ورزشی »
دفاع نفر دوم سابق سازمان ورزش از تصمیم رئیس ورزش:
تغییرات حق قانونی سعیدلو است، چون باید به ملت پاسخگو باشد
زمانی که مشکلی پیش میآید و مثلاً در بازیهای المپیک مطلوب حاصل نمیآید، کدامیک از این مدیران فدراسیونها حاضر میشوند استعفاء داده و اجازه دهند، چهره توانمندتری به صحنه بیاید... عنوان کردهاند که فدراسیونهای تابعهشان مبتنی بر برنامه حرکت کرده که اگر چنین باشد، با تغییر رئیس به عنوان مجری این برنامهها، تنها امکان دارد بخشی از برنامهها اصلاح شود. کمیته ملی المپیک باید خود را با سازمان تربیت بدنی هماهنگ کند.
کد خبر: ۶۸۸۴۸
| | 35741 بازدید
مـــوج تـازه تغییرات در سـطح ورزش بیش از آنکه در حـوزه ستادی و سازمان تربیتبدنی مورد توجه قرار گیرد، در بحث فدراسیونهای ورزشی مورد اشاره ویژه قرار گرفته و برخی رسانهها و معدودی از مدیران سابق ورزش که برخی تغییرات لطماتی را به آنها وارد ساخته یا منافعی را منقطع میسازد در این زمینه به نحوی برخورد کردند که تصور میشود، این تغییرات برای نخستین بار در ورزش به وقوع میپیوندد و یا شکل تازه و ناهنجاری به خود گرفته است، حال آنکه دیدگاههای کارشناسان خبره حوزه ورزش و مدیر
انی که تمامی سطوح مدیریتی ورزش را پله پله پشت سر گذاشتهاند، با چنین رویکردی به تغییرات اخیر به کلی متفاوت است.
انی که تمامی سطوح مدیریتی ورزش را پله پله پشت سر گذاشتهاند، با چنین رویکردی به تغییرات اخیر به کلی متفاوت است.کیومرث هاشمی که به عنوان معاون و رئیس مرکز ورزش قهرمانی و حرفهای سازمان ورزش در دوره مدیریت محمد علیآبادی، جایگاه قدرتمندترین شخص ورزش پس از رئیس ورزش یا به عبارتی نفر دوم ورزش را در اختیار داشت، پس از حضور سجادی در این کرسی و تعریف پست قائم مقامی که قدری در جایگاه و تاثیرگذاری معاونت قهرمانی تاثیرگذار بود، سکوتی نسبی اختیار کرد اما با شدت گرفتن برخی جنجالهای رسانهای و اظهارنظرهایی که شفافسازی ابعاد مختلف آن یک الزام بود، از تصمیمات رئیس جدید سازمان تربیت بدنی حمایت کرد و این مسئله را حق طبیعی رئیس ورزش تلقی کرد که بهره گیری از آن نیز مرتبط با امروز نیست و ریشه در ادوار گذشته دارد.
هاشمی در گفت و گو با تابناک ابتداً با طرح موضوع ساختار اساسنامه فدراسیونهای آماتور ورزشی که مبنای قانونی فعالیت این تشکل های مردم نهاد با اخذ مصوبه هیات وزیران است، یادآور شد: این اساسنامه به شکلی که گزینش روئسای فدراسیونها از حالت انتصابی به حالت انتخابی درآمد در سال 1376 و زمان حضور آقای هاشمی طبا در دستگاه ورزش مورد تصویب هیات وزیران قرار گرفت و در سال 1381 همزمان با حضور آقای مهرعلیزاده نیز تغییراتی در آن صورت پذیرفت که افزودن بند قائل شدن حق عزل رئیس فدراسیون توسط رئیس سازمان تربیت بدنی به عنوان رئیس مجمع عمومی فدراسیونهای ورزشی مهمترین بخش تغییرات بود که مجدداً نیز مصوبهای از هیات وزیران اخذ شد. بنابر این نمیتوان عزل روئسای فدراسیونهای ورزش را غیرقانونی تلقی کرد و قانون در این ارتباط صراحت دارد.
وی افزود: بر مبنای اساسنامه فعلی که همان اساسنامه مصوب 1381 است، تغییرات به دو شکل اتفاق میافتد که در رویه نخست تصمیمگیری برای تغییرات با رای اعضاء مجمع عمومی تعریف شده و روش تغییرات دیگر نیز تغییرات بر قاعده اقلیت با حفظ پشتوانه کارشناسی است و به عبارت سادهتر رئیس دستگاه ورزش پس از بررسی و اخذ نظر از تیم کارشناسیاش، از اختیارات قانونی اش تنها برای مسئولیت سرپرستی فدراسیون تا زمان انتخاب رئیس توسط اعضاء مجمع انتخاباتی استفاده میکند و راساً دست به تغییرات میزند که این امر محترم است، چرا که در جایگاه قانونی به وقوع پیوسته است.
مدیرکل پیشین تربیت بدنی استان همدان و یزد خاطرنشان کرد: البته بنده قصد ندارم به محاسن یا معایب دو شیوه مذکور بپردازم و این موضوع در جای خود نیاز به نگاه کارشناسی دارد که دستیابی به یک نگاه جامع نسبت به این موضوع در چند جمله نمیگنجد و نیازمند کار علمی و کارشناسی وسیعی است که آثار و نتایج هر روش در آن، مورد سنجش و ارزیابی دقیق قرار گرفته شده باشد و نباید مطالبی را در این زمینه حساس مطرح کرد که پشتوانه کارشناسی ندارد. با این حال این انتظار طبیعی نیز وجود دارد که تغییرات در هر بخش ورزش مدلل باشد و مدیران سازمان ورزش علت و توجیهشان را برای تغییرات اعم از عملکرد ضعیف مدیر حوزه، ناهماهنگی مدیر مربوطه و یا سایر دلایل قابل ذکر را بیان کنند تا افکار عمومی بتواند تغییرات را منطبق با دلایل بیان شده درک و هضم نماید.
کیومرث هاشمی با بیان اینکه روش و کیفیت اعمال تغییرات مهم است، در ارتباط با سوابق تغییرات اینچنینی در ورزش از زمان تصویب اعمال قانون حق عزل به آماری منتشر نشده اشاره کرد و متذکر شد: با توجه به آنکه این بند در زمان آقای هاشمیطبا در اساسنامه وجود نداشت، چنین سبک تغییراتی طبیعتاً به وقوع نپیوست اما پس از آن در تمامی ادوار که ریاست علی آبادی و مهرعلیزاده را شامل میشده از این حق قانونی استفاده شده و سعیدلو سومین رئیس سازمانی است که از این حق خود استفاده میکند.
وی ادامه داد: در زمان حضور آقای مهرعلیزاده از مجموع 38 فداسیون ورزشی موجود، 23 تغییر یا به عبارتی 60 درصد تغییرات داشتیم که 13 درصد در پایان دوره چهار ساله تغییر کردهاند و شخص جدیدی به جای ایشان رئیس فدراسیون شده است و 47 درصد نیز با استناد به بند برکناری، تغییر کردهاند تا تنها 40 درصد ابقاء شده باشند. در انتهای دوره آقای مهرعلیزاده نیز که تعداد فدراسیونهای ورزشی به واسطه تشکیل فدراسیونهای جدید برای رشتههایی که در بحث قهرمانی یا همگانی دارای جایگاه شده بودند، به 49 فدراسیون رسیده بود و همین میزان کمی نیز تاکنون باقی مانده، 46 درصد در سطح روئسای فدراسیونها تغییرات به وقوع پیوست که 12 درصد دوره چهار ساله شان به اتمام رسید و اشخاص تازهای در مجمع انتخاباتی، برگزیده شده و تغییر 17 رئیس فدراسیون یا 34 درصد نیز با تکیه بر بند برکناری توسط رئیس سازمان اتفاق افتاد.
بنابر با توجه به حجم وسیع این تغییرات در ادوار پیشین نمیتوان چنین همجمهای را وارد آورد و با نادیده انگاشتن گذشته، این تغییرات را برای نخستین بار تلقی کرد.
مدیرکل اسبق دفتر امور مشترک نهادها و فدراسیونهای ورزشی، مسئولیت پاسخگویی رئیس ورزش کشور قابل تامل دانست و رئیس دستگاه ورزش را در این مختصات زمانی و مکانی برای حفظ این اختیار قانونی محق دانست: هنگامی که سازمان تربیت بدنی اعتبارات فدراسیونهای ورزشی را نه صرفاً در حد کمکهایی محدود، بلکه در قالب بودجههای کلان به فدراسیونها ارائه میدهد و زمانی که رئیس دستگاه ورزش باید پاسخگوی کوچکترین ناکامی یا اشتباه در رشتههای مختلف به مدیران بالادستی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان منتخبین و وکلای ملت باشد، تغییرات بر مبنای اختیارات قانونیاش برایش یک حق است و این عدالت نخواهد بود که مدیری را به او تحمیل کرد و در صورت ناکامی نیز از رئیس ورزش توضیح خواست. زمانی که مشکلی پیش میآید و مثلاً در بازیهای المپیک مطلوب حاصل نمیآید، کدامیک از این مدیران فدراسیونها حاضر میشوند برای کاهش فشار از روی رئیس سازمان که آنها را حفظ کرده، استعفاء دهند و اجازه دهند، چهره توانمندتری به صحنه بیاید. باید واقعیات را نیز در نظر گرفت و صرفاً مواضعی که به لحاظ گفتاری جذابیت دارد، بیان نکرد.
هاشمی در پاسخ به اینکه آیا تغییرات حاصله در نتایجی که در بازیهای آسیایی سال آینده به دست میآید، تاثیر منفی باقی نخواهد گذاشت، اذعان داشت: از 49 فدراسیون ورزشی، ده فدراسیون مدیرانی با سابقه حداقل 12 سال تا بیش از 20 سال دارند که تصور میکنم تلاششان را در این مدت کردهاند اما همانگونه که برخی از ایشان گفتهاند باید از تجاربشان غافل نشد و بدین جهت میتوان از ایشان در هیات رئیسه بهره گرفت و یا در تغییرات اساسنامه فدراسیونها، جایگاه رئیس افتخاری را ایجاد کرد که با تعریف مکانیزمی رئیس سابق در این جایگاه قرار گیرد و با حفظ شان، از تجربیاتش استفاده شود. البته دوستان عنوان کردهاند که فدراسیونهای تابعهشان مبتنی بر برنامه حرکت کرده که اگر چنین باشد، با تغییر رئیس به عنوان مجری این برنامهها، تنها امکان دارد بخشی از برنامهها در راستای حسن امور اصلاح شود؛ پس نباید آثار منفی بر جای بماند و در نتایج حاصله در دوره تاثیر وسیعی بگذارد.

رئیس پیشین مرکز ورزش قهرمانی و حرفهای سازمان ورزش مهمترین عوامل تاثیرگذار در نتایج کاروان ایران در بازیهای آسیایی و المپیک پیش رو را به دو بخش تقسیم و چنین تشریح کرد: نقش مربیان در نتایجی که در بازیهای آسیایی 2010 گوانگ جو و سپس بازیهای المپیک 2012 لندن حاصل خواهد آمد به شدت حیاتی است و به همین دلیل توصیهای که میتوانم در این مقطع به روئسای فدراسیونها داشته باشم این است که با کنار گذاشتن تمامی اختلافات سلیقهای با مربیان توانمند، از کاربلدترین آنها با در نظر گرفتن شناخت آنها از ملیپوشان بهره بگیرند و تا سر حد ممکن کادر فنی تیمهای ملی بزرگسالانشان را به سرعت تقویت کنند. البته مسئله پراهمیت تری نیز وجود دارد که فراتر از سطح فدراسیونها است و آن لزوم هماهنگی عملی میان سیاستگذاری و برنامه ریزی دستگاه ورزش با برنامهریزی کمیته ملی المپیک است. در این باره نیز با توجه به آنکه سیاستگذار کلان ورزش کشور در حال حاضر سازمان ورزش تلقی میشود، این کمیته ملی المپیک است که باید خود را با برنامههای سازمان تربیت بدنی کاملاً هماهنگ کند.
او همچنین در خصوص حساسیتهای نهادهای بینالمللی و هشدار برخی کارشناسان مبنی بر آنکه امکان دارد، این سبک تغییرات، منجر به تکرار همان وقایع فوتبال در سایر رشتهها شود، متذکر شد: واقعیت این است که اولاً آن اقتداری که در فیفا وجود دارد، در این نهادها به چشم نمیخورد و اکثر فدراسیونهای بینالمللی آنچنان تشکیلات قدرتمندی در اختیار ندارند که فدراسیونهای زیر مجموعهشان را مکلف به ایجاد ساختاری انتخابی در سطوح ملیشان کنند. در خصوص فوتبال نیز فیفا 4 الی 5 سال در نامهنگاریهای مکرر نسبت به تغییر اساسنامه هشدار داده بود و اینچنین نبود که یک شبه دست به تعلیق ایران و آن ماجراها بزند اما در ارتباط با سایر فدراسیونها بینالمللی و سایر رشتههای ورزشی چنین مکاتباتی تاکنون با ایران انجام نشده است. بر این مبنا نمیتوان انتظار چنین اتفاقاتی را داشت و بیان چنین مطالبی به عنوان هشدار مبنای مشخصی ندارد.
هاشمی چالش از دست رفتن کرسیهای بینالمللی در خصوص برخی روئسای فدراسیونها که چنین جایگاهی را در اختیار دارند، گفت: برخی از این کرسی قائل به شخص نیبست و برای کشور است و بنابر این با تغییر رئیس فدراسیون، شخص جدید به طور اتوماتیک جایگزین میشود و برای سایر کرسیها نیز یک نامهنگاری به فدراسیونهای بینالمللی مربوطه مبنی بر اینکه، رئیس سابق فدراسیون به عنوان نماینده ایران رسمیت دارد، منجر به حفظ کرسی میشود. در مورد کرسیهایی نیز که حفظ کرسی صرفاً منوط متکی به حفظ کرسی ریاست شخص در کشورش است، میتوان با تعریف همان جایگاه ریاست افتخاری فدراسیون (Honourary president of federation) و قرار دادن مسئولان کنار رفته دارای جایگاه بینالمللی در این پست، مشکل را به کلی برطرف کرد و نمیتواند این مسئله بهانهای برای عدم تغییرات باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


