خانه هزار متری، مزد خدمت مدیر جان بر کف در ورزش
بررسیهای اولیه در خصوص داراییهای منقول و غیرمنقول برخی مدیرانی که در طول چند ماه اخیر صحنه ورزش را ترک کردهاند، خبر از رشد چند هزار درصدی حجم اموال ایشان در زمان تصدی پستهای ورزشی دارد که هیچ توجیه اقتصادی برای این دریافتیها وجود ندارد و همین ارزیابیها پاسخگویی این عده را برای مشخص شدن قانونی بودن انباشتههای مالی این عده به سمت یک الزام سوق میدهد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ ورزش این روزها شاهد با لگد بیرون انداختن برخی مسئولانی است که در نگاه نخست عملکرد بسیاری از آنها خود گواهی بر جبر موجود در امر تغییرشان با بدترین شیوه است تا جایی که برخی از این به اصطلاح مدیران را به واسطه سطح عملکرد و اشتباهات فاحششان با اتهام سوءمدیریت و حیف و میل بیت المال میتوان مورد پیگیری قضایی قرار داد.
بررسیها اما حکایت از آن دارد که مشکل قدری وسیعتر است و بسیاری از مدیران جز هدر دادن منابع مالی فدراسیونهای تابعه، کیسههای پول را پیش پیش حواله حسابهای بانکیشان کردهاند که همزمان با خروجشان مشخص میشود چه جولانی در دوره تصدی پستهایشان در ورزش دادهاند و چه ارقامی توسط این دسته و وابستگانشان جابه جا شده و تاکنون به واسطه سلطه بر حوزه مالی مرتبط در بخش ورزشی زیرمجموعهشان، هیچ موضوعی به بیرون درز نکرده بود.
برخی از ایشان علاوه بر برخی دریافتیها و درصدگیریها در فدراسیونهای ورزشی، بخش اعظمی از درآمدشان را مدیون در اختیار داشتن پوزیشن ریاست فدراسیون هستند که در سطح بینالمللی، دارای اعتبار بالایی است و با اتکاء بر این جایگاه و سایر پستهای بینالمللی که به واسطه همین ریاست فدراسیون به دست میآورند، یک دکان دونبش سیار احداث میکنند و از شرق و جنوب شرق آسیا تا شرق اروپا، از سوله سازی تا واردات و صادرات انواع و اقسام خدمات و کالاییهایی که برخی از آنها صنعتی بوده و حتی جنبه ورزشی نیز ندارد، میپرداختهاند.
یکی از این اشخاص که مفتضحانه برکنار شد، همچون بسیاری از مدیران تنها انگیزهاش را برای حضور در ورزش خدمت بدون دریافت حقوق یا کمترین درآمد بیان میکرد و همواره مدعی بود در خارج از ورزش بهتر میتواند صاحب اموال و داراییهایی شود، همچون یک کارمند ساده به ورزش آمد، با بهره برداری از این الگوهای تجارت با سواستفاده از موقعیت، منزلی با وسعتی بیش از هزار متر در منطقه زعفرانیه خریداری کرده است!
چنین مزدی البته شاید برای این مدیری جان بر کف که مجموعهاش در دوران حضورش به واسطه باندبازی در تمامی بخشها و بیخردی در مدیریت یک مدال حلبی نیز نگرفته بود، شاید قدری اندک باشد(!) و شاید باید برای خدمت کردن صادقانه هزینه بیشتری لحاظ کرد. راستی این مدیر باید ماهیانه چه رقمی از فعالیتهای کاسب کارانهاش کنار گذاشته باشد تا در یکی از بهترین مناطق تهران که زمین حکم طلا را دارد، چنین عمارتی را صاحب شود؟!
این مدیر که به خریدن نمایندگان رسانههای گروهی در دوره ریاستش مشهور بود و یکی از پرهزینهترین کمیتههای روابط عمومی برای وی فعالیت میکرد، برخی از خبرنگاران و دبیران ورزشی تعدادی از خبرگزاریها، سایتها و روزنامهها تحت عنوان عضو کمیته روابط عمومی و یا حق التحریر خبرنامهای که هیچ بازخورد جدی نداشت را تحت پوشش مالی قرار داده باشد و این گروه به شکل ماهیانه ارقام متنابهی از وی دریافت میکردند که حمایتشان نیز پس از کنار گذاشتن این مدیر در همین چهارچوب بود.
کاشکی به جای نوشتن این حقایق با اینگونه افراد برخورد می شد اما متاسفانه فقط حرف زده می شود .
آیادرخانه کس است ؟؟؟!!!
چرا در دولت ما زور قانون فقط به قشر ضعیف میرسه؟
یا این روسوایی ها را نگویید .. یا اگر میگویید بلند بگویید به گوش رئیس دولت برسه.






