وحشت اقلیتهای آلمانی از ترویج تفکر مسلمانان آزاری
پس از رویداد دردناک کشته شدن زن محجبه و مسلمان مصری به دست یک آلمانی روسی تبار در محل دادگاه شهر درسدن، اعتراضهای گسترده مسلمانان به این حرکت، جامعه آلمانی را به شدت نگران کرده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، رادیو آلمان در همین راستا تلاش کرد، موضوع را تنها یک رویداد نادر دانسته و واکنشها را نسبت به آن غیر منطقی نشان دهد و در همین راستا تلاش کرد با نشان دادن نارضایتی اقلیتهای مذهبی در آلمان نسبت به پیامدهای این وضع هشدار دهد.
دویچه وله به همین منظور در مصاحبه با «راینا زولایش»، سردبیر بخش عربی خود مینویسد: «یک چیز باید روشن باشد و آن هم این که بسیاری از اتهاماتی که رسانههای مصر و مردم به خشم آمده این کشور از چند روز پیش به آلمان وارد میکنند، زیادهروی است. در آلمان، نه افکار عمومی مسلمانستیز است و نه میتوان دادگاه را متهم کرد که رفتار خشنونتبار علیه مسلمانان مورد توجه قرار نمیدهد.
آلمان کشوری نیست که سیاستمداران و رسانههای آن، هر کس را که روسری سر میکند، «تروریست احتمالی» قلمداد کنند. در آلمان کم نیستند نهادهای خودجوشی که برای گسترش روابط مسلمانان و غیر مسلمانان تلاش میکنند. آنجا که مسلمانان آلمان مورد تحقیر و رفتارهای نژادپرستانه قرار میگیرد، از چشم رسانهها پنهان نمیماند و چنین رفتارهایی به نقد و چالش کشیده میشود؛ حتی خط مشی سیاسی این کشور را هم نمیتوان متهم کرد که در برقراری ارتباط و دیالوگ با جامعه مسلمانان آلمان، کوتاهی کرده است.
از همه آنچه در دادگاه روی داد تا واکنش مطبوعات و موضعگیری دیرهنگام سیاستمداران آلمان؛ نه تنها احساسات خانواده و نزدیکان مروا الشربینی که خشم مردم مصر را نیز باید جدی گرفت.»
در همین حال، عبدالعاظم حمد، سردبیر روزنامه الشروق، چاپ الجزایر، گفته است: اگر زن جوان و حاملهای که اینگونه به قتل رسید، یهودی میبود، در آلمان غوغا میشد.
رادیو آلمان بدون آن که مستقیم به این پرسش پاسخ دهد، میکوشد به شکل دیگری در مقام پاسخ برآید، البته موضوعات پیش آمده، حکایتگر آن است که لابی صهیونیستی به شدت در میان سیاستمداران آلمانی نفوذ کرده و در میان کشورهای اروپایی، سختترین موضعگیریها در حمایت از صهیونیسم را آلمانیها در پیش میگیرند.
دویچه وله در ادامه مینویسد: دوشنبه گذشته، استفان جی کرمر، دبیر کل شورای مرکزی یهودیان، همراه ایمان مازیک، دبیر کل شورای مرکزی مسلمانان آلمان، از همسر مجروح مروا الشربینی در بیمارستان دیدار کرد. او در این دیدار، همدردی جامعه یهودیان آلمان را با خانواده مروا و مسلمانی که احساساتشان به شدت جریحهدار شده، اعلام کرده است.
دویچه وله همچنین در ادامه به نقل از کرمر مینویسد: «جای حیرت دارد که سفر من و دبیرکل شورای مرکزی مسلمانان آلمان از نظر رسانهها تا این اندازه اهمیت داشت؛ واکنشی که نشان میدهد نزدیکی و اتحاد اقلیتها تا چه حد تأثیرگذار است.
در این شرایط، کلمات کافی نیستند. من به دلیل اینکه عضو جامعه یهودیان آلمان هستم، به درسدن سفر نکردم. چنین تصمیمی به این دلیل بود که من به عنوان یک یهودی میدانم آن کس که به انسانی به دلیل نژاد، اصلیت و یا مذهب او حمله میکند، تنها به یک فرد حمله نکرده است، بلکه به ریشه دمکراسی جامعه حملهور شده است. از همین روی، این پرسش اهیمت ندارد که از چه روی من به همسر مروا تسلیت گفتهام و همدردی اقلیت یهودیان آلمان را اعلام کردهام.»
البته دویچه وله عنوان نکرد منظور روزنامه الجزایری و دیگر منتقدان به نوع برخورد با این حادثه و ذکر اینکه اگر مروا یک یهودی بود، تنها برای نشان دادن مظلومیت مسلمانانی است که در کشوری مثل آلمان، تعدادشان بسیار بیشتر از یهودیان است، اما نسبت به لابی صهیونیستی، توان به شدت کمتری داشته و منظورشان نوع رویارویی و استفاده سوء لابی صهیونیستی از چنین موضوعاتی است و نه یهودیان زیرا هم مسلمانان و هم یهودیان در مقابله با جریان صهیونیسم یک دیدگاه دارند و آن هم نفرت و نفی صهیونیسم است.
استفان جی کرمر در ادامه گفته است: «باید پرسید چرا نمایندگان اکثریت مردم آلمان از همسر مروا دیدار نکردهاند؟ از چه رو رسانهها و سیاستمداران با تأخیر به این فاجعه پرداختهاند؟ به نظر میرسد آلمان ابعاد این فاجعه را درک نکرده است. جامعه آلمان هنوز درنیافته که اینگونه کشته شدن یک زن مسلمان، خبر از آن میدهد که نژادپرستی از حاشیه به متن جامعه نفوذ کرده است.
به نظر میرسد، هنوز هم به اندازه کافی، روشن نشده که مقاومت جامعه در برابر رفتار نژاد پرستانهای از این دست کافی نیست. گاه آن است که آلمان نگاهی به درون خود اندازد. محاکمه مجرم کافی نیست، بلکه باید با روشنگری درباره مسلمانان، فرهنگ، دین و رسوم آنها دانش عمومی جامعه را بالا برد. تحمل و پذیرش یکدیگر کافی نیست. هدف باید احترام متقابل باشد.
این پرسش کرمر، نشان میدهد که یهودیان آلمان و دیگر اقلیتهای مذهبی در این کشور نگران آن هستند که مبادا چنین حرکاتی، آهسته تبدیل به جریانهای انتقامجوی مذهبی در جامعه آلمان شود.
در پایان نیز رئیس جامعه یهودیان آلمان میگوید: خشم و احساسات جریحهدار شده مسلمان در این شرایط قابل درک است. اما حتی در این شرایط نیز نباید فراموش کرد که مسلمانان باید همچنان برای به دست آوردن جایگاه واقعی خود در جامعه آلمان تلاش کنند. کوتاهی جایز نیست. آنچه دیگر اقلیتها از جمله یهودیان تجربه کردند، باید درسی باشد تا در این شرایط یکدیگر را تنها نگذاشت و با همبستگی هرچه بیشتر برای برقراری ارتباط با اکثریت جامعه تلاش کرد. مفهوم اینتگراسیون اقلیت در یک جامعه، به مفهوم آن نیست که باید ویژگیهای خود را کنار بگذارد. همانگونه که دیگرگونه بودن اقلیت، مانعی در راه احترام متقابل نیست.»
البته رادیو آلمان در این میان هیچ اشارهای به سخنان ایمان مازیک دبیرکل جامعه مسلمانان آلمان نکرد.
لازم به یادآوری است که مروا الشربینی همراه شوهرش که برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا پذیرش گرفته است از سال 2005 به آلمان میآید. زوج جوان، مدت کوتاهی بعد، صاحب یک فرزند پسری میشوند؛ پسری که قتل مادر را به چشم دیده است.
مروا، آگوست سال ۲۰۰۸ از «آلکس و.» جوان روس آلمانی تبار که سال ۲۰۰۳ وارد آلمان شده و تابعیت گرفته است، به دادگاه شکایت میکند. آلکس و. در زمین بازی بچهها مروا را «مسلمان تروریست هرزه» خطاب کرده است و دادگاه شهر درسدن، آلکس را به پرداخت ۷۸۰ یورو جریمه نقدی محکوم میکند.
در روز اول ژوئیه ۲۰۰۹ پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارجاع میشود و در همین دادگاه است که تراژدی رخ میدهد. مروا الشربینی در جایگاه شهود است و تازه اظهاراتش را تمام کرده که آلکس با چاقو به سوی او هجوم میبرد و ضربات متعددی را به او وارد میکند. همسر مروا که او نیز در دادگاه حضور دارد، به کمک همسرش میرود، اما در این میان به شدت آسیب میبیند.
یکی از مأموران پلیس که در سالن مجاور و در جریان بررسی یک پرونده دیگر حضور دارد، پس از شنیدن این سر و صداها، وارد سالن میشود. او همسر مروا را با فرد ضارب اشتباه میگیرد و گلولهای را به پای او شلیک میکند.
در همان زمان، مروا که سه ماهه نیز باردار بوده است، در صحن دادگاه جان میدهد و همسرش نیز که در این میان به شدت زخمی شده، به بیمارستان منتقل میشود. در همه این لحظات، پسر سه ساله مروا که در دادگاه حضور داشته است و شاهد کشته شدن مادر و انتقال پدر به بیمارستان میشود.
اونجاها که مهد آزادی و دموکراسی است
به طور مرموزانه اي از اين موضوع در كشور سو استفاده مي شود. راستي ما كجاييم و آنها كجا؟
“آلکس و” خودش را در آلمان درمانده و بازنده حس می کرده است. او در روسیه مدرسه ابتدایی را تمام می کند و دوره کارآموزی در رشته انبارداری را به پایان میرساند. در سا ل 2003 او به" پرم "یکی از شهرهای اورال در آلمان می آید .او به سرعت زبان آلمانی را یاد می گیرد که این تنها موفقیت او در کشور جدیدش است.او در درسدن زندگی خود را از طریق کمک دولتی می گذرانده است و نه شغلی داشته نه همسری و نه فرزندی. او بیست و هشت سال دارد و نمونه یک جوان تحریک شده توسط راست های افراطی است
هنوز معلوم نیست که آیا او در روسیه هم اساسا و به شکل مشخص از خارجی ها نفرت داشته و از همه مهمتر ضد اسلام بوده است یا خیر؟ دادستانی درسدن در حال حاضر منتظر اطلاعات کاملتری از زندگی مجرم از اداره های روسیه است . این طور شایعه است که مجرم در روسیه علیه چچن ها می جنگیده است. این می تواند یک دلیل بالقوه و موجه برای بررسی این پرونده باشد. استفاده سریع و ماهرانه مجرم از چاقو هم بسیار مهم است. او در عرض سی و دو ثانیه 18 ضربه بر بدن زن مصری وارد می آورد و علاوه بر آن همسرش را هم زخمی می کند.







