بازدید 6451
وقتي مي فهميم به نفع تيم بوده يا نه که تفاوت کار دايي و او را ببينيم. دايي هم يکي است مثل کرانچار! او هم وسط فصل تيم را تحويل گرفته... مثل اين است که همان آش نيم پخته و بدمزه را از کرانچار گرفته اند و داده اند به دايي! او هم فرصت ندارد، او هم بدنسازي نکرده، او هم بازيکنان را خوب نمي شناسد. او هم نمي داند بايد دقيقا چه سيستمي را انتخاب کند! حرف من مشخص است. ما در مورد دايي ديگر حرف نمي زنيم، داريم در مورد مشکل فوتبال ايران حرف مي زنيم.
کد خبر: ۷۹۳۷۵
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۶:۵۱ 31 December 2009
قدس؛ براي گفتگو با کاپيتان پرسپوليس نمي خواهم مقدمه اي بنويسم. سؤال اول، به جاي مقدمه است! بي نياز از زياده گويي هاي اوليه، با کريم باقري همراه شويم.

****************
* خيلي سخت است که بفهميم چه نوع رابطه اي ميان کريم باقري و علي دايي برقرار است.
** دوست داريد چه جور رابطه اي داشته باشيم؟

* اين به خواسته من نيست. در حقيقت چيزي که مي خواهم بدانم اين است که از سالها قبل تا امروز ميان شما دو نفر رابطه حسنه اي وجود نداشت و شما آن را پنهان کرديد. کار راحتي نيست. ولي خب اين هنر را داشتيد که کسي متوجه اختلافهاي شما دو نفر نشود.
** اين هم حدس شماست. من کلاً آدمي نيستم که با کسي مشکلي داشته باشم. نه فقط در فوتبال که کلا در زندگي شخصي هم سعي کردم با همه محترمانه رفتار کنم. رفتار من و علي دور از احترام نبود. مگر اين که شما دوست داشته باشيد ما با هم اختلافي پيدا کنيم.

* اين حرف آخري که زديد از کريم باقري بعيد است. فکر مي کنم اين نوع پنهان کردن زياد با ذات کريم باقري همخوان نيست. شما با هم در آلمان همبازي بوديد. تصور مي کنم اختلاف نظرهاي شما از همان تيم آرمينيا بيله فلد شروع شد.
** ببينيد... يک زن و شوهر اگر عاشق و معشوق هم باشند هم نمي توانند در زندگي مشترک بدون مشکل باشند. خواهر و برادر از يک پدر و مادر به دنيا مي آيند، اما با هم نمي سازند. من و علي با هم دوست بوديم، و در عين حال آدم هم بوديم. اگر بگويم هيچ وقت با هم مشکلي نداشتيم دروغ گفتم، ولي اگر هم بگويم بهترين روزهاي زندگي من در اروپا با علي گذشت هم دروغي نگفته ام. من فکر نمي کنم اين قدر دقت کردن به مسائل جزيي و بي ارزش در فوتبال چيز درستي باشد. يعني ما در اين فوتبال مشکلي جز روابط بين من و علي دايي نداريم؟

* اين رابطه امروز به اندازه کافي مهم هست. شما کاپيتان پرسپوليس هستيد و علي دايي سرمربي اين تيم. نوع روابط بين شما دو نفر به اندازه کافي روي عملکرد تيم هم تأثير مي گذارد.
** اين حرف شما را قبول ندارم. من و علي براي اولين بار نيست که بعد از زندگي در آلمان مي خواهيم در تيمي با هم کار کنيم. قبل از اين بارها در تيم ملي همبازي بوديم. در پرسپوليس همبازي بوديم و وقتي او مربي تيم ملي شد من براي اولين بار بعد از سالها قبول کردم که براي تيم ملي بازي کنم. اينها نشانه چيست؟ اختلاف نظر بين من و علي؟ ما در تيم ملي هم اتاقي مي شديم. سرپرست هاي تيم ملي مي دانستند ما مي خواهيم کنار هم باشيم. پس در اين مورد نمي توانيد با من مخالف باشيد.

* نه مخالف نيستيم، ولي مسأله آن کليپي که در گوشي تلفنها دست به دست مي شد و در مورد توهين دايي به شما بود چي؟ آن را هم باور نکنيم؟
** چند نفر آمدند به من گفتند بيا اين فيلم را نگاه کن ببين علي در مورد تو چه حرفهايي مي زند. من اما زياد اهميت ندادم. يعني اصلاً نگاه هم نکردم. کساني که ديدند و من به آنها اعتماد دارم مي گويند ساختگي است.

* به چشم هاي خودتان اعتماد نکرديد.
** من در مورد اتفاقي که نيفتاده حرفي نمي زنم. اين روزها بايد به چيزهاي مهمتري فکر کنيم. من علاقه اي ندارم روي اين جور مسائل تمرکز کنم. از ديدگاه من علي يکي از بزرگان اين فوتبال است. ما در مملکتي زندگي مي کنيم که همه مي خواهند بزرگترها را به پايين بکشند! دليل اش را نمي فهمم، ولي مي دانم در مورد دايي هم همين مسأله وجود دارد. شما در مورد ميزان اختلافهاي من و دايي پرسيديد يک بار گفتم و حالا دوباره تکرار مي کنم. ما با هم مشکلي نداريم.

* سعي مي کنيم اين حرفه اي گري کريم باقري را بپذيريم.
** ربطي به حرفه اي گري ندارد. من آدمي نيستم که دروغ بگويم. اين را تقريبا همه مي دانند. اگر اختلافي بين من و دايي بود، مي گفتم نمي خواهم در اين مورد حرفي بزنيم. چون باز هم فکر مي کنم اين مسائل به کسي جز خود ما ربطي ندارد. مشکل امروز جامعه ما اين است که فکر مي کنيم همه چيزمان را بايد همه بدانند. به کسي چه ربطي دارد که من با فلاني مشکلي دارم؟ حتي اين روزها مردم مشکلات خانوادگي شان را هم به کوچه و خيابان مي آورند! اين واقعا فاجعه است. من چنين آدمي نيستم.

* پس مي توانيم در مورد آينده اي حرف بزنيم که با علي دايي شکل خواهد گرفت. شما از کي فهميديد علي دايي گزينه اصلي مربيگري پرسپوليس شده است؟
** فکر مي کنم فرداي بازي با صباي قم بود. آن روز خود حاجي با من تماس گرفت و گفت به باشگاه بروم. با هم کمي صحبت کرديم و به من گفت به چنين نتيجه اي رسيده است.

* شما اظهار نظر خاصي نکرديد؟
** نه به من ربطي نداشت.

* اگر ربطي نداشت که به شما نمي گفت.
** اين سيستم مديريتي حاج حبيب است. به بزرگترهاي تيم احترام مي گذارد. فقط مي خواست من در جريان باشم و شايد هم مي خواست جو را بررسي کند. به هرحال اين تصميم مديريت بود که پرسپوليس تغيير مسير بدهد. حاجي از نتايج تيم راضي نبود. ما خودمان هم راضي نبوديم. اين که 10 امتياز از تيم صدر جدول عقب بيفتيم اصلاً راضي کننده نيست.

* ... و فقط با اخراج کرانچار اين مشکل حل مي شد؟ اگر فردا هم تيم نتيجه نگيرد بايد چه کسي را اخراج کنند؟ يک روز عباس انصاري فرد رفت، بعد کرانچار، حالا نوبت کيست؟
** بازهم مي گويم من بازيکن تيم هستم و بس. روزي که مربي يا مديرعامل شدم مي توانم به اين جور سؤالها جواب بدهم.

* کريم باقري در اروپا بازي کرده. چنين بي ثباتي را در هيچ جاي اروپا ديده بودي؟
** نه! واقعا نه... من خودم هم مي دانم که زمان کافي در اختيار کرانچار نبود. او نه توانست بازيکنان اش را انتخاب کند، نه فرصت داشت تيم را بدنسازي کند، نه بازيکنان را بشناسد، نه تاکتيک اش را قبل از فصل انتخاب کرده بود. يک ديگ پر از سيب زميني و پياز گذاشتند جلوش و گفتند دو دقيقه وقت داري آش بپزي! خب معلوم است نمي تواتند. ما مشکل مان کرانچار نيست، مشکل اين است که مديريت ما ثبات ندارد. همين حاجي وقتي تيم را قهرمان کرد از تيم رفت و ماهها بخاطر همين اتفاق مشکل داشتيم. اگر همان زمان سازمان به ترکيب مديريت دست نمي زد، ما امروز اين قدر مشکل نداشتيم.

* پس اين طور هم نيست که حرفي نداشته باشيد!
** ببينيد! اول بحث گفتي با علي دايي مشکل داري گفتم نه، الان مي گوييد نظرت در مورد اخراج کرانچار و تغيير مديريت چيست مي گويم يا حرف نمي زنم، يا اگر حرف بزنم دروغ نمي گويم. من طي اين دو سال، مشکلات زيادي را ديدم. مثل بي پولي، تغيير پياپي مربي! شما ببينيد در يک فصل و نيم ما 5 مربي عوض کرديم. قطبي، پيرواني، وينگادا، کرانچار و حالا علي دايي! اين فاجعه است. خب اين تمام نظم تيمي را به هم مي ريزد. ما مشکلات کمي نداريم. به من ربطي ندارد. مديران مي توانند هر هفته مربي عوض کنند، ولي ديگر نبايد از بازيکنان هم انتظار معجزه داشته باشند. ما ماشين نيستيم که برنامه بگيريم و در زمين بازي بدويم.

* اين ها يعني انتخاب دايي اشتباه بود!
** اگر مي خواهيد اين جوري ادامه بدهيد من ديگر حرفي ندارم. من دارم در مورد مشکل فوتبال ايران حرف مي زنم، شما ربطش مي دهيد به انتخاب دايي!

* البته ميل خودتان است که به بحث ادامه بدهيد يا نه، ولي مسلما اخراج کرانچار را به نفع تيم نمي دانيد!
** وقتي مي فهميم به نفع تيم بوده يا نه که تفاوت کار دايي و او را ببينيم. دايي هم يکي است مثل کرانچار! او هم وسط فصل تيم را تحويل گرفته... مثل اين است که همان آش نيم پخته و بدمزه را از کرانچار گرفته اند و داده اند به دايي! او هم فرصت ندارد، او هم بدنسازي نکرده، او هم بازيکنان را خوب نمي شناسد. او هم نمي داند بايد دقيقا چه سيستمي را انتخاب کند! حرف من مشخص است. ما در مورد دايي ديگر حرف نمي زنيم، داريم در مورد مشکل فوتبال ايران حرف مي زنيم. مشکلي که به مربي اجازه نمي دهد حتي يک سال با تيم اش کار کند.

* از حبيب کاشاني بعيد بود اين قدر زود کم بياورد. او خيلي خوب پشت افشين قطبي و حميد استيلي ايستاده بود!
** خب به هرحال شرايط امسال هم با آن فصل فرق مي کند. نمي توانيم او را مقصر بدانيم. حتي خود حاجي هم تکليف اش معلوم نيست. او را به صورت موقت سرپرست تيم گذاشته اند تا تکليف باشگاه را روشن کند. همه مشکلات و توقعات روي دوش او افتاده. شايد هرکسي جاي او بود، همين کار را مي کرد.

* خب... کرانچار تيم را سوم تحويل داد و رفت. فکر مي کني همين مکان سوم هم تا آخر فصل با مربيگري دايي باقي بماند؟
** تضميني هم وجود نداشت که اگر کرانچار مي ماند ما همين رده سوم را هم نگه مي داشتيم. ما تا پله هفتم جدول هم سقوط کرده بوديم. يعني ممکن بود دوباره با او پايين تر بيفتيم! من به آينده اين تيم خيلي اميدوار شدم. شوک مثبتي در تيم به وجود آمده. همه سعي مي کنند خودي نشان دهند.

* فکر مي کنم بيشتر وقت ما در اين مجادله به کل کل کردن گذشت.
** چيزي بود که شما مي خواستيد!

* نه اين را نمي خواستم. بگذريم ... کريم باقري از يک سال قبل تا امروز و شايد بهتر است بگوييم از روزي که افشين قطبي رفت تا امروز يا مصدوم بوده و يا مثل کريم باقري بازي نکرده.
** مثل کريم باقري بازي نکردم و با اين همه مصدوميت هفت گل هم زدم؟!

* يعني از بازي خودت راضي هستي؟
** اصلاً راضي نيستم، ولي نمي توانم قبول کنم که کم فروشي کرده باشم.

* نه! کم فروشي که به کريم باقري نمي چسبد! انگار منظورم را بد متوجه شدي!
** اگر مي خواهي بگويي افت کردم قبول دارم. من سال قبل اشتباه کردم و دوره اي پرفشار را پشت سر گذاشتم. هم در ليگ بودم، هم با تيم ملي بازي و تمرين مي کردم، هم جام باشگاههاي آسيا را داشتيم. شايد يادم رفته بود دارم پير مي شوم.

* واقعاً فکر مي کني پير شدي؟
** (مي خندد) فقط خداست که پير نمي شود !
اشتراک گذاری
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
برچسب منتخب
محمد باقر قالیباف مجلس یازدهم دریای کارائیب منطقه حفاظت شده خاییز سیروس مشفقی