خراسان نوشت: اگر برجام نقض شود…
یک سال از حصول توافق درباره برنامه جامع اقدام مشترک بین ایران و ۵ کشور عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان میگذرد. در این یک سال تلاشهای بسیاری برای تکمیل این فرآیند دیپلماتیک صورت گرفته است . در عین حال انتقادهای تند روز گذشته علی اکبر ولایتی عضو هیئت نظارت بر جام از عهدشکنیهای آمریکا و سکوت 1+5 نشان میدهد که این فرآیند نه تنها تکمیل نشده بلکه با تهدیدهای جدی نیز مواجه است. در این شرایط با تاکید بر این که ما در ایران برای نقض یا شکست توافق هستهای انتظار نمیکشیم و آن را سناریوی مطلوب نمیدانیم، وقت آن رسیده است که بار دیگر برخی موضوعات را مرور کنیم.
یک سال از حصول توافق درباره برنامه جامع اقدام مشترک بین ایران و ۵ کشور عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان میگذرد. در این یک سال تلاشهای بسیاری برای تکمیل این فرآیند دیپلماتیک صورت گرفته است . در عین حال انتقادهای تند روز گذشته علی اکبر ولایتی عضو هیئت نظارت بر جام از عهدشکنیهای آمریکا و سکوت 1+5 نشان میدهد که این فرآیند نه تنها تکمیل نشده بلکه با تهدیدهای جدی نیز مواجه است. در این شرایط با تاکید بر این که ما در ایران برای نقض یا شکست توافق هستهای انتظار نمیکشیم و آن را سناریوی مطلوب نمیدانیم، وقت آن رسیده است که بار دیگر برخی موضوعات را مرور کنیم.
۱. ادراک آمریکاییها از تحریمها چیست؟
به تازگی نشستی مهم در اندیشکده شورای آتلانتیک با موضوع «آیا آمریکا
میتواند با ایران کار کند: چالشها و فرصتها» برگزار شد. جان اسمیت(John
Smith)، مدیر اجرایی دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانه داری آمریکا
موسوم به اوفک (OFAC) یکی از سخنرانهای ویژه این نشست بود. ویلیام لرنز
(William Lurns) رئیس یک پروژه عملیاتی به نام «پروژه ایران» در هنگام
دعوت از جان اسمیت، این طور گفت: «آیا کسی در این نشست وجود دارد که اوفک
را نشناسد؟ شاید بتوان اوفک را قویترین و هوشمندترین سازمان در حاکمیت
آمریکا دانست.» تاسیس دفتر کنترل داراییهای خارجی در وزارت خزانه داری به
جنگ سال ۱۸۱۲ میلادی بین آمریکا و انگلیس باز میگردد. انگلیسیها نخستین
هدف تحریمهای ایالات متحده بودند. به عبارت دیگر اکنون بیش از ۲ قرن از
تجربه آمریکاییها در استفاده از ابزار تحریم در سیاست خارجی شان میگذرد.
در این میان همیشه این پرسش درباره هر نمونه تحریمی وجود داشته است که
آمریکاییها براساس «منطق اقتصادی» تصمیم به استفاده از تحریم گرفتهاند یا
براساس «منطق سیاسی»؟ به عبارت دیگر در حالی که تحریمهای گسترده علیه
ایران، روسیه و… جایگاه دلار به عنوان ارز مبادلاتی بینالمللی را روز به
روز کاهش میدهد، به نظر میرسد منطق سیاسی یا آن چه آمریکاییها از آن به
عنوان ضرورت گسترش ارزشهای آمریکایی برای تحکیم نظم جهانی لیبرال سخن
میگویند، منطق مبنایی استفاده از تحریمها علیه ایران باشد. بنابراین
ساده سازی مسئله تحریمها کمکی به ما نمیکند. اساسا در سیاست، ساده سازی
مسائل، چشم بستن بر بخشی از واقعیتها است. از جمله اینکه در مورد خاص
تحریم ها، لغو ساختارمند تحریمها بخشی از یک چرخه بالغ تحریمی ۷ مرحلهای
است. (برای اطلاعات بیشتر به شماره یک کتاب-مجله خراسان دیپلماتیک مراجعه
کنید.) پذیرفتن این واقعیت که لغو تحریم، خودش بخشی از یک سیکل تحریمی
است به این معنا نیست که ما حداقل در تئوری شکست ساختار تحریمها را
غیرممکن میدانیم. بلکه به این معناست که هر لغو تحریمی را نباید شکسته شدن
ساختار تحریمها دانست. اکنون این پرسش ایجاد میشود که برجام منجر به یک
لغو تحریم به مثابه حلقهای از زنجیره تحریمی شده و یا اساسا ساختار
تحریمهای آمریکا را دچار خلل کرده است؟ به بیان ساده تر، آیا آمریکا به
وسیله تحریم هایش ایران را به تغییر رفتار مجبور کرد و یا این ما بودیم که
با شتاب کم سابقه در توسعه فناوری صلح آمیز هستهای مان، آمریکا را به
تغییر در رفتارهایش وادار کردیم؟ پاسخ این پرسشها هرچه باشد، مشخص است که
نبرد نرم بین ایران و ایالات متحده همچنان ادامه دارد.
۲. اوفک درباره برجام چه میکند؟
پس از پایان مذاکرات بین وزرای خارجه ایران و وزرای خارجه ۵ کشور عضو
شورای امنیت به علاوه آلمان، در آمریکا بخشی از اجرای برجام از حوزه
فعالیتهای وزارت خارجه این کشور خارج و در حوزه فعالیتهای وزارت خزانه
داری آمریکا قرار گرفته است. با سر رسیدن روز اجرایی شدن توافق هستهای
(Implementation Day)، اوفک (دفتر کنترل داراییهای خارجی) یک مجوز عمومی و
کلی موسوم به General License H را در روز ۱۶ ژنویه ۲۰۱۶ و به امضای آقای
جان اسمیت منتشر کرد. این مجوز عمومی براساس تعهدات آمریکا ذیل برنامه جامع
اقدام مشترک تنظیم شده بود اما در عمل به 3 دلیل موانع پیش روی کارآمدی
برجام را بر طرف نمیکرد. اول اینکه این مجوز کلی نقاط ابهام بسیار زیادی
دارد. جان اسمیت در نشست اخیر شورای آتلانتیک اشاره کرد که اوفک تا به
امروز مجبور شده است برای رفع ابهامهای این مجوز ۳ صفحه ای، ۴۴ صفحه
توضیحات حقوقی و تخصصی اضافه منتشر کند. دوم اوفک اساسا یک دفتر برای اعلام
محدودیت هاست و تشریح ظرفیت های برجام را مسئولیت خود نمی داند. به عبارت
دیگر مرکزی که وظیفه قانونی اش اعلام و اعمال تحریم علیه دیگر کشورها باشد،
کاری به جز تاکید بر محدودیت های باقی مانده را وظیفه خود نمی داند. سوم
این که علاوه بر اوفک ادبیات مقامات آمریکایی در نشستهای مختلف از جمله
جان کری، وزیر خارجه آمریکا در نشست لندن در ۱۲ماه می(۲۳ اردیبهشت) و
جَرِت بلَنک، معاون هماهنگ کننده برجام در نشست زوریخ در ۴ ماه می(۱۵
اردیبهشت ۹۵)نیز نه فقط برطرف کننده نگرانیهای بانک ها، موسسات مالی و
بازرگانان علاقه مند به همکاری با ایران نبود، بلکه در عمل به تردیدهای
آنها دامن زد. بانک بینالمللی اچاسبیسی یک روز پس از نشست جان کری به
اظهارات او واکنش نشان داد و صراحتا اعلام کرد که با توجه به همین مواضع،
حاضر نیست با ایران وارد تعامل شود. (برای اطلاعات بیشتر به گزارش روزنامه
گاردین در این زمینه مراجعه کنید.) متناسب با این قبیل واکنشها بود که
اوفک در ۸ ماه ژوئن (۱۲ خرداد) توضیح رسمی جدیدی با عنوان «پرسشهای
متداول در ارتباط با لغو تحریمهای خاص آمریکا براساس برجام» منتشر کرد که
شامل پاسخ به ۲ پرسش جدید در ارتباط با طرحهای بانکی و مالی (c.15 و c.16)
و ۹ سوال دیگر نیز درباره شرکتهای خارجی تحت تملک یا کنترل افراد
آمریکایی (K.14 - K.22) است. این توضیحات از یک سو برای رفع ابهامها
درباره مراودات مالی و اقتصادی با ایران مفید بودند و از سوی دیگر برای
ایجاد انگیزه جدی برای احیای این تعاملات ناکافی بودند. به طور خلاصه باید
گفت که اوفک به نمایندگی از دولت ایالات متحده به روشنی در مرز باریک نقض
برجام حرکت میکند. از یک سو آن چنان است که نمیتوان آن را به نقض صریح
برجام متهم کرد و از سوی دیگر مانع از ثمردهی اقتصادی برجام برای ایران شده
است.
۳. اگر آمریکاییها توافق را نقض کنند، چه میشود؟
در حالی که برخی در ایران براین باور هستند که دولت کنونی آمریکا در
رویکردی مخرب تلاش میکند مانع از کارآمدی اقتصادی برجام شود، تردیدی وجود
ندارد که دولت بعدی این کشور نیز در راه تضعیف بیشتر برجام گام بر میدارد،
چه هیلاری کلینتون به قدرت برسد و چه دونالد ترامپ. بنابراین پرسش درباره
آینده تعاملات سیاسی و اقتصادی ایران (که پرسشی فراتر از پرسش درباره آینده
برجام است) بیش از این که به تصمیم و رفتار آمریکاییها وابسته باشد، به
تصمیم و رفتار دیگر کشورها از جمله کشورهای اروپایی و به ویژه ۵ کشور دیگر
به جز آمریکا که شریک برجام هستند، وابسته است. برای روشن شدن موضوع باید
به تفاوت رویکرد کشورهای اروپایی در قبال سیاستهای تحریمی در دولت دموکرات
اوباما و سیاستهای تحریمی در دولت دموکرات بیل کلینتون اشاره کنیم. در
دوره بیل کلینتون، کشورهای دیگر حاضر نشدند برای اجرای قانون تحریمی
سناتور آلفونس داماتو (در سال ۱۳۷۵) با آمریکا اجماع کنند. نمونه دیگر
برای شکست آمریکا در ایجاد اجماع تحریمی علیه ایران، قانون تحریم نفتی
ایران و لیبی موسوم به «ایلسا» است. به عبارت دیگر اکنون ما در ایران باید
بتوانیم تخمینی از رفتار اروپاییها داشته باشیم که آیا آنها در دولت چهل
و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده با آمریکا متحد میمانند و یا اینکه
منطقا از ابزار تحریمی آمریکا که یک ابزار قهریه مجازاتی است پیروی
نمیکنند. رفتار اروپاییها میتواند یک شاخص برای پاسخ به پرسشی باشد که
در ابتدای این یادداشت مطرح کردیم. اینکه آیا آمریکاییها ایران را به
تغییر رفتار مجاب کردند و یا اینکه خودشان مجبور به تغییر رفتار شدند؟
هرچند پیش بینی در سیاست تقریبا غیرممکن است اما میتوان از تحلیل برخی
رخدادها، به نتایجی نسبی دست یافت. شرکت هواپیمایی ماهان از جمله شرکتهای
ایرانی است که در چارچوب مذاکرات هستهای مشمول رفع تحریمها نشد و نام
این شرکت همچنان در لیست SDN و تحریمهای اولیه آمریکا (در ارتباطات با
فعالیتها و سیاستهای منطقهای ایران) قرار دارد. بنابر اعلام رسمی شرکت
هواپیمایی ماهان و تایید فرودگاه شارل دوگل فرانسه از روز ۲۰ ژوئن (۳۱
خرداد) پروازهای مستقیم این شرکت به پاریس از سر گرفته شد. باید توجه کنیم
که بدون شک فرودگاه شارل دوگل و شرکتهای خدماتی هواپیمایی در این فرودگاه
که برای از سرگیری پروازهای ماهان با این شرکت طرف قرارداد هستند، به خوبی
از تحریم بودن این شرکت آگاه هستند. در عین حال این نشانه کوچک موارد نقضی
نیز دارد و به طور مشخص آنچه روز گذشته علی اکبر ولایتی از آن به سکوت 1+5
تعبیر کرد– که طرف اروپایی نیز مخاطب این انتقاد است- از این جمله است .
بنابراین پاسخ به پرسش درباره آینده برجام و پرسش درباره ساختار شبکه
تحریمی علیه ایران را نه در ایران یا آمریکا، بلکه باید در ضلع سوم این
توافق و رفتار دیگر بازیگران بینالمللی جست. این رفتار هنوز به طور کامل
شکل نگرفته است. اگر سیاستهای تشویقی در اروپا برای تجارت با ایران
عملیاتی شود، باید برای آینده برجام امیدوار بود. در غیر ا ین صورت نگرانی
جدی برای آغاز مجدد یک بازی باخت – باخت به وجود میآید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



