نقش مایکروسافت در میناب برملا شد

پایگاه خبری الجزیره در گزارشی مفصل به بررسی نقش دوگانه شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا در جنگ اخیر علیه ایران پرداخته است.
به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ این گزارش نشان میدهد که چگونه غولهایی مانند آمازون، مایکروسافت، گوگل و اوراکل، در حالی که در سطح عمومی خود را مدافع حریم خصوصی کاربران و مخالف دخالت در امور نظامی معرفی میکردند، در پشت صحنه به ستون فقرات ماشین جنگی آمریکا تبدیل شدهاند.
آنچه این گزارش را از منظر اقتصادی حائز اهمیت میسازد، افشای پیوند ناگسستنی بین اقتصاد فناوری و صنعت جنگافزاری است که معادلات تجاری و سرمایهگذاری در منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
از اتهام به چین تا الگوبرداری واشنگتن
ماجرا از ژانویه ۲۰۲۰ آغاز میشود؛ جایی که مایک پمپئو، وزیر خارجه وقت آمریکا، در جمع مدیران وادی سیلیکون از استراتژی «ادغام نظامی-مدنی» چین به عنوان خطری برای ارزشهای مشترک تجارت بینالمللی نام برد و بر اساس آن، تحریمهایی را علیه شرکتهایی مانند هواوی اعمال کرد.
اما پنج سال بعد، در ژانویه ۲۰۲۵، مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در گزارشی خواستار «بازنگری بنیادین در نحوه همکاری پنتاگون با بخش تجاری» شد. به عبارت دیگر، آنچه واشنگتن در دست پکن «محو مرز میان نظامی و مدنی» میخواند، در عمل خود به عنوان «نوآوری تجاری» از آن استقبال کرد.
این دوگانگی رفتاری، در جنگ اخیر علیه ایران به اوج خود رسید و نشان داد که دیوار میان فناوری مدنی و ماشین جنگی در آمریکا، چیزی جز یک سراب رسانهای نبوده است.
سیلیکون ولی؛ از نقاب دفاع از حریم خصوصی تا طراحی اهداف جنگی
در سال ۲۰۱۳، ادوارد اسنودن،کارمند سابق آژانس امنیت ملی آمریکا با افشای اسناد جاسوسی، پرده از همکاری غولهای فناوری با دولت آمریکا برداشت. اپل، گوگل و مایکروسافت برای بازسازی چهره خود، ائتلافی تشکیل داده و با ترویج رمزگذاری دادهها، خود را مدافعان سرسخت حریم خصوصی معرفی کردند.
اوج این نمایش در سال ۲۰۱۶ بود که تیم کوک، مدیرعامل اپل، درخواست FBI برای ایجاد درِ پشتی در آیفون را رسماً رد کرد و آن را تهدیدی برای امنیت میلیونها کاربر دانست؛ حرکتی که تصویر اپل را به عنوان شرکتی مستقل و مخالف زیادهخواهیهای دولت در اذهان تثبیت کرد.
با این حال، الجزیره تأکید دارد که این تصویر عمومی، تنها نیمی از واقعیت بود. در همان سالها، شرکتهای مذکور قراردادهای کلانی با ارتش و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا امضا میکردند.
آمازون در سال ۲۰۱۳ با سازمان سیا و در سال ۲۰۲۱ با آژانس امنیت ملی، قراردادهایی به ارزش میلیاردها دلار بست تا زیرساختهای ابری خود را در اختیار سرویسهای اطلاعاتی قرار دهد. مایکروسافت نیز در سال ۲۰۱۹، با وجود اعتراض کارکنانش، قرارداد ۱۰ میلیارد دلاری «جیدای» با پنتاگون را به دست آورد و اعلام کرد که به همکاری با وزارت دفاع ادامه خواهد داد.
نقش فناوریهای تجاری در جنگ علیه ایران
گزارش الجزیره در مهمترین بخش خود، به افشای نقش مستقیم فناوریهای تجاری در عملیات نظامی علیه ایران پرداخته است. بر اساس این گزارش، یک نرمافزار هوش مصنوعی که بهطور معمول برای پردازش زبان طبیعی و پاسخدهی به پرسشهای کاربران طراحی شده بود، در جریان جنگ به ابزاری برای شناسایی و اولویتبندی اهداف نظامی تبدیل شده است.
این نرمافزار که «کلود» نام دارد و توسط شرکت «آنتروپیک» توسعه یافته، در بستر سامانه «مافن» به کار گرفته شده است. سامانه مافن که توسط شرکت «پالانتیر» با همکاری پنتاگون تکمیل شده، نقشی حیاتی در پردازش دادههای اطلاعاتی ایفا میکند و دادههای دریافتی از ماهوارهها، پهپادها و سامانههای جاسوسی را در یک بستر یکپارچه جمعآوری و تحلیل مینماید.
این سامانه برای اجرا، به زیرساختهای ابری عظیمی وابسته است که توسط شرکتهای آمازون (با سرویس ابری AWS) و مایکروسافت (با سرویس ابری Azure) تأمین میشوند. به بیان دیگر، دادههای میدان جنگ روی سرورهای آمازون و مایکروسافت ذخیره و پردازش شده و سپس توسط سامانه کلود تحلیل میگردند.
وظیفه این نرمافزار در جنگ، تحلیل حجم انبوهی از تصاویر ماهوارهای، دادههای موقعیتیابی و سیگنالهای مخابراتی در کسری از ثانیه است تا به نظامیان امکان دهد بهترین اهداف را انتخاب کنند و مناسبترین سلاح را برای هر هدف پیشنهاد نمایند. به عبارت دیگر، ابزاری که برای مقاصد غیرنظامی طراحی شده بود، به لایهای کلیدی در زنجیره استهداف نظامی تبدیل شده است.
کریگ جونز، محقق دانشگاه نیوکاسل، در این باره میگوید: «ماشین هوش مصنوعی توصیههایی درباره آنچه باید هدف قرار گیرد با سرعتی فراتر از تفکر انسانی ارائه میکند.» این بدان معناست که عملیاتهایی که در گذشته هفتهها زمان میبرد، اکنون با تکیه بر این زیرساختهای تجاری، در عرض چند دقیقه انجام میشوند.
نتیجه این همکاری، سرعتوحشتناکی بود که قبلاً سابقه نداشت. در ۲۴ ساعت اول جنگ علیه ایران،اهداف زیادی مورد اصابت قرار گرفت.
یعنی اگر قبلاً برای آمادهسازی و اجرای چنین حجمی از حملات، هفتهها و ماهها زمان نیاز بود، اکنون با کمک این فناوریها، همه چیز در عرض چند روز انجام شد. جالبتر اینکه سامانه «مافن» که گوگل در سال ۲۰۱۸ به دلیل اعتراض کارکنان خود از آن کنارهگیری کرد، نهتنها تعطیل نشد، بلکه توسط شرکت دیگری به نام «پالانتیر» تکمیل شد و امروز به هسته اصلی سیستم هدفگیری آمریکا تبدیل شده است.
زیرساختهای دیجیتالی؛ خط مقدم پنهان
گزارش الجزیره با واکاوی لایههای فنی جنگ مدرن، نشان میدهد که عملیاتهای نظامی بر روی زیرساختهای تجاری استوار است. در پایینترین لایه، رایانش ابری (با قراردادهایی مانند «قرارداد قابلیت ابری مشترک جنگی») قرار دارد. روی آن، لایه هوش مصنوعی دادهها را پردازش میکند و در بالاترین لایه، سیستمهای پشتیبانی تصمیمگیری نتایج را به تحلیلگران نظامی ارائه میدهند. تمامی این لایهها توسط بخش خصوصی تأمین میشوند و محصولات آنها با نامهای تجاری آشنا در بازارهای جهانی به فروش میرسند. این بدان معناست که تفکیک میان «فناوری مدنی» و «فناوری نظامی» اساساً یک تفکیک ساختگی است.
پروژه نیمبوس؛ سود یک میلیارد دلاری به بهای اخلاق
یکی از آشکارترین نمونههای این دوگانگی، پروژه «نیمبوس» است؛ قرارداد ۱.۲ میلیارد دلاری گوگل و آمازون با دولت رژیم صهیونیستی. بر اساس اسناد فاششده، این قرارداد شامل بندی است که به اسرائیل اجازه میدهد از درخواستهای قانونی کشورها برای دسترسی به دادهها مطلع شود و عملاً بر قوانین بینالمللی خط بطلان بکشد. مشاوران حقوقی گوگل پیش از امضای این قرارداد هشدار داده بودند که مفاد آن، شرکت را شریک در نقض احتمالی حقوق بشر میکند، اما منافع مالی چنان بود که این هشدارها نادیده گرفته شد.
معمای سود مضاعف
الجزیره در پاسخ به این پرسش که چرا این دوگانگی به مدت یک دهه حفظ شد، به اصل «سود مضاعف» اشاره میکند. شرکتهای فناوری از یک سو با قراردادهای دولتی، درآمدی پایدار و هنگفت به دست میآوردند و از سوی دیگر با حفظ چهره مدنی، اعتماد کاربران و مشتریان بینالمللی خود را که به حریم خصوصی و حقوق بشر حساس بودند، حفظ میکردند.
رها کردن هر یک از این دو جبهه، به معنای از دست دادن میلیاردها دلار درآمد بود. بنابراین، راهحل عملیاتی این بود که شرکتها همزمان دو روایت متفاوت را پیش ببرند: در حضور عمومی از اصول اخلاقی سخن بگویند و در خفا قراردادهای نظامی امضا کنند. جیمز هندرسون، مشاور امنیتی، این وضعیت را چنین خلاصه کرده است: «داراییهای فناورانه امروز به عنوان بخشی از درگیری نظامی تلقی میشوند، نه در حاشیه آن».
به گزارش الجزیره، آنچه در تهران، غزه و لبنان رخ داد، نقطه عطفی در آشکار شدن چهره واقعی غولهای فناوری و پیوند ناگسستنی آنها با ماشین جنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود.
این گزارش همچنین هشداری جدی برای سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی منطقه است که بدانند سرمایهگذاری در زیرساختهای ابری و فناوریهای شرکتهای آمریکایی، به دلیل پیوند آنها با نهادهای نظامی، با ریسکهای جدی امنیتی همراه است. بدین ترتیب، جنگ علیه ایران نه تنها موازنه نظامی را تغییر داد، بلکه اقتصاد فناوری را نیز به خط مقدم درگیریها کشاند و نقاب از چهره آنهایی برداشت که سالها خود را جدای از سیاستهای جنگی آمریکا معرفی کرده بود.



