به دنبال تاريخ ساز شدن در المپيك لندن
از محمد بنا به عنوان معمار موفقيت كشتي فرنگي ايران نام ميبرند. دارنده مدال نقره جهان در سال 83 كييف كه در كار مربيگري تبحر خاصي دارد و از زماني كه بعد از يك دوره فترت به ايران بازگشته، منشأ اثرات خوبي در كشتي فرنگي ايران شده است تا او كه غيبتش در راه حضور در المپيك پكن محسوس بود كه طلاي شاگردش (حميد سوريان) از كف برود، يك بار ديگر در فرداي المپيك به خدمت فراخوانده شود و ماموريت نيمه تمامش را پي بگيرد.
به نوشته جام جم؛ او كه به نظم و ترتيب در كارش اهميت خاصي قائل است، چند ماه بيوقفه زحمت كشيد و از نو روح قهرماني و قهرمان شدن را به دنبال ناكامي المپيك در كالبد سوريان دميد تا سردار بيمثال كشتي فرنگي ايران در هرنينگ دانمارك، يك بار ديگر همه حريفان را مقهور قدرت، هوش و تكنيك برتر خود كرده و براي چهارمين سال از سكوي نخست جهان صعود كند.
طلاي چهارم سوريان در كنار 3 مدال برنز، كشتي فرنگي ايران را براي نخستين بار به سكوي جهاني و آن هم مقام ارزشمند نايبقهرماني نائل كرد تا كاملا دستگيرمان شود كه كشتي فرنگي صاحب هويتي تازه شده است. هويتي كه حتي ميتواند به قهرماني جهان نيز منجر شود.
در دانمارك در يك قدمي مقام قهرماني توقف كرديم تا در شور و شعف دستيابي به موفقيتي بزرگ و گرانقدر، يك فرصت گرانبها را از دست داده باشيم. با اين حال كشتي فرنگي ايران با بناي خود به دنبال روزهايي روشنتر است، روزهايي كه بايد به المپيك 2012 لندن ختم شود و بعد از گذشت 40 سال، ما را در اين رشته صاحب مدال المپيك كند.
مدالي كه گمشده حميد سوريان است و اين كشتيگير سخت به دنبال اين است كه با اضافه كردن يك مدال خوشرنگ المپيك، كارنامه قهرمانياش را مشعشعتر از پيش كند. با محمد بنا، سرمربي موفق تيم ملي كشتي فرنگي، گپ و گفتي داشتهايم كه در پي ميآيد.
هر وقت اسم شما در محافل ورزشي برده ميشود ناخودآگاه همه ياد حميد سوريان ميافتند. چه اتفاقي افتاد كه دوباره سوريان به قله قهرماني رسيد، آن هم با توجه به اين كه ميگفتند سوريان نبايد به جهاني اعزام شود و بنا صرفا به دليل اعتقادي كه به او دارد، انتخابش ميكند؟
هيچ شكي نداشته باشيد كه من به كشتي سوريان و قابليتهاي او اعتقاد دارم. من نهتنها به سوريان كه به كل كشتي فرنگي ايران بويژه نفرات اعزامي به جهاني دانمارك اعتقاد داشته و دارم. اگر اين طور نبود 5 جوان را براي اولين بار در تركيب تيم اعزامي به مسابقات جهاني قرار نميدادم. همان طور كه بارها گفتهام المپيك براي سوريان يك اتفاق بود هر چند در پكن هم ميتوانست صاحب مدال طلا شود. او طي 10 ماه اخير بتدريج كار آمادهسازياش را براي شركت در مسابقات جهاني شروع كرد و بسياري از اين حرف و حديثهايي كه شما به آن اشاره كرديد را با بردباري تحمل كرد. ما تنها به هدفي كه داشتيم فكر ميكرديم اين كه سوريان را به اوج برگردانيم و تيمي داشته باشيم كه از نظر مبارزهاي سرآمد باشد. خوشبختانه همه اعضاي تيم مزد اين تلاش و پشتكار را گرفتند و تيم ما براي اولين بار نايب قهرمان جهان شد.
بازگشت دوباره حميد سوريان يك طرف سكه است، طرف ديگر سكه آن است كه چطور بايد او را براي المپيك لندن حفظ كنيم؟
به نظر من اين وظيفه مسوولان است. در جلسهاي هم كه در كميته ملي المپيك داشتيم، گفتم كه اين همه برنامهريزي و هزينه و تلاش صورت ميگيرد كه در درجه اول قهرمانان ما بتوانند در اوج بمانند و در نهايت در المپيكها افتخارآفريني كنند. آن چيزي كه به من سرمربي مربوط است، آمادهسازي تيم و تلاش و پشتكار بسيار در تمرينات است و توقع دارم ورزشكاري كه با او كار ميكنم تنها تمركزش روي تمرين كردن و كسب افتخار باشد و دغدغههايي نظير دغدغه معيشتي نداشته باشد. اگر ميخواهيم سوريان، اخلاقي، اكبري، عليزاده و همه قهرمانان و همچنين مربيان زحمتكش حفظ شوند، بايد به شرايط معيشتي كشتيگيران و مربيان رسيدگي كرد تا من مربي بياعتنا به اين مسائل تنها به حوزه كاري خودم بپردازم. بنابراين وجود يك برنامهريزي دقيق به منظور رسيدگي به شرايط زندگي ورزشكار و همچنين تداركات آمادهسازي اردويي در اين زمينه ضروري است.
ازجمله جواناني كه نتوانست انتظارات را برآورده كند، اميد نوروزي مليپوش وزن 60 كيلوگرم بود. اين اتفاق در شرايطي رخ داد كه اغلب كارشناسان و حتي خود مربيان اعتقاد داشتند كه او ميتواند يك سوريان ديگر باشد و به عنوان پديده در كشتي ايران ظهور كند.
نوروزي متاسفانه تجربه بينالمللي زيادي نداشت. در سال 2007 كه به عضويت تيم ملي جوانان براي شركت در مسابقات جهاني گواتمالا درآمد، به دليل مشكلات خدمت سربازي نتوانست اين تيم را همراهي كند و پس از آن، 2 سال به خدمت سربازي رفت. اين كشتيگير جوان سال گذشته به يك تورنمنت بينالمللي رفت و امسال در مسابقات انتخابي با شكست مقابل باوفا دوم شد. با اين حال ما او را به مسابقات بينالمللي جام آزوماش اكراين اعزام كرديم كه در آنجا كشتيهاي خيلي خوبي گرفت. نوروزي در دانمارك به عدم شايستگياش نباخت بلكه او به نداشتن تجربه بينالمللي باخت. ما نبايد از جوانان توقع بيجايي داشته باشيم.
اين سوال پيش ميآيد كه چرا يك كشتيگير كمتجربه را در تركيب تيم قرار داديد؟
بايد بررسي كرد كه در سالهاي گذشته در اين وزن چه عملكردي داشتهايم؟ اشكاني با چندين سال تجربه و حضور در 2 المپيك تنها يك مدال نقره گرفته و باوفا هم بارها امتحانش را پس داده است. بنابراين بايد به دنبال جذب و پرورش استعدادها باشيم. نفرات مستعدي مثل نوروري بايد براي فرداي كشتي حفظ شوند. او در مصاف با كشتيگير گرجستاني مغلوب كمتجربه بودنش شد. با قاطعيت ميگويم اگر اين جوان حفظ شود در آينده حرفهاي زيادي براي گفتن خواهد داشت، همان طور كه سوريان در اولين دوره مسابقات جوانان آسيا دوم شد و ما او را حفظ كرديم تا به اينجا برسد. نوروزي را هم بايد حفظ كرد و با تزريق روحيه خودباوري او را به جايگاهي هدايت كنيم كه استحقاقش را دارد. همان طور كه بايد افشين بيابانگرد را نيز حفظ كنيم، چون او هم در دانمارك دلاورانه جنگيد. بنابراين نبايد توقع داشته باشيم كه همه كشتيگيران ما در 7 وزن مدال بگيرند و سال بعد همه مدالها ارتقا پيدا كند، چراكه تازه در اول راه هستيم.
پيش از اعزام به دانمارك از بيابانگرد به عنوان يكي از آمادهترين نفرات ياد ميشد، اما در نهايت او هم نتوانست كاري از پيش ببرد.
بيابانگرد از نظر آمادگي جسماني واقعا در سطح عالي بود، در طول تمرينات بسيار زحمت كشيد و از هيچ كشتيگيري در دنيا كم نداشت، اما در مسابقات جهاني كشتيگيران غربال ميشوند و در مرحله يكچهارم نهايي تنها آمادگي جسماني كشتيگير پاسخگو نيست و فاكتور تاكتيك هم بسيار موثر است. در اين مرحله كه رقابت نزديك است برنده و بازنده را اشتباهات كشتيگيران مشخص ميكند. در دور چهارم بيابانگرد اگر به غير از منصوراف آذربايجاني و قهرمان المپيك با هر كشتيگير ديگري مواجه ميشد يقين بدانيد پيروز ميشد، چراكه منصوراف در اين مبارزه با تاكتيك مشخصي بيابانگرد را گول زد و توانست او را شكست دهد. بيابانگرد استحقاق كسب مدال برنز را داشت همچنان كه عليزاده توانست اين كار را بكند. اين نتيجه چيزي از شايستگيهاي بيابانگرد نميكاهد و براي شروع كارش كسب عنوان هفتمي بد نبود. همين هفتمي او و دهمي نوروزي هم در نايبقهرماني ما موثر بودند.
به عليزاده اشاره كرديد ، ميتوان گفت كه عليزاده هم ظهور يك پديده را براي كشتي فرنگي ايران نويد داد.
فرشاد عليزاده چندين سال است كه در مسابقات مختلف جوانان حضوري فعال همراه با درخشش دارد و امسال با شروع اردوها كادر فني يك امتياز به او داد كه در مسابقات جام وهبي امره شركت كند.هرچند او در اين مسابقات حذف شد، اما در حقيقيت اين نويد را به ما داد كه اگر او را به شرايط مطلوبي برسانيم ميتواند جزو 74 كيلوهاي خوب دنيا باشد. پس از مسابقات جام وهبي امره، او به صورت منظم در اردوهاي تيم ملي حضور داشت تا به قهرماني آسيا برسد و در مسابقات بينالمللي جام آزوماش اكراين كشتيهاي خوبي را به معرض نمايش بگذارد. در همان مسابقات به او گفتم كه حواست را جمع كن تا جزو 74 كيلوهاي خوب دنيا قرار بگيري و فرشاد واقعا اين را در دانمارك ثابت كرد. اومقابل حريف دانماركي چون ميزبان بود شكست خورد، البته نه اينكه داوري كاملا به ضرر عليزاده باشد. اشتباه خودش در تايم سوم نيز باعث باختش شد. البته در تايم اول حق او را خوردند، اما در مجموع دلاورانه كشتي گرفت و بحق برنز گرفت. عليزاده اگر خودش را حفظ كند ميتواند روزي خودش را قهرمان جهان ببيند. همان طور كه اخلاقي در 84 كيلو هم ميتواند اين كار را بكند.
هرچند اخلاقي برنز گرفت، اما هيچ كس شانسي براي او قائل نبود و در واقع با كسب مدال برنز همه را شگفت زده كرد؟
من چيزي را براي خودم نخواسته و نميخواهم، اما بايد كشتيگيران تشويق شوند تا انگيزههاي آنان از بين نرود. كساني اين نظر را داشتند كه از نزديك با اين كشتيگير در ارتباط نبودند. ما پيش از اين در84كيلوگرم سامان طهماسبي را داشتيم كه يك كشتيگير كاملي بود و به دليل مصدوميت متاسفانه او را از دست داديم. كشتيگيران خوبي مثل طالب نعمت پور، بابك قرباني و حبيبالله اخلاقي به عنوان جايگزينهاي طهماسبي مورد نظر ما بودند. در اين ميان اخلاقي از زماني كه در 74 كيلو جوانان حضور داشت با كادر فني همراه است و براي همين از نظر مبارزاتي شناخت كافي از او داشتيم. من هميشه گفتهام كه دلم ميخواهد 40 كشتيگير مثل اخلاقي شاگردم باشند. همين نشان ميدهد كه به او اعتقاد كامل داشتم. وقتي كه در دور اول در دانمارك قهرمان المپيك را شكست داد همه فهميدند كه اخلاقي كشتيگير توانايي است. شايد به لحاظ امكانات سختافزاري و نرمافزاري از 20 كشور دنيا در كشتي فرنگي عقب باشيم، ولي ما يكسري ميانبرها را در كنار تزريق روحيه اعتماد به نفس براي رسيدن به اين نقطه طي كرديم و خوشبختانه توانستيم به هدفمان برسيم. بر اين اساس معتقدم ما در جهاني دانمارك شايستگي كسب 4 مدال طلا را داشتيم.
جوانگرايي در تيم ملي در يك وزن ديگر اميدواركننده بود، اينكه اميرعلي اكبري جانشين قاسم رضايي شد كه پيش از اين مدال برنز جهان را كسب كرده بود.
اين كشتيگير جنگنده در روزهايي نيزكه عضو تيم ملي نبود در اردوهاي تيم ملي جوانان حضور مييافت. در آن مقطع برخي ميگفتند اين چه كشتيگيري است كه به آن دل بستهاي! من در پاسخ ميگفتم شما كاري نداشته باشيد، اين جوان ميتواند يكي از بهترين كشتي گيران دنيا باشد، چون پشتكارش را دارد. حال همه ديدند كه اين جوان مزد زحمات سنگين خود و مربي خوبش، ناصر نوربخش را در جهاني دانمارك با كسب مدال برنز گرفت. او در دانمارك اگر مقابل حريف مجارستاني مرتكب اشتباه نميشد ميتوانست حتي صاحب مدال طلا شود. به هر حال او بخوبي توانست جاي خالي قاسم رضايي را پر كند. امثال اخلاقي و اكبري ثابت كردند ما متكي به ستارهها نيستيم، اگر قاسم رضايي رفت امروز علي اكبري هست و اگر علي اكبري هم برود باز هم نفرات ديگر هستند كه بخوبي جاي او را پر كنند.
آخرين وزني كه مورد بحث ماست و اتفاقا خيلي هم بحثبرانگيز است 120 كيلوگرم و حضور چندباره مسعود هاشمزاده، كاپيتان تيم در مسابقات جهاني و تداوم ناكاميهاي اين كشتيگير است، آيا او به آخر خط رسيده است؟
چون كشتيگير آماتور است، نميتوان به او گفت كه كشتي بگير يا نگير. هاشمزاده بهترين سنگين وزن ما در سالهاي اخير بوده است، هميشه با او صحبت ميكردم كه استعداد داري، اما به واسطه ذهنيت اشتباه نميتواني به مدال جهاني برسي. به وي يادآور شدم كه امسال به حرف من گوش كن تا صاحب مدال شوي. او تا يك ماه قبل از اعزام به دانمارك به حرفم گوش داد، يعني تا زماني كه صد درصد به حضورش در جهاني مطمئن نشده بود. بعد از آن فكر ميكرد كه سنگين وزن بايد وزنه بزند و بخورد كه قوي بشود ! راه را اشتباه رفت، من به خاطر اينكه جو اردو به هم نريزد خيلي آرام با او صحبت ميكردم كه اين راه درستي نيست. هاشم زاده يك روز ميپذيرفت و روز ديگر نميپذيرفت. به هر صورت با همه اميدي كه به او داشتيم نتوانست مدال بگيرد. اين در حالي بود كه خودش ميگفت در سالهاي آخر كشتياش به دنبال مدال جهاني است، اما به خاطر تنبلي نتوانست در كشتي به چيزي كه استحقاقش را داشت برسد. واقعا از او دلگيرم، چون به او علاقهمندم. استعداد او يك مدال جهاني است. به هر حال اگر مسعود شكست خورد من هم مقصرم و از اين بايت متاسفم. امروز بايد بكوشيم مثل بقيه وزنها شرايط بسترسازي را فراهم كنيم. در اين وزن چند مهره جوان داريم كه بايد بتدريج آنها را در كنار ديگر نفرات موجود قرار دهيم تا به سطح اول كشتي دنيا برسند.
حال كه تيم ما نايب قهرمان جهان شده قطعا شرايط متفاوتي در سطح جهان خواهد داشت، با اين اوصاف شرايط تيم ملي را در آينده چطور ميبينيد؟
آينده تيم ملي كشتي فرنگي شايد در بخش فني تحت تاثير عملكرد من باشد. در اين سالها نشان دادم چيزي جز پيشرفت كشتي را نميخواهم و تا آنجا كه توان داشتم در كنار همكارانم در طبق اخلاص گذاشتم. در اين شرايط مسووليت ما سنگينتر شده است، چرا كه حريفان بيشتر روي كشتيگيران ما تمركز ميكنند. اين درست كه چند سال است روند رو به رشدي داريم، اما امسال با وجود اين همه تغيير در تركيب تيم نايب قهرمان شديم. بعضي تيمها مثل آمريكا 2 يا 3 تا از ستاره هايشان را از دست ميدهند و از لحاظ تيمي دچار افت ميشوند، ولي ما در 5 وزن كشتيگيران جوان را به خدمت گرفتيم و به اينجا رسيديم. وقتي تيم ريشهداري ميشويم بيشتر زير ذره بين هستيم و براي بهتر شدن بايد فدراسيون امكانات لازم را در اختيار ما بگذارد.
بيترديد يكي از عوامل اصلي موفقيت جوانان وجود انگيزه كافي براي قهرمان شدن است، براي حفظ اين انگيزهها چه بايد كرد؟
هر نهاد و سازماني كه ميتواند بايد در اين مقطع، ملي پوشان كشتي را تشويق كند. من چيزي را براي خودم نخواسته و نميخواهم، اما بايد كشتيگيران تشويق شوند تا انگيزههاي آنان از بين نرود. نميتوانم براي ايجاد انگيزه دائم كشتيگيرم را تشويق كنم كه اگر روزي قهرمان شدي وضعات بهتر ميشود. حال كه قهرمان شدند بايد تشويق شوند تا انگيزهها از بين نرود.اميدوارم اين اتفاق بيفتد و ما با سرعت بيشتري پلههاي رشد و ترقي را طي كنيم.
فرض كنيد همه شرايط بر وفق مراد پيش ميرود امكانات، برنامههاي تداركاتي و اردوي مناسب، پاداش عالي براي كشتيگيران و همه آن شرايطي كه مورد نظر شماست، در المپيك لندن بالاخره كشتي فرنگي هم صاحب مدال خواهد شد؟
اگر همه شرايط مهيا باشد، قول ميدهم بيشترين تعداد مدال طلاي تاريخ كشتي ايران را در المپيك به دست بياوريم و يك ركورد تاريخي به ثبت برسانيم. اميدوارم همين طور شود چون توانايي اين كار را در كشتي فرنگي ايران ميبينم.




