واگویه های برادر شهید از حادثهای شوم؛
21 جان باخته چهارشنبهسوری پارسال نشان میدهد که چقدر عقبیم!
فردی که نارنجک را به سمت هادی و همکارانش پرتاب کرده بود، دستگیر شده بود و اعترافات صریحی نیز داشت. با این مقدمات، محاکمه وی با اتهام قتل عمد آغاز و مدتی بعد به حکمی عجیب منجر شد، زیرا قاضی وی را از اتهام تبرئه کرد.
کد خبر: ۵۵۵۰۹۱
| | 16290 بازدید

تا چهارشنبه سوری خیلی مانده ولی نه برای این خانواده؛ برای خانواده «دلاور» خیلی وقت است از چهارشنبه سوری گذشته ولی هرچه زمان میگذرد، داغشان سرد که نمیشود هیچ، شدت هم میگیرد.
به گزارش «تابناک»، بیست و چهارم اردیبهشت ماه سال گذشته، زمانی که از سال نو برایمان جز خاطرات چیزی نمانده و همه سرگرم زندگی روزمره خود بودیم، برگ آخر زندگی فردی ورق خورد که قرار بود بهترین نوروز زندگی خود را بگذراند، ولی نتوانست؛ چون در راه انجام وظیفه جان باخت.
صحبت درباره شهید «هادی جوان دلاور» است. ستوان دوم نیروی انتظامی که چند روز مانده به سال تحویل، در شب چهارشنبه سوری مأمور به انجام وظیفه شده و با جمعی از همکارانش به گشت زنی در معابر مشغول بود که ناگهان با انفجار مهیبی دنیا مقابل چشمانش تیره و تار شد. انفجاری که از برخورد نارنجک دستی به کاسکتش ایجاد شده بود و آنقدر قدرت داشت که خانوادهای را برای همیشه از جای خود جاکن کرده و آرامششان را برباید.
نارنجکی که جوان بی فکر به سمت مأموران پرتاب کرد، هادی را در سی سالگی به تخت بیمارستان دوخت و دنیای شیرین و دو سه ماهه نامزدی اش را به ملاقات هایی در بیمارستان محدود کرد تا نوروز سال 93 برای خانواده دلاور یک چشم آه باشد و یک چشم اشک؛ با این امید که زودتر هادی روی پا خود بایستد و به زندگی عادی بازگردد و آن حادثه شوم از زندگی شان رخت ببندد.
وضع به این منوال ادامه داشت تا اواخر اردیبهشت ماه سال 93 که دیگر بدن هادی تاب تحمل درمان و مداخلات پزشکی را نیاورد و روحش پر کشید. روزی که هادی «شهید» لقب گرفت و ماجرا رنگ و بوی متفاوتی گرفت؛ هادی به آنچنان درجه ای رسید که موجب غبطه همگان شد، ولی مگر میشود بر غم از دست دادن چون اویی صبوری کرد؟
برادر شهید در این باره میگوید: انتظار میکشیدیم که هادی از بیمارستان مرخص شود و زندگی مشترکی که بنا نهاده به پیش ببرد، ولی اینچنین نشد و آن حادثه شوم همه چیز را تغییر داد. من که هیچ، پدر و مادرم را که ببینید و تصاویرشان را با قبل از آن حادثه قیاس کنید، پی خواهید برد چه بر سرشان آمده و چه کشیدهاند. داغ جوان داغ سنگینی است و نمیتوان گفت در این مدت چه بر سرشان رفته است.
او در تشریح روند قضایی ماجرا میگوید: فردی که نارنجک را به سمت هادی و همکارانش پرتاب کرده بود، دستگیر شده بود و اعترافات صریحی نیز داشت. با این مقدمات، محاکمه وی با اتهام قتل عمد آغاز شد که مدتی بعد به حکمی عجیب منجر شد، زیرا قاضی وی را از اتهام قتل عمد تبرئه کرد. البته ما به این حکم اعتراض کردیم و با اعتراض ما پرونده به دیوان ارجاع داده و در آنجا این حکم نقض شد.
وی میافزاید: حکم دادگاه قبلی به این دلیل در شعبه 31 دیوان عالی کشور نقض و بر در آن «کشنده بودن نارنجک پرتاب شده» تأکید شد و استنباط صورت گرفته مبنی بر اینکه قصد از پرتاب آن نارنجک، تنها تولید صدا بوده، رد شد؛ درست انگار که سلاحی سمت کسی بگیری و ماشه آن را بچکانی و بعد بگویی که نمیدانستم جز تولید صدا، خطری هم دارد. بر اساس حکم دیوان، قرار است پرونده بار دیگر در دست بررسی قرار گیرد و برای رسیدگی به شعبه هم عرض ارسال شود.
دلاور در ادامه میگوید: اینکه پرونده چه وضعیتی پیدا خواهد کرد و چه رأیی برای آن صادر خواهد شد و حتی واکنش پدر و مادر شهید چه خواهد بود، موضوعی است که اکنون درباره آن نمیتوان صحبت کرد، ولی چیزی که ورای این ماجرا خاطرمان را آزار میدهد، یاد شهید است که تلاش داریم فراموش نشود. مخصوصا زمانی که میبینیم در چهارشنبه سوری سال گذشته21 تن جان باختهاند و به یاد میآوریم که چهارشنبه سوری بعدی در پیش است. باور کنید ما بهتر از هر کسی میدانیم، آنچه شادی و تفریح و تولید صدا و... مینامندش چه خطری در پیش دارد و چه داغی میتواند بر دل خانواده ها بگذارد.
او میافزاید: هادی که جایش خیلی بهتر از ماست و رسیدن به جایگاهش آرزوی همه ماست، ولی وقتی میگویند به شهدا و جانبازان مدیونیم، یعنی چه؟ آیا تلاش کردهایم با روایت این ماجرا برای جامعه مانع از تکرار حوادثی از این دست شویم؟ اگر شهادت امثال هادی را از یاد ببریم، میتوانیم از تکرار نشدن حوادثی از این دست در آینده جلوگیری کنیم؟ کاش این مسائل مهم را فراموش نکنیم
به گزارش «تابناک»، بیست و چهارم اردیبهشت ماه سال گذشته، زمانی که از سال نو برایمان جز خاطرات چیزی نمانده و همه سرگرم زندگی روزمره خود بودیم، برگ آخر زندگی فردی ورق خورد که قرار بود بهترین نوروز زندگی خود را بگذراند، ولی نتوانست؛ چون در راه انجام وظیفه جان باخت.
صحبت درباره شهید «هادی جوان دلاور» است. ستوان دوم نیروی انتظامی که چند روز مانده به سال تحویل، در شب چهارشنبه سوری مأمور به انجام وظیفه شده و با جمعی از همکارانش به گشت زنی در معابر مشغول بود که ناگهان با انفجار مهیبی دنیا مقابل چشمانش تیره و تار شد. انفجاری که از برخورد نارنجک دستی به کاسکتش ایجاد شده بود و آنقدر قدرت داشت که خانوادهای را برای همیشه از جای خود جاکن کرده و آرامششان را برباید.
نارنجکی که جوان بی فکر به سمت مأموران پرتاب کرد، هادی را در سی سالگی به تخت بیمارستان دوخت و دنیای شیرین و دو سه ماهه نامزدی اش را به ملاقات هایی در بیمارستان محدود کرد تا نوروز سال 93 برای خانواده دلاور یک چشم آه باشد و یک چشم اشک؛ با این امید که زودتر هادی روی پا خود بایستد و به زندگی عادی بازگردد و آن حادثه شوم از زندگی شان رخت ببندد.
وضع به این منوال ادامه داشت تا اواخر اردیبهشت ماه سال 93 که دیگر بدن هادی تاب تحمل درمان و مداخلات پزشکی را نیاورد و روحش پر کشید. روزی که هادی «شهید» لقب گرفت و ماجرا رنگ و بوی متفاوتی گرفت؛ هادی به آنچنان درجه ای رسید که موجب غبطه همگان شد، ولی مگر میشود بر غم از دست دادن چون اویی صبوری کرد؟
او در تشریح روند قضایی ماجرا میگوید: فردی که نارنجک را به سمت هادی و همکارانش پرتاب کرده بود، دستگیر شده بود و اعترافات صریحی نیز داشت. با این مقدمات، محاکمه وی با اتهام قتل عمد آغاز شد که مدتی بعد به حکمی عجیب منجر شد، زیرا قاضی وی را از اتهام قتل عمد تبرئه کرد. البته ما به این حکم اعتراض کردیم و با اعتراض ما پرونده به دیوان ارجاع داده و در آنجا این حکم نقض شد.
وی میافزاید: حکم دادگاه قبلی به این دلیل در شعبه 31 دیوان عالی کشور نقض و بر در آن «کشنده بودن نارنجک پرتاب شده» تأکید شد و استنباط صورت گرفته مبنی بر اینکه قصد از پرتاب آن نارنجک، تنها تولید صدا بوده، رد شد؛ درست انگار که سلاحی سمت کسی بگیری و ماشه آن را بچکانی و بعد بگویی که نمیدانستم جز تولید صدا، خطری هم دارد. بر اساس حکم دیوان، قرار است پرونده بار دیگر در دست بررسی قرار گیرد و برای رسیدگی به شعبه هم عرض ارسال شود.
دلاور در ادامه میگوید: اینکه پرونده چه وضعیتی پیدا خواهد کرد و چه رأیی برای آن صادر خواهد شد و حتی واکنش پدر و مادر شهید چه خواهد بود، موضوعی است که اکنون درباره آن نمیتوان صحبت کرد، ولی چیزی که ورای این ماجرا خاطرمان را آزار میدهد، یاد شهید است که تلاش داریم فراموش نشود. مخصوصا زمانی که میبینیم در چهارشنبه سوری سال گذشته21 تن جان باختهاند و به یاد میآوریم که چهارشنبه سوری بعدی در پیش است. باور کنید ما بهتر از هر کسی میدانیم، آنچه شادی و تفریح و تولید صدا و... مینامندش چه خطری در پیش دارد و چه داغی میتواند بر دل خانواده ها بگذارد.
او میافزاید: هادی که جایش خیلی بهتر از ماست و رسیدن به جایگاهش آرزوی همه ماست، ولی وقتی میگویند به شهدا و جانبازان مدیونیم، یعنی چه؟ آیا تلاش کردهایم با روایت این ماجرا برای جامعه مانع از تکرار حوادثی از این دست شویم؟ اگر شهادت امثال هادی را از یاد ببریم، میتوانیم از تکرار نشدن حوادثی از این دست در آینده جلوگیری کنیم؟ کاش این مسائل مهم را فراموش نکنیم
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



