بی توجهی به هشدار سال گذشته «تابناک»؛
حراج کیلویی گنجینه ملی کشور ادامه دارد +تصاویر ماهوارهای
سال گذشته، زمانی که از اوراق کردن و فروش کیلویی قطعات برخی هواپیماهای تاریخی و با ارزش کشورمان خبر دادیم، بر این باور بودیم که رسانه ای شدن ماجرا، منجر به توقف فروش گنجینه تاریخی و موزه ای صنعت هوایی کشورمان خواهد شد؛ اما اخبار رسیده حکایت از شدت گرفتن این اتفاق دارد.

باورش سخت است اما متأسفانه روند نابودسازی گنجینه با ارزش هوایی کشورمان ادامه دارد؛ گنجینه ای که اگر در صدد فروش آن برآییم، احتمالا مشتریان فراوانی از کشورهای جهان خواهد یافت؛ اما ترجیح مدیرانمان بر فروششان به عنوان آهن قراضه است!
به گزارش «تابناک»، هفتم مهرماه سال گذشته، زمانی که از اوراق کردن و فروش کیلویی قطعات برخی هواپیماهای تاریخی و با ارزش کشورمان خبر دادیم، بر این باور بودیم که رسانه ای شدن ماجرا منجر به توقف فروش گنجینه تاریخی و موزه ای صنعت هوایی کشورمان خواهد شد اما اخبار رسیده، حکایت از شدت گرفتن این اتفاق دارد.
* پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کشورمان، دو موزه هوایی در کشورمان وجود داشت؛ یکی در محل منزل محمد امیر خاتمی، فرمانده اسبق نیروی هوایی و دیگری در قدیمیترین آشیانههای هواپیما در فرودگاه قلعه مرغی. موزه هایی که تنها یکی شان رسمی بود. موزه دایر شده در نخستین فرودگاه نظامی کشورمان در جنوب تهران که این روزها در قلب بوستان ولایت واقع شده و بر سر نخواستنش دعواست. پس از پیروزی انقلاب، اموال موزه هوایی واقع در منزل فرمانده اسبق به فرودگاه دوشان تپه منتقل شد و با تبدیل پادگان قلعه مرغی به بوستان، بخشی از گنجینه این فرودگاه نیز به آن افزوده شد اما از آنجایی که موزه دوشان تپه فعال نیست و بازدید عمومی ندارد، می توان بر تعطیلی هر دو موزه پیش از انقلاب تأکید کرد. این در حالی است که در دهه هفتاد خورشیدی، موزه هوایی دیگری در کشورمان افتتاح شد که در محدوده ای مابین تهران و کرج قرار دارد و کانون شکل گیری اتفاقات شوم اخیر است!
ماجرا از آنجایی شروع شد که مسئولان تصمیم به توسعه موزه هوایی گرفتند و تلاش کردند، از گنجینه کم نظیری که دارند، درآمدزایی کنند؛ اتفاقی که ابتدا با نمایش محصولات جدید صنعت هوایی کشورمان در کنار هواپیماهای ارزشمند تاریخی پیگیری شد و استقبال نکردن عموم از بازدید آن، دستمایه ای برای برچیدنش بود. با این ملاحظه که اکنون دایر کردن پارک فناوری هوایی هم در دستور کار مدیران تصمیم ساز در این عرصه قرار گرفته و هواپیماهای بازنشسته، مانع این توسعه شمرده میشوند!
در نتیجه این رویکرد بود که اوراق کردن هواپیماهای تاریخی در دستور کار قرار گرفت؛ هواپیماهایی که اگر در یک مزایده بین المللی به فروش گذاشته می شدند، توانایی جذب مشتریان فراوانی داشتند. امثال بوئینگ های ویژه ای که پیشتر در خدمت خاندان پهلوی بودند یا به دلایل دیگر، ارزش افزوده تاریخی یافته اند. مثل هواپیمای داکوتایی که سابقه حضور در نبرد نورماندی در جنگ جهانی دوم را داشت و مسئولان موزه بدنه اش را بریدند تا کولر گازی و توالت در آن نصب کنند، صندلیهایشان را جدا کردند و تجهیزات با ارزش درونش را تکه تکه کردند و دور ریختند و داخلش را برای تبدیل به دفتر کار کاشیکاری کردند.
او در ادامه مینویسد: «مدیران سازمان هوایی نگاه تاریخی ندارند و فقط به کسب درآمد از این هواپیماها فکر میکنند. در چند سال گذشته، مشتریان خارجی که اهمیت تاریخی این هواپیماها را می دانستند، برای خرید و نجات آنها اقدام کردند؛ اما به بهانه این که اینها سرمایه های ملی هستند به این متقاضیان فروخته نشدند».
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۵۸
انتشار یافته: ۴
چه بهتر که اوراق کردن، مگه این همه کوزه شکسته از زیر خاک درآوردن و گفتن مثلا ما 1000 سال پیشه به درد کسی خورد؟ پس چه بهتر که ببرن اونور آب بفروشن یه پولی گیر یه بدبختی بیاد.
آیا میدانید بابت همین هواپیماهای بی فایده هر ساله شرکتهای هواپیمایی بایستی مالیات بپردازند؟
آیا میدانید در آمریکا و در صحرای نوادا چند هزار هواپیمای از رده خارج با شرایط خیلی بهتر و سالمتر وجود دارد که هیج کس خریدار آنها نیست؟
مگر برای دایر کردن یک موزه چند هواپیما لازم است؟
مگر چه تعداد از هواپیماهای از رده خارج دارای تاریخچه ی خاص یا امکانات داخلی ویژه هستند که بایستی نگهداری شوند؟
وقتی یک شرکت هواپیمایی برای پرداخت حقوق پرسنل خود مشکل دارد چه باید بکند؟
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



