بن بستهای موجود کشور، حاکی از نبود پارلمان است!
تأسیس نهاد پارلمان برای خودش شأنیت دارد. بنا نبوده برای ایجاد حاکمیت مردم، چند نهاد در ساختار سیاسی تشکیل و دیگر کار تمام شود! قرار نبوده که مردم رئیس و رؤسای نهادهای انتخابی را انتخاب کرده و آنان برای خود، گعده های خودمانی برگزار کنند!حتی قرار نبوده که مثلا در نهادی مثل پارلمان، فراکسیون های مختلف، به نفع خود بازی گروکشی منافع ملت را به راه بیندازند!
به گزارش «تابناک»؛ پارلمان ظاهرا مظهر اراده عمومی برای نظارت بر دولتی است که مظهر اقتدار و حاکمیت در کشور است! منتها در ایران، دولت مظهر اقتدار و حاکمیت هست، اما مجلس مظهر اراده عمومی برای نظارت نیست. پارلمان در ایران می کوشد به جای اینکه مظهر اراده عمومی بر اقتدار مطلق دولت باشد، می کوشد بخشی از این اقتدار و قدرت باشد. تمام تقلای برخی اعضای پارلمان این است که دولت، آنان را در این اقتدار سهیم کند و به طرق مختلف، بخشی از این اقتدار باشند؛ وقتی پارلمان خود بخشی از اقتدار دولتی بخواهد باشد، مظهر بودن اراده عمومی برای نظارت بر اقتدار را از دست می دهد و آن قدرتی که مانند اژدهایی هفت سر در اختیار دولت قرار گرفته است، مطلق العنان می شود.
مدت هاست در پارلمان کنونی ایران با همه معضلات و مشکلاتی که دولت دارد، سؤال و استیضاح و تحقیق و تفحصی به نتیجه نمی رسد. آش آنقدر شور شده که رئیس پارلمان تذکر می دهد که استیضاح بدون حساب و کتاب که رأی نمی آورد را مطرح نکنید؛ اما رئیس مجلس از این نکته غافل است که اتفاقا استیضاح ها درست و حسابی مطرح شده اند، ولی این پارلمان است که در جای درست و حسابی قرار ندارد و خود بخشی از دولت شده است.
جالب است وزیری در هنگام دفاع از خودش در مجلس، می گوید که فلان نماینده گله کرده که چرا آدم فلان نماینده دیگر را منصوب کرده ای و گزینه من را منصوب نکرده اید! بدین ترتیب نماینده ای که منصوبانش در دولت گروه گرفته شده اند، زبانش برای نظارت در دهانش نمی چرخد. اژدهای هفت سر دولت در چنین شرایطی به هر کجا که می خواهد سرک می کشد و هر جا را که بخواهد نابود می کند و مدام قدرتمندتر هم می شود، زیرا قوه ای وجود ندارد که او را به مسیر درست هدایت کند؛ بنابراین، از مسیر اشتباه حرکت می کند و از روی مردم و زندگی آنان می گذرد. شرایط کنونی کشور، تقریبا این گونه است. دولت سنگین و ناتوان بوده و از پاسخگویی و مسئولیت پذیری گریزان است و پارلمان هم به دلایل ذکر شده، ناتوان از نظارت بر دولت بر حل مشکلات است.
حال ممکن است گفته شود، طاقت و توان این پارلمان بیش از این نیست. شاید گفته شود سرمایه های واقعی این مردم به نحوی از انحا از حضور در پارلمان منع شده اند و به هر دلیلی پارلمانی تشکیل شده که توان نظارت ندارد و البته شاید انگیزه اش را هم نداشته باشد. شاید اگر پارلمان را افراد مستقل تری که پذیرفته باشند آنان مظهر اراده عمومی مردم بر دولت هستند تشکیل می داد، به این بن بستی که اکنون گرفتار آن هستیم، گرفتار نمی آمدیم. شاید اگر روند رد صلاحیت گسترده ای که از انتخابات مجلس هفتم شکل گرفت و تا همه انتخابات تا امروز ادامه یافته، کمی کارشناسی تر و فارغ از حب و بغض های جناحی شکل می گرفت، اکنون بن بستی در کار نبود! همه این شایدها ممکن است درست باشد! اما اکنون و در شرایط کنونی و مجلس حاضر، پارلمان این حس را به مردم القا نکرده که مظهر اراده عمومی آنان برای نظارت بر اقتدار دولت و حاکمیت است! دولت که به نظر می رسد تقریبا خیالش از پارلمان راحت است و گویی پارلمانی وجود ندارد؛ این را می توان در تمایل مردم برای تغییر و تحول در رویکرد و افراد دولت دید. هر چقدر دولت به مطالبه مردم برای تحرکی که امیدواری ایجاد کند، بی تفاوت است، پارلمان از دولت بی تفاوت تر است.
شأن تشکیل پارلمان، تجسم اراده عمومی برای نظارت بر قدرتی است که مردم در اختیار دولت ها قرار داده اند. شأن پارلمان این نیست که مظهر بودن اراده عمومی را کنار گذارد و خود بخواهد بخشی از قدرت باشد؛ بن بست های موجود کشور، در بخشی، حاکی از نبود پارلمان است!
است و باید دلیلش را از شورای نگهبان پرسید
واقعا اقای لاریجانی بابت 12 سال ریاست مجلس و یک دوره ریاست شورای عالی امنیت ملی و سه قطعنامه شورای امنیت جایی برای عذرخواهی گذاشته؟
وضعیت کنونی کشور متاثر از مدیریت ضعیف ایشون هست.
خدا به دادت برسه







