گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۵۱۸۷
| | 4519 بازدید
جمهوري اسلامي
«زواياي مغفول هدفمندي يارانهها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي به قلم سروش صاحب فصول است كه در آن مي خوانيد:
بنا بر اخبار منتشر شده از مذاكرات و مصوبات كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي مجلس شوراي اسلامي بررسي مهمترين مسئله اين طرح يعني هدفمندسازي يارانهها آخرين مراحل خود را سپري مي كند و نمايندگان اين كميسيون عزم خود را جزم كرده اند تا پيش از پايان تعطيلات تابستاني مجلس كار بررسي و تصويب اين محور از محورهاي هفتگانه طرح تحول اقتصادي را به پايان ببرند. گذشته از آنكه اقدام نمايندگان مجلس را در بررسي دقيق و به دور از هيجانات و تبليغات منتقدان و مدافعان اين طرح بايد ستود اما به نظر مي رسد آنچه در كميسيون طرح تحول به تصويب نمايندگان رسيده است با طرح مورد نظر دولت تفاوتهاي چشمگيري دارد كه همين مسئله انتظار به ثمر رسيدن چنين تحول بزرگي را درهالهاي از ابهام فرو ميبرد.
آفتاب يزد
«اينها دلايل ماست دليل شما چيست؟» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
عدهاي ميخواهند پرونده انتخابات دهم رياست جمهوري را به هر طريق ممكن ببندند. اين عـده، عـمدتاً شامل كساني هستند كه خودشان انتخابات را برگزار كردند و خودشان هم با ذوقزدگي كامل به حمايت از عملكرد خويش پرداختند. اما به نظر ميرسد روياي بسته شدن پرونده و فراموشي آن، به راحتي محقق نخواهد شد.
بر همين اساس، حاميان روند انتخابات تلاش خود را بر مخفي ماندن نشانههايي متمركز كردند كه دليل حقانيت معترضان بود. براي اين فرضيه، نشانهها و قرينههاي زيادي ميتوان ارائه كرد. نخستين نشانه در راهپيمايي بي نظير و همراه با متانت 25 خرداد آشكار شد. رفتار جناح مقابل و حملات غيرمتين به راهپيمايان متين، بهترين دليل بود كه نشان ميداد آشكار شدن تعداد معترضان به روند انتخابات و محتواي اعتراض آنها براي حاميان اين روند، خوشايند نيست. ميزان جمعيت شركتكننده در تجمع حاميان كانديدايي كه به عنوان پيروز انتخابات معـرفي شـده است و غيرقابل مقايسه بودن آن با حاضران در تجمع 25 خرداد- علي رغم تفاوت آشكار حجم تبليغات رسمي براي دو تجمع- بر نگراني مدعيان اصولگرايي افزود و لذا طبيعي بود كه از دليل نمايي اصلاح طلبان و دليل خواهي آنها جلوگيري شود.
كيهان
«قدرتمندتر از هميشه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
ائتلاف نانوشته آمريكا، رژيم صهيونيستي و چند كشور اروپايي عليه جمهوري اسلامي ايران هر چند قدمتي 30 ساله دارد اما اوج منحني خصومت و عداوت اين چند كشور در قبل و بعد از انتخابات اخير را بايد نقطه عطفي در اين پيشينه تاريخي قلمداد كرد. آنچه امروز پس از گذشت قريب به يكماه از انتخابات در صحنه سياست خارجي به وضوح مشاهده مي شود تمركز خصمانه كشورهاي ياد شده بر روي ايران است. به طوري كه پرداختن به موضوع ايران در صدر موضوعات و اولويتهاي آنهاست و اين روزها حجم انبوهي از برنامههاي مطبوعات، رسانهها و شبكههاي خبري غربي به ايران اختصاص يافته است.
آمريكاييها كه عليرغم قرارگرفتن در مسير افول و اضمحلال دايه كدخدايي دهكده جهاني را يدك مي كشند به همراه نوچههاي اروپايي خود كه منافع در هم تنيده اي در چپاولگري و زياده خواهي در منطقه دارند به بهانه انتخابات اخير زود به زود درباره ايران اعلام مواضع مي كنند. آنچنان كه دامنه گفتهها و اظهارات مقامات غربي و صهيونيستي از سويي و تحليل و تفسير رسانههاي وابسته و در اختيار آنها از سوي ديگر، از حد متعادل و به اصطلاح ديپلماتيك عبور كرده و در هر نشست و اجلاسي - و يا در حاشيه آن- از ايران و نحوه مواجهه با آن سخن مي گويند.
اعتماد
«يک پيشنهاد دوستانه» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
روزنامه نگاري به عنوان يک حرفه بر پايه خبر بنا شده است، يعني وقتي ما مي گوييم خبرنگار، کسي در ذهن ما مجسم مي شود که هميشه به دنبال کسب خبر است و روزنامه نگار کسي است که اين اخبار را در روزنامه منعکس مي کند. بماند که در روزنامهها يادداشت و مقاله و دهها نوع نوشته حتي سرگرمي نيز چاپ مي شود ولي اصل کار خبرنگاري و روزنامه نگاري بر خبر متکي است. در واقع روزنامه هنوز يکي از منابع مهم کسب خبر توسط مردم است و اگر روزنامه يي از اخبار مهم خالي باشد، مشروعيت خود را به عنوان يک وسيله ارتباطي از دست مي دهد.پس اصلي ترين خوراک مطبوعات خبر است و حتي ساير کارکردهاي مطبوعات نيز مثل تحليل، تفسير، يادداشت، مقاله و ... بر اساس خبر شکل مي گيرد.بر همين اساس خبر براي يک روزنامه نگار واژه مقدسي است. بر اساس تعليمي که بر پايه علم و تجربه ديده است، نبايد در اصول آن دست ببرد يا تغيير ايجاد کند، به گونه يي که ماهيت خبر را به صورت دلخواه خود در اختيار مخاطب بگذارد.
ابتكار
«مخمصه اوباما» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه آن را پل کروگمن ـ اقتصاددان و برنده جايزه نوبل نگاشته است:
همزمان با اينکه منتظر بوديم دولت باراک اوباما طرح محرک اقتصادي خود را اعلام کند، برخي از ما نگران بوديم که ثابت شود اين طرح موثر واقع نشود. همچنين نگران اين موضوع بوديم که ممکن است از لحاظ سياسي، برگشت براي يک دوره ديگر سخت باشد. متاسفانه ثابت شد که نگرانيهاي ما قابل توجيه بوده است. گزارش ناخوشايند ماه ژوئن در مورد وضعيت کار در آمريکا اين موضوع را مشخص کرد که بسته محرک مالي باراک اوباما واقعا بسيار کوچک است. اين موضوع به اعتبار دولت آمريکا در نحوه اداره اقتصاد اين کشور لطمه وارد کرده است. اکنون اين خطر واقعي وجود دارد که باراک اوباما خود را در يک مخمصه اقتصادي-سياسي گير افتاده ببيند. من در مورد يک مخمصه صحبت مي کنم و اينکه اوباما چگونه مي تواند از آن بگريزد.
با اين حال، اول بگذاريد به عقب بازگرديم و اين سوال را مطرح کنيم که شهروندان چگونه بايد به اين اخبار نااميدکننده اقتصادي واکنش نشان بدهند؟ آيا بايد صبر پيشه کرد و اجازه داد طرح محرک اقتصادي اوباما به مسير حرکتش ادامه بدهد؟ آيا بايد خواستار اقدامات گسترده تر و جسورانه تر شويم؟ يا بايد طرح محرک اقتصادي اوباما را يک طرح ناکام اعلام کنيم و خواستار لغو تمامي فعاليتها و طرحهاي اقتصادي فعلي در آمريکا شويم؟ مشخص است که طرح محرک اقتصادي دولت اوباما از سرعت کافي براي اشتغال زايي و از بين بردن نرخ بيکاري برخوردار نيست. به طور طبيعي ما از سياست گذاران انتظار داريم که با ترکيب صبر و ارائه راه کار به شرايط بد کار در آمريکا پايان بدهند.
رسالت
«تناقضهاي بحران اعتماد سياسي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد؛آنها بايد به سياستهاي فعلي زمان بدهند تا کارگر بيافتند اما همچنين بايد بدانند که اين سياستها بايد قوي تر عمل کنند و اين موضوعي است که دولت اوباما بايد در مورد بسته محرک مالي اش هم اينک به آن بپردازد. (محرک مالي در اين مقطع زماني امري ضروري محسوب مي شود چون بانک مرکزي آمريکا با توجه به اينکه نرخ بهره را تقريبا به صفر کاهش داده، توان براي مقابله با رکود اقتصادي ندارد.) درست است که سياست گذاران آمريکايي بايد در مقابل نتايج اوليه نااميدکننده ناشي از طرح بسته محرک اقتصادي اوباما آرام باشند و به اين نتيجه برسند که اين طرح براي بازدهي به زمان نياز دارد اما آنها همچنين بايد براي به جريان انداختن محرک اقتصادي ديگري آماده شوند چون مشخص است که محرک اقتصادي اولي به اندازه کافي براي پايان دادن به رکود اقتصادي در آمريکا کافي نيست.متاسفانه سياستگذاريهاي سياست هاي مالي با سياستگذاري سياستهاي پولي متفاوت بوده است.
دنياي اقتصاد
«دل نگرانيهاي بخش خصوصي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محسن ايلچي است كه در آن ميخوانيد؛اقتصاد كشور تا اندازه زيادي به دليل پيامدهاي بيماري هلندي و نيز تاسي از بحران جهاني غرب، با كمبود منابع مالي سرمايهگذاري روبهرو شده است.
در اين ميان، كسري بودجه آشكار و پنهان كه ارقام متفاوتي در رابطه با آن اعلام ميشود، ضرورت استفاده بهينه از منابع محدود را به همه دستاندركاران فضاي كسبوكار گوشزد ميكند. در اين وضعيت جدي كه بنگاهها، موسسات مالي و كليه دستگاههاي مسئول با كمبود منابع مالي قابل دسترس روبهرو هستند، اين سمتوسوي سياستهاي عمومي كشور است كه ميتواند زمينه بهرهبرداري از امكانات و منابع كشور را فراهم كند. بخش خصوصي ناظر بر تحولات كشور كه از آن انتظار ميرود در حوزههاي مختلف اقتصادي مشاركت فعالي داشته باشد و مسئوليت اقتصادي و اجتماعي بيشتري را ايفا كند، با دقت سمتوسوي جهتگيريها و سياستهاي عمومي حال و آتي را مدنظر قرار ميدهد.
اعتماد ملي
«اقدامي شايسته اما ديرهنگام» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم مجيد انصاري است كه در آن ميخوانيد:
ممنوعيت عضويت افراد شاغل در قواي سهگانه و نهادهاي دولتي در شوراي نگهبان با تصويب طرح الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل در مجمع تشخيص مصلحت نظام از طرحهاي راهگشايي است كه پيشتر انتظار تصويب آن ميرفت. اين قانون اولين بار در طول مجلس هفتم مطرح و تصويب شد. عضويت در شوراي نگهبان خود يكي از مشاغل سنگين و پرمسووليت به شمار ميرود و حضور در ديگر مشاغل در كنار عضويت در اين شورا ميتواند جايگاه اعضاي شوراي نگهبان را مخدوش كند. با توجه به وظيفه سنگين اعضاي شوراي نگهبان،استقلال راي يكي از اصلي ترين شاخصههاي حضور در اين شورا به حساب ميآيد و لازم است كه اعضاي شوراي نگهبان از تاثيرگذاري قواي ديگر بر راي شان كاملا محفوظ بمانند. دشوار است كه فردي عضو هيات دولت باشد و در عين حال به عنوان حقوقدان در شوراي نگهبان نيز فعاليت داشته باشد.
«زواياي مغفول هدفمندي يارانهها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي به قلم سروش صاحب فصول است كه در آن مي خوانيد:
بنا بر اخبار منتشر شده از مذاكرات و مصوبات كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي مجلس شوراي اسلامي بررسي مهمترين مسئله اين طرح يعني هدفمندسازي يارانهها آخرين مراحل خود را سپري مي كند و نمايندگان اين كميسيون عزم خود را جزم كرده اند تا پيش از پايان تعطيلات تابستاني مجلس كار بررسي و تصويب اين محور از محورهاي هفتگانه طرح تحول اقتصادي را به پايان ببرند. گذشته از آنكه اقدام نمايندگان مجلس را در بررسي دقيق و به دور از هيجانات و تبليغات منتقدان و مدافعان اين طرح بايد ستود اما به نظر مي رسد آنچه در كميسيون طرح تحول به تصويب نمايندگان رسيده است با طرح مورد نظر دولت تفاوتهاي چشمگيري دارد كه همين مسئله انتظار به ثمر رسيدن چنين تحول بزرگي را درهالهاي از ابهام فرو ميبرد.
آفتاب يزد
«اينها دلايل ماست دليل شما چيست؟» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
عدهاي ميخواهند پرونده انتخابات دهم رياست جمهوري را به هر طريق ممكن ببندند. اين عـده، عـمدتاً شامل كساني هستند كه خودشان انتخابات را برگزار كردند و خودشان هم با ذوقزدگي كامل به حمايت از عملكرد خويش پرداختند. اما به نظر ميرسد روياي بسته شدن پرونده و فراموشي آن، به راحتي محقق نخواهد شد.
بر همين اساس، حاميان روند انتخابات تلاش خود را بر مخفي ماندن نشانههايي متمركز كردند كه دليل حقانيت معترضان بود. براي اين فرضيه، نشانهها و قرينههاي زيادي ميتوان ارائه كرد. نخستين نشانه در راهپيمايي بي نظير و همراه با متانت 25 خرداد آشكار شد. رفتار جناح مقابل و حملات غيرمتين به راهپيمايان متين، بهترين دليل بود كه نشان ميداد آشكار شدن تعداد معترضان به روند انتخابات و محتواي اعتراض آنها براي حاميان اين روند، خوشايند نيست. ميزان جمعيت شركتكننده در تجمع حاميان كانديدايي كه به عنوان پيروز انتخابات معـرفي شـده است و غيرقابل مقايسه بودن آن با حاضران در تجمع 25 خرداد- علي رغم تفاوت آشكار حجم تبليغات رسمي براي دو تجمع- بر نگراني مدعيان اصولگرايي افزود و لذا طبيعي بود كه از دليل نمايي اصلاح طلبان و دليل خواهي آنها جلوگيري شود.
كيهان
«قدرتمندتر از هميشه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
ائتلاف نانوشته آمريكا، رژيم صهيونيستي و چند كشور اروپايي عليه جمهوري اسلامي ايران هر چند قدمتي 30 ساله دارد اما اوج منحني خصومت و عداوت اين چند كشور در قبل و بعد از انتخابات اخير را بايد نقطه عطفي در اين پيشينه تاريخي قلمداد كرد. آنچه امروز پس از گذشت قريب به يكماه از انتخابات در صحنه سياست خارجي به وضوح مشاهده مي شود تمركز خصمانه كشورهاي ياد شده بر روي ايران است. به طوري كه پرداختن به موضوع ايران در صدر موضوعات و اولويتهاي آنهاست و اين روزها حجم انبوهي از برنامههاي مطبوعات، رسانهها و شبكههاي خبري غربي به ايران اختصاص يافته است.
آمريكاييها كه عليرغم قرارگرفتن در مسير افول و اضمحلال دايه كدخدايي دهكده جهاني را يدك مي كشند به همراه نوچههاي اروپايي خود كه منافع در هم تنيده اي در چپاولگري و زياده خواهي در منطقه دارند به بهانه انتخابات اخير زود به زود درباره ايران اعلام مواضع مي كنند. آنچنان كه دامنه گفتهها و اظهارات مقامات غربي و صهيونيستي از سويي و تحليل و تفسير رسانههاي وابسته و در اختيار آنها از سوي ديگر، از حد متعادل و به اصطلاح ديپلماتيك عبور كرده و در هر نشست و اجلاسي - و يا در حاشيه آن- از ايران و نحوه مواجهه با آن سخن مي گويند.
اعتماد
«يک پيشنهاد دوستانه» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
روزنامه نگاري به عنوان يک حرفه بر پايه خبر بنا شده است، يعني وقتي ما مي گوييم خبرنگار، کسي در ذهن ما مجسم مي شود که هميشه به دنبال کسب خبر است و روزنامه نگار کسي است که اين اخبار را در روزنامه منعکس مي کند. بماند که در روزنامهها يادداشت و مقاله و دهها نوع نوشته حتي سرگرمي نيز چاپ مي شود ولي اصل کار خبرنگاري و روزنامه نگاري بر خبر متکي است. در واقع روزنامه هنوز يکي از منابع مهم کسب خبر توسط مردم است و اگر روزنامه يي از اخبار مهم خالي باشد، مشروعيت خود را به عنوان يک وسيله ارتباطي از دست مي دهد.پس اصلي ترين خوراک مطبوعات خبر است و حتي ساير کارکردهاي مطبوعات نيز مثل تحليل، تفسير، يادداشت، مقاله و ... بر اساس خبر شکل مي گيرد.بر همين اساس خبر براي يک روزنامه نگار واژه مقدسي است. بر اساس تعليمي که بر پايه علم و تجربه ديده است، نبايد در اصول آن دست ببرد يا تغيير ايجاد کند، به گونه يي که ماهيت خبر را به صورت دلخواه خود در اختيار مخاطب بگذارد.
ابتكار
«مخمصه اوباما» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه آن را پل کروگمن ـ اقتصاددان و برنده جايزه نوبل نگاشته است:
همزمان با اينکه منتظر بوديم دولت باراک اوباما طرح محرک اقتصادي خود را اعلام کند، برخي از ما نگران بوديم که ثابت شود اين طرح موثر واقع نشود. همچنين نگران اين موضوع بوديم که ممکن است از لحاظ سياسي، برگشت براي يک دوره ديگر سخت باشد. متاسفانه ثابت شد که نگرانيهاي ما قابل توجيه بوده است. گزارش ناخوشايند ماه ژوئن در مورد وضعيت کار در آمريکا اين موضوع را مشخص کرد که بسته محرک مالي باراک اوباما واقعا بسيار کوچک است. اين موضوع به اعتبار دولت آمريکا در نحوه اداره اقتصاد اين کشور لطمه وارد کرده است. اکنون اين خطر واقعي وجود دارد که باراک اوباما خود را در يک مخمصه اقتصادي-سياسي گير افتاده ببيند. من در مورد يک مخمصه صحبت مي کنم و اينکه اوباما چگونه مي تواند از آن بگريزد.
با اين حال، اول بگذاريد به عقب بازگرديم و اين سوال را مطرح کنيم که شهروندان چگونه بايد به اين اخبار نااميدکننده اقتصادي واکنش نشان بدهند؟ آيا بايد صبر پيشه کرد و اجازه داد طرح محرک اقتصادي اوباما به مسير حرکتش ادامه بدهد؟ آيا بايد خواستار اقدامات گسترده تر و جسورانه تر شويم؟ يا بايد طرح محرک اقتصادي اوباما را يک طرح ناکام اعلام کنيم و خواستار لغو تمامي فعاليتها و طرحهاي اقتصادي فعلي در آمريکا شويم؟ مشخص است که طرح محرک اقتصادي دولت اوباما از سرعت کافي براي اشتغال زايي و از بين بردن نرخ بيکاري برخوردار نيست. به طور طبيعي ما از سياست گذاران انتظار داريم که با ترکيب صبر و ارائه راه کار به شرايط بد کار در آمريکا پايان بدهند.
رسالت
«تناقضهاي بحران اعتماد سياسي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد؛آنها بايد به سياستهاي فعلي زمان بدهند تا کارگر بيافتند اما همچنين بايد بدانند که اين سياستها بايد قوي تر عمل کنند و اين موضوعي است که دولت اوباما بايد در مورد بسته محرک مالي اش هم اينک به آن بپردازد. (محرک مالي در اين مقطع زماني امري ضروري محسوب مي شود چون بانک مرکزي آمريکا با توجه به اينکه نرخ بهره را تقريبا به صفر کاهش داده، توان براي مقابله با رکود اقتصادي ندارد.) درست است که سياست گذاران آمريکايي بايد در مقابل نتايج اوليه نااميدکننده ناشي از طرح بسته محرک اقتصادي اوباما آرام باشند و به اين نتيجه برسند که اين طرح براي بازدهي به زمان نياز دارد اما آنها همچنين بايد براي به جريان انداختن محرک اقتصادي ديگري آماده شوند چون مشخص است که محرک اقتصادي اولي به اندازه کافي براي پايان دادن به رکود اقتصادي در آمريکا کافي نيست.متاسفانه سياستگذاريهاي سياست هاي مالي با سياستگذاري سياستهاي پولي متفاوت بوده است.
دنياي اقتصاد
«دل نگرانيهاي بخش خصوصي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محسن ايلچي است كه در آن ميخوانيد؛اقتصاد كشور تا اندازه زيادي به دليل پيامدهاي بيماري هلندي و نيز تاسي از بحران جهاني غرب، با كمبود منابع مالي سرمايهگذاري روبهرو شده است.
در اين ميان، كسري بودجه آشكار و پنهان كه ارقام متفاوتي در رابطه با آن اعلام ميشود، ضرورت استفاده بهينه از منابع محدود را به همه دستاندركاران فضاي كسبوكار گوشزد ميكند. در اين وضعيت جدي كه بنگاهها، موسسات مالي و كليه دستگاههاي مسئول با كمبود منابع مالي قابل دسترس روبهرو هستند، اين سمتوسوي سياستهاي عمومي كشور است كه ميتواند زمينه بهرهبرداري از امكانات و منابع كشور را فراهم كند. بخش خصوصي ناظر بر تحولات كشور كه از آن انتظار ميرود در حوزههاي مختلف اقتصادي مشاركت فعالي داشته باشد و مسئوليت اقتصادي و اجتماعي بيشتري را ايفا كند، با دقت سمتوسوي جهتگيريها و سياستهاي عمومي حال و آتي را مدنظر قرار ميدهد.
اعتماد ملي
«اقدامي شايسته اما ديرهنگام» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم مجيد انصاري است كه در آن ميخوانيد:
ممنوعيت عضويت افراد شاغل در قواي سهگانه و نهادهاي دولتي در شوراي نگهبان با تصويب طرح الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل در مجمع تشخيص مصلحت نظام از طرحهاي راهگشايي است كه پيشتر انتظار تصويب آن ميرفت. اين قانون اولين بار در طول مجلس هفتم مطرح و تصويب شد. عضويت در شوراي نگهبان خود يكي از مشاغل سنگين و پرمسووليت به شمار ميرود و حضور در ديگر مشاغل در كنار عضويت در اين شورا ميتواند جايگاه اعضاي شوراي نگهبان را مخدوش كند. با توجه به وظيفه سنگين اعضاي شوراي نگهبان،استقلال راي يكي از اصلي ترين شاخصههاي حضور در اين شورا به حساب ميآيد و لازم است كه اعضاي شوراي نگهبان از تاثيرگذاري قواي ديگر بر راي شان كاملا محفوظ بمانند. دشوار است كه فردي عضو هيات دولت باشد و در عين حال به عنوان حقوقدان در شوراي نگهبان نيز فعاليت داشته باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


