حل معماي ادامه ركود اقتصادي با نفت 100 دلاري
با رسيدن قيمت نفت به هر بشكه صد دلار، خارج نشدن اقتصاد كشور از دوران ركود، به يكي از مهمترين پرسشها تبديل شده است.
تجربه نوزده سال گذشته اقتصاد ايران، نشان ميدهد كه همواره بين درآمدهاي نفتي و واردات آن و رونق اقتصادي كه شاخصه آن، توليد ناخالص داخلي است، ارتباط معناداري بوده، اما به نظر ميرسد طي سالهاي اخير، اين ارتباط به دلايلي از ميان رفته و به رغم درآمد نفتي خيرهكننده در سه سال اخير كه رقم آن بالغ بر 185 ميليارد دلار برآورد ميشود و با احتساب صادرات محصولات جانبي نفت، اين رقم از مرز دويست ميليارد دلار عبور ميكند، اقتصاد ايران همچنان در شرايط ركود به سر ميبرد و علاوه بر آنكه رشد توليد ناخالص داخلي در سطح 6 درصد پيشين باقي مانده، نرخ بيكاري نيز همچنان در حد 12 درصد قرار دارد و رفاه عمومي نيز نه تنها افزايش چشمگيري نيافته، بلكه با توجه به روند فزاينده تورم شاهد كاهش نيز بوده است.
در اين فرصت، براي پاسخ به پرسش مهم ارتباط درآمدهاي نفتي با رونق اقتصادي (رشد توليد ناخالص داخلي) به بررسي عملكرد اقتصاد ايران در نوزده سال اخير ميپردازيم تا دستاورد سه دولت (هاشمي، خاتمي و احمدينژاد) در استفاده از درآمدهاي نفتي و واردات حاصل از آن براي رشد اقتصادي مشخص شود.
با بررسي ارتباط نرخ رشد اقتصادي با ميزان واردات حاصل از درآمد نفتي، تأثير حجم واردات بر رشد توليد ناخالص داخلي و تأثير مستقيم حجم واردات بر رونق اقتصادي كشور كه در رشد توليد ناخالص داخلي نمودار ميشود، كاملا مشخص است.
از زمان پايان جنگ تاكنون، رشد اقتصادي ايران دو بار از مرز 10 درصد گذشته و دو رقمي شد كه هر دو بار، به دوران سازندگي مربوط است...


در مجموع ميتوان گفت، رشد متوسط دولت سازندگي 5.8 درصد و رشد متوسط دولت اصلاحات 3/4 درصد بوده است، در حالي كه متوسط واردات در دولت سازندگي17.3 ميليارد دلار و در دولت اصلاحات 5/20 ميليارد دلار است؛ بنابراين در دولت سازندگي به طور متوسط به ازاي هر سه ميليارد دلار، يك درصد رشد اقتصادي ايجاد شده و در دولت اصلاحات، به ازاي حدود 5 ميليارد دلار، يك درصد رشد اقتصادي پديد آمده است.
اما رابطه بين واردات و رشد اقتصادي در دولت نهم به صورت بنياديني تغيير ميكند، به گونهاي كه با وجود افزايش واردات به رقم 43 ميليارد دلار در سال 1384، رشد اقتصادي در حد 5.4 درصد باقي ماند و در سال 1385 نيز كه واردات به رقم 49 ميليارد دلار ميرسد، رشد اقتصادي تنها به مرز 6.2 درصد ميرسد و در سال 1386 نيز كه پيشبيني واردات به 58 ميليارد دلار ميرسد، پيشبيني رشد اقتصاد در حد 6 درصد محدود مانده است. به عبارت ديگر، متوسط واردات در دولت نهم سالانه پنجاه ميليارد دلار و متوسط رشد اقتصادي9/5 درصد است كه نشان ميدهد در دولت نهم به ازاي هر هشت ميليارد دلار، يك درصد رشد اقتصادي ايجاد شده است كه بيش از دو برابر ميانگين دولتهاي سازندگي و اصلاحات است...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.
در ضمن رشد اقتصادی رابطه مستقیم با تولید ناخالص ملی دارد یعنی حمایت از بخش تولید و تولید ارزش افزوده که در چند سال اخیر شاهد حمایت بی دریق دولت محترم از بخش تولید بوده ایم!!
لطفاً این نظر را هم در پاسخ این بیینده محترم و تیز بین چاپ کنید
حداقل از تناسب با حجم اقتصاد ایران نیز در محاسباتتان بهره میگرفتید.
اصولا عامل بدبختی مملکت ما پرداخت وام کوچک اشتغالزایی است.چرا؟
چون کسی با این پولها نمی تواند(یا نمی خواهد) کسب و کار دائمی راه بیاندازد(البته استثنا دارد)اکثر افرادی که وام می گیرند با ظاهر سازی برای بازرسان وانمود به راه اندازی کار می کنند ولی تمام این وامها را بعلاوه وامهای خرید مصرفی (که مثلا برای حمایت از تولید داخلی است که آنهم با فاکتور سازی بی مصرف می ماند)صرف کارهای متفرقه(از جمله دلالی، خرید لباس و دکوراسیون،...)که نتیجه اش تورم و افزایش واردات است و البته برگرداندن شاخص بیکاری به جای سابقش.یعنی یک سیکل باطلی که تنها نتیجه اش افزایش تورم است.
**سیاست های دولت به جای کاهش نرخ بیکاری باید روی کاهش تورم و کنترل آن صورت بگیرد زیرا با کاهش تورم پولهای سرگردان زیادی که باید مالکانشان از طریق دلالی و احتکار از کاهش ارزششان جلوگیری کنند وارد تولید شده(با اطمینان از حفظ ارزش پولشان در مدت راه اندازی واحد تولیدی صنعتی تا زمان بهره برداری مثلا 7سال)
و در نتیجه بطور خودبخود بیکاری نیز بدون آثار تورم زا بطور واقعی به اندازه تعادلی خود در اقتصاد می رسد.





