اوضاع بد فرهنگيان مدارس خارج کشور
کد خبر: ۴۳۶۶۲
| | 24539 بازدید
يکي از بينندگان «تابناک» از روسيه با فرستادن پيامي نوشته است: همان گونه که ميدانيد، ايران در بيشتر کشورها، نيروهاي دولتي و دانشجو و... دارد که با توجه به نياز آنان، مدارس ايراني در بسياري از کشورها راهاندازي شده است و هر ساله، معلماني را براي تدريس به آنجا ميفرستند؛ بنابراين، با توجه به سياستهاي پيشين دولت و تعديل نيروها، پيشنهاد شد که براي صرفهجويي در هزينهها از نيروهاي رسمي آموزش و پرورش که به خاطر شغل همسرشان ناگزير از مسافرت بودند، استفاده شود.
نفس پيشنهاد بسيار خوب بود، اما وقتي به مرحله اجرا درآمد، نهايت بهرهکشي از اين نيروها ـ که بيشترشان هم خانم بودند ـ آغاز شد، به گونهاي که آنها بايد 15درصد حقوق اعزاميها را ميگرفتند و 36 ساعت تدريس ميکردند، حال آن که برخي از افراد، همسراني دانشجو داشتند و در ايران 24 ساعته بودهاند؛ يعني دقيقا به اندازه يک سال و نيم سال کاري در ايران.
نفس پيشنهاد بسيار خوب بود، اما وقتي به مرحله اجرا درآمد، نهايت بهرهکشي از اين نيروها ـ که بيشترشان هم خانم بودند ـ آغاز شد، به گونهاي که آنها بايد 15درصد حقوق اعزاميها را ميگرفتند و 36 ساعت تدريس ميکردند، حال آن که برخي از افراد، همسراني دانشجو داشتند و در ايران 24 ساعته بودهاند؛ يعني دقيقا به اندازه يک سال و نيم سال کاري در ايران.
پس از شکوفايي اقتصادي، بسياري از اعزاميها مابهالتفاوت آن سالها را با کلي اعتراض باز پس گرفتند، اما يک دلار هم از مابهالتفاوت به تبعيها داده نشد که نشد.
امسال سازمان مدارس خارج از کشور، گُلي جديد به سر تبعيها زد پس از کلي بازيهاي بخشنامهاي که تبعي نميگيرند و يا ديگر حقوق ارزي نميدهند يا نه حقوق ارزي ميدهند، همچنان از حقوق چندر غاز شصت تومني و احتساب سنوات خبري نيست؛ گويي که تمام مشکلات مملکت و آموزش و پرورش زير سر ما تبعيها بوده و خودمان نيز از آن بي خبر بوديم.
و خلاصه اين که پس از شش ماه تدريس مجاني، تازه احکام ريالي و ارزي را زدند، آن هم 10درصد حقوق و تازه بين تبعيها هم تفرقه نهادند؛ تبعياني که همسرانشان اعزامي بودند 25درصد و تبعيان غير فرهنگي 10درصد (345 يورو) حقوقي که از حقوق 600 يورويي آبدارچيان و از حقوق ساعتي هفت ونيم يورويي حقالتدريسيهاي اينجا کمتر است. آري، اين است دستمزد دبيران فوق ليسانس در مقطع متوسطه... .
حال اين ما و گران شهر مسکو؛ اين ما و مشکلات عديدهاي که در اين شهر گريبانگيرمان است. از نامهنگاريها به مدير، سرپرست مدارس ـ که آرزو کرد، انشاءلله به حق مسلم خود برسيم ـ و سازمان مدارس خارج از کشور که به جايي نرسيديم؛ بنابراين، چاره را در واگو کردن درد دلهايمان به رسانههاي ملي ديديم، شايد چشم رئيسجمهور يا مسئولان ذيربط به اين شکواييه بيفتد و ببينند که چگونه به خاطر مظلوميت ما و جنس زن بودن، اينچنين ما را زير پا له کردهاند و از آنها ميخواهيم که با ما چنان که شايستهاش هستيم، رفتار کنند.
بايد گفت که اين رفتار به قدري اثر سوء بر جاي گذاشته که تصميم گرفته شده، عطاي اين سازمان را به لقايش بخشيده و به يک يا دو سال ديرتر بازنشسته شدن بسنده کنيم.
امسال سازمان مدارس خارج از کشور، گُلي جديد به سر تبعيها زد پس از کلي بازيهاي بخشنامهاي که تبعي نميگيرند و يا ديگر حقوق ارزي نميدهند يا نه حقوق ارزي ميدهند، همچنان از حقوق چندر غاز شصت تومني و احتساب سنوات خبري نيست؛ گويي که تمام مشکلات مملکت و آموزش و پرورش زير سر ما تبعيها بوده و خودمان نيز از آن بي خبر بوديم.
و خلاصه اين که پس از شش ماه تدريس مجاني، تازه احکام ريالي و ارزي را زدند، آن هم 10درصد حقوق و تازه بين تبعيها هم تفرقه نهادند؛ تبعياني که همسرانشان اعزامي بودند 25درصد و تبعيان غير فرهنگي 10درصد (345 يورو) حقوقي که از حقوق 600 يورويي آبدارچيان و از حقوق ساعتي هفت ونيم يورويي حقالتدريسيهاي اينجا کمتر است. آري، اين است دستمزد دبيران فوق ليسانس در مقطع متوسطه... .
حال اين ما و گران شهر مسکو؛ اين ما و مشکلات عديدهاي که در اين شهر گريبانگيرمان است. از نامهنگاريها به مدير، سرپرست مدارس ـ که آرزو کرد، انشاءلله به حق مسلم خود برسيم ـ و سازمان مدارس خارج از کشور که به جايي نرسيديم؛ بنابراين، چاره را در واگو کردن درد دلهايمان به رسانههاي ملي ديديم، شايد چشم رئيسجمهور يا مسئولان ذيربط به اين شکواييه بيفتد و ببينند که چگونه به خاطر مظلوميت ما و جنس زن بودن، اينچنين ما را زير پا له کردهاند و از آنها ميخواهيم که با ما چنان که شايستهاش هستيم، رفتار کنند.
بايد گفت که اين رفتار به قدري اثر سوء بر جاي گذاشته که تصميم گرفته شده، عطاي اين سازمان را به لقايش بخشيده و به يک يا دو سال ديرتر بازنشسته شدن بسنده کنيم.
درد دل گروهي ديگر از معلمان
پس از رؤيت خبر همكاران فرهنگيمان در روسيه كه در سايت وزين شما در معرض اطلاع عموم قرار گرفت، بر آن شديم تا ما معلمان تبعي مقيم پاكستان نيز درد دل خود را با شما در ميان بگذاريم تا اين نيز شاهد ديگري بر مظلوميت قشر فرهنگيان كشور باشد.
ما،جمعي از معلمان رسمي ساكن كشور پاكستان هستيم كه به اقتضاي مأموريت و يا ادامه تحصيل همسرانمان در پاکستان زندگي ميكنيم و از ابتداي سال جاري براي رفع نياز مدارس ج.ا.ا در اين کشور مشغول به خدمت در اين آموزشگاه ميباشيم.
ما،جمعي از معلمان رسمي ساكن كشور پاكستان هستيم كه به اقتضاي مأموريت و يا ادامه تحصيل همسرانمان در پاکستان زندگي ميكنيم و از ابتداي سال جاري براي رفع نياز مدارس ج.ا.ا در اين کشور مشغول به خدمت در اين آموزشگاه ميباشيم.
پيرو مصوبه شماره 29920 ت 461 مورخ 09/10/71 و شماره 23781/ت31427 مورخ 21/04/84 هيأت محترم وزيران و گزارش شماره 1/3592/300 مورخ 24/06/81 و بر اساس قراردادي كه پيش از شروع به كار امضا كردهايم، قرار بوده كه به عنوان نيروي تبعي غير فرهنگي با انجام 36 ساعت كار در هفته و دريافت حقوق ارزي معادل 25 درصد دريافتي فرهنگيان اعزامي و به مدت يكسال تحصيلي (تا 31/06/88) مشغول به خدمت باشيم. اما تا پايان اسفند ماه 1387 هيچ حقوقي هم دريافت نكردهايم. اين در حالي است كه در شرايط بحراني پاکستان بعضاً با هزينه شخصي و طي مسيري طولاني و نا امن در محل كار خود حاضر شدهايم.
در اين خصوص مگر نه اين است كه حضرت علي (ع) ميفرمايند «عرق كارگر كه خشك نشده حقوقش را تماماً بپردازيد» ولي متأسفانه نه تنها پس از حدود 7 ماه هيچگونه حقوقي دريافت نكرديم، بلكه پس از گذشت اين مدت طي حکمي جديد بدون زضايت دو طرف قرارداد ، حقوق مصوبه قبلي را به نصف كاهش دادند. به اين ترتيب كه با پيگيريهاي متعدد براي روشن شدن وضعيت خود متأسفانه شاهد اقدامي ناعادلانه از جانب معاونت توسعه مشاركتهاي مردمي و دفتر مدارس خارج از كشور وزارت آموزش و پرورش بودهايم. در احكام صادره كه در تعطيلات عيد 88 به دستمان رسيده است، متأسفانه:
1ـ ميزان حقوق دريافتي از 25 درصد به 10 درصد حقوق دريافتي همكاران اعزامي كاهش يافته است، در حالي كه اين ميزان حتي از حقوق ريالي دريافتي در زمان اشتغال به كار در ايران نيز كمتر ميباشد و از سوي ديگر همسران تبعي همكاران فرهنگي اعزامي 25 درصد از حقوق دريافتي همسران اعزامي خود را (به جز حق مسكن) دريافت ميدارند و با توجه به يكسان بودن ساعات كار موظفي و همچنين تخصص شغلي، اين نيز خود تبعيض ديگري ميان معلمان (تبعه فرهنگي و تبعه غير فرهنگي) ميباشد.
2ـ اعتبار احكام تا تاريخ 31/03/88 قيدگرديده و اين درحالي است كه احكام صادره از سوي آموزش و پرورش هميشه براي مدت يكسال تمام تحصيلي صادر ميشود. موضوع عجيبتر از آن اينكه در احكام صادره تأكيد شده است كه تا تاريخ مذكور (31/03/88) خود را به مناطق آموزش و پرورش محل خدمت در ايران معرفي نماييم. اين در حالي است كه ما به تبعيت از همسران خود و تا پايان مأموريت آنها بايد همراهشان باشيم.
در اين خصوص برخي از مسئولان كمبود بودجه را در پاسخ به شكايات ما معلمان علت كاهش حقوق و صدور اين گونه احكام عنوان كردهاند، ولي در رابطه با بودجه و اعتبارات آموزش و پرورش، مديركل توسعه مشاركتهاي مردمي وزارت آموزش و پرورش در تاريخ 27/12/87 اظهار داشته اند كه «ميزان اعتبارات آموزش و پرورش در دولت نهم صد در صد افزايش يافته است» كه اين نيز شاهد ديگري از ضايع شدن حقوق ما معلمان ميباشد كه اين نيز برگ زرين ديگري از ابتكارات وزير آموزش و پرورش ميباشد.
به هر حال، با توجه به عنايات خاص مقامات مختلف كشور از جمله مقام معظم رهبري و رئيس جمهوري نسبت به قشر فرهنگيان و وضعيت مدارس خارج ازكشور، بيعدالتيهاي اخير موجبات تضعيف شدن و يا حتي تعطيلي اين گونه مدارس را فراهم خواهد آورد.
با تشکر
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۰
انتشار یافته: ۰
واقعا این یک نوع تحقیر نسبت به معلمانی است که اسم انها ر ا "تبعی" گذاشته اند یعنی به تبع همسرشان که مامور دولت است باید در خارج از کشور باشند.
در طرح جدید، یک معلم اعزامی برابر با ده معلم تبعی حقوق می گیرد یعنی جایگاه ده نفر مساوی با یک نفر اعزامی در نظر گرفته شده.
واین واقعا نا عدالتی وتبعیض است چون هیچ منطقی پشت سر ان نیست.
ایا اگر مسئولین امر خودشان هم در محیط غربت با تلاش مضاعف برای تعلیم وتربیت فرزندان ایرانی به مدرسه می رفتند باز حاضر بودند ده در صد حقوق را بگیرند ؟
ایا فقط باید فقط در روز معلم با یک شاخه گل وچند تا شعر به یاد معلم باشیم؟یا حقوق مسلم او را ناد یده نگیریم واز او حمایت کنیم.
ما ضمن قدر دانی از اقدام خوب سایت خبری تابناک در دفاع از قشر معلم، امیدواریم هر چه زودتر این مشکل با درایت ، توسط اموزش وپرورش حل شود
پدر دانش آموزی در میلان ایتالیا هستم
خدا شما را حفظ کند چون واقعا این معلمین با کمترین حقوق زندگی می
کنند.یکی از این خانم معلما از شهر دیگری می اید و تمام حقوقش را صرف
رفت و آمد میکنه.
باز هم تشکر از شما
ممنون از درج درد ودل این معلم محترمه، حقیقتا حق این قشر در خارج از کشور در خور شان و شایسته ادا نمی شود. در حالی که معلمین هم از اقشار زحمت کش و از مربیان واقعی فرهنگ ایرانی برای فرزندان ایران زمین هستند و همچنین در زمره مامورین دولتی به خارج از کشور(2 سال) اعزام می شوند ولی در دریافت تسهیلات و حقوق، به مراتب کمتر از سایر دستگاه ها دریافت می نمایند که سزاوار شخصیت معلمین از جمله معلمین تبعی دلسوز و زحمتکش نیست. محدودیت اجاره منزل با توجه به گرانی مسکن در اروپا، عدم دریافت کوپن بار همراه در پایان ماموریت، و بیمه نصف و نیمه در مواقع بیماری و غیروه از جمله مشکلاتی است که همواره در امواج متلاطم آموزش و پرورش سرگردان مانده است. و از همه مهمتر بی سروسامانی در مدیریت مدارس خارج از کشور که هر فصل شاهد برکناری و آمدن مدیریت جدید در این سمت می باشیم. خدا رحم کند انشاءالله . ممنون
علاوه بر آن همکاران من هم اکثرا چنین هستند و دلیلی هم ندارد صرف اینکه یک یا دو نفر همسرانشان ارز می گیرند به امثال ما ظلم شود.
ما احتیاج به همدردی نداریم بلکه به عدالت نیاز داریم .اگر استدلال اقایان اعزامی صحیح است پس چرا همسران آنها بیشتر میگیرند مگر نه اینکه هر دو گروه از نیروهای رسمی اموزش وپرورش هستند.
که ما هم در دیار خود سری داریم وسامانی
باید به آن همکار پاسخگو گفت که ما تبعی ها هم از توان علمی بالا بر خورداریم و اگر اعزامی نیستیم به دلیل زوج فرهنگی نبودنمان است نه عدم توان علمی.
در پاسخ نظر دهنده محترم دوم نیز بگویم که امید است پیشنهاد شما را سازمان محترم با جان و دل قبول نماید تا بلکه مشکلات اقتصادی مملکت با حقوق از دست رفته این فرهنگیان مظلوم که همیشه آماج اولین صرفه جویی ها بوده اند ,حل گردد . وبا این کار در مقابل کار فرمایان سودجو روسفید گردند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟









