پاسخ نصرالله به شایعات درباره ایجاد داعش
سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در سی امین سالگرد تأسیس جمعیت «پیشاهنگهای امام مهدی (ع)» با تقسیم سخنان خود به دو بخش سیاسی و فرهنگی، دینی بر نقش مهم مقاومت در بازدارندگی از تجاوزگری رژیم صهیونیستی تأکید کرد.
به گزارش «تابناک»، سید حسن نصرالله در بخش ابتدایی سخنان خود که به موضوعات سیاسی اختصاص داشت، گفت: جمعیت «پیشاهنگهای امام مهدی (ع)» امروز در اوج جوانی و فعالیت خود است. معمولا این دیدار را از طریق رسانهها منتقل نمی کردیم اما بعد از مراسم روز جانباز که این مراسم را در رسانهها منتقل نکردیم (سخنان به طور گزینشی منتشر شد به همین علت تصمیم بر این شد که این مراسم از رسانهها پخش شود). معمولا زمانی که سخنی مستقیم در رسانهها منتقل نمی شود، برخی از سخنان گزینش و سخن از چهارچوب خود خارج و به طور نامناسب درک میشود. به همین علت با توجه به شرایط حساس در این مرحله، سخنان از طریق رسانهها پخش میشود تا مسائل واضح و روشن باشد زیرا حرفی نداریم که در داخل سالن بزنیم و حرف دیگری که برای مردم مطرح کنیم. ما در نهایت یک جنبش مردمی هستیم که در میان مردم زندگی میکنیم و از مردم نیرو میگیریم و باور مردم و افکار عمومی و اراده مردم از مهم ترین عناصر و عوامل قدرت ما و ادامه فعالیت ما به شمار میرود. به همین علت سخنرانی خود را به سه قسمت تقسیم کردم. قسمت اول سیاسی است. قسمت دوم فرهنگی و دینی و مسائل مربوط به این مناسبت و موضوع امام مهدی (ع) است. قسمت سوم ساختاری و اداری و داخلی است که به این جمعیت ارتباط دارد و برای آن مهم است.
مانور رژیم صهیونیستی و تحلیل آن
سید حسن نصرالله اظهار داشت: در بخش سیاسی سخنرانی، تعدادی عناوین وجود دارد که در این مناسبت درباره آنها سخن میگویم.
عنوان اول به دشمن اسرائیلی مربوط میشود. چند روز پیش در فلسطین اشغالی شاهد بودیم که دولت دشمن، مانوری در جبهه داخلی برگزار میکرد که نام آن «نقطه تحول هشت» بود. آنها بعد از جنگ ژوئیه و بعد از اینکه ارزیابی کردند، در اسرائیل این اتفاق نظر وجود داشت ـ که آنها در این جنگ شکست خورده اند ـ یعنی کسی در اسرائیل نگفت که آنها در این جنگ پیروز شده اند اما در لبنان برخی گفتند که اسرائیل در این جنگ پیروز شده است. در اسرائیل کسی نگفت که آنها در این جنگ پیروز شده اند بلکه گفتند که آنها شکست خورده اند.
آنها کمیته ای تشکیل دادند و ارزیابی کردند و از آن زمان متوجه شده اند که در جنگ ژوئیه چیز جدیدی وارد معادله شد و آن هدف قرار دادن جبهه داخلی رژیم دشمن است. غالبا جبهه داخلی به دور از جنگها بود. جنگهای اسرائیل در سرزمینهای ما بود. اما در جنگ ژوئیه و بعد از آن جنگهای غزه، جنگ در داخل زمین دشمن صورت گرفت یعنی سرزمین فلسطین که دشمن اشغال کرده است. از این رو آنها مجبور شدند کاری انجام بدهند که نام آن مانور جبهه داخلی است. به طوری که موشکهایی به حیفا و تل آویو و مرکز و شمال و جنوب فرود میآید تا ببینند مردم چه کار میکنند و این (مانور) شامل بیمارستانها و راهها و مدارس و بازارها و فرودگاهها و بنادر آن میشود و نام آن مانور جبهه داخلی است. این مانور هر سال برگزار میشود اما سال گذشته برگزار نشد و امسال برگزار شد. سال گذشته برگزار نشد چون بر سر بودجه اختلاف داشتند. امسال برگزار شد.
به مناسبت این مانور، شماری از مسئولان نظامی و سیاسی اسرائیلی تهدیداتی علیه لبنان با ویرانی و منفجر کردن و کوچاندن یک و نیم میلیون لبنانی به خارج از مناطق شان، مطرح کردند. من در اینجا میخواهم درباره این سخنان اظهار نظر کنم.
اولا این بخشی از جنگ روانی است که ما از زمان تشکیل این دشمن، به آن عادت کرده ایم. قبل از سال هزار و نهصد و چهل و هشت، جنگ روانی و تبلیغات، همیشه بخشی از سلاح دشمن برای شکست دادن ملتهای عربی و ارتشهای عربی و ملتهای منطقه، بوده است. این چیز جدیدی نیست.
ثانیا اینکه (رژیم صهیونیستی) آمده است و میگوید ویران میکنیم و منفجر میکنیم و با خاک یکسان میکنیم و صدها هزار یا یک و نیم میلیون نفر را آواره میکنیم، چیز جدید کجاست؟ (چیز جدیدی نیست). این رژیم از لحظه ای که تأسیس شده بر قتل و ویرانی و کوچاندن و منفجر کردن و کشتار استوار است. این سخنان به لبنانیها و ملتهای منطقه یادآور میشود که ای مردم دشمنی به نام اسرائیل وجود دارد و ماهیت و خلق و خو همان ماهیت و خلق و خو است و تغییر نکرده است و تجاوزکاری و تروریسم ماهیت آن است و (رژیم صهیونیستی) با مطرح کردن این سخنان این را بیان میکند.
ثالثا من به اسرائیلیها میگویم شما میدانید که دنیا تغییر کرده و اوضاع نسبت به دهههای گذشته فرق کرده است و دلیل آن همین مانوری است که دنبال میکنید. چرا شما بعد از جنگ ژوئیه مانور جبهه داخلی برگزار میکنید؟ زیرا متوجه شده اید که شما ارتشی هستید که شکست خورده است و ارتشی هستید که شکست میخورد و شما رژیمی هستید که هر زمانی تجاوز کنید در خانه خود و عمق مناطق خود با واکنش مواجه خواهید شد. به همین علت است که شما این مانور را برگزار میکنید. شما آمده اید ما را تهدید میکنید در حالی که مانور جبهه داخلی برگزار میکنید و این مانور اعتراف کامل به این موضوع است که مقاومت قدرتی دارد که میتواند همه این مکانها را هدف قرار دهد که اکنون در آنها در جبهه داخلی مانور برگزار میکنید.
رابعا دوران گذشته به پایان رسیده است. دوره قبل از دو هزار میلادی و به طور مشخص دو هزار و شش و همچنین جنگهای غزه دیگر به پایان رسیده است. دوره ای که اسرائیل خانههای ما را ویران میکرد و خانههای آن باقی میماند و زیرساختهای ما را ویران میکرد و زیر ساختهای آن باقی میماند و مردم ما را میکوچاند و شهرک نشینان آن در شهرکها و شهرهای غصب شده باقی میماندند، به پایان رسیده است. این دوره دیگر به پایان رسیده است.
اما آنچه در آینده صورت میگیرد بزرگتر و بیشتر از سال دو هزار و شش در این زمینه و دیگر زمینهها است. به صراحت به اسرائیلیها میگویم اگر به کوچاندن یک و نیم میلیون لبنانی تهدید میکنید، در عمل با توجه به وجود نیروی مقاومت اسلامی در لبنان شما میلیونها اسرائیلی را تهدید به کوچاندن کردهاید، میلیونها اسرائیلی در جنگ آینده اگر به لبنان تحمیل شود، کوچانده خواهند شد (آواره خواهند شد). این مسأله واضح و روشن و قطعی است و مقامات دشمن این را میدانند و ملت دشمن نیز آن را میداند. به همین علت این تهدیدات توخالی، چیزی را به تاخیر نخواهد انداخت. شما میدانید که ما از جنگ شما نمی ترسیم چه برسد به تهدیدهایتان. اگر فکر میکنید که ما در سوریه و منطقه القلمون و عرسال و دیگر مکانها سرگرم هستیم و این ممکن است تغییری در معادله درگیری با دشمن اسرائیلی ایجاد کند، ما بارها گفته ایم که این، چیزی را تغییر نخواهد داد. بلکه باید شما را بترساند و نگران تان کند. در هر حال من به لبنانیها و ملت لبنان میگویم به این تهدیدات گوش نکنید. ما میدانیم که اینها بر عزم و اراده شما هیچ تاثیری نمی گذارد بلکه این، بخشی از صدای بلندی(تبلیغات) است که بیانگر نگرانی و ترس دشمن است و این بخشی از سلاح بازدارنده ای است که دشمن از آن در مقابله با مقاومت استفاده میکند زیرا از آن میترسد و از آن بیم دارد و به خاطر اینکه بیشتر از برخی، به قدرت و توانایی آن اعتقاد دارد.
درگیریها در مناطق مرزی و مسئولیت دولت لبنان
بخش دوم سخنرانی من درباره عرسال و القلمون است. در چند هفته گذشته پرونده ای به طور جدی در لبنان چه در رسانهها، چه در دیدارهای سیاسی، چه در کابینه و چه در عرصه میدانی مطرح شده است که نام آن عرسال و مناطق کوهستانی اطراف آن و اشغال این منطقه از طرف گروههای تروریستی و شرایطی است که همه لبنانیها به ویژه اهالی بعلبک و هرمل با آن روبرو هستند. موضع گیریهای مختلفی در این باره مطرح شد و ما و دیگر طرفها موضع خود را اعلام کردیم که با واکنشها و اظهارنظرهایی همراه بود. من بخشی از سخنرانی خود را با توجه به اهمیت و حساسیت مسأله عرسال به این مسأله اختصاص میدهم.
نصرالله افزود: ما در سخنرانیهای قبلی به ویژه در سخنرانی سالگرد مقاومت و آزادسازی در النبطیه شهر عرسال و مناطق اطراف آن را از یکدیگر جدا کردم. من تأکید کردم که اهالی شهر عرسال برادر ما هستند. امروز میخواهم بار دیگر تأکید کنم که ما هرگز به فکر ورود به شهر عرسال نبوده ایم و هیچ کسی از حزب الله برای آن برنامه ریزی نکرده است. ما همواره تأکید کرده ایم که شهر عرسال در اشغال گروههای تکفیری است و مسئولیت آزادسازی و نجات این شهر و اهالی آن برعهده حکومت و ارتش لبنان است. ما اهل لبنان هستیم و از همه ویژگیهای لبنان آگاهی داریم.
درباره مناطق کوهستانی اطراف عرسال ما با صراحت سخن گفتیم. ما درباره عرسال شاهد نمونه ای از نفاق و فریبکاری سیاسی هستیم و عده ای میخواهند از این مسأله برای رسیدن به اهداف خبیث سیاسی خود استفاده کنند. عده ای در تصورات خود نبردی را با نام نبرد عرسال اختراع کردند و درباره آن سخن میگویند و مدعی تلاش برای دفاع از اهالی عرسال و شهر عرسال هستند و میگویند شهر عرسال خط قرمز است و باعث بروز جنگ مذهبی خواهد شد و همه لبنان و منطقه را درگیر خواهد کرد. من به آنها میگویم که شما در توهمات خود و با ذهن شیطانی خود نبرد عرسال را اختراع کردید. لبنانیها میدانند که چه کسی واقعا مخالف جنگ مذهبی و جنگ داخلی در لبنان است و به همین علت همه مسایل حساس و ویژگیها را در نظر میگیرند. در مقابل عده ای توهمات و اکاذیبی را بیان میکنند تا خود را مطرح کنند و خود را فرمانده و رهبر جلوه دهند؛ هر چند این کار باعث اختلافات طایفه ای و مذهبی شود.
من ابتدا تأکید میکنم ما تصمیمی برای ورود به عرسال نداریم و آزادسازی این شهر مسئولیت حکومت و ارتش لبنان است. من از همه کسانی که از این ماجرا برای تحریک احساسات مذهبی یا طایفه ای یا نفاق سیاسی یا فریبکاری سیاسی استفاده میکنند دعوت میکنم تا این کار را متوقف کنند. دوم اینکه کابینه لبنان روز گذشته در مسأله شهر عرسال تصمیم روشنی اتخاذ کرد، مگر آنکه عده ای این مسأله روشن را به شیوه متفاوتی تفسیر کنند. شاید عده ای بگویند موضع کابینه در برابر مناطق اطراف عرسال قابل تفسیر و تاویل است، اما در مورد خود شهر عرسال تصمیم روز گذشته کابینه روشن است و به همین علت میگوید کابینه تصویب کرد ارتش لبنان باید کنترل اوضاع این شهر را در دست بگیرد و از آن دفاع کند و وارد آن شود. بنابراین مسأله شهر عرسال از بحثهای سیاسی و تصمیمگیریهای سیاسی خارج شد و به فرماندهی ارتش لبنان واگذار شد. لبنانیها به ویژه اهالی این منطقه به ارتش و فرماندهی ارتش چشم دوخته اند تا به این مسئولیت بزرگ و مهم ملی عمل کند. فکر میکنم دومین مسأله هم روشن است و همه منتظر هستند تا ببینند این تصمیم چه زمانی اجرا خواهد شد. دولت باید اجرای این تصمیم از طرف ارتش را پیگیری کند و زمینههای موفقیت آن را فراهم کند.
وی خاطر نشان کرد: اکنون درباره مسأله مناطق کوهستانی اطراف عرسال سخن میگویم. از همان ابتدا که نبرد القلمون را آغاز کرده ایم عده ای میگفتند جنگی در این منطقه وجود ندارد و فقط جنگ روانی است و حزب الله نخواهد توانست یک گام هم در این منطقه به جلو بردارد و القمون به گورستان حزب الله تبدیل خواهد شد. ما شاهد تهدیدات، هشدارها و هراس افکنیهایی بودیم. آنچه که باعث جلو افتادن عملیات در القملون شد حمله افراد مسلح به پاسگاههای ارتش سوریه و مواضع مبارزان مقاومت بود. ما در واکنش به این حملات، عملیات القملون را سریعتر آغاز کردیم و به همین علت بسیاری از آغاز سریع نبرد القلمون غافلگیر شدند. شرایط مشابهی هم در نبرد مناطق اطراف عرسال رخ داد. عده ای میگفتند این مناطق خط قرمز است و حزب الله جرات نخواهد کرد وارد این منطقه شود و این مناطق به گورستان متجاوزان تبدیل خواهد شد. ما متجاوز نیستیم، بلکه طرفدار مقاومت و آزادی سازی هستیم و اینجا کشور ماست. شاهد آن بودید که همه حرفهایشان پوچ بود.
من به برادران مجاهد و قهرمان در اطراف عرسال درود میفرستم و ما از آنان تقدیر میکنیم و به آنان احترام میگذاریم و محبت و افتخار خود را نسبت به آنان اعلام میکنیم و به شجاعت، ایمان، مسئولیت پذیر بودن و احساس مسئولیت کردن آنان اعتراف میکنیم. آنان شهدا و مجروحانی را تقدیم کردند و در عمق این مناطق در کوههای مرتفع و درهها به جنگیدن ادامه میدهند. آنچه که عملیات در اطراف عرسال را جلو انداخت، حمله اخیر جبهه النصره شاخه القاعده در بلاد الشام به برادران شما در مناطق اطراف شهر یونین و النهله بود. ما درباره این مسأله هم از همان ابتدا توضیح دادیم. ما توافق کردیم اجازه بدهیم در نبردها همه چیز مشخص شود.
من به جزئیات اشاره نمی کنم و گزارش مفصلی در این باره ارائه نمی دهم و نبردهای میدانی همه چیز را مشخص خواهد کرد. برادران مقاومت اسلامی شجاعانه در چند روز اخیر دهها کیلومترمربع از زمینهای اشغال شده لبنان را در مناطق اطراف عرسال آزاد کردند. پیشروی بزرگ و مهم در منطقه اطراف الفلیطه هم به دست آمد و کوههای الثلاجه و دیگر بخشها آزاد شد که تکمیل نبرد جبل موسی بود. من میتوانم تأکید کنم که نتایج نظامی و میدانی میگوید، پیروزیهای چند روز اخیر باعث شد بدون هیچ بحث و تردیدی نیروهای مقاومت اسلامی و نیروهای ارتش سوریه در اطراف قلمون و عرسال دست بالا را داشته باشند.
در حاشیه این نبردها مسایلی وجود دارد که باید به آنها اشاره کنم. ما تأکید کردیم که اگر حکومت لبنان به مسئولیت خود عمل نکند، اهالی بعلبک هرمل مسئولیت خود را رها نخواهند کرد. در دیدارهایی که در چند روز گذشته در منطقه البقاع به ویژه شهرهای متعدد بعلبک هرمل بین شخصیتها و خانوادهها و عشیرهها برگزار شد، با صداقت باورهای مردم منطقه بیان شد و ما هم آن را پیگیری کردیم. من از هوشیاری و درک دقیق و صحیح مردم این منطقه و مسئولیت پذیر بودن آنها و نیز آمادگی آنها برای ایستادگی و فداکاری تشکر میکنم. ما در مرحله کنونی به این همبستگیها و حمایتهای مردمی و معنوی نیاز داریم، ما اکنون به جنگجو نیاز نداریم. برادران شما در تشکیلات مقاومت تجهیزات، نیرو و قدرت مادی و بشری لازم برای موفقیت و رسیدن به اهداف تعیین شده را در اختیار دارند. ما در مرحله کنونی به این همبستگیها و تأییدها نیاز داریم.
اوضاع اکنون به گونه ای نیست که آن طور که عده ای میگویند نیازمند نیروهای داوطلب مردمی باشیم. ما همچنین به بسیج مردمی و آماده باش عمومی مردمی نیاز نداریم. همانطور که گفتم برادران مقاومت خواهند توانست این عملیات را تکمیل کنند. ما در صدد تشکیل گردان یا نیروهای مردمی نیستیم. ما از هر کسی که از موضع ما حمایت کند تشکر میکنیم. برادران و قهرمانان مقاومت که در مناطق کوهستانی میجنگند و برادرانی که در جنوب لبنان حضور دارند، فرزندان این عشیرهها و خانواده و این شهرها و روستاهای(لبنان ) هستند. بدون شک نبردها در مناطق اطراف عرسال به طور گسترده بار مسئولیت از دوش ارتش لبنان را کاهش خواهد داد و مقدمه ای خواهد بود که تا حد زیادی گامهایی را که به طور رسمی و مردمی از ارتش لبنان خواسته شد، تسهیل خواهد کرد.
نبرد عرسال به طور چشمگیری کار ارتش لبنان را ساده خواهد کرد و برداشت گامهای ارتش را، که به لحاظ رسمی و مردمی از آن درخواست شده است، تسهیل خواهد کرد. بنابراین، موضوع عرسال واضح است و نیازی به بحث زیادی ندارد. ما نمی خواهیم وارد این منطقه یا به آن نزدیک شویم بلکه [نبرد در آن] مسئولیت ارتش لبنان و دولت است و امیدواریم که به خواست خداوند به این مسئولیت عمل کنند. نبرد عرسال آغاز شد و تا تحقق اهداف ادامه خواهد یافت و ما در این باره به سقف زمانی مشخصی پایبند نیستیم و چارچوبهایی زمانی مانند ساعت، هفته و ماه مشخص نکرده ایم بلکه در این خصوص فرماندهان نظامی میدانی تصمیم گیرنده هستند، زیرا وظیفه ما تحقق هدف با کمترین هزینه است. از این رو، در این خصوص عجله نداریم و چهارچوب زمانی نامحدودی در پیش داریم.
آینده دولت لبنان
سومین موضوع در بخش سیاسی موضوع دولت است که در این خصوص دو جمله کوتاه میگویم. در این خصوص از مسئولان، وزیران و گروههای سیاسی موجود در دولت انتظار دارم که مسائل را واقعا جدی بگیرند. تصور میکنم که آنها حساسیت و اهمیت وضع را دریابند. کسانی که به تحولات منطقه یا عراق، یمن و سوریه دل خوش کرده اند در توهم سراب هستند و وقت تلف میکنند که به ضرر کشور است. در این خصوص، مسائل و مقتضیاتی وجود دارد که دولت لبنان باید در این خصوص به مسئولیت قانونی خود عمل کند و با اهتمام و توجه زیاد امور را دنبال کند و به هیچ سراب و توهمی دل خوش نکند.
پاسخ به شایعات درباره داعش
چهارمین موضوع در خصوص داعش است. از بیش از یک سال پیش داعش در عراق ظاهر شد، زیرا منشا شکل گیری داعش عراق است و نام آن « (گروه ) دولت اسلامی عراق» بود. بعدا که وارد سوریه شد و «الرقه» و برخی از مناطق استان «دیرالزور»، «الحسکه» را گرفت اسم آن به « (گروه ) دولت اسلامی در عراق و شام» تغییر کرد و برخی از رسانهها نام آن را به «داعش» اختصار کردند. بنابراین، داعش از عراق آغاز شد. از آن روز این بحث به وجود آمد که داعش ساخته دست چه کسی است. زمانی که اوضاع در سوریه ظاهر شد طرح این سخنان قوت گرفت. ما در زمان فضاسازی بسیار گسترده رسانه ای و سیاسی هستیم. زمانی که فردی انتحاری در شهرک «القدیح» (به ضم قاف) در منطقه «قطیف» در عربستان سعودی خود را در یکی از مساجد شیعیان منفجر کرد و پس از آن این اتفاق در ورودی یکی دیگر از مساجد [شیعیان] روی داد که جوانان شجاع و قهرمان مانع از ورود این فرد به مسجد شدند و در نتیجه بعضی از آنها شهید شدند. پس از آن در بسیاری از رسانهها، چه در رسانههای عربستان و چه در رسانههای کشورهای عربی منطقه مانند لبنان برخیها ایران را متهم کردند که در پشت داعش قرار دارد. ببینید ما در چه زمانی هستیم!
جمهوری اسلامی ایران که ظالمانه به ترویج تشیع متهم است و نیز ظالمانه متهم است که هیچ چیزی جز شیعه در جهان اسلام برای آن مهم نیست اکنون نیز متهم میشود که حامی داعش است و آن را به حرکت در میآورد و داعشیها را به مساجد شیعیان در [شهرهای] القطیف یا الدمام برای منفجر کردن ارسال میکند تا شیعیان قطیف یا الدمان علیه حاکمیت [عربستان] و رژیم سعودی خشمگین شوند و تظاهرات برگزار کنند و در نتیجه فتنه در آن ایجاد شود! ماشاءالله به چنین تحلیلهایی! این سخنان نه تنها مبتنی بر هیچ دلیل و منطقی نیست بلکه بر خلاف عقل و هر چیزی است.
همین موضوع درباره عراق و سوریه نیز مطرح شد. برخی از این «بزگواران» همچنین درباره شکل گیری داعش مدعی شدند که رئیس جمهور بشار اسد آن را تأسیس کرده است و آن را به سوریه آورده است و «الرقه»، «دیرالزور» و بخشی از «الحسکه» و حومه شمالی حلب را به آن داده است، زیرا [به زعم آنها] رئیس جمهور بشار اسد از داعش برای شکست دادن مخالفان سوری که نظام آن را تهدید میکنند استفاده میکند! اگر چنین فیلمی ساخته شود، باورکردنی نیست! در عراق نیز چنین [داستانی] مطرح شد حتی من در برخی مقالهها در خصوص اینکه داعش چگونه شکل گرفته است خواندم که مدعی شدند بود دیداری سه جانبه ایرانی، سوری و حزب الله تشکیل شده است و من در این دیدار حضور داشته ام و ایده تشکیل داعش را برای حمله به جبهه النصره و مخالفان سوری من مطرح کرده ام.
حتی چنین فکری در خواب هم به ذهن من نمی رسد! چنین سخنانی سخنان سخیفی است. مقالهها و کتابهایی درباره چنین پندارهایی نوشته میشود و رسانهها در خدمت [چنین افکاری] قرار میگیرد و طرح این استدلالها مانند طرح این استدلال است که «چون آفتاب برآمده بود شما در خانه در خواب بودید.» طلوع آفتاب چه ارتباطی به خواب دارد. طرح چنین استدلالهایی [در بر ارتباط و سخیف بودن] مانند طرح چنین استدلالی است.
سید حسن نصرالله در ادامه افزود: برای توضیح باید بگویم که کاملا واضح و محرز است که داعش که به معنای «دولت اسلامی در عراق و شام» است اساسا شبکه القاعده عراق است که ابوفلان مهاجر، ابو عمر البغدادی، عمر مصعب الزرقاوی و ابوهایی که من نامشان را نمی دانم سرکردگی القاعده را در عراق برعهده داشتند. بنابراین، داعش تا یک سال و اندی پیش شاخه القاعده در عراق بود و با اسامه بن لادن و پس از او با ایمن الظواهری بیعت کرد. همه دنیا نیز از سرکردههای [آن]، روش، تاسیس، اصول و شاخههای آن، منبع حمایت مالی و روابط آن شناخت کافی دارند. بعدا زمانی که درخصوص سوریه دچار اختلاف شدند و اینکه سوریه باید امارات متعلق به ابوبکر البغدادی باشد یا امارات مستقل وابسته به ایمن الظواهری باشد اختلاف پیش آید که آنها [عناصر القاعده در عراق] از بیعت خود چشم پوشی کردند و خود را امیر و سپس خلیفه اعلام کرد. بنابراین، کاملا واضح است که داعش شاخه شبکه القاعده در عراق بود که از این گروه به علت اختلاف درباره خلافت در سوریه و بیعت دچار اختلاف شدند.
خوب، اگر داعش همان القاعده است، چه کسی در دنیا نمی داند که چه کسی القاعده را ایجاد کرد؛ آیا ایران یا رئیس جمهور بشار اسد یا حزب الله یا چه کسی آن را ایجاد کرد؟ همه دنیا میداند که کسی که القاعده را تشکیل داد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، عربستان و پاکستان بود و این در همه کتابها، اسناد و مدارک در سراسر دنیا موجود است. القاعده در افغانستان برای جنگ با شوروی تأسیس شد و سپس علیه عاملان تأسیس خود وارد عمل شد. داعش این است و اینکه چه کسی آن را تأسیس کرده است. بنابراین، امروز نیازی نیست که ما مسائل بدیهی و واضح را به جهانیان متذکر شویم که اصل این گروه القاعده است و دچار اختلاف شدند و به جایی اینکه امیر آن ایمن الظواهری شود، ابوبکر البغدادی امیر آن شد. بنابراین، ایران و رئیس جمهور بشار اسد، حزب الله و دیگران کجای این مسأله قرار دارند! شاید پرسیده شود که چگونه این گروه الرقه و موصل را تصرف کرد؟ باید گفت که این جنگ نامحدود است و در هر نظامی ممکن است فرمانده نظامی یک منطقه یا مسئول امنیت یک منطقه دیگر خائن، ترسو باشد یا دچار اشتباه شود. در عراق و سوریه مناطقی در ابتدای درگیریها سقوط کرد و آیا این به معنای این است که نظام یا ایران یا دولت عراق داعش را ایجاد کرده و مناطقی را تسلیم آن کرده و همه جهان را تهدید کند. تصور میکنم که حتی کودکان نیز چنین تحلیلی را نمی پذیرند.
داعش منشا آمریکایی، سعودی و پاکستانی دارد و برخی از کشورهای عربی نیز امکانات گسترده ای در اختیار آن قرار دادند. پس آنکه داعش بر موسسان خود شورید از آن بهره برداری و حمایت مالی میشود و نفت آن خریداری میشود و نیروی انسانی در اختیار آن قرار داده میشود و از درگیری موجود در منطقه بهره برداری میشود. همه جهان چه قبول کنند یا قبول نکنند، میدانند که داعش خطر جهانی است و کسی نمی گوید که داعش تهدیدی فقط برای عراق، سوریه، لبنان، مسیحیها یا اقلیتهاست. اکنون در همه کنفرانسها گفته میشود که داعش تهدیدی برای جهان است. در لبنان برخیها میگویند داعش خطری برای لبنان نیست. اگر لبنان بخشی از این جهان نباشد، این سخن درست است، اما اگر لبنان بخشی از جهان است، مسأله متفاوت است. داعش اکنون در مرزهای لبنان و منطقه عرسال است. اکنون داعش در موصل و الرقه یا تدمر نیست بلکه در عرسال و در داخل اراضی لبنان و تهدیدی برای آن است.
وی گفت: کسی که واقعا با جدیت با داعش در حال جنگ است کسی است که متهم است که داعش را شکل داده است، یعنی جمهوری اسلامی ایران، برادرانمان در عراق و سوریه و ما و کسانی که با ما در لبنان هستند. اینها هستند که با داعش در حال جنگ اند، اما دیگران به داعش کمک رسانه ای و مالی میکنند و مرزهای خود را برای ملحق شدن عناصر مسلح از همه جهان باز میکنند.
موضع ما در باره تجاوز به یمن تغییر نخواهد کرد
وی درباره موضوع جنگ علیه یمن نیز گفت: امروز، هفتاد و دو روز از تجاوزگری سعودی ـ آمریکایی بر یمن سپری میشود. برخیها آن را عجیب است و برخیها هم آن را عادی میدانند. جهان در خصوص این تجاوزگری بین دو گروه حامی و سکوت کنندگان تقسیم شده است، چه کشورها، سازمانها، دولتها و ملتها باشند. آنها هیچگونه موضع گیری در این خصوص نمی کنند در حالی که میدانند این یک تجاوزگری آشکار است و اگر رسانه ای، روزنامه ای و نشریه ای از این تجاوزگری انتقاد کند، محکوم کند، این رژیم سعودی که مدعی اند رژیم دمکراتیک است و انتقاد و دیدگاه دیگران را تحمل میکند، با تمام ابزارهای اطلاعاتی، رسانههای، مالی برای ساکت کردن انتقادها عمل میکند؛ به این معنا که رژیم سعودی در این جهان نمی خواهد هیچ کسی یک کلمه درباره این تجاوزگری سخن بگوید، زیرا حتی تحمل یک کلمه [انتقاد] را نیز ندارد و این بخشی از خوی و ماهیت رژیم حاکم در عربستان سعودی است. از این روست که شاهد بودیم شبکههای ماهواره ای را از ماهوارهها حذف کردند و برخی از شبکهها را تهدید یا تحت پیگرد قرار دادند. بنابراین، اگر تو [عربستان سعودی] قدرتمند و صاحب حق هستی چرا باید بهراسی، زیرا صدها شبکه ماهواره ای داری و هزاران قلم دارد، اما از یک یا دو قلم هراس داری! همه جهان با توست [عربستان] اما از یک یا دو کشور یا طرف میترسی. بنابراین، این دلیل و گواه ضعف توست نه دلیل قدرت.
موضع ما از روز اول درباره این جنگ واضح است و تغییر نخواهد کرد و هر روز درباره درستی موضع خود اطمینان حاصل میکنیم. ما در هر ساعت، هر روز و هر مناسبتی این تجاوزگری ددمنشانه وحشیانه سعودی - آمریکایی به ملت یمن و تمدن یمن و گذشته و حال آینده یمن را محکوم میکنیم و این موضع ما تا زمانی که این تجاوزگری وجود دارد، ذره ای در لحن و لهجه تغییر نخواهد کرد.
صرفنظر از ویرانگریهای که در یمن ایجاد شده است که هر گروه تروریستی میتواند چنین ویرانگری را ایجاد کند، باید پرسید که از اهدافی که مشخص شده بود و اعلام شده است چه اهدافی تحقق یافت و هدف قرار داده شد. گفته شده بود عبد ربه مصور به عنوان بازیچه [سعودیها] در مذاکرات شرکت نخواهد کرد مگر اینکه انقلابیون یمنی از مراکز دولتی خارج شوند و سلاح خود را تحویل دهند، اما اکنون شاهد هستیم که او [منصور] و حامیان او مجبور هستند که بدون پیش شرطی برای حضور در مذاکرات ژنو حاضر شوند زیرا ملت، ارتش و انقلابیون یمنی در سطح مسئولیت تاریخی خود و با شجاعت و استقامت و آمادگی برای فداکاری عمل و مقاومت کردند. در برابر ویرانگریها و کشتار شنیع در برابر چشم جهانیان آنها هراسی به دل راه ندادند و تسلیم نشدند و امروز شاهد برگزاری تظاهرات در صنعا و منطق، و عزم و اراده ملت یمن بودیم.
بنابراین، این جنگ از روز اول هیچ چشم اندازی نداشت و عربستان و همراهان او باید برای حل و فصل سیاسی و متوقف کردن جنگ و پایان دادن به محاصره یمن تلاش کند، زیرا تجاوزگری بیشتر جز به شکست بیشتر و سقوط بیشتر جایگاه رژیم سعودی منجر نخواهد شد.


