سکوت دردآور رسانه ملی برابر تضییع منافع ملی
نتایج تحقیرآمیز تیم ملی ایران در مقدماتی جام جهانی که افت شدید جایگاه فوتبال ایران را در قاره کهن به نمایش گذاشت، مجدداً رسانه ملی را در موقعیتی قرار داد که با حفظ استقلال عمل، در قالب سلسله برنامههایی که 90، بهترین بستر برای آن تلقی میشد، بررسی علل حذف و افت شدید فوتبال ایران را در دستور کار قرار دهد ولی صدا و سیما در اقدامی غیرقابل باور این رخداد را ندید و از کنار آن به آرامی گذر کرد!
کد خبر: ۴۲۷۶۴
| | 22872 بازدید
در حالی که تیم ملی فوتبال ایران در وضعیتی اسفبار نتوانست با کسب نتاج قابل قبول راهی جام جهانی 2010 شود و بلیط حضور در این رقابتها به نام دیگر کشورهای نه چندان مدعی قاره کهن صادر شد، رسانه ملی برابر این ناکامی که پس از زمین خوردن ورزش در المپیک، بزرگترین ضربه این ورزش و فوتبال ایران بود، موضعی باورنکردنی اتخاذ نمود و از پردازش به ابعاد این اتفاق تلخ صرف نظر کرد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ پس از ناکامی پیاپی قهرمانان ایران در بازیهای المپیک 2008 پکن، رسانه ملی که تا آخرین روز رقابت نمایندگان کشورمان با امیدواری که نوع ادبیات و بیان مجریان آن
نیز از غیرقابل باور بودنشان حکایت داشت، به دلایل مختلف از جمله فشار افکار عمومی، برنامههای انتقادی تندی را در دستور کار قرارداد و به حساب و کتاب برخی رشتهها و عملکرد مدیران برخی فدراسیونهای ورزشی پرداخت.
این تغییر رویکرد و نگاه نقادانه رسانه ملی به حوزه پرانتقاد ورزش با استقبال کمنظر مردم روبرو شد و میرفت تا رسانه ملی برنامه یا برنامههایی مشابه 90 اما در حوزهای وسیعتر به نام فوتبال داشته باشد. جواد خیابانی مجری این برنامههای انتقادی که به دلایلی بخشی از افکار عمومی علیالخصوص در جامعه ورزش چندان گرایشی به او نداشتند، به خوبی توانست با برخورداری از یک عقبه اطلاعاتی قابل اتکاء این برنامهها را اداره کرد و اعتبارش را که به دلایلی به خطر افتاده بود، در همان چند روز تا حدودی باز پس گیرد.
با این حال به یک باره تعریف و تمجیدها از صدا و سیما و شجاعت مدیریت آن برای پردازش جدیتر به ورزش، نتایج معکوسی به همراه آورد و در حالی که گفته میشد حداقل تک تک رشتهها در برنامههای جداگانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت و مسئولان و قهرمانان آنان پاسخگوی وعدههایی خواهند بود که پیش از المپیک برای مدالآوری در میدان پکن دادهاند، وعده استمرار برنامههای چالشی ورزش به دست فراموشی سپرده شده و این برنامهها به یک باره به خط پایان رسید. با این وجود نوع عملکرد رسانه ملی پس از المپیک این توقع را در مردم به وجود آورد که بلافاصله پس از شکستهای بزرگ ورزشی، حتی به صورت فرمالیته چندین برنامه انتقادی جدی در دستور کار قرار داده و به حسابرسی مسئولان و مربیان و ورزشکاران و مشخص ساختن سهم هریک از آنان در شکستها بپردازند.
نتایج تحقیرآمیز تیم ملی ایران در مسابقات مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی که افت شدید جایگاه فوتبال ایران را در قاره کهن به نمایش گذاشت، مجدداً رسانه ملی را در موقعیتی قرار داد که با حفظ استقلال عمل، به شکلی وسیع در قالب سلسله برنامههایی که 90، بهترین بستر برای آن تلقی میشد، بررسی علل حذف ایران از گردونه آسیاییهای صعودکننده به جام جهانی و افت شدید فوتبال ایران را در دستور کار قرار دهد ولی صدا و سیما در اقدامی غیرقابل باور این رخداد که منجر به تضییع منافع ملی در حوزه ورزش شد را ندید و از کنار آن به آرامی گذر کرد!

طبیعی جلوه دادن شکست تیم ملی و انداختن این شکست به دوش مشکلات پایهای فوتبال و اینکه باید از امروز برای چهار سال دیگر برنامهریزی کرد به عنوان محوریترین رویکردهایی که در قبال این شکست در صدا و سیما اتخاذ شد، عملاً سکوت برابر عوامل این تضییع حقوق ملت و تلاش در جهت عدم پرداختن به مدیران مقصر در این پروسه بود که این نوع برخورد برای مردمی که امیدشان به رسوا کردن این اشخاص نالایق در رسانه ملی به ویژه سیما است، برای اقشار مختلف ملت دردآور بود و هزینههای فراوانی را به این سازمان بیش از این تحمیل خواهد کرد.
بزرگترین هزینهای که این سکوت دردآور برابر تضییع م
نافع ملی به همراه خواهد آورد، کاهش و حتی در موارد متعددی سلب اعتماد مخاطبان نسبت به این رسانه و چسبیدن برچسب گرایش رسانه ملی به مدیران فعلی است که این واقعه اعتبار و بیطرفی رسانه ملی که دو ویژگی نسبی آن است را تحتالشعاع قرار خواهد داد. بدین جهت ضروری به نظر میرسد که رسانه ملی برای توجه به افکار عمومی، حداقل در روندی مناسبتی و مقطعی همچون المپیک، مجدداً نقادانه وارد عمل شده و اجازه ندهند، عدهای از سکوت و عملکرد اینچنینی رسانه ملی سواستفاده کرده و وانمود کنند، اتفاقی نیافتاده است.
نباید از خاطر برد که رسانه ملی پس از صعود قدرتمند و مقتدرانه تیم ملی فوتبال به جام جهانی آلمان و در حالی که در رویارویی با تیمهای بزرگی همچون پرتغال نتوانست، از گروهش صعود کند، چگونه در آماج شدیدترین حملات کارشناسان در برنامههای صدا و سیما قرار گرفت و حال آیا چنین دوگانگی رفتاری توسط صدا وسما، بیش از این، آبروی رسانه ملت ایران را در معرض آسیب قرار نخواهد داد؟!
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ پس از ناکامی پیاپی قهرمانان ایران در بازیهای المپیک 2008 پکن، رسانه ملی که تا آخرین روز رقابت نمایندگان کشورمان با امیدواری که نوع ادبیات و بیان مجریان آن
نیز از غیرقابل باور بودنشان حکایت داشت، به دلایل مختلف از جمله فشار افکار عمومی، برنامههای انتقادی تندی را در دستور کار قرارداد و به حساب و کتاب برخی رشتهها و عملکرد مدیران برخی فدراسیونهای ورزشی پرداخت.این تغییر رویکرد و نگاه نقادانه رسانه ملی به حوزه پرانتقاد ورزش با استقبال کمنظر مردم روبرو شد و میرفت تا رسانه ملی برنامه یا برنامههایی مشابه 90 اما در حوزهای وسیعتر به نام فوتبال داشته باشد. جواد خیابانی مجری این برنامههای انتقادی که به دلایلی بخشی از افکار عمومی علیالخصوص در جامعه ورزش چندان گرایشی به او نداشتند، به خوبی توانست با برخورداری از یک عقبه اطلاعاتی قابل اتکاء این برنامهها را اداره کرد و اعتبارش را که به دلایلی به خطر افتاده بود، در همان چند روز تا حدودی باز پس گیرد.
با این حال به یک باره تعریف و تمجیدها از صدا و سیما و شجاعت مدیریت آن برای پردازش جدیتر به ورزش، نتایج معکوسی به همراه آورد و در حالی که گفته میشد حداقل تک تک رشتهها در برنامههای جداگانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت و مسئولان و قهرمانان آنان پاسخگوی وعدههایی خواهند بود که پیش از المپیک برای مدالآوری در میدان پکن دادهاند، وعده استمرار برنامههای چالشی ورزش به دست فراموشی سپرده شده و این برنامهها به یک باره به خط پایان رسید. با این وجود نوع عملکرد رسانه ملی پس از المپیک این توقع را در مردم به وجود آورد که بلافاصله پس از شکستهای بزرگ ورزشی، حتی به صورت فرمالیته چندین برنامه انتقادی جدی در دستور کار قرار داده و به حسابرسی مسئولان و مربیان و ورزشکاران و مشخص ساختن سهم هریک از آنان در شکستها بپردازند.
نتایج تحقیرآمیز تیم ملی ایران در مسابقات مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی که افت شدید جایگاه فوتبال ایران را در قاره کهن به نمایش گذاشت، مجدداً رسانه ملی را در موقعیتی قرار داد که با حفظ استقلال عمل، به شکلی وسیع در قالب سلسله برنامههایی که 90، بهترین بستر برای آن تلقی میشد، بررسی علل حذف ایران از گردونه آسیاییهای صعودکننده به جام جهانی و افت شدید فوتبال ایران را در دستور کار قرار دهد ولی صدا و سیما در اقدامی غیرقابل باور این رخداد که منجر به تضییع منافع ملی در حوزه ورزش شد را ندید و از کنار آن به آرامی گذر کرد!

طبیعی جلوه دادن شکست تیم ملی و انداختن این شکست به دوش مشکلات پایهای فوتبال و اینکه باید از امروز برای چهار سال دیگر برنامهریزی کرد به عنوان محوریترین رویکردهایی که در قبال این شکست در صدا و سیما اتخاذ شد، عملاً سکوت برابر عوامل این تضییع حقوق ملت و تلاش در جهت عدم پرداختن به مدیران مقصر در این پروسه بود که این نوع برخورد برای مردمی که امیدشان به رسوا کردن این اشخاص نالایق در رسانه ملی به ویژه سیما است، برای اقشار مختلف ملت دردآور بود و هزینههای فراوانی را به این سازمان بیش از این تحمیل خواهد کرد.
بزرگترین هزینهای که این سکوت دردآور برابر تضییع م
نافع ملی به همراه خواهد آورد، کاهش و حتی در موارد متعددی سلب اعتماد مخاطبان نسبت به این رسانه و چسبیدن برچسب گرایش رسانه ملی به مدیران فعلی است که این واقعه اعتبار و بیطرفی رسانه ملی که دو ویژگی نسبی آن است را تحتالشعاع قرار خواهد داد. بدین جهت ضروری به نظر میرسد که رسانه ملی برای توجه به افکار عمومی، حداقل در روندی مناسبتی و مقطعی همچون المپیک، مجدداً نقادانه وارد عمل شده و اجازه ندهند، عدهای از سکوت و عملکرد اینچنینی رسانه ملی سواستفاده کرده و وانمود کنند، اتفاقی نیافتاده است.نباید از خاطر برد که رسانه ملی پس از صعود قدرتمند و مقتدرانه تیم ملی فوتبال به جام جهانی آلمان و در حالی که در رویارویی با تیمهای بزرگی همچون پرتغال نتوانست، از گروهش صعود کند، چگونه در آماج شدیدترین حملات کارشناسان در برنامههای صدا و سیما قرار گرفت و حال آیا چنین دوگانگی رفتاری توسط صدا وسما، بیش از این، آبروی رسانه ملت ایران را در معرض آسیب قرار نخواهد داد؟!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



