نکتهاي خواندني درباره فيلم احمدينژاد
يکي از بينندگان «تانباک» در پيامي نوشته است: فکر ميکنيد چرا مطرح شد که در فيلم تبليغاتي آقاي احمدينژاد از هنرپيشه استفاده شده است؟ تنها به يک دليل و آن هم انحراف افکار. استفاده از هنرپيشه مطلبي است که نه ميتوان آن را ثابت کرد و نه هيچ گاه ميتوان آن را رد کرد! شايد يک هنرپيشه با خلوص نيت به علت مشکلات پشت رل نشسته است و شايد بر عکس از يک فرد معمولي ناشناس خواسته شده است اين نقش را بازي کند. پس ادعاي شناسايي اين فرد، چيزي را ثابت نميکند، اما نکته در کجاست؟
1 ـ تاکنون در يک اتوموبيل با پنجرههاي باز نشستهايد؟ حتماً در چنين شرايطي متوجه شدهايد که صدا به سختي رد و بدل ميشود، چه برسد به اينکه ضبط تلويزيوني شود! حال شرايط را سختتر و مطابق فيلم در نظر بگيريد؛ يعني دوربين در اتومبيل ون در حال حرکت در حال فيلمبرداري از تيم آقاي احمدينژاد است که ناگهان يک موتورسيکلت با دو راکب، اتفاقي و بدون سناريوي قبلي با سرعت فراوان خود را به ون ميرساند و صداي آنها آشکارا و بدون اثر زوزه باد ضبط ميشود!
آيا اين معجزه فني بدون پيشبيني قبلي امکانپذير است؟
2 ـ قبل از صحنه موتورسيکلتها چند نما از ون حامل ايشان نمايش داده ميشود. پنجرههاي کوچک که تا نيمه باز ميشوند. در صحنه موتورسيکلت در حالي که دوربين بارها جلو عقب ميرود، ولي هيچ اثري از فريم پنجره ديده نميشود. دو حالت متصور است؛ يا دوربين توسط فيلمبردار خارج از اتومبيل نگه داشته شده که در اين صورت زوزه باد بايد چند برابر شود که اصلا نيست يا اينکه اصلا فيلمبردار بيرون از ون است که مورد اخير مقرون به شعورتر است.
3- هيچ دقت کرديد دو راکب به جاي اينکه به آقاي احمدينژاد نگاه کنند، مدام به دوربين نگاه ميکنند. ياد نگاههاي آقاي مديري و هارولد لويد در دوربين بخير. عجيب نيست حضور آقاي احمدينژاد در يک روستاي دورافتاده هرمزگان کم اهميتتر از حضور دوربين است که به جاي رئيسجمهور با دوربين صحبت ميکنند!
4ـ و آخرين دليل: راکب بارها با نگاه در دوربين نام آقاي احمدينژاد را صدا ميزند. به عبارت ديگر در صحنه اصلاً آقاي احمدينژادي وجود ندارد و با هماهنگي کامل راکبان با دوربين صحبت ميکنند، او را احمدينژاد مينامند و در يک صحنه مونتاژي آقاي رئيسجمهور دست تکان ميدهد.
اميدوارم دست تکان دادن ايشان طبق سناريو نبوده باشد.


