قلعه نویی: آدم فاسدی بودم، جایگاهم در فوتبال این نبود
نه اینکه ناامید باشد نه، اما چندان امیدی هم به قهرمانی درلیگ برتر ندارد چون دیگر سرنوشت تیمش دست خودش نیست و باید منتظر اما و اگرها باشد که ذوبآهن نتیجه نگیرد. دیروز وقتی به امیر قلعهنویی زنگ زدیم لحن صحبتش با همیشه فرق میکرد.
به نوشته وطن امروز، استرس نداشت و خیلی شمرده شمرده حرف میزد. به نظر دوست داشت بگوید که استقلال قهرمان لیگ برتر میشود، اما صدرنشینی ذوبآهن و شرایطی که در این اواخر پیش آمده همه درها را به رویش بسته است.
حالا تنها امیدواری قلعهنویی این است که مجید جلالی و فولاد یقه ذوبآهن را بگیرند تا امید دوباره به اردوی آبیپوشان بازگردد.
تمام این اتفاقات اما و اگر است. شاید و در شرایطی که همه روی بازی ذوبآهن و فولاد زوم کردهاند تکلیف قهرمانی را سایپا رقم بزند! آیا قلعهنویی یک هفته پیش از اتمام لیگ برتر، قهرمانی را تقدیم ابراهیمزاده میکند یا اینکه تا آخرین دقایق هفته پایانی منتظر این میشود که ذوبآهن امتیاز از دست بدهد؟!
سرنوشتی بود که خودتان رقم زدید. خیلیها معتقدند که تساوی مقابل فولاد شانس قهرمانی را از استقلال گرفت.بازی سنگینی بود؟
در مجموع همه چیز خوب بود. ما نتوانستیم در این بازی پیروز شویم چون یک دلیل ویژه داشت و آن اينكه فولاد در آن بازی بهتر از استقلال بازی کرد. نمیخواهم بگویم بازیکنان من خوب نبودند اما شاگردان جلالی بهتر از ما بازی کردند. معتقدم حق فولادیها بود که حتی در این بازی برنده باشند. با این شرایط ما نمیتوانستیم بهتر از این بازی کنیم. بعد از باخت مقابل ام صلال نظم فکریمان به هم ریخته بود. در هر حال زمین اهواز برای ما فقط یک امتیاز داشت.
با این شرایط فکر میکنید استقلال قهرمان میشود؟
من وظیفهام این است که تا آخرین روز تلاشم را برای قهرمان شدن استقلال انجام بدهم. نمیگویم سرنوشت قهرمانی دست ما است اما هر اتفاقی ممکن است بیفتد. به نظرم اگر فولاد همان طور که مقابل ما بازی کرد مقابل ذوبآهن بازی کند ذوبیها به دردسر میافتند. من شناخت خوبی از جلالی دارم، به همین دلیل امیدوارم آنها مقابل ذوبآهن نتیجه بگیرند. مطمئنم تیم آقامجید بازی خوبی را انجام میدهد.
ولی به نظر میرسد خود شما هم چندان امیدی به قهرمانی ندارید؟
بحث این حرفها نیست. من میخواهم با واقعیت کنار بیایم و با واقعیت حرف بزنم. باید ببینیم خدا چه میخواهد و در روز آخر چه اتفاقی میافتد. وظیفه من این است که با انرژی جلو بروم و کار خودم را بکنم. بعد از آن باید دید که چه اتفاقاتی برای رقیب ما میافتد. باید فقط صبر کرد.
این هفته هم یک بازی سخت با سایپا دارید. عقیده خیلیها این است که شکست احتمالی استقلال در این مسابقه میتواند کار را در همین هفته تمام کند.
این تنها یک روی سکه است. چرا روی دیگر قضیه را نگاه نمیکنید؟ شاید ذوبآهن به فولاد باخت و ما با شکست سایپا از آنها پیش افتادیم. سایپا تیم خوبی است و همیشه بازیهای خوبی را مقابل استقلال انجام داده است. به نظرم ما دو بازی سخت در دو هفته پایانی داریم و در حقیقت باید در دو فینال بازی کنیم. هم بازی ما با سایپا سخت است و هم بازیای که در مشهد انجام میدهیم. پیام در آستانه سقوط قرار دارد و برای بقا در لیگ برتر ممکن است هر کاری بکند. ما این دو بازی را در حد و اندازههای نام استقلال انجام میدهیم و منتظر مینشینیم تا ببینیم ذوبآهن چه نتیجهای میگیرد.
از بحث لیگ و قهرمانی که خارج شویم در این چند روز اخیر مسائل حاشیهای بدجور گریبانگیر استقلال شده است؛ جواد زرینچه، محمد نوازی، جریان تبانی و...
در فاصله سه هفته پایانی کسانی که مدعی بودند استقلال را دوست دارند تهمتهایی را مطرح کردند که تیم را بدجور وارد حاشیه کرد. آدمی هستم که نمیتوانم نسبت به این تهمتها بیتفاوت باشم. در تمام این سالها تنها دنبال فوتبال بودهام نه چیز دیگری. بعد از بازی با فولاد خیلی از دوستان با من تماس گرفتند و گفتند، تو باید حقت را بگیری. این جریان هم به تو ضربه زد و هم به استقلال. اگر آدم فاسدی بودم و این تهمتها به من میچسبید حالا جایگاهم در فوتبال این نبود و هیچ کس جرات نمیکرد از این حرفها بزند چون مثل خیلیها میشدم و...
اما امیر قلعهنویی در این چند هفته بسیار آشفته بوده. ذهن شما در حالی مشغول این موضوع است که این برای نخستینبار نیست استقلال قهرمانی را در روزهای آخر از دست میدهد.
من واقعا متاسفم که در این فوتبال هرکسی هر حرفی را که دلش میخواهد میزند. خیلیها دوست ندارند موفقیت استقلال را ببینند. سالی که نایب قهرمان شدیم در نیم فصل، تیم چهارم جدول بودیم. آن سال هم زیاد به تیم ما حاشیه وارد كردند و این بار هم سعی دارند با حاشیه وارد كردن استقلال را از قهرمانی باز دارند. من اگر هفت سال پیش با استقلال تبانی میکردم، میتوانستم این ادعا را بکنم که آنها هم در فصل بعدش با من تبانی کنند. در حالی که فصل بعد مقابل همین استقلال اهواز قهرمانی را ازدست دادیم. ما به آنها باختیم و تیم ما قهرمان نشد. در این وضعیت که همه چیز غیر عادی است. نمیتوانم راحت باشم. نمیدانم اما مطمئنم هر کس دیگری هم که به جای من بود همین کار را میکرد.
مثل اینکه قرار است برادران شفیعزاده هم از زرینچه و نوازی به کمیته انضباطی شکایت کنند.
بله همین طور است. آنها هم قرار است متنی را تنظیم کنند تا از نوازی و زرینچه شکایت کنند. این دو نفر با این صحبتها به یک استان تهمت زدهاند. نمیخواهم الان اینطور برداشت شود که قلعهنویی چون صدر جدول را از دست داده است این حرفها را میزند. این یک اتفاقی است که باید بگویم برنامهریزی شده بوده، اگرنه چرا در طول فصل و زمانی که ما هشتم یا نهم بودیم این بحثها مطرح نمیشد؟!
خیلیها معتقدند که در این به هم ریختگی، خود قلعهنویی نقش اصلی را داشته است. مشکلاتی که برای سیاوش اکبرپور و مجتبی جباری پیش آمد نمونه بارز آن است.
فکر میکنم چنین اتفاقاتی عجیب نیست. تقریبا در تمام دنیا از این اتفاقات میافتد اما در نهایت این سرمربی است که تصمیم نهایی را میگیرد. اعتقادم این است، بازیکنی که پایبند اصول نباشد باید روی نیمکت بنشیند.
اما به نظر، قضیه میثم منیعی از حد اصول و پایبندی به آن گذشته بود.
مساله منیعی را هم مطبوعات بزرگش کردند. اصلا آنطور که نوشته بودند نبود. قبل از رفتن به اهواز، منیعی در فهرست 18 نفره نبود، اما دیگر مربیان فراموش کرده بودند که این قضیه را به او بگویند. او به فرودگاه مهرآباد آمد و وقتی فهمیدکه نامش در میان بازیکنان نیست آنجا را ترک کرد. قسم میخورم که اتفاق دیگری نیفتاد و متاسفانه برخی از مطبوعات بزرگش کردند، حتی زمانی که منیعی به فرودگاه آمده بود من اصلا در سالن نبودم. به هر حال مخالفان استقلال از هر ابزاری استفاده میکنند تا به استقلال ضربه بزنند.


