گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۷۶۰۰۷
| | 4524 بازدید
جام جم
«ميخواهند آنها را دوباره قرباني كنند» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
كودتاي 28 مرداد، تازه با حمايت آمريكا به ثمر نشسته بود و دولت دست نشانده، زمام امور را به دست گرفته بود. ژنرال آيزنهاور، رئيسجمهور وقت آمريكا از اين شرايط به «پيروزي سياسي اميدبخش در ايران» ياد كرد و تصميم گرفته شد نيكسون معاون آيزنهاور، 17 آذر به ايران سفر كرده از نزديك شرايط ايران پس از كودتا را بررسي كند.
آفتاب يزد
«خبر براي مردم رفع بيخبري از برخي مسئولان» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
ابلاغ تذكر به روزنامههاي اصلاحطلب، موضوعي است كه از فعاليتهاي عادي وزارت ارشاد در چهار سال اخير بوده و روزنامهها نيز بنابر عادت پيشين، در تمام اين مدت، دريافت پيام از وزارت ارشاد را بر گرفتن اخطار يا احضاريه از ساير نهادها ترجيح ميدادند.
معمولا اين تذكرات نيز به صورت محرمانه ارسال ميشد كه مفهوم آن، منع تذكرگيرندگان از علني كردن تذكر بود. در همين روند، روز شنبه تذكري به روزنامه واصل شد و پس از چند ساعت، خبرگزاريهاي مختلف كشور خبر آن را منتشر نمودند تا مشخص شود مسئولان وزارت ارشاد راسا خبر را در اختيار رسانههاي خبري گذاشتهاند.
كيهان
«پيام دريافت نشد!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه رد آن ميخوانيد:
با وجود پيچيدگيهاي فراوان ظاهري، مسيرهاي اصلي در پرونده هسته اي ايران تغيير چنداني نكرده است. در هفته گذشته 3 اتفاق مرتبط با اين پرونده رخ داده كه معناي واقعي آنها را تنها پس از كشف ارتباطشان با يكديگر مي توان دريافت. اتفاق اول اين بود كه شوراي حكام آژانس پس از 3 سال حاشيه نشيني در پرونده هسته اي ايران، قطعنامه اي عليه ايران صادر كرد كه ظاهرا «پيام» آن براي غربيها مهمتر از «محتواي» آن بوده است. واقعه دوم پس از اين قطعنامه رخ داد، زماني كه ايران اعلام كرد در واكنش به قطعنامه، همكاريهاي داوطلبانه و شفاف ساز خود با آژانس را به صفر مي رساند. اتفاق آخر اما براي خيليها حتي در داخل ايران غيرمنتظره بود، ايران اعلام كرد علاوه بر دو سايت غني سازي نطنز و فردو، 10 سايت جديد ديگر احداث خواهد كرد.
اعتماد
«ديوان عدالت اداري و استقلال کانون وکلا» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهمن کشاورز است كه در آن ميخوانيد:
مقدمه اول؛ موضوع استقلال کانونهاي وکلا و استقلال وکيل مدافع و اينکه چرا بايد وکيل مستقل باشد و فارغ از دخالت (و نه نظارت) حکومت و قوه قضائيه چيزي نيست که فقط در محافل وکلا و حقوقدانان و قضات مطرح باشد. اين مطلب در سالهاي اخير مورد توجه همه هم ميهنان ما قرار گرفته و حتي نسبت به آن حساس و بعضاً نگران هستند. رويدادهايي که مردم در تلويزيون ناظر آن بوده يا شرح آنها را در روزنامهها و نشريات خوانده يا از يکديگر شنيده اند، آنها را نسبت به مساله «حق دفاع» و اينکه اين حق با حضور چگونه وکيلي تامين مي شود و به تبع به موضوع لزوم استقلال وکيل مدافع، علاقه مندتر و مآلاً حساس تر و نگران تر کرده است.
رسالت
«سه قطره خون» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
يک روز قبل از ورود نيکسون به تهران، دانشگاه تهران شاهد فريادهاي دانشجويي عليه مظالم شاه و آمريکا بود. روز دوشنبه16 آذر32 يعني درست سه ماه و18 روز پس از کودتاي ننگين آمريکا فريادهاي مرگ بر آمريکاي دانشجويان سکوت سنگين و خفقان آلود دولت کودتا را شکست و سه قطره خون به علامت وفاداري به مردم و آزادي در سنگفرش دانشگاه تهران به زمين ريخته شد.
روايت شهيد چمران که آن هنگام خود از دانشجويان دانشکده فني بود شنيدني است. بدون ترديد16 آذر1332 يک نقطه عطف در تاريخ جنبش دانشجويي و همصدايي اين جنبش با مردم براي رهايي از ستم پهلوي و استبداد جهاني به رهبري آمريکا بود. مردم جنبش دانشجويي را به دو صفت مي شناسند؛ صفت ضد آمريکايي و ضد استکباري و صفت ضد استبدادي آن!
مردم سالاري
«دانشگاه و دانشجو چشمه زلال الهام بخش جامعه» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم محسن دقت دوست است كه در آن ميخوانيد:
روز 16 آذر داراي چه ويژگيهايي است که شايسته قرارگرفتن به عنوان نماد تحرک و پويايي جامعه دانشگاهي شناخته شده است؟
واقعه 16 آذر سال 1332 در حالي رخ داد که خفقان و اضطراب ناشي از شرايط کودتاي نظامي (28مرداد) هراس و دلهره را فضاي غالب کشور ساخته بود و در وضعيتي که به نظر هيچ قشر و نيرويي اعم از احزاب سياسي و نخبگان جامعه ياراي ايستادگي و نشان دادن عکس العمل در مقابل سرکوب خشونت آميز حکومت را نداشتند، اين دانشجويان بودند که با غلبه بر اين شرايط و با برپايي تظاهرات و بلندکردن صداي اعتراض خود، نمايشي مقتدرانه از روحيه ظلم ستيز و سلطه ناپذير ملت ايران برپا داشتند و با نثار سه شهيد اهورايي، خشم فروخورده مردم را در برابر استبداد نشان دادند.
ابتكار
«جنبش دانشجويي و جريان روشنفکري در نقطه سرنوشت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
16 آذر 32 در حقيقت انتقام جنبش دانشجويي ايران از کودتاچيان 28 مرداد بود. دانشجويان در اعتراض به سفر نيکسون که قرار بود در 17 آذر ماه دکتراي افتخاري دانشکده حقوق دانشگاه تهران به او اعطا شود، تظاهرات مي کنند و دانشگاه به اشغال نيروي نظامي دولت درمي آيد و در اين واکنش خون پاک «سه آذر اهورايي» به زمين ريخت در نتيجه وجه استکبار ستيزي جنبش دانشجويي نمايان شد و يک قدم به نقطه اوج خود يعني اشغال لانه جاسوسي آمريکا در 13 آبان 58 نزديک شد 16آذر و 13 آبان نشان داد که جنبش دانشجويي به عنوان تابعي محض براي جريان روشنفکري عمل نمي کند چرا که آناليز تاريخ روشنفکري در ايران نشان مي دهد تقليد و غربي سازي وجه شاخص اين جريان بوده است و وجه اشتراک تاريخ 150 ساله روشنفکري در ايران تقليد و ستيز با غرب مي باشد و تمام ظرفيت روشنفکري با اين دو شاخص قابل ارزيابي است اما بخش مهم نسلهاي مختلف روشنفکري در ايران همواره تمام مساعي خويش را صرف فهم،درک غرب و تقليد از آن بکار گرفتند و بر همين اساس هم رويکرد تعامل با دولتهاي داخلي از طريق الف: تاثير گذاري بر دولت، ايجاد تصميم سازي به واسطه دولت ب: مشارکت در دولت و جذب در بدنه قدرت را برگزيدند. نسل نخست روشنفکران ايراني در اواخر سلطنت قاجار با خواستگاهي از درون قدرت،معتقد به اصلاحات از بالا و به شکل متمرکز عمل مي کردند اينان معتقد بودند با برقراري دويالوگ و با استفاده از ضعف بي سوادي حاکمان، امکان تاثير گذاري و اجراي رفرمهاي مورد نظر فراهم مي آيد.
دنياي اقتصاد
«کسريهاي آمريکايي و بينظمي جهاني» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر موسي غنينژاد است كه در آن ميخوانيد:
سالهاي طولاني است که اقتصاد ايالاتمتحده آمريکا به طور مزمن کسري بودجه دولتي و کسري تجارت خارجي دارد و به نظر ميرسد که سياستمداران و سکانداران سياستهاي اقتصادي، نه تنها نگراني چنداني از اين وضع ندارند، بلکه با آن به راحتي کنار آمدهاند. پرسش اين است که چگونه و چرا سياستمداران آمريکايي بهرغم ادعاي پايبندي به اصول اقتصاد آزاد، بيش از نيم قرن است که با سياستهاي اقتصادي مداخلهجويانه خود بيثباتي و بينظمي در اقتصاد جهاني را دامن زدهاند و آرمان اقتصاد آزاد را قرباني مصلحت سیاسی کردهاند.
حيات نو
«گام در راهى که دير آغاز شد» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم علىمحمد حاضري است كه در آن ميخوانيد:
آقاى دکتر على محمد حاضرى، دبير کل انجمن اسلامى مدرسين دانشگاهها در شماره 1910 روزنامه حيات نو در نقد سخنان آقاى غلامعلى حدادعادل يادداشتى تحت عنوان «لااقل حدادعادل باشيد» نوشت که دکتر حداد عادل در پاسخ به نقد ايشان در شماره 1912 يادداشتى تحت عنوان « از نقد استقبال مى کنم» نوشتند. و طى آن از آقاى دکتر حاضرى درخواست نمودند براى ايجاد فضاى معقول تر، نقد منطقى خود را ادامه دهند. در پى همين درخواست دکتر حاضرى يادداشت دوم خود را در نقد ايشان نوشته است...
جوان
«غدير و درسهاي امروز آن» عنوان يادداشت روز روزنامه جوان به قلم حسن رشوند است كه در آن ميخوانيد:
- وقتي در ژرفاي وجودمان غدير را جستوجو ميکنيم و بر بلنداي سرزمين پاک و اسرار آميز برکه غدير چشم ميدوزيم، مردي را ميبينيم که با دستي برافراشته تا بلنداي تاريخ، حقانيتي را به اثبات ميرساند که 1430 سال از چشمه سار آن وجود انسانهاي آرمانخواه و آزاده سيراب شده است. اينکه غدير چه بود که امروز تشنگان معرفت و طريقتش با گذشت 14 قرن هماره آرزوي نظاره آن صحنه با شکوه را دارند، قطعاً در انديشه نگارنده نميگنجد، اما از آنجا که هر واقعهاي ميتواند چراغ راهنمايي براي حرکتهاي صحيح سياسي ـ اجتماعي آيندگان باشد، مطالعه آن واقعه و تطبيق شرايط آن ميتواند روند حرکت را به گونهاي ديگر سوق دهد.
وطن امروز
«بهاي دمکراسي در عراق» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم حسنهانيزاده است كه در آن ميخوانيد:
کشورعراق در طول تاريخ در فرآيند دولتسازي همواره 2 مقوله ديکتاتوري مطلق و دموکراسي توام با هرج و مرج را تجربه کرده است. شرايط اجتماعي، قومي ومذهبي عراق به گونهاي است که ملت عراق همواره يا تابع اراده حاکمان ديکتاتور بوده يا در صورت برخورداري از يک فضاي دموکراتيک سرانجام به سمت هرج و مرج و گريز از قانون حرکت کرده است.
حکومتهاي حجاج بن يوسف ثقفي و عبيدالله بن زياد در دوران بنياميه و بعثيها در طول 40سال گذشته نمونه بارزي از حاکميت مطلق حکام ديکتاتور برملت عراق است.نگاهي به محيط پيراموني عراق نشان ميدهد که کشورهاي عرب همسايه عراق از وجود يک نظام دموکراتيک در اين کشور به دليل چرخش قدرت وحکومت اکثريت بر اقليت رنج ميبرند. اين کشورها ترجيح ميدهند تا عراق از رهگذرحاکميت يک نظام ديکتاتوري مبتنيبر حکومت اقليت بر اکثريت اداره شود زيرا کشورهاي عرب اساسا با اکثريت موجود در جامعه عراق سازگاري ندارند.
«ميخواهند آنها را دوباره قرباني كنند» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
كودتاي 28 مرداد، تازه با حمايت آمريكا به ثمر نشسته بود و دولت دست نشانده، زمام امور را به دست گرفته بود. ژنرال آيزنهاور، رئيسجمهور وقت آمريكا از اين شرايط به «پيروزي سياسي اميدبخش در ايران» ياد كرد و تصميم گرفته شد نيكسون معاون آيزنهاور، 17 آذر به ايران سفر كرده از نزديك شرايط ايران پس از كودتا را بررسي كند.
آفتاب يزد
«خبر براي مردم رفع بيخبري از برخي مسئولان» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
ابلاغ تذكر به روزنامههاي اصلاحطلب، موضوعي است كه از فعاليتهاي عادي وزارت ارشاد در چهار سال اخير بوده و روزنامهها نيز بنابر عادت پيشين، در تمام اين مدت، دريافت پيام از وزارت ارشاد را بر گرفتن اخطار يا احضاريه از ساير نهادها ترجيح ميدادند.
معمولا اين تذكرات نيز به صورت محرمانه ارسال ميشد كه مفهوم آن، منع تذكرگيرندگان از علني كردن تذكر بود. در همين روند، روز شنبه تذكري به روزنامه واصل شد و پس از چند ساعت، خبرگزاريهاي مختلف كشور خبر آن را منتشر نمودند تا مشخص شود مسئولان وزارت ارشاد راسا خبر را در اختيار رسانههاي خبري گذاشتهاند.
كيهان
«پيام دريافت نشد!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه رد آن ميخوانيد:
با وجود پيچيدگيهاي فراوان ظاهري، مسيرهاي اصلي در پرونده هسته اي ايران تغيير چنداني نكرده است. در هفته گذشته 3 اتفاق مرتبط با اين پرونده رخ داده كه معناي واقعي آنها را تنها پس از كشف ارتباطشان با يكديگر مي توان دريافت. اتفاق اول اين بود كه شوراي حكام آژانس پس از 3 سال حاشيه نشيني در پرونده هسته اي ايران، قطعنامه اي عليه ايران صادر كرد كه ظاهرا «پيام» آن براي غربيها مهمتر از «محتواي» آن بوده است. واقعه دوم پس از اين قطعنامه رخ داد، زماني كه ايران اعلام كرد در واكنش به قطعنامه، همكاريهاي داوطلبانه و شفاف ساز خود با آژانس را به صفر مي رساند. اتفاق آخر اما براي خيليها حتي در داخل ايران غيرمنتظره بود، ايران اعلام كرد علاوه بر دو سايت غني سازي نطنز و فردو، 10 سايت جديد ديگر احداث خواهد كرد.
اعتماد
«ديوان عدالت اداري و استقلال کانون وکلا» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهمن کشاورز است كه در آن ميخوانيد:
مقدمه اول؛ موضوع استقلال کانونهاي وکلا و استقلال وکيل مدافع و اينکه چرا بايد وکيل مستقل باشد و فارغ از دخالت (و نه نظارت) حکومت و قوه قضائيه چيزي نيست که فقط در محافل وکلا و حقوقدانان و قضات مطرح باشد. اين مطلب در سالهاي اخير مورد توجه همه هم ميهنان ما قرار گرفته و حتي نسبت به آن حساس و بعضاً نگران هستند. رويدادهايي که مردم در تلويزيون ناظر آن بوده يا شرح آنها را در روزنامهها و نشريات خوانده يا از يکديگر شنيده اند، آنها را نسبت به مساله «حق دفاع» و اينکه اين حق با حضور چگونه وکيلي تامين مي شود و به تبع به موضوع لزوم استقلال وکيل مدافع، علاقه مندتر و مآلاً حساس تر و نگران تر کرده است.
رسالت
«سه قطره خون» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
يک روز قبل از ورود نيکسون به تهران، دانشگاه تهران شاهد فريادهاي دانشجويي عليه مظالم شاه و آمريکا بود. روز دوشنبه16 آذر32 يعني درست سه ماه و18 روز پس از کودتاي ننگين آمريکا فريادهاي مرگ بر آمريکاي دانشجويان سکوت سنگين و خفقان آلود دولت کودتا را شکست و سه قطره خون به علامت وفاداري به مردم و آزادي در سنگفرش دانشگاه تهران به زمين ريخته شد.
روايت شهيد چمران که آن هنگام خود از دانشجويان دانشکده فني بود شنيدني است. بدون ترديد16 آذر1332 يک نقطه عطف در تاريخ جنبش دانشجويي و همصدايي اين جنبش با مردم براي رهايي از ستم پهلوي و استبداد جهاني به رهبري آمريکا بود. مردم جنبش دانشجويي را به دو صفت مي شناسند؛ صفت ضد آمريکايي و ضد استکباري و صفت ضد استبدادي آن!
مردم سالاري
«دانشگاه و دانشجو چشمه زلال الهام بخش جامعه» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم محسن دقت دوست است كه در آن ميخوانيد:
روز 16 آذر داراي چه ويژگيهايي است که شايسته قرارگرفتن به عنوان نماد تحرک و پويايي جامعه دانشگاهي شناخته شده است؟
واقعه 16 آذر سال 1332 در حالي رخ داد که خفقان و اضطراب ناشي از شرايط کودتاي نظامي (28مرداد) هراس و دلهره را فضاي غالب کشور ساخته بود و در وضعيتي که به نظر هيچ قشر و نيرويي اعم از احزاب سياسي و نخبگان جامعه ياراي ايستادگي و نشان دادن عکس العمل در مقابل سرکوب خشونت آميز حکومت را نداشتند، اين دانشجويان بودند که با غلبه بر اين شرايط و با برپايي تظاهرات و بلندکردن صداي اعتراض خود، نمايشي مقتدرانه از روحيه ظلم ستيز و سلطه ناپذير ملت ايران برپا داشتند و با نثار سه شهيد اهورايي، خشم فروخورده مردم را در برابر استبداد نشان دادند.
ابتكار
«جنبش دانشجويي و جريان روشنفکري در نقطه سرنوشت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
16 آذر 32 در حقيقت انتقام جنبش دانشجويي ايران از کودتاچيان 28 مرداد بود. دانشجويان در اعتراض به سفر نيکسون که قرار بود در 17 آذر ماه دکتراي افتخاري دانشکده حقوق دانشگاه تهران به او اعطا شود، تظاهرات مي کنند و دانشگاه به اشغال نيروي نظامي دولت درمي آيد و در اين واکنش خون پاک «سه آذر اهورايي» به زمين ريخت در نتيجه وجه استکبار ستيزي جنبش دانشجويي نمايان شد و يک قدم به نقطه اوج خود يعني اشغال لانه جاسوسي آمريکا در 13 آبان 58 نزديک شد 16آذر و 13 آبان نشان داد که جنبش دانشجويي به عنوان تابعي محض براي جريان روشنفکري عمل نمي کند چرا که آناليز تاريخ روشنفکري در ايران نشان مي دهد تقليد و غربي سازي وجه شاخص اين جريان بوده است و وجه اشتراک تاريخ 150 ساله روشنفکري در ايران تقليد و ستيز با غرب مي باشد و تمام ظرفيت روشنفکري با اين دو شاخص قابل ارزيابي است اما بخش مهم نسلهاي مختلف روشنفکري در ايران همواره تمام مساعي خويش را صرف فهم،درک غرب و تقليد از آن بکار گرفتند و بر همين اساس هم رويکرد تعامل با دولتهاي داخلي از طريق الف: تاثير گذاري بر دولت، ايجاد تصميم سازي به واسطه دولت ب: مشارکت در دولت و جذب در بدنه قدرت را برگزيدند. نسل نخست روشنفکران ايراني در اواخر سلطنت قاجار با خواستگاهي از درون قدرت،معتقد به اصلاحات از بالا و به شکل متمرکز عمل مي کردند اينان معتقد بودند با برقراري دويالوگ و با استفاده از ضعف بي سوادي حاکمان، امکان تاثير گذاري و اجراي رفرمهاي مورد نظر فراهم مي آيد.
دنياي اقتصاد
«کسريهاي آمريکايي و بينظمي جهاني» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر موسي غنينژاد است كه در آن ميخوانيد:
سالهاي طولاني است که اقتصاد ايالاتمتحده آمريکا به طور مزمن کسري بودجه دولتي و کسري تجارت خارجي دارد و به نظر ميرسد که سياستمداران و سکانداران سياستهاي اقتصادي، نه تنها نگراني چنداني از اين وضع ندارند، بلکه با آن به راحتي کنار آمدهاند. پرسش اين است که چگونه و چرا سياستمداران آمريکايي بهرغم ادعاي پايبندي به اصول اقتصاد آزاد، بيش از نيم قرن است که با سياستهاي اقتصادي مداخلهجويانه خود بيثباتي و بينظمي در اقتصاد جهاني را دامن زدهاند و آرمان اقتصاد آزاد را قرباني مصلحت سیاسی کردهاند.
حيات نو
«گام در راهى که دير آغاز شد» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم علىمحمد حاضري است كه در آن ميخوانيد:
آقاى دکتر على محمد حاضرى، دبير کل انجمن اسلامى مدرسين دانشگاهها در شماره 1910 روزنامه حيات نو در نقد سخنان آقاى غلامعلى حدادعادل يادداشتى تحت عنوان «لااقل حدادعادل باشيد» نوشت که دکتر حداد عادل در پاسخ به نقد ايشان در شماره 1912 يادداشتى تحت عنوان « از نقد استقبال مى کنم» نوشتند. و طى آن از آقاى دکتر حاضرى درخواست نمودند براى ايجاد فضاى معقول تر، نقد منطقى خود را ادامه دهند. در پى همين درخواست دکتر حاضرى يادداشت دوم خود را در نقد ايشان نوشته است...
جوان
«غدير و درسهاي امروز آن» عنوان يادداشت روز روزنامه جوان به قلم حسن رشوند است كه در آن ميخوانيد:
- وقتي در ژرفاي وجودمان غدير را جستوجو ميکنيم و بر بلنداي سرزمين پاک و اسرار آميز برکه غدير چشم ميدوزيم، مردي را ميبينيم که با دستي برافراشته تا بلنداي تاريخ، حقانيتي را به اثبات ميرساند که 1430 سال از چشمه سار آن وجود انسانهاي آرمانخواه و آزاده سيراب شده است. اينکه غدير چه بود که امروز تشنگان معرفت و طريقتش با گذشت 14 قرن هماره آرزوي نظاره آن صحنه با شکوه را دارند، قطعاً در انديشه نگارنده نميگنجد، اما از آنجا که هر واقعهاي ميتواند چراغ راهنمايي براي حرکتهاي صحيح سياسي ـ اجتماعي آيندگان باشد، مطالعه آن واقعه و تطبيق شرايط آن ميتواند روند حرکت را به گونهاي ديگر سوق دهد.
وطن امروز
«بهاي دمکراسي در عراق» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم حسنهانيزاده است كه در آن ميخوانيد:
کشورعراق در طول تاريخ در فرآيند دولتسازي همواره 2 مقوله ديکتاتوري مطلق و دموکراسي توام با هرج و مرج را تجربه کرده است. شرايط اجتماعي، قومي ومذهبي عراق به گونهاي است که ملت عراق همواره يا تابع اراده حاکمان ديکتاتور بوده يا در صورت برخورداري از يک فضاي دموکراتيک سرانجام به سمت هرج و مرج و گريز از قانون حرکت کرده است.
حکومتهاي حجاج بن يوسف ثقفي و عبيدالله بن زياد در دوران بنياميه و بعثيها در طول 40سال گذشته نمونه بارزي از حاکميت مطلق حکام ديکتاتور برملت عراق است.نگاهي به محيط پيراموني عراق نشان ميدهد که کشورهاي عرب همسايه عراق از وجود يک نظام دموکراتيک در اين کشور به دليل چرخش قدرت وحکومت اکثريت بر اقليت رنج ميبرند. اين کشورها ترجيح ميدهند تا عراق از رهگذرحاکميت يک نظام ديکتاتوري مبتنيبر حکومت اقليت بر اکثريت اداره شود زيرا کشورهاي عرب اساسا با اکثريت موجود در جامعه عراق سازگاري ندارند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


