تغییر سوء رفتارها یا پاک کردن مسأله؛ پاسخ نمایندگان مجلس گزینه ۲ است!
به گزارش «تابناک»؛ از جمله آمارهای ناخوشایندی که سال هاست روند رو به افزایشی گرفته و مسئولان را تحت فشار قرار داده، آمار طلاق است؛ پدیدهای که هرچند تلخ است، همگان اذعان دارند گاه بهترین گزینه به شمار میآید؛ گزینهای که اگر فراموش شود، ممکن است عواقب شومی به دبنال داشته باشد.
حکایت همان جمله معروف «پایان تلخ، بهتر از تلخی بی پایان» که به ضرب المثل تبدیل شده و به نوعی مورد وثوق عموم است؛ پایانی که البته آمار وقوعش در کشورمان زیاد شده و از این روی نگران کننده است. اینکه شمار طلاقها رو به افزایش است و فرجام بسیاری از ازدواجها به آن ختم میشود.
این آمار در حالی رو به رشد و افزایشی است که میدانیم آمار ازدواج روند کاهشی داشته و به دنبال آن، روند زادآوری نیز به شکلی نگران کننده، کاهش یافته است. مجموعه آمارهایی که اوضاع خوبی را ترسیم نمیکنند، ولی آنچنان که باید و شاید مورد توجه مسئولان قرار نمیگیرند.
به این آمارها، افزایش سن ازدواج، بالا رفتن خطر تجرد قطعی و حتی اعداد و ارقامی که بیانگر بیکاری و مشکلات همراه با آن هستند را میتوان افزود تا ابعاد مشکل بیش از پیش مشخص شود. مشکلی که موجب شده، هر بار که ثبت احوال آمار وقایع حیاتی چهارگانه (تولد، مرگ، ازدواج و طلاق) را منتشر میکند، نگرانی فراگیر شده و مسئولان واکنش نشان دهند.
درست مثل واکنشهای نمایندگان مجلس که از جمله آنها، موضوعی است که به تازگی مطرح شده و یکی از درخواستهای مهم اعضای فراکسیون خانواده مجلس است؛ «حذف طلاق از شناسنامه زنان مطلقه»؛ خواستهای که رئیس مجلس بر این باور است، چون حقوقی است، باید کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با همراهی دادگاه خانواده و قوه قضائیه آن را دقیق بررسی کنند.
اما چرا شمار زیادی از نمایندگان مجلس، خواستار حذف یکی از وقایع حیاتی چهارگانه از شناسنامهها هستند؟ یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی، دلیل این امر را این گونه مطرح میکند: «ماندن واژه «طلاق» در شناسنامه، افزایش بار روانی و مشکلات را برای خانمها به همراه دارد و با حذف آن، مشکلات روانی این افراد تسهیل میشود. حذف واژه «طلاق» از شناسنامه زنان مطلقه خواستهای بحق است.»
اندک تأملی در سخنان این نماینده کافی است تا دریابیم این نماینده و همراهانش در طرح درخواست حذف طلاق از شناسنامه زنان مطلقه چه میخواهند و منظورشان از بار روانی و ضرورت رفع آن چیست، به ویژه اگر در دور و اطرافمان زنی مطلقه سراغ داشته باشیم و مشکلاتش را به نوعی لمس کرده باشیم.
اشکالاتی که به معضلات فرهنگی و اجتماعی موجود در جامعه مان بازمیگردد و گاه آنقدر زنان مطلقه را تحت فشار قرار میدهد که بپذیرند زندگی مشترکشان با همه اشکالاتش به جهاتی بر طلاق برتری داشت! آسیبهایی که ممکن است به منزوی کردن این زنان از جامعه یا وارد آمدن آسیبهایی شدید به ایشان منجر شود.
اما آیا برای رفع این آسیبها و اصلاح امور باید طلاق را از شناسنامهها حذف کرد؟ به نظر این غیرمرتبطترین درخواستی است که میشود در این خصوص داشت، اما ظاهرا نمایندگان مجلس ترجیحشان این است که مشکلات جدی را با شیوههای غیرجدی حل کنند، وگرنه به جای حذف یکی از رویدادهای حیاتی چهارگانه از اوراق هویتی افراد، میکوشیدند دایره حکایت از زنان مطلقه را وسعت بخشند.






