش خواهند بود. این مشکل برای آنان وقتی جدیتر می شود که ایران را هم عراق تصور کنند و این یعنی جهل در جهل.
تحولات این سه چهار روزه در عراق، تمام آروزهای پتریوس را که کوشیده بود وجهه خود را در آمریکا به عنوان منجی این کشور در عراق بهبود بخشد، از میان برد و نشان داد که نه او و نه جناب کروکر، سفیر آمریکا در عراق هیچ دستاوردی نداشته اند.
مردم عراق این اندازه شعور دارند که منافع کشور خود را حفظ کنند و حتی سنی و شیعه علیه بیگانه با یکدیگر کنار بیایند. طبیعی است که وقتی شاهد ظلم و ستم و تحقیر خود از سوي آمریکاییها و انگلیسیها هستند، تلاش خواهند کرد به هر شکل شده، آزادمنشی خود را حفظ و حراست کنند.
آمریکا هیچ راهی جز واگذار کردن امور به مردم عراق و هدایت آن در راستای تحقق نوعی انتخابات آزاد ندارد. به علاوه باید فکر یک قرارداد دفاعی را که حضورش را در این کشور مشروعیت می بخشد، از سر به در کند. این ممکن نیست که از یک سو عراق را اشغال کند، از سوی دیگر، شرایط را به گونهای پیش ببرد که اسلامیها را از هر جناح کنار گذاشته و به آرامی زمینه را برای سلطه بیشتر خود فراهم کند.
برای شیعیان و به طور کلی مردم عراق، راه درست آن است كه در سایه رهبری و درایت و عقل رهبری دینی و مذهبی خود، آیت الله سیستانی آرامش خود را حفظ کرده و برای حفظ دستاوردهای گذشته تلاش کنند.
حسینعلی مرادی


