صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

برف و تعطيلي در ايران؛ از وبلاگستان

کد خبر: ۴۸۱۸
| |
5176 بازدید

نويسنده وبلاگ «PTC» در مطلبي با اشاره به تعطيلات روزهاي اخير در برخي از استان‌هاي ايران به خاطر سرماي هوا و بارش برف آورده است:
سلام به همه اون چيزايي که خودتون مي‌دونين!
راستش امشب دست به نوشتن شدم و مستقيم اومدم روي بلاگفا بنويسم که حتما پستش کنم، چون خبري رو که امروز درباره ايران خوندم، نظرم رو گرفت!
خبر اين بود: فردا مدارس در استان‌هاي فلان و بهمان تعطيل است!
علت؟
برف!

ياد ماجرايي افتادم؛ يکي از بر و بکس ايراني، از آقايون ديپلمات‌ها که تازه اومده بود اينجا، يه روز صبح بيدار شده و ديده بود برف شديدي در حال باريدن است.
از همون روي تخت کنار پنجره نيم‌خيز شده بود و کف زمين رو نيگاه کرده و ديده بود، وااااااااااااي يه نيم متري برف نشسته.
لحاف رو کشيده بود روي سرش و گفته بود: اي ول رفتيم تو يه هفته تعطيلي!
ساعت نه و ده بهش زنگ زده بودند که چرا سر کارت نيستي؟ گفته بود بابا برفه! گفته بودن پاشو بيا سر کارت بينيم، هزار تا کار داريم. اينجا يه متر و نيم برف مي‌ياد، نيم ساعت رو بي‌خيال مي‌شين؟ پس از نيم ساعت تأخير محاسبه ميشه‌!
ولي ايران تا يه وجب برف بياد ديگه کار و زندگي تعطيله!

يارو بلند مي‌شه مي‌بينه هوا يخورده گرفته، فوري راديو رو روشن مي‌کنه، ببينه هيأت دولت مملکت رو تعطيل نکرده؛
البته اين کار رو در حال پوشيدن لباسش انجام ميده!
وقتي يه ذره برف بياد هم همين کار رو مي‌کنه، فوري پيچ راديو رو مي‌چرخونه و گوش مي‌ده، ولي از زير لحاف اونم فقط براي اين‌که مطمئن بشه، وگرنه قرائن و شواهد که کامله که بايد بچپه تو رختخواب. انگار مي‌خواد خودش رو قايم کنه که هيأت دولت نبيندش و بگه بابا هيشکي نيست، تعطيل ديگه!

ولي همين که اعلام ميشه تعطيله، با چنان شور و هيجاني بلند مي‌شه و لباساشو مي‌پوشه که انگار مأموريت الهي بهش محول شده! پيش به سوي نون بربري، مايه‌دار تراش، کله‌پاچه‌اي، با حال تراش، زيدي بقل، توچال و دربند! خلاصه چنان شور و هيجاني مي‌شه مملکت که سيزده بدر هم همچي چيزي نميبيني!

ولي در عوض، ادارات خالي، دفاتر تعطيل، دانشگاه‌ها و مدارس هم که ديگه هيچ و شهر، شهر مرده‌ها مي‌شن!
واي بر اون دانشجويي که نتونه توي يک متر برف و دماي منفي بيست درجه، خودش رو از زير لحاف بکشونه پشت ميز درس و مشقش!
نگين خب دولت تعطيل کرده، ما که نگفتيم!
اون موقعي که گوينده راديو مي‌گه: امروز هوا يخورده سرده، مملکت تعطيل است ، برويد حال همي بنماييد و تا قند تو دلت آب مي‌شه، بگو خب تقصير ما چيه؟ چرا فحش مي‌دي؟!

واسه دو روز ماست ترش و برنج، سلف سرويس دانشگاه رو خوب بلدين بهم بريزين و اعتراض درست کنين و البته کتکش رو هم بخورين، ولي واسه اين تعطيلي‌هاي بي‌حساب و کتاب هيشکي نيست يه اعلاميه بزنه و تومار جمع کنه و در دهنش رو چسب نواري بچسبونه که آدم رو ياد موشک بارون دوران جنگ مي‌ندازه که روي شيشه‌ها مي‌زدن که وقتي موشک مي‌زدن، اگه قرار نيست شهيد بشي، لااقل شيشه خورده چشمت رو درنياره!
ذهنم هي داره به دولت فکر مي‌کنه و همه حرف و حديث‌هايي که اين ميون هست، ولي من هيچ کاري به دولت ندارم، چون در اين مورد بخصوص ملت رو مقصر مي‌دونم.
کدوم دولتي اگه دانشجوش روي برفي که مياد سر کلاس، غر نزنه و بشينه درسش رو بخونه درس و مدرسه رو تعطيل مي‌کنه؟ يا کدوم دولتي اگه کارمندش به هزار عذر و بهانه از زير کار در نره و روز برفي از دق دلي اين‌که کشيدنش اداره، ديگه دهن ملت رو صافتر از روزاي عادي نکنه، مملکت خودش رو تعطيل مي‌کنه؟

همين الان، توي اين نيمه شبي که من نشستم و دارم اين حرفا رو توي هواي منفي فلان درجه مي‌نويسم، شوفاژ اتاقم بسته، درب و پنجره اتاق باز و بنده پاي کامپيوترم! البته با لباس گرم!
توي اداره، خيلي وقت‌ها من با کت و جليقه که هيچ، با پالتو مي‌شينم پشت ميز کارم، چون شوفاژ به اندازه‌اي روشنه که فقط اتاق سرد نباشه و بشه با تدابير شخصي، گرماي لازم رو تأمين کرد و تدابير شخصي چيزي جز لباس گرم نيست!
مي‌دونين چرا؟!! مي‌دونين چرا بايد لباس گرم پوشيد؟
چون زمستان است!
چون هوا سرد است!
چون هيچ دليلي وجود نداره که شوفاژ اداره بيست و چهار ساعته روشن باشه و کارمندان عزيز وقتي وارد مي‌شن از گرما هلاک بشن و چله زمستون با زيرپوش بشينن پشت ميزشون!
به خدا من امروز با پالتو نشستم پشت ميز کارم.
تازه ميز من يکي از ميزهاي اتاقيه که سردرش نوشته «جانشين»!

بسه ديگه.
پامون تا مچ که ميره تو برف، همه اداره‌ها تعطيل مي‌شن و دانشگاه‌ها مي‌ميرن، ولي همين که اعلام شد مملکت تعطيل، فستيوال آدم برفي توي همه کوچه‌ها برپاست و همه آدمايي که سختشون بود نيم ساعت توي سرما خودشون رو برسونن به کار و زندگيشون، از صبح تا غروب توي برف و يخ بالا و پايين مي‌پرن و هيشکي هم مريض نميشه.
پاشين برين، پاشين برين که اينجوري عبارت دلنشين «قدرت اول منطقه» رو بايد فراموش کنيم که هيچ، بايد همه زورمون رو بزنيم (البته در روزهاي غير برفي!) که قدرت آخر نشيم!
پاشين برين، ولي بدونين يه آدمايي توي دنيا دارن زندگي مي‌کنن و يه کسايي دارن توي سرما ميرن اداره و ميان که داستان زندگيشون واسه ما افسانه است!

لحافو بيشتر بکشين رو سرتون، ولي بدونين رئيس هيأت مديره سازماني که من دارم توش کار مي‌کنم، اون روزي که بخشي از مسير راه تا سازمان رو پياده اومده بود، مي‌گفت: آخراي راه تا اداره رو دويدم، چون احساس کردم دارم يخ مي‌زنم و ممکنه از سرما بميرم.
مي‌دونين از نظر من معيار براي تعطيلي از شدت سرما چيه؟ اون وقتي رو بايد از سرما تعطيل کرد که گداهاي توي خيابون رو نبيني!
با لباسي که مطمئنا به اندازه کاپشن و کت و پالتوي من و تو گرم نيست داره توي سرما از اين ور به اون ور ميره که شايد يه نفر يه پاپاسي سکه بذاره کف دستش، ولي همه امکانات فرحبخش ما دليل کافي براي کار کردن توي يه روز برفي نيست!

پس بريم زير لحاف!
اينجا ايران است! هوا سرد است! پس ... ؟ پس ... ؟ پس مملکت تعطيل است!
شب خوش، ولي لااقل بدانيم که ديگران بيدارند!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۳ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۲
متاسفانه بعضي نقدهاي بي منطق مثل همين انتقاد بي مورد به تعطيلا ت بدون توجه به وضعيت مردم وخواست مردم ايران وازدوردستي برآتش داشتن نويسنده محترم آن باعث مي شود خيلي ا ز نقدهاي كارشناسانه و به جاي اين سايت وزين زيرسوال برود .حداقل خوب بود درمورد اين مسله يه نظر سنجي ولو سطحي از مردم مي شد .اكثر مردم از اين تعطيلات راضي هستند وكمي از مشكلات آنها كم كرده است.دراين شرايط يكي از بهترين راه حل ها بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۴ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۳
سلام
جالبتر اينه كه توي اون 2 روزي كه ادارات و سازمان هاي دولتي تعطيل بود، بعضي از كارمندان رفته بودن سر كار و اضافه كاري ميگرفتن. اين ديگه از عجايب است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۱ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۳
تعطيلي مشكلش برف نبود. قبلا توي برف بيشتر هم ميرفتن سر كار. مشكل كمبود انرژيه بدليل فرهنگ مصرف زياده كه با تعطيلي كمتر محسوس ميشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۴ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۳
بسيار زيبا نوشته شده و حقيقتي است كه بايد بدان بيشتر پرداخت چرا بهره وري در كشور ما پايين است بهتر بگوييم چرا انگيزه كار كم است من علت راهر جند در نبود فرهنگ كار مي دانم اما ضعف مديريت نيز دخالت به سزايي دارد در بسياري از ادارات فرقي مابين فردي كه كار مي كند با كسي كه نمي كند وجود ندارد درواقع بين دوغ ودوشاب هيچ فرقي وجود ندارد نظام ارزشيابي مابسيار ضعيف است و بخش خصوصي واقعي نداريم
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟