مديريت؛ حلقه مفقوده كاهش آلودگي تهران
قضيه تقريبا به كلافي سردرگم شبيه شده است. دبير ستاد هواي پاك شهرداري تهران از تردد 2 ميليون خودروي فرسوده در تهران انتقاد ميكند و از اين گلايه دارد كه صداي اعتراضها به گوش كسي نميرود، مدير مركز پايش آلودگي هوا به اعداد و ارقام متوسل ميشود تا نشان دهد 90 هزار واحد صنعتي غيرمجاز در استان تهران فعالند و بعضيهايشان بدون اين كه مجوز فعاليت داشته باشند، قانون را دور ميزنند.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران اعلام ميكند، مادامي كه وضعيت كيفي خودروهاي ساخت داخل به همين منوال باشد، كاهش آلودگي هواي پايتخت محقق نميشود و مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران از اين كه مسوولان عزمي جدي براي مهار آلودگي هوا ندارند، نگران است.
اگر اين تكههاي پازل را كنار هم بچينيم و قبول كنيم تا به حال به جاي آن كه گامي موثر براي كاهش آلودگي هوا برداشته باشيم، تنها مشكلات را مرور كردهايم، آن وقت شايد اين را نيز بپذيريم كه صحبت كردن از آسمان آبي و تنفس زير سقف پاك آسمان لااقل براي ساكنان 8 شهر آلوده كشور تا زماني نامعلوم رويايي دور از دسترس است.
ميانه ديماه امسال بود كه اعضاي كارگروه كاهش آلودگي هوا در ساختمان 11 طبقه پارك پرديسان گردهم آمدند تا براي چندمين بار از لابهلاي اظهاراتشان راهي براي برونرفت از وضعيت فعلي بيابند؛ اما نتيجه آن شد تا سرهنگ هاشمي، رئيس پليس راهور تهران از مشكلات صنعت خودروسازي كشور بگويد و نماينده وزارت صنايع با گاردگيري مقابل او، حاشيه امن دوبارهاي براي خودروسازان بسازد و نماينده وزارت نفت نيز با به حاشيه راندن موضوع سوختهاي غيراستاندارد به كيفيت نامناسب ساختوساز اشاره كند.
البته وقتي اعضاي اين كارگروه بر مواردي چون نبود مديريت واحد شهري در بحث آلودگي هوا، توزيع سوختهاي غيراستاندارد، فرسودگي خودروها، رشد كند سيستم حمل و نقل عمومي، اصرار بر توليد خودروهاي بيكيفيت و ادامه معاينه فنيهايي كه معيارهاي 30 سال گذشته را يدك ميكشند، تاكيد ميكنند همه بر موضوعات درستي دست گذاشتهاند اما وقتي گره در كار ميافتد دستاندركاران كاهش آلودگي هوا سعي در تبرئه خود دارند.
يك اعتراض، يك دستور
شايد همين توپ به زمين همديگر انداختن و شانه خالي كردن از بار وظايف بود كه سبب شد چند روز پيش حسن بيادي، عضو منتقد شوراي شهر تهران از دادستان كل كشور بخواهد تا به عنوان مدعيالعموم براي پيگيري و طرح شكايت از سازمانها و دستگاههاي كمكار در اجراي طرح جامع كاهش آلودگي هوا اقدام كند؛ درخواستي كه فرداي همان روز اجابت شد و سبب گرديد تا وكيليان، از مسوولان دادستاني كلكشور اعلام كند كه دستگاههاي كمكار به مراجع قضايي و نظارتي معرفي ميشوند. پس تا اينلحظه آنچه مسجل است كمكاري دستگاههاي مسوول در كاهش آلودگي هواست، اما تا روشن شدن اسامي دستگاههايي كه قصور كردهاند، مهم مشكلاتي است كه اگر جدي گرفته نشود، وضعيت هواي تهران را به سوي بحران سوق ميدهد.
يك شعار تعجببرانگيز
وقتي حسن اصيليان، معاون محيط انساني سازمان حفاظت محيطزيست «اصلاح الگوي مصرف، هواي پاك، حقوق شهروندي» را به عنوان شعار امسال روز هواي پاك معرفي كرد و استدلال آورد كه اصلاح الگوي مصرف و داشتن هواي پاك لازمه حفظ حقوق شهروندي است، ناخواسته سوالي بزرگ را ايجاد كرد كه اگر چنين است چرا بسترهاي حفظ حقوق شهروندي مهيا نميشود. وقتي وحيد نوروزي، دبير ستاد هواي پاك شهرداري تهران اعلام ميكند كه 2 ميليون خودروي فرسوده تهران 5 برابر خودروهاي استاندارد مصرف سوخت دارند، وقتي او تاكيد ميكند در كشور ما خودروساز بيرقيب است و خودش هم خودرو توليد ميكند و هم به آن استاندارد ميدهد و مجوزها را تاييد ميكند، زماني كه خودروسازان ميگويند علت توليد نكردن خودروهاي استاندارد، نبود سوخت استاندارد در كشور است، وقتي وزارت نفت با اكراه اين نقيصه را ميپذيرد و وقتي دولت به تعهداتش در تامين بودجه توسعه مترو عمل نميكند، آنگاه در چنين شرايطي چطور ميشود از حفظ حقوق شهروندي سخني به ميان آورد؟
حالا اگر اين را هم بدانيم كه وزير بهداشت پس از آنكه وزارت متبوعش همچنان از اعلام آمار قربانيان آلودگي هوا طفره ميرود اعلام ميكند كه آلودگي هوا تاثيري مستقيم بر سقط جنين دارد و بيماريهاي قلبي علت اول مرگ و مير تهرانيهاست، حتما اين را هم ميپذيريم كه آلودگي هوا پيش از آن كه معضلي شهري باشد عاملي براي تهديد سلامت افراد و در نتيجه تحميل هزينههاي گزاف درمان بر آنهاست.
اين در شرايطي است كه اگر طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران بعد از گذشت 10 سال اجرا ميشد يا دولت عزمي راسختر براي توسعه حملونقل عمومي پيدا ميكرد و بودجه حملونقل عمومي مثل مترو دركشوقوس دعواهاي سياسي نميافتاد، اگر دولت، خروج صنايع از حريم شهرها را همچون خروج زندانها و پادگانها جدي ميگرفت، شايد وضعيت امروز پيش نميآمد تا همه چشم به راه وزيدن باد بمانند.
توجه به اين نكات و تجربهها نشان ميدهد اگر دولت و مسوولان مربوطه اراده جدي و هماهنگي لازم را در عرصه مديريت مساله كاهش آلودگي هواي تهران داشته باشند، اين مساله امري ممكن و شدني است، همانگونه كه زندان قصر با آن همه وسعتش از دل پايتخت به مكاني مناسب منتقل شد و پادگانهاي نظامي درون تهران امروز به پارك، فضاي سبز و مراكز فرهنگي، هنري و تفريحي تبديل شدهاند.
آلودگي هوا و سوءمديريت
اما علت هر چه باشد مهم لايه غليظ دودي است كه بر سر كلانشهرها سايه انداخته است و انكار مسوولان نيز از غلظت آن كم نميكند.
اين همان موضوعي است كه مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا نيز به آن اشاره دارد و ميگويد: كيفيت هواي تنفسي در تهران در همه 365روز سال در شرايط ناسالم قرار دارد.
حالا اگر آخرين آمار شركت كنترل كيفيت هوا را كه اعلام ميكند تهران در بيش از دوسوم روزهاي سال يعني حدود 250 روز با وارونگي هوا روبهروست قبول كنيم آن وقت ديگر باور خواهيم كرد كه به جاي تعلل و تعارف و چشمپوشي از قصورها بايد اقدامي جدي انجام داد.
در همين ارتباط كوروش برارپور، تحليلگر مباحث توسعه پايدار در ايران ميگويد: آلودگي هواي تهران ارتباطي تنگاتنگ با سوءمديريت در فرآيندهاي كلان كشور دارد.برخي سياستگذاران كلان كشورمان اوايل انقلاب اعلام كردند چرا بايد زمينهاي اطراف تنها باير بماند و عدهاي مسكن نداشته باشند كه همين پديده سبب واگذاريهاي بيحساب درحاشيههاي تهران و در نتيجه مهاجرت بيرويه به اين شهر شد كه اين مساله خود افزايش بار ترافيكي و آلودگي هوا را به دنبال آورد.
او توسعه نامتوازن صنعت را يكي ديگر از عوامل آلودگي هواي پايتخت ميداند و ميگويد: در حالي كه ما در بخشهايي چون صنعتفرش، پتروشيمي و كشاورزي داراي مزيت نسبي هستيم به دلايل غيرعلمي برروي خودروسازي كه فاقد مزيت هستيم سرمايهگذاري كردهايم و در حالي كه پهناي باند خيابانهايمان در مقايسه با فرآيند توليد خودرو تقريبا ثابت باقي مانده و نرخ اسقاط خودروهاي فرسوده ناچيز است خودروسازان هر ساله 5/1 ميليون خودروي جديد وارد ناوگان حمل و نقل كشور ميكنند.اين تحليلگر مسائل توسعه پايدار ادامه ميدهد: طبق اصل حركت پروانهاي در نظريه سيستمها برخي آلودگيها در تهران و شهرهاي بزرگ به تخريب محيطزيست و جنگلزدايي در ديگر مناطق كشور برميگردد.
اين اصل ميگويد اگر پروانهاي در نيويورك پر ميزند بايد منتظر گردبادي در شانگهاي بود. بنابراين تخريب محيط كوهستان بويژه در مناطق شمالي كشور به آلودگي هواي تهران دامن ميزند.
برارپور در ادامه به ويژگي مشترك مديران جهان سومي كه به جاي تفكر سيستمي تفكري خطي دارند اشاره ميكند و در توضيح ارتباط اين مساله با آلودگي هوا ميگويد: اين نوع تفكر سبب ميشود تا مديران بهجاي تمركز بر ريشه مشكلات بر علائم و نشانههاي مشكل متمركز شوند و به جاي در پيشگيري رويكرد ساختارگرا در فرآيند حل مساله به رويكردهاي رويدادگرا توجه كنند كه اين مساله در مورد آلودگي هواي تهران بخوبي حس ميشود.او ميگويد: در بنياد توسعه پايدار كلاردشت پژوهشي انجام شده كه نتايج آن نشان ميدهد به ازاي هر 10درصد افزايش در پروژههاي عمراني و جادهاي در شهرهايي چون تهران 9 درصد به حجم ترافيك و 12 درصد به حجم آلودگي هوا افزوده ميشود. پس به نظر ميرسد كه ساخت اتوبانهاي كمكي يا مكمل در كلانشهرها نه تنها ترافيك را كاهش نميدهد بلكه باعث افزايش آلودگي هوا نيز ميشود.
تهیه و تنظیم: مريم خباز
با سپاس



