سريال تكراري قطع گاز، سوء مديريت يا كمبود
همه ساله همزمان با آغاز فصل سرما و يخبندان به ويژه مناطق سردسير و كوهستاني، يكي از مهمترين مشكلات مردم قطع پشت هم جريان گاز و مشكلات مربوطه به آن است. اين مناطق كه در اين فصل به خاطر سرماي هوا به شدت به سوخت و انرژي نيازمند ميشوند، در اوج نياز با قطع گاز روبهرو شده كه مشكلات فراواني را براي مردم به پديد ميآورد و همواره مسئولان محترم نيز با وعده برطرف كردن موقت مشكلات با ژست مديريتي خاصي، قول برطرف كردن آن را تا سال آينده داده و ميگويند با برنامهريزيهاي دقيق و اصولي، هموطنان عزيز سال آينده شاهد چنيين مشكلات نخواهند شد، چرا كه تدابير لازم را تا سال آينده خواهند انديشيد!
اما امسال، ميبينيم كه قطع گاز در برخي مناطق شمالي و غرب كشور در روزهاي اخير، مشکلاتي را در برخي شهرها پديد آورده و مدارس برخي شهرها نيز به خاطر سردي هوا و قطع گاز، تعطيل شده است.
بنا بر گزارشها، گاز چند شهر در استانهاي گلستان، مازندران، سمنان و كردستان قطع شد و برخي استانها همچون اردبيل، گيلان و گلستان نيز افت فشار گاز داشتند؛ براي همين شرکت ملي گاز ايران از مردم خواسته است براي جلوگيري از افت فشار و قطع گاز در مصرف آن صرفهجويي کنند.
اما به نظر ميرسد چنين مشكلاتي در ايران، كشوري كه از لحاظ دارا بودن ذخاير گازي در رتبه دوم است و ميزان ذخاير گازي اثبات شده آن تا سال 2005، 5/27 تريليون متر مكعب بوده، يعني معادل 16 درصد كل ذخاير جهان، امري غير قابل پذيرش و توجيه است، چرا كه با همين حجم ذخيره كه يكي از نعمتهاي خدادي ماست، در صورت برنامهريزي درست و اصولي، قاعدتا نه تنها نبايد در كشور، كوچكترين مشكلي داشته باشيم، بلكه بايد نيازهاي كشورهاي ديگر را برطرف كرده و از اين راه عايدات فراواني نصيب كشور نمايم.

1ـ يكي از مهمترين علل پديد آمدن چنين مشكلي، ضعف مديريت و نبود برنامهريزي درست و اصولي است. امروزه كشورهايي در جهان هستند كه وضعيت اقليمي آنها، بسيار سردتر از ايران بوده و گاه حتي بيش از هشت ماه سال را در سرماي چندين درجه زير صفر به سر ميكنند و قاعدتا نياز آنها به منابع سوختي، چندين برابر نياز ماست، اما هيچكدام از مشكلات ما را ندارند.
اين در حالي است كه در ايران با ورود كوچكترين جبهه هواي سردي به كشور، مشكلاتي از اين دست به اوج خود ميرسد و اگر مسئولان ميتوانستند با برنامهريزي درست براي چنيين روزهايي، تدابير لازم را بينديشند، همميهنان عزيزمان چنين مشكلاتي نداشتند.
در همين زمينه گفته ميشود کارشناسان فني در دستگاههاي مسئول از آغاز تابستان جاري، با فرستادن نامههايي به مقامات مربوطه، و با پيشبيني چنين وضعي براي افزايش مصرف گاز در کشور، هشدار داده بودند: چنانچه فازهاي 8 و 9 پارس جنوبي تا پايان پاييز به بهرهبرداري نرسد و وارد شبکه اصلي گاز کشور نشود، زمستان امسال با کمبود گاز روبهرو خواهيم شد، ولي گويا به اين نظريات کارشناسي، توجهي نشده و كوتاهي در راهاندازي نشدن فازهاي 8 و 9 پارس جنوبي، باعث دردسر مردم در فصل سرما شده است.
حال اين پرسش پيش ميآيد، چگونه است در كشوري كه اين حجم عظيم گاز را دارد و مدعي صدور آن به كشورهاي جهان است و حتي به خاطر رقابت با رقباي خود و ملاحظات سياسي، قيمت آن را با نرخ كمتر به ديگر كشورها ميدهد، خود توان تأمين نيازهاي داخلي كشورش را ندارد و دست به دامن ديگر كشورها ميشود؟
2ـ سوءاستفاده تركمنستان از وضعيت كنوني سرما و قطع صدور گاز آن كشور به ايران، از ديگر علل پديد آمدن چنين مشكلي براي هموطنان عزيز است. در همين زمينه، يك مقام آگاه در وزارت نفت گفت: در پي سرد شدن شديد هواي كشور، تركمنستان از اين فرصت استفاده كرده و با قطع صادرات گاز به ايران، خواستار افزايش قيمت گاز شده است.
اين مقام آگاه با اشاره به علت قطع واردات گاز از كشور تركمنستان اظهار داشت: اين كشور از روز شنبه به بهانه انجام برخي تعميرات فني و عملياتي، اقدام به قطع گاز خود كرده است.
وي ميگويد: اين بهانه در حالي است كه اين موقع از سال با توجه به سرماي هوا و شرايط خاص اقليمي و آب و هوايي حاكم، زمان مناسبي براي انجام تعميرات نيست و تعميرات، تنها بهانهاي براي قطع گاز است.
به گفته وي، تركمنستان خواستار دو برابر شدن بهاي گاز صادراتي خود به ايران است و سرد شدن شديد هواي كشور در اين روزها و نياز به گاز، سبب شده تركمنستان از اين فرصت استفاده كرده، خواستار افزايش بهاي گاز صادراتي خود به ايران شود.

به هر حال، امروزه تاوان ضعف مديريتي پارهاي از مديران را مردم محروم و زحمتكش برخي استانهاي سردسير ميدهند؛ همان مردمان ايثارگري كه با همه توان خود براي حراست از كيان ميهن عزيز و انقلاب اسلامي جانفشاني كردند. حال وظيفه مسئولان، تنها خدمترساني به آنهاست كه ولينعمتهايشان هستند و اميد است با تمام توان در رفع مشكلات پديد آمده تلاش كنند.
با تشکر مجدد از توجه شما
1-درست است که ایران دارنده دومین ذخایر گازی دنیا است اما متاسفانه بالاترین سرانه مصرف دنیا را هم داریم.به عنوان مثال مصرف گاز ایران معادل مصرف 23 کشور اروپایی است! مصرف بیش از 420 میلیون متر مکعب در روز واقعا وحشتناک است. باور کنید حتی تولید بیشتر در این زمان بدلیل محدودیتهای شبکه انتقال وتوزیع نیز مانع نخواهد شد.ربط دادن کمبود صرفا به مسئولینی که شاهد تلاش شبانه روزی ایشان در راه اندازی تاسیسات جدید وحفظ تاسیسات موجود هستیم بی انصافی است.
2-چرا ساختمانهای غیر استاندارد با پنجره ای درزداروغیر دو جداره،آجرهای فشاری وعایق کاری نامناسب، ،عادت بد اکثر ایرانیها به گرم نمودن بیش از حد خانه با توجیهاتی نظیر پیشگیری از سرماخوردگی ساکنین وعادت پوشیدن لباسهای نازک وتابستانی در همه حال وبعضا باز کردن پنجره ها بدلیل گرم نمودن زیاد،خاموش نکردن وسایل گرمازا در زمان خروج از منزل ودهها عادت ناپسند دیگر که موجب اتلاف وحشتناک انرژی هستند تاکید نمیشود.
3-نگارنده متاسفانه اطلاعات ناقصی از وضعیت تولید ومصرف کشور داشته چرا که دو پروژه مختلف فازهای 6،7و8 پارس جنوبی وفازهای 9و10 را اشتباه کرده است (فازهای 8و9 نوشته است!).اصولا پروژه فازهای 6،7و8 گاز شیرین تولید نمینماید وتاثیری در وضعیت گازطبیعی کشور ندارد.گاز ترش تولیدی میبایست به چاههای نفت جهت ازدیاد برداشت تزریق شود که خود نیز اولویت بالایی دارد.فازهای 9و10 نیزعلیرغم شرایط خطیر ومشکل فعلی وبسیج کلیه امکانات در دست راه اندازی است.یادمان نرود که رقبایی نظیر قطر در برداشت از این میدان با کمترین محدودیت ومشکل مواجه اند. نه در عقد قرارداد پیچیدگیها ومذاکرات طولانی وشرایط قراردادی وقانونی دست وپاگیر دارند(صرفا با دستور وامضای امیرقرارداد اجرایی میشود) نه در استفاده از مشاورین وطراحان خبره دنیا مشکلی دارند ونه در خرید از سازندگان ومنابع موجود وپرداخت ها وسیستم بانکی مشکل دارند.بالاخره اضرار بر داخلی سازی وسپردن کار به شرکتهای داخلی که البته لازم وقابل تقدیر وخارج از اختیار مسئولین پروژه هاست در مقایسه با رقیبان با تجریه وقدرتمند خارجی به همراه داشتن مواضع بحق انقلابی هزینه هایی هم دارد.
4-نقش کشوری مانند ترکمنستان آنقدرها هم که ذکر شده مهم نیست.کلا 20 میلیون متر مکعب وارداتی براحتی از تولید 400 میلیون متر مکعبی قابل جایگزینی است.در واقع فقط کمتر از40 درصد یکی از پالایشگاههای عسلویه است. لکن واردات از آن کشورجهت استانهای شمالی اقتصادی بوده (انتقال بیش از 1000کیلومتری گاز هزینه سنگینی دارد)
5-دست بسته مسئولین ومدیران پروژه ها بدلیل پاره ای قوانین بشدت مانع تحقق برنامه هاست.وقتی مدیری یا کارشناسی جهت بررسی ونظارت با جلسه ای فنی در مورد پروژه ای با ارزش بیش از چند میلیارد دلار ویا تامین اقلامی با قیمت چند ده میلیون دلار درچنین پروژهایی که حتی یک روز راه اندازی سریعتر میلیونها دلار درآمد ومیلیونها مترمکعب گاز طبیعی تولید دارد،جهت مسافرت حتی دو روزه ای با هزینه 1-2 هزار دلار محدودیت داشته وهفته ها یا بعضا ماهها معطل مجوزهای چند لایه تا نهاد ریاست جمهوری میشود مسلم است که تاخیر بوجود می آیدوسرآخر نیزموضوع نه تنها نهایی نمیشود بلکه موجبات تمسخر طرف خارجی را فراهم میکند مسئول پروژه چه باید بکند.در این زمینه موارد زیادی وجود دارد که مسافرت کارشناس یا مدیری جهت نهایی نمودن موارد مهم پروژه ای بعد از تایید مدیر عامل شرکت ومدیریت ذیربط در وزارت نفت تا حد وزیرازسوی نهاد ریاست جمهوری وتو شده وبعضا کارشناسی که بدلیل اضطرار پروژه با تایید وزیر(بدون مجوز نهاد ریاست جمهوری)رفته است در معرض استنطاق وجریمه هم قرار گرفته است!
باور کنیم در هیچ کجای دنیا این چنین رفتار نمیشود!.




