7 اشتباه مرگبار نانوازاده اشتوتگارتی
کلینزمن به عنوان مربی در بایرن بداقبال بود. آفریننده «تابستان افسانهای» ژرمنها پس از باخت تازه بايرنمونیخ به شالکه آن هم در آلیانس آرهنا از سمتش برکنار شد.
به نوشته وطن امروز، او نه به عنوان مربی و نه به عنوان بازیکن در بایرن به جایی نرسید اما براستی چرا «سرطلایی فوتبال آلمان» که تیم ملی این کشور را به عنوان سوم جامجهانی رساند و تیمش در جامجهانی هجدهم آن عملکرد درخشان را داشت، در بایرن ناکام بود و مجبور شد چمدانش را ببندد؟
گناه نخست: گزینش بازیکنان
کلینزمن در بدو ورودش به بایرن از نوسازی پایهای کادر بایرن چشم پوشید. خودداری او از این کار در ادامه اشتباهی بزرگ بود. در عوض او تاسیس مرکز تمرینی جدید را اولویت قرار داد. جوانانی همانند برنو، آندریاس اوتل، خوزه ارنستو سوسا و کریستین لل از پشتیبانی کامل او برخوردار شدند و در مقابل تازهواردان سرشناس از نظر او دور ماندند. تنها ماسیمو اودو (میلان) و تیم بوروفسکی (بایرن مونیخ) توانستند جایی در ترکیب اصلی بایرن برای خود پیدا کنند.کلینزمن نتوانست با تیم رویاییاش کار کند. ریسکی بزرگ که پس از باخت سنگین 5 بر یک برابر وولفسبورگ خیلی زیاد مورد بحث قرار گرفت.
گناه دوم: مدافعان
کادری با 21 بازیکن به نظر بسیار کوچک است. در شکست سنگین 5 بر یک برابر «گرگها» این کمبود بشدت به چشم آمد. روزی که عملکرد دفاعی بایرنیها فاجعهآمیز بود، غیبت مارتین دمیکلیس و دانیل فانبویتن برای بایرن گران تمام شد؛ خیلی گران. از این گذشته لوسیو هم در جریان بازی آسیب دید و ناچار شد زمین مسابقه را ترک کند. آندریاس اوتل از خط میانی به یک خط عقبتر رفت و در کنار برنو باید از مهاجمانی حراست میکرد که روزهایی طلایی را سپری میکنند. زوج گرافیته- ژکو در آن بازی هرچه خواست کرد. در قیاس با بایرن 21 نفره، فلیکس ماگات سرمربی وولفسبورگ صدرنشین با کادری 28 نفره کار میکند.
گناه سوم: مهاجمان
اوضاع مهاجمان بایرن هم بهتر از مدافعان این تیم نیست. زوج لوکا تونی و میروسلاو کلوزه به نظر کافی میرسد. لوکاس پودولسکی هم برای حضور در ترکیب بایرن باید مبارزه برای شکستن این زوج رویایی را بپذیرد. او به این کار تن نداد و در نهایت به همان جایی رفت که از آنجا آمده بود؛ کلن. تونی و کلوزه هم با آسیبدیدگیهایی شدید روبهرو شدند. همین هم باعث شد «پرنس پولدی» که هرگز فکرش را هم نمیکرد، به ناگهان سوپراستار یک شوی تکنفره شود. این مهاجم 23 ساله از آغاز شوی انفرادیاش تنها یکبار برای مونیخیها گلزنی کرد که آماری بسیار ناچیز به شمار میآید. حضور مقطعی لاندن دانوان آمریکایی هم برای کلینزمن شکستی شخصی درنظر گرفته میشود.
گناه چهارم: تاکتیک
چنانچه تونی آماده باشد، اغلب بار گلزنی خط حمله بایرن به دوش او خواهد بود. به این ترتیب شیوه بازی سریع و پر از کارهای ترکیبی کلینزمن در همان خط میانی ناکام میماند. به جای آن توپ در کنارهها به چپ یا راست فرستاده میشود؛ به ریبری یا زیروبرتو. تونی که تواناییاش در محوطه جریمه است با این دو در بیشتر موارد نمیتواند به جایی برسد.
گناه پنجم: وابستگی شدید به ریبری
ریبری در خط حمله بایرن همهکاره است. همه چیز با او هماهنگ شده است. اگر او خوب کار کند، بازی بایرن هم نتیجه میدهد اما وای به روزی که او همانند همیشه نباشد، مثل روز بازی با وولفسبورگ؛ همان روزی که بایرن کلینزمن ناک اوت شد و خود او ناکدان. ریبری 25 ساله همواره هدف اول تمام همبازیانش است. از طرف دیگر هم خود او همواره در جایی قرار میگیرد که بتواند توپ را دریافت کند تا توانایی فنیاش را نشان دهد؛ سرعت بالا، دید بالا و پاسهای کشندهاش را. اما اگر ریبری به نوعی از جریان بازی خارج شود، خلاقیت بایرن به صفر میرسد. بایرن محتاج ریبری است. در مقابل، این بازیکن فرانسوی هوای رفتن در سر دارد. دستکم خبرها در روزهای اخیر اینگونه نشان میدهند.
گناه ششم: کاپیتان فان بومل
به این نامها نگاه کنید: لوتار ماتئوس، اشتفان افنبرگ و اولیور کان. حال این نامها را در کنار نام فان بومل قرار داده و با هم مقایسه کنید. این هلندی خشن نه جذبه آنها را دارد و نه تسلط آنها را؛ چیزی که بایرن برای همیشه به آن نیاز دارد تا بتواند همانند سال 2001 قهرمانی در اروپا را جشن بگیرد. رهبر بایرن در درون میدان کیست؟ از سوی دیگر نامبردگان بالا بدون تردید جزو بهترینهای دنیای فوتبال در دوران خود بودند اما فان بومل چه؟ او در کنار همه ضعفهایش توانایی فوتبالی بالایی هم ندارد.
گناه هفتم: رهبری ضداقتدارگرا
کلینزمن پیش از بازی با وولفسبورگ همواره سعی داشت از شیوه هدایت غیراقتدارگرایانه بهره ببرد. این شیوه موجب میشد بازیکنان بایرن با دستمزدهای بالا مسؤول و پاسخگو نباشند اما باختهای اخیر و نمایش ضعیف ستارگان بایرن موجب شدکلینزمن در این شیوهاش تجدیدنظر کند، هرچند نوشدارویی بود بعد از مرگ سهراب. کلینزمن در این فصل بارها و بارها از جملههایی همانند «بدیهی است که ما ناراحت هستیم»، «بسیار دردناک است» و «میخواستیم درصدر قرار بگیریم اما دوباره نتوانستیم» استفاده کرد ولی... .


