گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۶۵۷۱۳
| | 3472 بازدید
جام جم
«حذف صفرهاي پول ملي بايدها و پيامدها» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم سروش صاحب فصول است كه در آن ميخوانيد:
تصور اين كه با حذف 3 صفر از واحد پول ملي، قيمت كالاها به شكلي درميآيد كه ميتوان اجناس چند ده هزار توماني را با پرداخت چند ده تومان خريد، تصور بسيار شيريني است، حتي اگر به اين واقعيت هم متذكر باشيم كه درواقع چيزي ارزان نشده و تنها قيمت اسمي و ظاهري آن تغيير كرده است. به اين ترتيب حذف صفرهاي سهگانه از پول ملي و تبديل شدن هزار تومان به يك تومان حداقل ميتواند خاطرات قيمتهاي سالهاي دور را براي كهنسالان زنده كند و تصويري ملموس از آنچه آنان بيان ميكنند، به دست جوانترها بدهد.
آنچه در جملات بالا گفته شد، اگرچه در نگاه نخست برخوردي احساسي و فاقد تمام جنبههاي واقعي و اقتصادي تحولي مانند حذف 3 صفر از پول ملي ما ايرانيان است؛ اما درواقع حامل يكي از مهمترين اهداف مسوولان اقتصادي كشور براي اجراي اين تصميم به شمار ميآيد كه عبارت است از كاستن از بار رواني تورم.
جمهوري اسلامي
«تحريم زمين گير يا زمين گير شدن تحريم» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها گرد و خاك بسياري عليه جمهوري اسلامي ايران در محافل سياسي و تبليغاتي غرب به راه انداخته شده و حجم قابل توجهي از خروجي رسانه ها و تحركات مجامع بينالمللي به مسائل ايران بويژه موضوع هسته اي كشورمان و بحث تحريم سنگين اقتصادي عليه تهران اختصاص يافته است.
همزماني سفر رئيس جمهور به نيويورك براي سخنراني در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل صرفنظر از دستاوردهاي مثبت و يا منفي آن نيز محملي را براي هجوم شديد سياسي و تبليغاتي عليه ايران فراهم كرده به طوريكه اكثر شبكه ها و رسانه هاي پرنفوذ بينالمللي از اين فرصت براي سياه نمايي عليه كشورمان بهره برداري كرده اند. به نظر مي رسد امسال غربي ها در مقابل هدف آقاي احمدي نژاد براي استفاده از تريبون سازمان ملل و رسانه هاي غربي جهت بيان نقطه نظرات ايران صحنه تبليغاتي را به گونه اي آرايش كرده اند كه امكان بهره برداري از اين بلندگوها را به حداقل رسانده و حتي برعكس آنرا به پايگاهي براي زير سئوال بردن سياستهاي جمهوري اسلامي ايران تبديل كرده اند كه از جمله آنها مي توان به برگزاري تظاهرات متعدد ترك اجلاس هنگام سخنراني آقاي احمدي نژاد و برجسته كردن اين صحنه در شبكه هاي تلويزيوني دنيا و تفسير آن به معناي مخالفت و اجماع عمومي عليه ايران موضعگيري روسا و سران كشورهاي غربي در سخنرانيهايشان عليه سياستهاي عمومي و فعاليتهاي هسته اي كشورمان اشاره كرد.
آفتاب يزد
«منبع اطلاعات غلط» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد؛ چندي قبل يكي از سايتهاي خبري گزارشي در مورد نحوه ارائه برخي اطلاعات به احمدينژاد تهيه و براي آن، تيتر «مسئول اطلاعات غلط واصله به رئيس جمهور كيست؟» را انتخاب نمود.
آن گزارش، نخستين ادعايي نبود كه در خصوص وجود خلل در اطلاعات تقديمي به رئيس دولت ارائه ميشد. قبل از آن در سخنرانيها و گزارشدهيهاي تلويزيوني و تريبوني احمدينژاد، آمارهايي ارائه شده بود كه تعدادي از نمايندگان مجلس و صاحبنظران مستقل، در صحت آنها ابراز ترديد كرده و نسبت به تاثير منفي اين اطلاعات و ا~مارها بر تصميمگيريهاي رئيس دولت هشدار داده بودند. اما ويژگي خاص گزارش اخير، انتشار آن توسط رسانهاي بود كه از جديترين حاميان احمدينژاد تلقي ميشود. سوژهاي كه اين يادداشت به آن ميپردازد نمونه ديگري است كه نشان ميدهد ارائه گزارش غلط به رئيس دولت، يك اتفاق نيست و كم كم در حال تبديل به يك جريان غالب ميباشد.
رسالت
«پاسخ يک سوال» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
ترک اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل از سوي برخي سران کشورهاي غربي از جمله آمريکا، انگليس، فرانسه و ايتاليا هنگام سخنراني احمدي نژاد يکي از سوژه هاي خبري اجلاس اخير سران عضو سازمان ملل بود. اين دومين بار است که غربي ها به هنگام سخن گفتن احمدي نژاد در يک اجلاس جهاني گوش خود را مي گيرند و از جلسه خارج مي شوند.
ترک اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل از سوي برخي سران کشورهاي غربي از جمله آمريکا، انگليس، فرانسه و ايتاليا هنگام سخنراني احمدي نژاد يکي از سوژه هاي خبري اجلاس اخير سران عضو سازمان ملل بود. اين دومين بار است که غربي ها به هنگام سخن گفتن احمدي نژاد در يک اجلاس جهاني گوش خود را مي گيرند و از جلسه خارج مي شوند. غربي ها در اجلاس دوربان2 هم همين کار را کردند. آنها به محض اينکه احمدي نژاد واژه “هولوکاست” را به زبان مي آورد مثل جني که بسم الله مي شنود غيب مي شوند. غربي ها مي گويند سوالي که ما پاسخ آن را نمي دانيم نبايد مطرح کنيد و چيستي و چرايي هولوکاست از جمله آ ن سوالات است.
ابتكار
«چرا صداي دعوت به آرامش شنيده نمي شود؟» عنوان سرمقاله روزنامهب ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
اتفاقات و رخدادهاي کنوني کشور از آنچنان اهميتي برخوردارند که ذهن هر تحليلگري را (فارغ از موضوع و نوع نگاهش) به خود مشغول مي کند. مردم عادي هم به سادگي از کنار اين وقايع نمي گذرند آنها هم از فرجام وپيامدهاي گسترده رخداد ها مي پرسند. نگراني و تاثر در چهره آنها مشهود است.جالب اينکه مردم کوچه و بازار خيلي زودتر از سياسيون و نخبه ها صداي آژير خطر را احساس کردند و با تعجب از هم مي پرسندچه اتفاقي افتاده؟ آقايان را چه شده است؟ چرا باهم نمي سازند؟ دعوا بر سر چيست؟ چرا ديگر بس نمي کنند؟ و تا کي بناست ادامه يابد؟ و دهها سوال ريز و درشت که همچنان نقل محافل کوچکشان مي باشد. کش و قوسهاي بعد از انتخابات و سريال رفتارهاي غير منطقي هر دو جريان معارضه جو زمينه نگراني و بهت مردم را فراهم آورده است.در شش ماه گذشته فضاي اداري کشور دچار قفل زدگي گرديد
كيهان
«چراغ بصيرت» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان ضمن برشمردن نقاط قوت و اميدآفرين نظام اسلامي و جايگاه مستحكم آن، به برنامه ريزي پيچيده و گسترده دشمن در شرايط كنوني اشاره كردند و با تبيين ابعاد گوناگون و خطوط اصلي طراحي مخالفان نظام جمهوري اسلامي در جنگ نرم، لزوم هوشياري، بصيرت و شجاعت خواص و نخبگان را مورد تاكيد قرار داده و فرمودند: «وقتي دشمن آشكارا و بدون پرده پوشي در بلواهاي بعد از انتخابات حضور داشت، چگونه مي توان اين حضور واضح را انكار كرد. بنابراين بصيرت بسيار مهم است زيرا وجود آن در افراد باعث تغيير خيلي از رفتارها خواهد شد.»
سرمايه
«جمعيت فعال کجاست» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم غلامعلي فرجادي است كه در آن ميخوانيد:
طبق اعلام مرکز آمار ايران، در شرايطي که جمعيت کشور در چهار سال گذشته 2/3 ميليون نفر و جمعيت بالاي 10 سال 7/2 ميليون نفر افزايش يافته و 6/4 درصد رشد کرده است اما جمعيت فعال کشور سه درصد و معادل 734 هزار نفر کمتر شده و با وجود کاهش 393 هزار نفري افراد شاغل، نرخ بيکاري از 5/11 درصد در سال 84 به 4/10 درصد در سال 87 رسيده و 1/1 درصد کاهش يافته است.
در اين زمينه ضروري است تاکيد شود در شرايط افزايش رشد جمعيت و جمعيت بالاي 10 سال کنوني بايد ملاک کاهش بيکاري ايجاد اشتغال جديد باشد و دولت بايد اعلام کند چقدر شغل جديد ايجاد شده است تا تعداد جمعيت تازه وارد به بازار کار جذب فعاليت هاي اقتصادي شوند و درآمد و شغل جديد داشته باشند.
دنياي اقتصاد
«سه راهي سياست پولي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر اصغر شاهمرادي است كه در آن ميخوانيد:
چگونه است که بهرغم برتري آشکار پيروي از قاعدهمندي در سياستها، بانکهاي مرکزي در عمل در وادي مصلحتانديشي گرفتار آمده و هزينههاي زيادي را بر عوامل اقتصادي و مردم تحميل ميكنند؟ اين نوشتار در پي پاسخگويي به اين پرسش است.
براي پاسخ لازم است ابتدا يک نکته کليدي را يادآور شويم كه عوامل اقتصادي و از جمله مردم چگونه رفتار خود را در مقابل بانک مرکزي يا سياستگذاران اقتصادي تنظيم ميکنند؛ به بيان ديگر، چگونه به انتظارات خود سامان ميدهند. در ادبيات اقتصادي مرسوم، فرض بر اين است که عوامل اقتصادي از تمام اطلاعات در دسترس خود (که البته عمدتا در اختيار همگان است) استفاده کرده و رفتار و انتظارات خود را از بانک مرکزي شکل ميدهند. در واقع مردم از آنچه اتفاق خواهد افتاد اطلاع ندارند، بلکه از آنچه «ميتواند اتفاق بيفتد» بر اساس اطلاعات حاضر خود يک «پيشبيني» انجام ميدهند.
مردم سالاري
«شاخصهاي توسعه از نظر دولت دهم چيست؟» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد:
چندي قبل رئيس دولت دهم در ديدار با جمعي از اساتيد دانشگاه گفت که ملت و جامعه ايران همه عناصر لا زم را براي جهش به سوي رشد و تعالي داراست، اما آنچه مانع از جهش ملت مي شود; نبود تعريف روشني از هدف غايي است. وي در اين جمع ابراز کرد که تئوري توسعه در غرب تلا ش براي حاکميت ليبرال دمکراسي، برقراري اقتصاد آزاد با جهت گيري نسبي بودن اخلا ق وعدم دخالت ارزش هاي اخلا قي در مناسبات اجتماعي است و اين تعريف آينده تيره اي پيش رو دارد و در جايي ديگر اشاره کرد که به لحاظ نظري و عيني اين تئوري به بن بست رسيده است و اگر بخواهيم در اين مسير گام برداريم نهايت اين راه يک پرتگاه عميق است.
«حذف صفرهاي پول ملي بايدها و پيامدها» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم سروش صاحب فصول است كه در آن ميخوانيد:
تصور اين كه با حذف 3 صفر از واحد پول ملي، قيمت كالاها به شكلي درميآيد كه ميتوان اجناس چند ده هزار توماني را با پرداخت چند ده تومان خريد، تصور بسيار شيريني است، حتي اگر به اين واقعيت هم متذكر باشيم كه درواقع چيزي ارزان نشده و تنها قيمت اسمي و ظاهري آن تغيير كرده است. به اين ترتيب حذف صفرهاي سهگانه از پول ملي و تبديل شدن هزار تومان به يك تومان حداقل ميتواند خاطرات قيمتهاي سالهاي دور را براي كهنسالان زنده كند و تصويري ملموس از آنچه آنان بيان ميكنند، به دست جوانترها بدهد.
آنچه در جملات بالا گفته شد، اگرچه در نگاه نخست برخوردي احساسي و فاقد تمام جنبههاي واقعي و اقتصادي تحولي مانند حذف 3 صفر از پول ملي ما ايرانيان است؛ اما درواقع حامل يكي از مهمترين اهداف مسوولان اقتصادي كشور براي اجراي اين تصميم به شمار ميآيد كه عبارت است از كاستن از بار رواني تورم.
جمهوري اسلامي
«تحريم زمين گير يا زمين گير شدن تحريم» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها گرد و خاك بسياري عليه جمهوري اسلامي ايران در محافل سياسي و تبليغاتي غرب به راه انداخته شده و حجم قابل توجهي از خروجي رسانه ها و تحركات مجامع بينالمللي به مسائل ايران بويژه موضوع هسته اي كشورمان و بحث تحريم سنگين اقتصادي عليه تهران اختصاص يافته است.
همزماني سفر رئيس جمهور به نيويورك براي سخنراني در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل صرفنظر از دستاوردهاي مثبت و يا منفي آن نيز محملي را براي هجوم شديد سياسي و تبليغاتي عليه ايران فراهم كرده به طوريكه اكثر شبكه ها و رسانه هاي پرنفوذ بينالمللي از اين فرصت براي سياه نمايي عليه كشورمان بهره برداري كرده اند. به نظر مي رسد امسال غربي ها در مقابل هدف آقاي احمدي نژاد براي استفاده از تريبون سازمان ملل و رسانه هاي غربي جهت بيان نقطه نظرات ايران صحنه تبليغاتي را به گونه اي آرايش كرده اند كه امكان بهره برداري از اين بلندگوها را به حداقل رسانده و حتي برعكس آنرا به پايگاهي براي زير سئوال بردن سياستهاي جمهوري اسلامي ايران تبديل كرده اند كه از جمله آنها مي توان به برگزاري تظاهرات متعدد ترك اجلاس هنگام سخنراني آقاي احمدي نژاد و برجسته كردن اين صحنه در شبكه هاي تلويزيوني دنيا و تفسير آن به معناي مخالفت و اجماع عمومي عليه ايران موضعگيري روسا و سران كشورهاي غربي در سخنرانيهايشان عليه سياستهاي عمومي و فعاليتهاي هسته اي كشورمان اشاره كرد.
آفتاب يزد
«منبع اطلاعات غلط» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد؛ چندي قبل يكي از سايتهاي خبري گزارشي در مورد نحوه ارائه برخي اطلاعات به احمدينژاد تهيه و براي آن، تيتر «مسئول اطلاعات غلط واصله به رئيس جمهور كيست؟» را انتخاب نمود.
آن گزارش، نخستين ادعايي نبود كه در خصوص وجود خلل در اطلاعات تقديمي به رئيس دولت ارائه ميشد. قبل از آن در سخنرانيها و گزارشدهيهاي تلويزيوني و تريبوني احمدينژاد، آمارهايي ارائه شده بود كه تعدادي از نمايندگان مجلس و صاحبنظران مستقل، در صحت آنها ابراز ترديد كرده و نسبت به تاثير منفي اين اطلاعات و ا~مارها بر تصميمگيريهاي رئيس دولت هشدار داده بودند. اما ويژگي خاص گزارش اخير، انتشار آن توسط رسانهاي بود كه از جديترين حاميان احمدينژاد تلقي ميشود. سوژهاي كه اين يادداشت به آن ميپردازد نمونه ديگري است كه نشان ميدهد ارائه گزارش غلط به رئيس دولت، يك اتفاق نيست و كم كم در حال تبديل به يك جريان غالب ميباشد.
رسالت
«پاسخ يک سوال» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
ترک اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل از سوي برخي سران کشورهاي غربي از جمله آمريکا، انگليس، فرانسه و ايتاليا هنگام سخنراني احمدي نژاد يکي از سوژه هاي خبري اجلاس اخير سران عضو سازمان ملل بود. اين دومين بار است که غربي ها به هنگام سخن گفتن احمدي نژاد در يک اجلاس جهاني گوش خود را مي گيرند و از جلسه خارج مي شوند.
ترک اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل از سوي برخي سران کشورهاي غربي از جمله آمريکا، انگليس، فرانسه و ايتاليا هنگام سخنراني احمدي نژاد يکي از سوژه هاي خبري اجلاس اخير سران عضو سازمان ملل بود. اين دومين بار است که غربي ها به هنگام سخن گفتن احمدي نژاد در يک اجلاس جهاني گوش خود را مي گيرند و از جلسه خارج مي شوند. غربي ها در اجلاس دوربان2 هم همين کار را کردند. آنها به محض اينکه احمدي نژاد واژه “هولوکاست” را به زبان مي آورد مثل جني که بسم الله مي شنود غيب مي شوند. غربي ها مي گويند سوالي که ما پاسخ آن را نمي دانيم نبايد مطرح کنيد و چيستي و چرايي هولوکاست از جمله آ ن سوالات است.
ابتكار
«چرا صداي دعوت به آرامش شنيده نمي شود؟» عنوان سرمقاله روزنامهب ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
اتفاقات و رخدادهاي کنوني کشور از آنچنان اهميتي برخوردارند که ذهن هر تحليلگري را (فارغ از موضوع و نوع نگاهش) به خود مشغول مي کند. مردم عادي هم به سادگي از کنار اين وقايع نمي گذرند آنها هم از فرجام وپيامدهاي گسترده رخداد ها مي پرسند. نگراني و تاثر در چهره آنها مشهود است.جالب اينکه مردم کوچه و بازار خيلي زودتر از سياسيون و نخبه ها صداي آژير خطر را احساس کردند و با تعجب از هم مي پرسندچه اتفاقي افتاده؟ آقايان را چه شده است؟ چرا باهم نمي سازند؟ دعوا بر سر چيست؟ چرا ديگر بس نمي کنند؟ و تا کي بناست ادامه يابد؟ و دهها سوال ريز و درشت که همچنان نقل محافل کوچکشان مي باشد. کش و قوسهاي بعد از انتخابات و سريال رفتارهاي غير منطقي هر دو جريان معارضه جو زمينه نگراني و بهت مردم را فراهم آورده است.در شش ماه گذشته فضاي اداري کشور دچار قفل زدگي گرديد
كيهان
«چراغ بصيرت» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان ضمن برشمردن نقاط قوت و اميدآفرين نظام اسلامي و جايگاه مستحكم آن، به برنامه ريزي پيچيده و گسترده دشمن در شرايط كنوني اشاره كردند و با تبيين ابعاد گوناگون و خطوط اصلي طراحي مخالفان نظام جمهوري اسلامي در جنگ نرم، لزوم هوشياري، بصيرت و شجاعت خواص و نخبگان را مورد تاكيد قرار داده و فرمودند: «وقتي دشمن آشكارا و بدون پرده پوشي در بلواهاي بعد از انتخابات حضور داشت، چگونه مي توان اين حضور واضح را انكار كرد. بنابراين بصيرت بسيار مهم است زيرا وجود آن در افراد باعث تغيير خيلي از رفتارها خواهد شد.»
سرمايه
«جمعيت فعال کجاست» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم غلامعلي فرجادي است كه در آن ميخوانيد:
طبق اعلام مرکز آمار ايران، در شرايطي که جمعيت کشور در چهار سال گذشته 2/3 ميليون نفر و جمعيت بالاي 10 سال 7/2 ميليون نفر افزايش يافته و 6/4 درصد رشد کرده است اما جمعيت فعال کشور سه درصد و معادل 734 هزار نفر کمتر شده و با وجود کاهش 393 هزار نفري افراد شاغل، نرخ بيکاري از 5/11 درصد در سال 84 به 4/10 درصد در سال 87 رسيده و 1/1 درصد کاهش يافته است.
در اين زمينه ضروري است تاکيد شود در شرايط افزايش رشد جمعيت و جمعيت بالاي 10 سال کنوني بايد ملاک کاهش بيکاري ايجاد اشتغال جديد باشد و دولت بايد اعلام کند چقدر شغل جديد ايجاد شده است تا تعداد جمعيت تازه وارد به بازار کار جذب فعاليت هاي اقتصادي شوند و درآمد و شغل جديد داشته باشند.
دنياي اقتصاد
«سه راهي سياست پولي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر اصغر شاهمرادي است كه در آن ميخوانيد:
چگونه است که بهرغم برتري آشکار پيروي از قاعدهمندي در سياستها، بانکهاي مرکزي در عمل در وادي مصلحتانديشي گرفتار آمده و هزينههاي زيادي را بر عوامل اقتصادي و مردم تحميل ميكنند؟ اين نوشتار در پي پاسخگويي به اين پرسش است.
براي پاسخ لازم است ابتدا يک نکته کليدي را يادآور شويم كه عوامل اقتصادي و از جمله مردم چگونه رفتار خود را در مقابل بانک مرکزي يا سياستگذاران اقتصادي تنظيم ميکنند؛ به بيان ديگر، چگونه به انتظارات خود سامان ميدهند. در ادبيات اقتصادي مرسوم، فرض بر اين است که عوامل اقتصادي از تمام اطلاعات در دسترس خود (که البته عمدتا در اختيار همگان است) استفاده کرده و رفتار و انتظارات خود را از بانک مرکزي شکل ميدهند. در واقع مردم از آنچه اتفاق خواهد افتاد اطلاع ندارند، بلکه از آنچه «ميتواند اتفاق بيفتد» بر اساس اطلاعات حاضر خود يک «پيشبيني» انجام ميدهند.
مردم سالاري
«شاخصهاي توسعه از نظر دولت دهم چيست؟» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد:
چندي قبل رئيس دولت دهم در ديدار با جمعي از اساتيد دانشگاه گفت که ملت و جامعه ايران همه عناصر لا زم را براي جهش به سوي رشد و تعالي داراست، اما آنچه مانع از جهش ملت مي شود; نبود تعريف روشني از هدف غايي است. وي در اين جمع ابراز کرد که تئوري توسعه در غرب تلا ش براي حاکميت ليبرال دمکراسي، برقراري اقتصاد آزاد با جهت گيري نسبي بودن اخلا ق وعدم دخالت ارزش هاي اخلا قي در مناسبات اجتماعي است و اين تعريف آينده تيره اي پيش رو دارد و در جايي ديگر اشاره کرد که به لحاظ نظري و عيني اين تئوري به بن بست رسيده است و اگر بخواهيم در اين مسير گام برداريم نهايت اين راه يک پرتگاه عميق است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


