راز سربازان هخامنشي در مصر گشوده نشد
هرچند نخستينبار نبود كه خبر كشف ارتش گمشده كمبوجيه در مصر و ليبي بهگوش ميرسد اما خبر اين بار برخلاف دو بار گذشته بهسرعت از سوي خبرگزاريهاي رسمي و روزنامههاي سراسري كشور با استقبال روبهرو شد. همچنين خبرگزاريها و روزنامههاي معتبر جهاني هم واكنشهاي متفاوتي بهپيدايش 50 هزار سرباز هخامنشي در مصر نشان دادند.
به نوشته «تهران امروز»، مساله تا جايي پيش رفت كه «حميد بقايي» رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري از رئيسجمهور خواست تا اجازه اعزام باستانشناسان ايراني را در قالب يك تيم باستانشناسي بينالمللي بهكشور مصر بدهد كه با موافقت او روبهرو شد اما بهيكباره زاهي حواس، دبيركل شورايعالي آثار باستاني مصر اطلاعيه مطبوعاتي صادر كرد و ماجراي كشف بقاياي ارتش كمبوجيه را از اساس تكذيب كرد. اينبار هم مطبوعات ايران بدون كوچكترين ترديدي واكنش نشان دادند تا ارتش كمبوجيه دوباره در صحراي مصر گم شود.
دوقلوهاي افسانهاي
در زماني كه بسياري از محوطههاي تاريخي كشور در سكوت خبري بهسر ميبردند، دو برادر ايتاليايي بهنام آنجلو و آلفردو كستيگليوني كه بهخاطر كشف مشهور خود در 20 سال پيش در شهر تاريخي مصر، «شهر طلا»، معروفيت جهاني پيدا كرده بودند، ادعا كردند كه گمشدگان ايرانيان در دو هزار سال پيش را پيدا كردند. فيلمي از آنها در فستيوال «روورتو» نشان داده شده كه بيانگر تحقيق 13 ساله و همچنين پنج سال اعزام هيات باستانشناسي بهاين منطقه بود.براساس اين فيلم، آنها در سال 1996 شروع بهاين فعاليت كردند. هيات باستانشناسي در كاوشهاي خود آهنآلاتي را در نزديكي «سيوا» پيدا كردند. كاوش ادامه مييابد و آنها بهاجساد و استخوانهاي انساني در يك گودال ميرسند. آنها بهاين نتيجه ميرسند كه اين گودال يك پناهگاه بود در برابر توفانهاي شن. كاوشها آنها را به تعدادي خنجر برنزي و چندين كمان ميرساند. آنها همچنين حدود يك چهارم مايل دورتر از پناهگاه تيم باستانشناسي يك بازوبند نقرهاي، گوشآويز و چندين حلقه كه شبيه تكههاي گردنبند بودهاند پيدا ميكنند. تجزيه و تحليل گوشوارهها آنها را بهاين نتيجه ميرساند كه اين اشيا متعلق بهدوران هخامنشي هستند. آنها همچنين گورهاي دسته جمعي با هزاران استخوان سفيد پيدا كردهاند و ميگويند كه بقاياي لشكر «كامبيز» - كمبوجيه- نيز بايد در اين منطقه موجود باشد.
دوقلوهاي ناقلا
زاهي حواس، دبيركل شوراي عالي آثار باستاني مصر اما بهيكباره همه چيز را كتمان كرد. البته نه دريك كنفرانس مطبوعاتي بلكه در يك وب سايت. او مينويسد: «آنچه در روزنامهها، خبرگزاریها و اخبار تلویزیون از کشف بقایای ارتش کمبوجیه از قول برادران دوقلو گفته شده، بیاساس و گمراهکننده است. آن برادران هیچ ماموریتی در منطقه نداشته و مجوزی نیز برای اینکار نداشتهاند.»
اما سربازاني كه اين دو برادر از كشف آنها خبر دادهاند براساس متون تاريخي در 525 سال پيش از ميلاد مسيح بر اثر گرفتار شدن در توفان شن، زنده در زير لايههاي شن صحرا مدفون شده بودند. اين سربازان بعد از هفت روز راهپيمايي در بيابان به منطقهاي ميرسند كه هماكنون با نام «الخرقه» شناخته ميشود. پس از آن بود كه سربازان ايراني ناپديد شدند و هيچ كس اثري از آنها نيافت. هرچند اين قصه از سوي بسياري بهعنوان افسانه تعبير ميشود اما هرودت در تاريخ خود بهبادهاي شديدي اشاره ميكند كه همزمان با حضور ايرانيان از سمت جنوب وزيدن گرفت و گردبادها و توفانهاي شن عظيم حاصل از آن سربازان ايراني را در بر گرفت. از سوي ديگر، خبر كشف اجساد 50 هزار سرباز هخامنشي از مصر بهايران رسيد و دوباره تكذيب شد هيچكس سراغي از باستانشناسان نگرفت.
مصر 300 سال در سيطره ايران
شهريار عدل، باستانشناس نامآشناي ايران كه بهتازگي از كاوش علمي در تركمنستان بازگشته بهتهرانامروز ميگويد: شكي وجود ندارد كه كمبوجيه لشكركشي كرده ومصر را بهتسخير خود درآوردهاست. در اين مسير كه چهارهزار كيلومتر بوده است قطعا سربازاني از بين رفتهاند. بنابراين پيدا شدن اجساد آنها كاملا طبيعي است. اما عدل روي يك مسالهاي تاكيد ميكند كه همگان بايد بهآن توجه كنند. البته او اعتقاد دارد كه آنچه دو برادر دوقلوي ايتاليايي روي آن انگشت گذاشتند همان ارتش كمبوجيه است. عدل ميگويد: بايد اين مساله بررسي شود آنچه كه باستانشناسان ايتاليايي ميگويند واقعا متعلق بهحمله كمبوجيه بهمصر است يا خير. او البته تنها خبر اين كشف را شنيده و عكسهاي آن را نديده است اما ميگويد: ما الان ميدانيم كه سرنيزههاي دوره هخامنشي به چه شكلي بوده است. بنابراين اين مساله ميتواند ما را بهدرست يا غلط بودن آنچه اين دو باستانشناس ميگويند، برساند.
عدل هم از نحوه خبررساني اين كشف راضي نيست. او هم كمي مظنون است. ميگويد: «مجموعه دادهها بايد بررسي شود و پايه علمي داشته باشد. آنچه از نگاه او و ساير باستانشناسان واضح و غيرقابلانكار است، اين است كه مصر از زمان كمبوجيه تا داريوش سوم جزئي از شاهنشاهي ايران بوده است. او بهوجود آثار بازمانده از اين تاريخ در كنار رود نيل و درياي سرخ اشاره ميكند و ميگويد طبيعا ايران بايد با داشتن ارتشي بزرگ و مجهز مصر را بخشي از سرزمين خود كرده باشد. اما او اعتقاد دارد، اين موضوع كه اين ارتش همان ارتش كمبوجيه باشد نياز به بررسي دارد.
عدل گمشدن بخشي از ارتش كمبوجيه را استيلاي 300 ساله ايران برمصر در توفان شن اتفاقي عادي ميداند.
سوال آخر
حاشيه پيرامون لشكر كمبوجيه بهجدال بين باستانشناسان مصري ختم نشد. سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري پس از اين جدال بين برادران «كستيگليوني» و «زهي حواس» مجبور بهواكنش شد. مسالهاي كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري روي آن انگشت گذاشت، احتمال فشارهاي سياسي وارده از سوي دولت مصر بهباستانشناسان براي تكذيب خبري است كه واكنشهاي متفاوتي از سوي پژوهشگران كشورهاي مختلف را در پي داشت. احتمالي كه در ميان افكارعمومي و آشنايان بهحوزههاي تاريخي و سياسي هم قوت گرفت و دور از ذهن نيست با توجه بهروابط ايران و مصر و رقابتهاي فرهنگي چنين فشاري بهتيم باستانشناسي وارد شود. آن هم زماني كه مدتهاست كشورهاي عربي از خواب قيلوله ما سود ميبرند وتلاش ميكنند تا علاوه بر خليج فارس، مشاهير ايراني را هم بهاسم خودشان مصادره كنند.
بههرحال آنچه مسلم است در مصر كتيبهاي از داريوش هخامنشي وجود دارد كه درباره حفر كانال سوئز و فتح مصر در مقاطعي از تاريخ باستان داد سخن داده است. بنابراين حضور ارتش ايرانيان در آن دوره تاريخي غيرقابل انكار است. برخي از روزنامهها همچنان كه بدون گفتوگو با باستانشناسان بهدرج خبر پرداختند بدون كوچكترين ترديدي خبر كذب بودن آن را هم درج كردند. اما سوال اينجاست خبرنگاراني كه نزديك به يكدهه گذشته در حوزه ميراث فرهنگي كشور تربيت شده و قدرتي دوباره بهسازمان ميراث فرهنگي بخشيده بودند، در اين ماجرا كجا بودند؟ چرا سازمان ميراث فرهنگي بهجاي دادن اطلاعيه و تكذيب و ترديد هيچگاه از خبرنگاران شناختهشده اين حوزه و باستانشناسان بهنام كشور دعوت نكرد تا در يك كنفرانس مطبوعاتي، اين مساله را به چالش بكشانند.
چرا يك برنامهتلويزيوني با حضور باستانشناسان نامآشناي كشور ترتيب نداد تا بتواند از زدن گره روي گرههاي گذشته جلوگيري كند. حتي اگر نتيجه نشان ميدهد كه ارتش كشف شده، كوچكترين ارتباطي با كمبوجيه و خاندان هخامنشي نداشت آيا از ارزش تاريخي ايران كه روزگاري مصر را در سيطره خود داشته، كاسته ميشد يا آنقدر بايد بهحواشي اين مساله پرداخته ميشد تا اصل ماجرا بهفراموشي سپرده شود؟ سوال آخر اينكه چرا در مسائل علمي و باستانشناسي بهجاي پاسخگو بودن باستانشناسان، روابطعمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري پاسخگوست؟ چرا باب گفتوگو بين متخصصان باز نميشود تا ارتشهاي تاريخي ايران در توفان شن حواشي اتفاقهاي علمي گم نشوند.
اما آیا آنگونه دوران زیستن اینقدر سخت است که ما با وجود مسلمانیمان نمیتوانیم اخلاق حسنه را آنچنان در بین خود رواج دهیم که آیندگان ما بر سر دوران ما قبطه بخورند
تازمانی که ما در تاریخ دیگر کشورها جومونگ و سوسانا و اوشین و..... داریم مسلما دستگاههایی همچون رسانه ملی فرصت پرداختن به تاریخ پادشاهان هخامنشی و کلا تاریخ ایران را ندارند.
جدیدا که قرار است نام شاهان ایرانی را از کتب تاریخی مدارس حذف کنند چرا دیگر کشور ها این افتخارات را به سود خودشان ثبت نکنند؟؟؟



