صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خاورمیانه درگیر بازی با حاصل جمع جبری صفر

محمدمهدی مظاهری
کد خبر: ۴۸۸۳۴۸
| |
4840 بازدید

خاورمیانه که در سالهای اخیر موج بی‌سابقه‌ای از بیداری ملت‌ها و تغییر دولت‌ها را تجربه نموده، در سالی که گذشت نیز همچنان با عواقب این تحولات دست و پنجه نرم کرده و شاهد حاد‌تر شدن بیماری‌های مزمن خود بوده است. در بین کشورهایی همچون تونس، لیبی، مصر، سوریه، بحرین، یمن، که شاهد وقوع انقلاب و خیزش‌های مردمی بودند، تنها انقلاب تونس به سرانجام رسید و تن به تقسیم قدرت و برقراری ثبات داد. مابقی کشورهای انقلابی یا درگیر جنگ‌های داخلی شدند و یا به حکومت نظامیان دل سپردند.

لیبی در یک سال گذشته به عرصه کشمکش و درگیری شبه‌نظامیان دو دولت رقیب، که هر کدام بر بخشی از لیبی مسلط هستند، تبدیل شده است. یک دولت که مقر آن در طبروق، در شرق لیبی، قرار دارد از سوی جامعه بین‌المللی به رسمیت شناخته می‌شود. دولت دیگر که اسلام‌گرا‌ها آن را تشکیل داده‌اند مقرش در طرابلس است. مناقشه و جنگ این دو دولت همه ساختارهای اداری و سیاسی لیبی را فلج کرده است، به گونه‌ای که پاسخگویی به مشکلات اولیه و روزمره مردم ناممکن شده و مرزهای کشور نیز به حال خود‌‌ رها شده‌اند. در نتیجه وضعیت بی‌ثبات لیبی، جنگ داخلی و نبود یک دولت مرکزی قوی شرایط را برای حضور و رشد داعش و گرو‌های بیعت‌کرده با آن در این کشور ایجاد کرده است.

در مصر با انقلاب ژانویه ۲۰۱۱، مردم امیدوارانه به سمت سیاست تغییر وضع موجود و تغییر حکومت نظامی به حکومت مردمی گام نهادند؛ اما کودتای زودهنگام ارتش و برکناری اولین رئیس جمهور منتخب تاریخ مصر تمامی رؤیاهای اسلامگرا‌ها را نقش برآب کرد. پروسه اسلام گرایان برای تغییر وضع موجود با پیروزی السیسی در انتخابات غیر رقابتی مصر تا حد زیادی با بن بست مواجه شد و بار دیگر ژنرالی از ارتش به قدرت رسید. در شرایط فعلی مصر سانسور اعمال شده توسط رژیم نظامی جدید از دوره ریاست جمهوری حسنی مبارک شدید‌تر است. نه تنها اخوان المسلمین با خشونتی حذف شدند که از زمان جمال عبدالناصر بی‌سابقه بود، بلکه ممنوعیت فعالیتشان با تبلیغات ملی گرایانه و بیگانه ستیزی همراه بود که فعالان آن‌ها را «تروریست‌های» وابسته به خارج معرفی می‌کرد. در نتیجه با ممنوع شدن فعالیت اخوان المسلمین وپراکندگی نیروهای سیاسی کشور، ارتش خود را در نبود یک گروه سیاسی جایگزین، تحمیل نموده است.

در بحرین نیز اهداف قیام مردم که از فوریه ۲۰۱۱ آغاز شده است، شامل برکناری شیخ خلیفه بن سلمان آل خلیفه نخست‌وزیر و پسرعموی امیر بحرین که از سال ۱۹۷۱ ریاست دولت را ‌دارد، آزادی زندانیان سیاسی و تدوین یک قانون اساسی جدید می‌شود. با ‌وجود این، حاکمیت بحرین با کمک نیروهای عربستانی و اردنی به سرکوب معترضان می‌پردازد و دستگیری، صدور حکم اعدام و ممنوع الفعالیت ساختن مخالفان دولت همچنان ادامه دارد.

در یمن جنبش انصارالله پس از درگیری‌های متعدد با دولت و بی‌نتیجه بودن رایزنی‌ها، قدرت را به دست گرفته و از تشکیل «کمیته عالی انقلاب» خبر داده‌اند و محمد علی الحوثی را رهبر آن کمیته معرفی کرده‌اند. آن‌ها همچنین ضمن انحلال پارلمان، مجموعه‌ای را به نام «شورای ملی» متشکل از ۵۵۱ عضو تشکیل داده‌اند که جایگزین پارلمان خواهد شد.

اما مهم‌تر از همه در درگیری‌های نظامی سوریه که از ۲۶ ژانویه ۲۰۱۱ شروع شده‌ است، گروه‌های شورشی فراوانی در سوریه با دولت بشار اسد و با یکدیگر درگیرند، که بزرگ‌ترین این گروه‌های شورشی، گروه‌ دولت اسلامی عراق و شام (داعش) است. داعش به خاطر تفسیر و قرائت خشن وهابیت از اسلام و خشونت وحشیانه‌اش ‌ضد شیعه و مسیحیان معروف ‌و به ‌قدری تندرو و سخت‌گیر است که با دیگر گروه‌های اسلام‌گرای سلفی از جمله جبهه النصره شاخه رسمی القاعده در سوریه نیز درگیر جنگ شده و در فوریه ۲۰۱۴ ایمن الظواهری، رهبر القاعده رسما هر گونه انتساب این گروه به القاعده را رد کرده‌ است. گروه داعش در اوایل ماه ژوئن سال ۲۰۱۴ میلادی شهر موصل عراق را نیز تصرف کردند و اکنون ادارۀ بخشی از شمال و جنوب عراق را به دست گرفته‌اند.

بنابراین خاورمیانه پس از پشت سر گذاشتن تجربه گروه‌های تروریستی و افراطی همچون طالبان، القاعده و جبهه النصره در گذشته، بار دیگر شاهد ظهور یک گروه اسلام گرای افراطی است که مجدانه می‌کوشد چهره‌ای خشن، غیر متساهل و متهجر از دین اسلام به جهانیان معرفی کند. از این رو هر چند مدت زیادی از ظهور تشکیلات گروه داعش نمی‌گذرد، ‌در همین مدت این گروه به افراطی‌ترین و مخوف‌ترین سازمان تروریستی دنیا تبدیل شده است.

از سوی دیگر، سال ۱۳۹۳ شاهد تحولات خونینی در نوار غزه بود. در این نبرد نابرابر، ابتدا نیروی هوایی این کشور نوار غزه را هدف حمله‌های خود قرار داد و پس از مدتی با هجوم زمینی نیروهای نظامی اسرائیل به غزه ابعاد این فاجعه گسترده‌تر شد. در حالی که به اعتراف برخی روزنامه نگاران آمریکایی، تقریبا شمار تلفات فلسطینی‌ها در این جنگ با شمار تلفات آمریکایی‌ها در حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی برابری می‌کرد، بروز فاجعه انسانی در «غزه» با سکوت و بی‌تحرکی هولناک اکثرسازمان‌ها و کشورهای اسلامی همراه بود.

با این حال و با وجود تلفات و ویرانی‌های بسیار در غزه، نتایج این جنگ نوعی پیروزی استراتژیک را برای فلسطینیان به دنبال داشت؛ طبق نظرسنجی‌های انجام شده پس از این جنگ در میان یهودیان ساکن سرزمین‌های اشغالی، محبوبیت نتانیاهو، کابینه و اقداماتش در میان اسرائیلی‌ها از ۸۲ درصد به ۳۸ درصد تنزل یافت. همچنین پس از وقوع این جنگ خونین و فاش شدن اقدامات وحشیانه و ضد حقوق بشری اسرائیل بود که ابتدا دولت سوئد فلسطین را به رسمیت شناخت و پس از آن نیز پارلمان چندین کشور عضو اتحادیهٔ اروپا از جمله پارلمان بریتانیا، ایتالیا نظر مثبت خود را در این مورد ابراز داشتند. در همین راستا پارلمان اروپا نیز به پشتیبانی از به رسمیت شناختن فلسطین رأی داد.

در مقابل یکی از تحولات شگرف و عجیب سال ۱۳۹۳، تغییر رویکرد برخی کشورهای عربی- اسلامی در رابطه با اسرائیل بود. بر این اساس ابتدا قطر و عمان در ادامه سیاست‌های منفعت طلبانه پیشینشان توافق کردند، کاملا واضح و آشکار با اسرائیل در تماس و ارتباط باشند؛ پس از آن مشخص شد کشورهایی همچون بحرین وعربستان نیز به طراحی روابط مخفیانه با اسرائیل پرداخته‌اند. چنانکه بودجه سال ۲۰۱۳ اسرائیل نشان داد که اسرائیل یک دفتر دیپلماتیک در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس ایجاد کرده است، حال آنکه منطقه خاورمیانه دارای اکثریت مسلمان بوده و مبارزه با رژیم اشغال‌گر قدس از اهداف اعلامی همه آن‌ها به شمار می‌رود.

بنابراین در ارزیابی تحولات سال ۱۳۹۳ می‌توان گفت منطقه خاورمیانه در این سال نیز شاهد اوج گیری و وخامت چند بیماری مزمن بود که سال‌هاست امنیت و آرامش را از آن دور کرده است: دخالت قدرت‌های فرامنطقه‌ای برای دستیابی به اهداف و منافع خود، عدم اتحاد و اتفاق نظر کشورهای اسلامی و ظهور و قدرت نمایی گروه‌های افراطی.

به نظر می‌رسد مجموعه این عوامل به صورت دومینو وار بر یکدیگر اثر داشته و دیگری را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بدین ترتیب که موقعیت و اهمیت ژئوپلیتیکی، ژئو استراتژیکی و ژئواکونومیکی این منطقه، باعث شده که خاورمیانه همواره در پیشبرد طرح‌های راهبردی غرب و به خصوص آمریکا جایگاه منحصربفردی داشته باشد و قدرت‌های بزرگ همیشه منافع مهمی را برای خودشان در این منطقه از جهان متصور باشند. چنین اهداف و نیاتی در حالی در خاورمیانه دنبال می‌شود که بسیاری از دولت‌های این منطقه دارای مشروعیت سیاسی نبوده و دارای حکومت‌هایی مردمی نیستند؛ بنابراین، ‌اعتماد به نفس لازم برای ایجاد امنیت و ثبات بومی و همکاری‌های منطقه‌ای را ندارند و برای حفظ ثبات سیاسی و امنیت داخلی خود دست به دامان غرب شده و نتیجه واضح چنین وضعیتی ایجاد رقابتهای تسلیحاتی و روابط با حاصل جمع جبری صفر می‌باشد که در آن برد امنیتی هر یک از کشور‌ها به معنای باخت دیگران تلقی شده و آن‌ها را نیز به نظامی‌گری و تقویت ارتباطات نظامی- امنیتی با غرب تشویق می‌کند. در ‌‌نهایت افزایش حضور نیروهای غربی در کشورهای اسلامی نیز واکنش و اعتراض گروه‌های اسلام‌گرا و تمایل برخی از آن‌ها به خشونت و تروریسم برای اخراج نیروهای خارجی را به دنبال دارد.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد آینده تحولات خاورمیانه به حل و فصل مشکلات ریشه‌ای آن بستگی دارد. همان گونه که ذکر آن رفت، ریشه مشکلات خاورمیانه دخالت قدرت‌های فرا منطقه‌ای، عدم استقلال و مشروعیت دولت‌های منطقه و نیز ضعف همگرایی و همکاریهای منطقه‌ای در خاورمیانه است؛ بنابراین، تا زمانی که این سیاست‌ها تغییر نکند، چشم انداز روشنی از ایجاد ثبات و امنیت در خاورمیانه قابل انتظار نخواهد بود. البته جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرتهای کلیدی این منطقه می‌تواند به عنوان یک مرکز ثقل ثبات و امنیت بخشی عمل کند.

با روی کار آمدن دولت یازدهم و سیاست خارجی اعلانی مبتنی بر اعتدال، نشانه‌های گفتاری در تغییر رویکرد‌ها، هم از سوی ایران و هم از طرف قدرتهای تأثیر گذار منطقه‌ای و بین‌المللی آشکار شده است. لذا چنانکه جمهوری اسلامی ایران بتواند پرونده هسته‌ای خود را با اقتدار حل و فصل کند، این امر نفوذ و قدرت ایران را در منطقه ارتقاء بخشیده و زمینه را برای نقش آفرینی جدی‌تر ایران در منطقه هموار خواهد ساخت.

در همین راستا به نظر می‌رسد در شرایط فعلی منطقه، بهترین سیاست دستگاه دیپلماسی ایران برای ایجاد ثبات و امنیت منطقه‌ای و شکست پروژه ایران‌هراسی و اسلام‌هراسی، اعلام مواضع منطقی بر اساس استراتژی «نرمش قهرمانانه» و استفاده مؤثر از مذاکرات برای پایان بخشیدن به بهانه جویی‌های غرب و برخی کشورهای منطقه در حوزه هسته ایست. در گام دوم، برنامه دستگاه دیپلماتیک ایران بر تقویت مناسبات با همسایگان و سایر دولتهای اثر گذار منطقه‌ای جهت رفع سوء تفاهمات و تلاش برای ایجاد یک سیستم بومی امنیت منطقه‌ای قرار بدارد. تقویت و کارامد ساختن سازمان همکاریهای اسلامی (سازمان کنفرانس اسلامی سابق) نیز یکی دیگر از راهکارهای مفیدی است که در صورت عملی شدن، ضمن نزدیک کردن مواضع کشورهای منطقه به یکدیگر، راه را بر تفسیرهای نادرست از اسلام خواهد بست و سبب سلب مشروعیت گروه‌های افراطی شده و طبق منشور سازمان بار دیگر اسرائیل را در مرکز مبارزات جهان اسلام قرار خواهد داد.

* استاد دانشگاه

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟