صفار: موسوي بگويد 500 ميليارد دلار را چه کرده!
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با تاکيد براينکه دولت نهم پولهايش را براي تکميل کارهاي ناتمام مدعيان هزينه کرده است، گفت: «القاي گم شدن 300 ميليارد دلار درکشور مردم فريبي است».
به گزارش آفتاب، محمدحسين صفار هرندي در جمع مديران کل اين وزارتخانه گفت: «بنده افتخار ميکنم که شروع فعاليتهاي دولتي و حکومتيام سپاه پاسداران بوده است و اگر قرار باشد خودم را کارمند بدانم دلم نميخواهد که جداي از همان جايي که اول بار درش پذيرفته شدم جاي ديگري کارمند باشم».
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: «الان وقتي خارجيها نمايشگاه کتاب تهران را ميبينند در بدو امر جا ميخورند و با اين پرسش مواجه ميشوند که آيا ايران متهم به ستيزه با انديشه و آگاهي و متهم به سانسور همين جاست که چنين صحنه زيبايي از همهمه حضور در آن مشاهده ميشود»؟
صفار هرندي گفت: «به لطف الهي، انتخابهايي که کرديم درست بوده و از آن دفاع ميکنيم. تا جايي که بنده ميدانم و آگاهي دارم براي جريان فرهنگي هنري کشور بازگشت به دوره نابسامانيها ديگر متصور نيست».
وي افزود: «در دورهاي بعضيها يک جنگي به راهانداختند، يک تلاش مذبوحانهاي کردند براي اين که اساس را تغيير بدهند و نظام جمهوري اسلامي را از حالت ديني به حکومت عرفي تبديل بکنند. بعد ديدند قانون اساسي اجازه نميدهد؛ گفتند هياهو راه مياندازيم تز فشار از پايين، چانه زني در بالا. قانون اساسي که وحي منزل نيست. رهبر را مجبور ميکنيم بيايد پاي قانون اساسي حکم برگزاري رفراندوم تغيير را بدهد. ديدند نه ، بي خود در قانون اساسي پيش بيني نشده بود که يک مرد الهي بالاي سر نظام باشد؛ براي اين که جلوي بازيهايي را بگيرد که در مثل گرجستان واوکراين بعضي از کشورهاي کوچک اطراف ما جواب داد اما وقتي رسيد به سد استوار ولايت فقيه؛ تازه نه به خود اين جايگاه بلکه به سر انگشت ولايت امر، اينجا ديگر جا زد. وقتي به لبنان رسيد، مردي که دست پرورده مکتب امام و ولايت بود بازيشان را بهم زد؛ از همانجا انقلابهاي رنگي رنگ باخت! ترديد نکنيد! اين انقلابهاي رنگي مضحکي که در بعضي کشورها صورت گرفت متاخر از آن چيزي بود که در کشور خودمان هم در دورهاي داشت انجام ميشد. آن هم انقلاب رنگي بود، حالا اسمش را اينجا چيز ديگري گذاشتند».
صفار هرندي ادامه داد: «آن جريان قابل برگشت نيست، جابجايي سياسي در کشور خواهيم داشت ولي آن جابجايي از جنس سياسي نبود؛ کودتاي فرهنگي بود، دنبال تغيير مباني بودند. اگر بعضيها به دروغ و فريب روي نميآوردند، ما همين مقدار حرف راهم نميگفتيم و کار خودمان را ميکرديم. بعضي وقتها مجبورمان ميکنند که شاهد بياوريم و محاجه کنيم».
وي در مورد تجديد نظر در چاپ مجدد کتابها گفت: «ما به آنها ميگوييم که اگر سيئهاي در گذشته بنا نهاده شده، دليل ندارد که الان هم تداوم پيدا کند. ممکن است کتابي را بگوييد 14 بار تجديد چاپ شده، اما اگر اشکال داشته باشد، دور پانزدهم وقتي بخواهد برود تجديد چاپ، بايد اشکالاتش رفع شود و با اين همه رونق فرهنگ کم نشده، سهل است که جهش هم داشته است».
وي با اشاره به اظهارات برخي از کانديداها گفت: «مثلا هر جا مينشينند ميگويند و تيتر هم زده ميشود که 300 ميليارد درآمد نفتي در اين دوره چه شده است؟ قصه همان خسن و خسين هر سه دختران معاويه هستند! معلوم نيست اين 300 ميليارد را از کجا آوردهاند. ديروز با آقاي وزير اقتصاد صحبت ميکردم، گفت ما مطابق دقيق ترين آماري که داريم اين رقم چيزي حدود 208 ميليارد است. بعد هم خيلي مسخره است در مملکتي که سازمان حسابرسي است، سازمان بازرسي هست، ديوان محاسبات هست، ديوان محاسبات هم به طور ويژه دولت را زير نظر دارد، مگر ميشود تکليف 300 ميليارد دلار نامعلوم بماند؟! در همه جا گشتهاند، گفتهاند حساب يک ميليارد دلار روشن نيست. که البته تکليف آن هم روشن شد. محاسباتشان را يکدست کردند، چون بديهيات اين طرف يک چيز بود، بديهيات آن طرف چيز ديگر. براي همين به اختلاف هم رسيده بودند. بديهياتشان را نشستند با هم يگانه کردند، حالا تکليف يک ميليارد دلار هم روشن شد. در اين شرايط جز مردم فريبي است که القا شود 300 ميليارد در اين مملکت گم شده است؟ يعني همه پول نفتي که ما گرفته بوديم معلوم نيست چي شده است»؟!
وي افزود: «بنده عرض کردم که دولت براحتي ميتواند بگويد که من پولها را براي انجام کارهاي ناتمام شما هزينه کردم. شما سال 61 رفته بوديد در آمل کلنگ بيمارستان زده بوديد. تا سال 84 که اين دولت آمد سرکار، فقط 5 درصد پيش رفت. بنده خودم سر آن پروژه رفتم، ( در سال 85) در سفر استاني مازندران نماينده دولت در آمل بودم. 5 درصد ! چندي پيش از آقاي لنکراني سراغ گرفتم، گفت الحمدلله بيمارستان ساخته شد و دارد تجهيز ميشود. 24 سال در دولتهاي قبل 5 درصد پيشرفت داشت، اين دولت اين کار را دست گرفت، شد صددرصد و الان تحويل مردم ميدهد».
صفار هرندي گفت: «من رفتم آمار درآوردم. 192 ميليارد دلار فروش نفت در دهه 60 بوده ، بيش از نيمي از اين رقم مربوط به 4 سال نخست يعني موقعي بود که قيمت نفت حتي به 40 دلار هم رسيد. بيشترين قيمت نفت در آن دوران مال همين دوره اول همين 4 سال است که کمترين قيمت نفت در اين دوره حدود 20 دلار بوده است. البته بعدها در سال 65 و 66 پايين آمد و تا 8 دلار هم رسيد. ولي مجموعهاش بالاخره 192 ميليارد دلار بوده که بيش از 96 ميليارد دلار آن مال اين 4 سال اول است. بنده از اقتصاددانان پرسيدم 96 ميليارد سالهاي 60، به قيمت ثابت چقدر ميشود؟ حداقل رقمي که گفته شد، پنج برابر بود. اقتصاددانان برجسته ميگويند 5 برابر، يعني آن نود و خردهاي ميليارد دلار را ضربدر پنج بايد بکنيد. با اين حساب ارزش واقعي دلارهاي کسب شده در آن دو دهه 450 تا 500 ميليارد دلار است. کساني هم بودند که ميگفتند 10 برابر»!
صفار هرندي افزود: «اگر دولت فعلي الان درگير کار و عمليات است، شما که بيکار يک گوشه نشستهايد برويد 25 سال گذشته را مطالعه کنيد و بگوييد که با حداقل رقم 500 تا 700 ميليارد دلار چه کرديد».
وزير ارشاد با اشاره به اينکه «گاهي عمليات رواني را چنان پرحجم اجرا ميکنند که آن کساني که خودشان در بحبوحه ماجرا هم بودند، اگر حواسشان نباشد، اگر خودشان را از اين عمليات رواني نجات ندهند، تسليم يک همچنين جوسازيهايي ميشوند»، گفت: «بايد متواضعانه در برابر مردم اعتراف کرد که هنوز ما در خم کوچه نخست خدمتگزاري هستيم هنوز خيلي راههاي نرفته باقي است مهم راه خدمت جانانه است که بحمدالله در اين دوره به خوبي گشوده شد».


