تصاوير: کشف يک محوطه باستاني از سنگ نگارهها
سنگ نگارهها يا هنرهاي صخرهاي کهنترين آثار تاريخي و هنري بهجامانده از بشر هستند. به تعبيري بستر به وجود آمدن حروف رمزي، خط، تبادل پيام، زبان، تاريخ، اسطورهها، هنر و فرهنگ از سنگ نگارههاست و آنها از بهترين ابزارهاي رمزگشايي ماقبل تاريخ هستند، سنگ نگارههاي ايران غالبا در دامنه زاگرس و جا مانده تمدنهاي پيشا تاريخي هستند. تاکنون بيشتر سنگ نگارههاي ايران در محدوده خمين (تيمره) کشف شده بودند.
به گزارش سايت سنگنگارههاي ايران، مصطفي ياوري آيين، به تازگي محوطهاي باستاني با تعداد زيادي از سنگ نگارههاي پيش از تاريخ را در شهرستان گلپايگان کشف کرده است.
اين سنگ نگارهها که عموما با طرح بزکوهي بر ديواره صخرهها نقش بستهاند متعلق به دورانهاي مختلف تاريخي هستند که قديمي ترين آنها مربوط به زماني پيش از دوره ايلامي است.
به گفته مصطفي ياوري آيين، در اين نگارهها صحنههايي از شکار حيوانات، انواع مختلف پستانداران و صحنههايي از نبرد بين انسانها ديده ميشود.
قدمت اغلب نقوش باتوجه به ريز فرسايشهاي ايجاد شده و هوازدگي سطوح حکاکيها، در مقايسه با نمونههاي مشابه آنها در ميمند کرمان و ارنان يزد در داخل ايران و ديگر نمونههاي مشابه آنها در خارج از کشور (ارمنستان و قرقيزستان) به هزاره 2تا 6ق.م. ميرسد که براي سال يابي دقيق تر بايد ازعلوم تحليل ريز فرسايش و... کمک گرفت. اين زيباترين و بي بديل ترين روستايي است که با اين شکل در ايران و شايد درجهان وجود دارد. اين روستا باشرايطي که ذکر شد ميتواند يکي از بهترين جاذبههاي گردشگري ايران و شايد جهان باشد. فضاي اين روستا، به طريقي يادآور روستاي تاريخي ميمند است. لازم به ذکر است که در نقاط ديگر گلپايگان همچون: غرقاب، کوچري، هاجيله و اطراف هورسانه نيز سنگ نگارههاي متعدد و متنوعي وجود داردکه قبلاً درکتابهاي موزههايي در باد، اثر دکترمرتضي فرهادي و موزههاي سنگي،هنرهاي صخرهاي (سنگ نگارههاي ايران) اثرنگارنده به تفصيل به آنها پرداخته شده است.
چکيده
نگارههاي سنگي از قديمي ترين آثار زندگي بشري ميباشند، نگارههايي که با ابزارهاي ابتدايي بر روي کوهها و ديواره غارها نقش بستهاند. کشف اين نگارهها و بررسي دقيق آنها ميتواند اطلاعات بيشماري از تاريخ و جغرافياي محل کشف به ما بدهد.
در اين مقاله که گزارشي است از يکي از اين مناطق، پس از معرفي و بررسي منطقه، مختصري در مورد چينه شناسي منطقه بحث شده است. همچنين بررسي و گزارش نقوش و نگارهها نيز مفصلا در اين مقاله آورده شده است.
1) مقدمه
منطقه تيمره به طور عمده به قسمتهايي گفته ميشود که شامل گلپايگان و خمين امروزي ميشود. وجود سنگ نگارههاي بي شماري در اين منطقه آن را از نظر خاستگاه خط و هنر در ايران پر اهميت کرده است.
عمده اين سنگ نگارهها در شهرستان خمين و روستاهاي غرقاب و غرقن از توابع گلپايگان کشف شده بود. هرچند که هنوز پژوهشهاي کامل و دقيقي روي آنها صورت نگرفته است و عمر دقيق نگارهها نيز اندازه گيري نشده است.
آنچه در اين مقاله ميآيد گزارشي از کشف قسمت جديدي از اين سنگ نگارهها در منطقه گدارسرخ به همراه چينه شناسي سنگهاي ناحيه و سنگهايي که اين نگارهها بر روي آنها حک شده است ميباشد.
2) دسترسي ناحيه: منطقه گدار سرخ در 28 کيلومتري گلپايگان و 30 کيلومتري موته قرار دارد.گدار سرخ منطقهاي غير مسکوني بوده و به خاطر وجود معادن سنگ مرمر و سنگهاي دگرگوني اهميت دارد.
محل قرار گيري سنگ نگارهها از شرق به منطقه حيات وحش موته و از غرب به زمينهاي کشاورزي روستاهاي اطراف محدود ميشود.
جاده اصلي (جاده موته به گلپايگان) از بين معادن گدارسرخ عبور ميکند و سنگ نگارهها در جنوب جاده قرار گرفتهاند.
نگارنده در تاريخ 7 فروردين 1387 به منظور بررسي منطقه از لحاظ آلودگي نوري و پيدا کردن يک منطقه مناسب براي رصد آسمان (يک رصدگاه مناسب براي رصد بارشهاي شهابي) در منطقه حضور داشت که در بالاي يک تپه با سنگ نگارهها مواجه شد.
3) چينه شناسي: عموم سنگهاي ناحيه موته از سنگهاي دگرگوني ميباشند که گرانيتهايي به داخل آن نفوذ کرده، بنا بر گزارشي که Thiele و همکارانش در اکتشافات سال 1968 داشتهاند مهم ترين اين گرانيتها از نوع گرانيتهاي بيوتيت دار و گرانيت دوميکا دار ميباشند.و سن احتمالي آن راپرکامين اعلام شده است. (امروزه چندين معدن استخراج سنگ در آن منطقه مشغول به استخراج گرانيت ميباشند.)
اين گرانيتها به وسيله تعدادي از دايکهاي اسيدي سرشار از کوارتز قطع شد و همزمان با تزريق اين دايکها، پيريتهاي طلادار نيز به صورت رگههاي قابل استخراج در منطقه شکل گرفتهاند.(بعد از پيروزي شکوهمند انقلاب، معادن طلاي موته در شمال شهرستان موته تاسيس شدهاند که هم اکنون استخراج طلا از آن معادن صورت ميگيرد.)
4) سنگ نگارهها: پس از طي 5.3 کيلومتر از جاده اصلي به سه تپه بر ميخوريم که در شرق جاده خاکي قرار دارند.بر روي تپهها 74 سنگ نگاره با مشخصات زير وجود دارند:
1-4) ارتفاع نگارهها از سطح زمين: تمامي نگارهها بر بالاي تپهاي با ارتفاع حدود 200 متر از سطح زمين قرار گرفتهاند.ارتفاع نگارهها از سطح کمتر از 120 سانتي متر بوده و بعضي از آنها کاملا بر روي زمين قرار گرفتهاند.
2-4)شيب نگارهها: شيب نگارهها نيز کاملا متفاوت بوده و از صفر تا 90 متغيير است، حتي چندين نگاره نيز با شيب منفي وجود دارند.

3-4)جهت قرار گيري نگارهها: عمدتا روي نگارهها به سمت جنوب غربي بوده، اما چندين نگاره نيز در جهتهاي ديگر وجود دارند، اما روي هيچ نگارهاي به سمت مشرق نيست.
4-4) تعداد نقوش: 74 نقش توسط نگارنده شمارش شده است، اما با توجه به پراکندگي نگارهها و همين طور محو شدن تعداد زيادي از نگارهها بر اثر فرسايش احتمال دارد تعداد بيشتري نگاره وجود داشته باشد.
5-4) نوع نقوش: مهمترين نقوش، نقش بز کوهي است که از نيم رخ و بدون پرسپکتيو رسم شده است.





6-4) ميزان فرسايش: چند نگاره بز کوهي در مسير جريان آب در ميان تخته سنگها قرار داشتهاند که به همين خاطر ميزان فرسايش آنها به حدي زياد است که به سختي قابل مشاهده ميباشند.(تصوير 9) بسياري از نگارهها بر اثر هوازدگي داراي لبههاي غير واضح هستند. يک مورد شکستگي در سنگ نگارهها که قسمت شکسته شده ناپديد گشته و يک مورد نيز آسيب انساني مشاهده شد که بر روي اثر يک نگاره فرسايش يافته بز کوهي، يک بز کوهي جديد رسم شده بود.

7- 4) اندازه نقوش: کوچکترين نقش مربوط به نقش يک بز کوهي است که حدود 6 سانتي متر مربع (2*3) ميباشد (البته به دليل فرسايش زياد نميتوان به درستي در مورد آن نظر داد، ممکن است قسمتهايي از شاخها کاملا از بين رفته باشد) و بزرگترين نقش مربوط به صحنهاي از نبرد دو انسان (يکي به وسيله کمان و ديگري به وسيله کمند) ميباشد که 25 در 25 سانتي متر مربع مساحت دارد.
8- 4) حکاکيها: ميزان عمق حکاکيها عمدتا بيشتر از يک ميليمتر و کمتر از 3 ميليمتر ميباشد. اما در بعضي از حکاکيها به دليل فرسايش عمق قابل اندازه گيري کمتر از يک ميليمتر ميباشد. تمامي حکاکيها به صورت نقاط در کنار هم به وجود آمده است، فرو رفتگي نقاط در بالا بيشتر از پايين است و اين نشانگر اين است که نقاط به صورت مايل و نه مستقيم حک شدهاند، همچنين ضربهها از پايين به بالا بر روي ابزار حکاکي وارد آمده است.
نقاط به صورت منظم در کنار هم قرار نگرفتهاند و عموما نقاط با يکديگر هم پوشاني دارند.
هيچ يک از نقوش به روشي غير از نقاط در کنار هم به وجود نيامدهاند و تنها در يک مورد که در عنوان 6-4 به آن تحت عنوان آسيب انساني به نگارهها اشاره شد، بر روي يک مورد بزکوهي که به روش نقاط در کنار هم (پيکسلي) به وجود آمده بوده، با کشش يک ابزار نوک تيز يک طرح کششي از يک بز کوهي رسم شده است.

9- 4) قدمت نگارهها: بررسي دقيق قدمت نگارهها تنها به روش راديو کربن امکان پذير است(طيف سنجي عمومي و شتاب دهنده)4، اما با توجه به ميزان فرسايش سنگها ميتوان حدس زد که نگارهها در سه بازه مختلف رسم شدهاند، نگارههاي دوره اول که با توجه به نقوش ميتوان آنها را به دوران قبل از شروع شکار نسبت داد عموما نقش بزکوهي است که بر اثر فرسايش از بسيار ازبين رفتهاند.

نگارههاي دوره دوم را که بسيار شبيه به نقوش تمدن عيلامي هستند متشکل از چندين نگاره انسان، چندين بز کوهي، سگ سانان و گربه سانان، جانوران شبيه به خزندگان ميباشند، اين نگارهها نيز فرسايش زيادي داشتهاند اما همچنان قابل تشخيص ميباشند.
گروه سوم نگارهها که عمدتا سالم ترين نگارههاي اين مجموعه ميباشند شامل ساربان شتر، چند شتر يک کوهان، شتر دوکوهان و درخت نخل ميباشد.نگارههاي اين گروه با حکاکيهاي عميق تر و همين طور دقت و نظم کمتري در فاصله بين نقاط به وجود آمدهاند.
5) بررسي دقيق نگارهها نشان داد که نقش بزکوهي نقش غالب در بين اين نگارهها ميباشد. که با توجه به بررسي ديگر نگارههاي ايران اين امر بسيار محمتل مينمود.سنگ نگارههايي که در سراسر ايران پراکندهاند نشان از تاريخ کهن اين سرزمين دارند. لازم است که با روشهاي نوين علمي همچون راديوکربن زمان دقيق اين حکاکيها مشخص شود تا به اين وسيله اطلاعات دقيقي از زمان شکل گيري خط نوشتاري به دست آيد. همچنين بررسيهاي دقيق بر روي نقوش آنها نيز ميتواند راهگشايي در زمينه تاريخ هنر باشد.
6) منابع:
1- فرهادي، مرتضي، موزههايي در باد، دانشگاه علامه طباطبايي، تهران، 1377
2- خسرو تهراني، خسرو، چينه شناسي پرکامبرين و پالئوزورئيک، دانشگاه تهران، 1364
3- درويش زاده، علي، زمين شناسي ايران، اميرکبير، تهران، 1383
4- ناصري فرد، محمد، سنگ نگارههاي ايران (نمادهاي انديشه نگار) -1388.
5- ناصري فرد، محمد، موزههاي سنگي، هنرهاي صخرهاي (سنگ نگارههاي ايران) -1387 http://homayen.com
6- Thiele, and other (1968): Golpaygan quadrangle map.scal 1:250,000 whit Explanatory text.Geol.surv.Iran.Geol.Quad.ES.


