احتمال بازگشت كاشاني به فوتبال
حبيب کاشاني، مدير تيمهاي ملي. باور کردن بازگشت حبيب کاشاني به ورزش بسيار مشکل است چه رسد به بازگشت او به فوتبال و تيمملي، اما شنيده ميشود مذاکرات بسيار جدي براي اين بازگشت صورت گرفته است. مذاکراتي که اگر به نتيجه برسد سبب ميشود که همين روزها او را به عنوان مديرتيمهاي ملي ـ يا پستي شبيه به اين ـ معرفي ميکنند.
به نوشته اعتماد ملی، با اين همه نکات تاريکي در اين خبر وجود دارد که باورپذيرياش را سخت ميکند. مديرعامل سابق پرسپوليس سابقه خوبي براي خودش در مديريت فوتبال رقم زده و از اين نظر ميتوان باور کرد که بازگشت به فوتبال را به او پيشنهاد دهند اما دلايل بسيار زيادي وجود دارد که رخ دادن اين اتفاق را نقض ميکند. اولين دليل را بايد در خروج کاشاني از فوتبال جستوجو کرد.
عضو هيات مديره سابق پرسپوليس سال گذشته در شرايطي تيم قهرمان را رها کرد که همه روزنامهها از روابط سردش با محمد عليآبادي، رئيس سازمان تربيتبدني خبر ميدادند. البته رئيسسازمان ورزش در همه مصاحبههايش هرگونه اختلاف با حبيب کاشاني را رد ميکند اما دليل اصلي مدير پرسپوليس غير از اين نبود.شايعه پررنگ همه آن روزها هم اين بود که محمد عليآبادي (نامزد انتخابات شهرداري 2دوره قبل) به دليل ناراحتيهايي که از کاشاني (عضو شوراي شهر در دو دوره اخير ) داشته و به اين دليل که رقابت انتخاباتي را به قاليباف واگذار کرده هيچ وقت در پرسپوليس به او کمک نميکند. اما توجيه اين شايعه هم اين بود که رئيس جمهور به واسطه رابطه خوبي که با حبيب کاشاني دارد پرسپوليس را در اختيار او قرارداده و به توصيه هاي محمد عليآبادي در اين مورد توجهي نميکند.
هيچ کس فراموش نميکند که محمد عليآبادي در روزي که حکم عضويت هيات مديره را براي کاشاني صادر کرد در مصاحبهاي با يکي از خبرگزاري ها تلويحا اعلام کرد، که در اين ماجرا مقصر نبوده است. هر چند همين دليل براي نقض قضيه کافي است اما دليل ديگري که براي باور نکردن اين خبر وجود دارد ساختار فعلي فدراسيون فوتبال و تيمملي است.
چون پست مديريت تيمملي براي نايب رئيس فدراسيون فوتبال تعريف شده و فعلا در اختيار مهدي تاج است. درچنين شرايطي واگذارکردن پست مدير تيمهاي ملي به اين راحتيها هم نخواهد بود و بايد شکل قانوني به خود بگيرد. مهمتر از همه اينکه اعضاي فدراسيون فوتبال هم از اين ماجرا کاملا بيخبر هستند .
رئيس فدراسيون فوتبال در اين مورد به اعتماد ملي مي گويد: «نه چنين خبري صحت ندارد ما فقط براي تيمملي بايد سرپرست انتخاب کنيم که احتمالا آقاي پورحيدري را به اين سمت انتخاب ميکنيم و چنين تغييري صحت ندارد.» اما دليل سومي هم براي باور نکردن خبر هست. اين اتفاق چون رخدادنش درحوزهاي بالاتر از سطح مديران فدراسيون فوتبال است. ناخودآگاه کار به سازمان تربيتبدني کشيده ميشود. جايي که تصميماتي بالاتر از اختيارات فدراسيون فوتبال در آن گرفته ميشود.
پس درصورتي که قرارباشد دستوري از بالادست به فدراسيون داده شود حتما سازمان بايد از آن باخبر باشد. اما ظاهرا مسوولان سازمان تريبتبدني هم از چنين اتفاقي بياطلاعند. سخنگوي سازمان تربيتبدني در اين مورد مي گويد: «انتخاب مدير تيمهاي ملي در حيطه وظايف فدراسيون فوتبال است وربطي به سازمان تربيتبدني ندارد» او حتي توصيه کردن مديرجديد براي تيمملي را هم تکذيب ميکند: «نه توصيه کرديم و نه چنين کاري ميکنيم اين مساله ربطي به وظايف سازمان تريبتبدني ندارد.»
با اين همه دلايلي براي باور کردن شايعه وجود دارد و آن افشين قطبي است. سرمربي پرسپوليس در مدت فعاليتش در ايران دو مدل کارنامه از خود برجا گذاشته. اول سرمربي محجوب و خوشاخلاقي که با غلبه برهمه حاشيهها پرسپوليس را قهرمان ليگبرتر ميکند. دومين مدل هم سرمربي گاها پرخاشگر که با فاصله چند ماه در کنفرانسهاي مطبوعاتي به خبرنگاران توهين ميکند و فصل به نيمه نرسيده با گرفتن کل مبلغ قراردادش (900هزار دلار)، تهران را به قصد دوبي ترک مي کند.
تفاوت دو مدل مربيگري قطبي تنها در يک مورد بوده که اولي در دوره حبيب کاشاني بوده و دومي در دوره مديريت داريوش مصطفوي.مرور اين ماجرا ثابت ميکند که حبيب کاشاني نوع کنترل کردن سرمربي را بسيار خوب بلد است و مي داند که چطور او را به سمت موفقيت هل دهد.
با اين تئوري اگر بپذيريم که حضور کاشاني در تيمملي ميتواند صعود به جامجهاني را سادهتر کند،باقي ماجرا چندان هم مشکل نخواهد بود.مخصوصا اينکه قطعي شدن حضور ايران در جامجهاني درسال انتخابات اتفاق مهمي براي دولت به حساب ميآيد. مخصوصا اينکه با توجه به تاريخ مسابقات مقدماتي جامجهاني، حضور يا عدم حضور ايران در مسابقات دقيقا قبل از انتخابات مشخص خواهد شد.
نکته مهم هم اين جاست که غالب کارنامه ورزش دولت در فوتبال ديده ميشود و صعود به جامجهاني (اتفاقي که 4سال قبل به راحتي رخ داده) در قالب کارنامه دولت در فوتبال.به همين دليل اصلا به نفع دولت نهم نيست که قبل از انتخابات حضور در جامجهاني را از دست بدهد.
حالا اگر اهميت فوتبال براي دولت در نزديکي انتخابات و تو
انايي کاشاني در کنترل قطبي پذيرفته شود،باقي ماجرا چندان هم سخت نخواهد بود.چون هم محمد عليآبادي ميتواند يک بار ديگر بهرغم ميلش حکمي را براي کاشاني امضا کند (شايد تلفني با کفاشيان حرف بزند) هم فدراسيون فوتبالميتواند پست جديد و موقت داشته باشد وهم هر اتفاق ديگري که فکرش را بکنيد.


