اما و اگرهاي 18 ساله بوكس ايران
تيم ملي بوكس بزرگسالان ايران در مسابقههاي قهرماني جهان در ايتاليا شركت نميكند. مليپوشان آمادگي لازم براي اعزام را ندارند. ميخواهيم پول اعزام به مسابقههاي جهاني را صرف استعداديابي كنيم. اينها گفتههاي مسوولان فدراسيون بوكس در آستانهي مسابقههاي جهاني است كه البته بارها و بارها در سالهاي گذشته نمونهي اين حرفها را شنيدهايم.
به گزارش ايسنا، مسوولان فدراسيون بوكس دلايل عدم اعزام تيم را ناآمادگي مليپوشان اعلام كردهاند اما، مشخص نيست كه در اين 18 سال كه فدراسيون فعاليت ميكند چرا تيم ملي هنوز آمادگي حضور در مسابقههاي جهاني را ندارد!
بيترديد فدراسيون بوكس در اين سال ها زحمات زيادي براي اين ورزش كشيده و توانسته اين رشته را از يك رشتهي طرد شده به رشتهاي فعال برساند اما بايد اين سوال را مطرح كرد كه چرا اين فدراسيون در سالهاي گذشته تيمهاي ملياش را به دلايل مشابه بالا به مسابقات مهم جهاني اعزام نكرده است؟
آيا واقعا بوكس ايران در اين 18 سال هيچ رشدي نداشته است؟ آيا بوكس ايران پشتوانهي كافي ندارد؟ آيا بوكس ايران تنها به چند ستاره متكي است كه با رفتن آنها تيم ملي دچار خلاء ميشود؟ اينها سوالاتي است كه نيازمند پاسخ مسوولان فدراسيون است كه سرانجام بوكس ايران چه زماني آمادگي حضور موفق را خواهد داشت؟
بوكس ايران در اين سالها مدال آوران آسيايي مانند بيژن باتواني، اكبر احدي، روحاله حسيني، نورالدين چگيني، رضا قاسمي، هومن كرمي، علي مظاهري و همايون اميري را در اختيار داشته اما، متاسفانه مشخص نيست به چه دليل هيچ كدام از اين مدال آوران در سطح جهان حتي نتوانستهاند در يك مبارزه به پيروزي برسند. اين مليپوشان تنها در صورتي يك دور صعود كردهاند كه در دور اول استراحت داشتند و سپس در دور دوم بلافاصله شكست خورده و حذف شدند.
بابك مقيمي و مرتضي سپهوند تنها بوكسورهاي ايران هستند كه توانستهاند در مسابقههاي جهاني و المپيك دو مرحله صعود كنند.
مقيمي در المپيك 96 آتلانتا توانست تا جمع 16 نفر اول صعود كند اما، به خاطر شكستگي دست نتوانست مبارزاتش را ادامه دهد. اين بوكسور كه در سبك وزن ايران يكي از نخبهها به شمار ميرفت هم اكنون كاملا از اين رشته جدا شده است!
مرتضي سپهوند هم تنها بوكسور ايران است كه توانسته در مسابقههاي جهاني تا جمع هشت نفر صعود كند. او در مسابقههاي جهاني 2007 شيكاگو آمريكا توانست با صعود به اين مرحله سهميهي حضور در بازيهاي المپيك 2008 پكن را كسب كند. آيا بوكس ايران واقعا در همين سطح است؟
** آمادگي نداشتن بهانهاي هميشگي
تيم ملي در اين پنج سال گذشته در مسابقه هاي جهاني تايلند و ايرلند شركت نكرد. اين دوره هم كه به مسابقه هاي ايتاليا نرفت. در تمام دوره هاي قبلي هم كه تيم ملي اعزام نشد همين نا آمادگي ملي پوشان دليل اصلي اعلام شد. در واقع اين بهانه بسيار عادي شده است. البته مسولان فدراسيون صرف هزينه اعزام به مسابقه هاي جهاني براي استعداد پروري را ملاك ديگري براي عدم اعزام قرار دادهاند اما مشخص نيست كه اين مسابقههاي كه نرفتيم و پولهايي كه خرج نشد در كدام بخش فدراسيون بوكس هزينه شده است.
** پشتوانهسازي در استانها حلقهي گمشده فدراسيون
روال راهيابي يك ورزشكار به تيم ملي اين است كه او در استانها خود را نشان ميدهد و سپس راهي مراحل بالاتر ميشود. اين روند در برخي فدراسيونها به طور طبيعي طي ميشود اما، در فدراسيون بوكس اين روند بسيار آهسته است. بوكسورهاي جواناني كه به تيم ملي بزرگسالان راه پيدا ميكنند پس از يك يا دو اعزام به طور كل فراموش ميشوند. نمونهي بارز اين گونه برخوردها ي حذفي كنار گذاشتن عمران اكبري قهرمان جوانان آسيا، احسان روزبهاني نايب قهرمان جوانان آسيا و غيره است.
** جوانان آيندهساز يا وقتگير
فدراسيون بوكس در سالهاي اخير تنها در مواقعي تيم ملي جوانان تشكيل داده كه قرار بوده در مسابقات جهاني يا آسيايي شركت كند آن هم با تركيبي ناقص. آخرين اعزام تيم ملي جوانان هم با سه بوكسور در مسابقههاي جهاني ارمنستان بود كه يك مليپوش ايران تنها يك پيروزي بدست آورد و بقيه در همان شب اول حذف شدند.
البته هم اكنون براي نخستين بار در 18 سال سابقهي بوكس در ايران تيم ملي جوانان ايران با بيشتر از 15 بوكسور تشكيل شده است كه نويد بخش است! و جاي تقدير دارد كه سرانجام پس از اين همه مدت تيم ملي جوانان ايران تشكيل شد.
اين تشكيل تيم ملي جوانان هم دليل دارد. دليل آن هم ميزباني جوانان جهان سال 2010 توسط ايران است. براي اينكه بتوانيم در مسابقاتي كه ميزبان آن هستيم تيمي كامل را داشته باشيم مجبور هستيم روي جوانان خود سرمايهگذاري كنيم. ظاهرا سايهي برگزاري مسابقههاي جهاني يك نكتهي مثبت براي بوكس ايران داشت آن هم تشكيل تيم ملي جوانان بود.
** سبك وزنها، اخراجيهاي بوكس ايران
بوكس ايران در اين سالها هميشه روي يك نكته تاكيد داشته كه جنوب شرق آسيا در اين اوزان برترين هستند، بنابراين براي چه تيم ملي بايد روي اين وزنهاي سرمايهگذاري كند.
سبك وزنها در ايران مردهاند و هر بوكسوري كه در اين اوزان مبارزه كند نبايد به فكر اعزام به مسابقات باشد مگر آنكه نخبهاي مانند باتواني، احدي و مقيمي باشد كه هر 8-9 سال يكبار خود را نشان دادهاند. بنابراين بايد9 سال ديگر صبر كنيم تا در يكي از اوزان سبك هم نماينده اي قابل داشته باشيم.
** عدم توجه به علم روز جهان
تاكنون حدود هشت مربي بوكس خارجي به ايران آمدهاند كه نكتهي مشترك آنها حضور كمتر از دو ساله شان در بوكس ايران است. "آسهبال" كوبايي مطرحترين اين مربيان بود كه از مهد بوكس جهان به ايران آمده بود. او در مدت يك سالي كه در ايران بود شيوهي بوكس ايران را تغيير داد اما، تنها چون به فكر آينده بود و ميخواست در بازيهاي المپيك و جهاني نتيجه بگيرد بدون اينكه بتواند كارش را به پايان برساند از تيم كنار گذاشته شد. اين آمدن و رفتنهاي كوتاه مدت مربيان خارجي نه تنها پيامد مفيدي براي بوكس ايران نداشته بلكه باعث شد تا بوكسورهاي تيم ملي موشهاي آزمايشگاهي شوند كه فدراسيون برنامههايش را روي آنها اجرا كرد و نتيجه نگرفت!
** فدراسيون فاقد كميته آموزش
فدراسيون بوكس كه در اين سالها محدودهي فعاليت عدهي محدودي بود كميتهي مهمي به نام كميته آموزش و مربيان ندارد. هر ساله دورههاي آموزش مقطعي توسط فدراسيون برگزار ميشود كه در اين دو سال همين روند كند هم متوقف شده بود.در اين سالها اين دورهها را يك نفر تدريس كرده كه هميشه هم يك چيز را آموزش ميداد.
حال يك سوال مطرح ميشود آيا در طول يكسال هيچ چيز جديدي براي آموزش در بوكس جهان بوجود نيامده كه مربيان ايراني آموزش ببينند. آيا نميشود فردي را از فدراسيون جهاني به ايران آورد تا چيزهاي جديدتري را آموزش دهد؟ آيا بضاعت بوكس ايران همين بسنده كردن به مدالهاي آسيايي است؟ به نظر ميرسد كه برنامهريزي و هدفگذاري مشخص براي رسيدن به پلههاي ترقي اساسيترين چالش فدراسيوني است كه بايد بر روي رينگ و با مشت و ضربه از حريفش امتياز بگيرد.


