چگونه مذاکرات هستهای ایران به موضوع عراق کمک میکند؟
در شرایطی که مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در وین همچنان ادامه دارد و دو طرف برای دستیابی به توافق جامع تا بیستم ژوئیه تلاش میکنند، برخی گمانهها نیز درباره تأثیرات توافق احتمالی ایران و طرف مقابل بر دیگر موضوعات بینالمللی مرتبط با آنها شکل گرفته است. تأثیرات توافق هستهای ایران بر حل و فصل اوضاع عراق، از جمله موضوعات مطرح در این زمینه است.
کد خبر: ۴۱۵۹۱۱
| | 9064 بازدید
به گزارش «تابناک»، روزنامه آمریکایی واشنگتن پست با انتشار مطلبی به بررسی چشم انداز تأثیرگذاری توافق هستهای ایران و ۱+ ۵ بر اوضاع عراق پرداخته است. در این مطلب که آن را رایان کراکر، سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان، ویلیام لورس، سفیر سابق آمریکا در ونزوئلا و چکسلواکی و توماس پیکرینگ، معاون اسبق وزارت خارجه آمریکا نوشتهاند، آمده است؛یک ضربالمثل عربی میگوید: «مسأله زمانی حل میشود که دشوارتر شود».
نمود این ضربالمثل آنجاست که پیشرفت گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه، تهدیدی را متوجه ایالات متحده کرده و در عین حال، انتخابهای سیاستگذاران آمریکایی را آشکارتر میکند. اکنون مسأله پیش روی ایران و ایالات متحده، این نیست که به همکاری با یکدیگر بپردازند یا خیر، بلکه این است که این همکاری چگونه انجام شود.
در این میان، با توجه به سالها دشمنی و بیاعتمادی میان ایران و آمریکا، ارتباطات میان دو کشور میتواند با رسیدن به یک توافقنامه جامع هستهای در مذاکرات جاری وین تسهیل شود. در نقطه مقابل، ناکامی دو طرف در رسیدن به این توافق، میتواند سبب بروز گزینههای بد شود.
اگر بنا باشد که تروریستهای تکفیری مهار شوند، ایالات متحده و دیگر کشورها باید در سیاستهای گذشته خود تجدیدنظر کرده و اقدام به مدیریت خصومتهای خود کنند.
برای ایران، تجزیه عراق و ایجاد یک دولت افراطگرای تکفیری در همسایگی این کشور، فاجعه بار خواهد بود. ایرانیها باید اکنون انتخاب کنند که به همراه شیعیان عراقی وارد یک نبرد خونبار با افراطیون شوند و یا در کنار استفاده از نیروی نظامی، به همکاری با دیگران برای شکل دادن به آینده عراق بپردازند.
در همین حال، کشورهای پادشاهی حاشیه خلیج فارس، پس از سالها حمایت پنهانی از افراطگرایان در سرتاسر خاورمیانه، با انتخابی میان محکوم کردن داعش ـ که تهدیدی جدی را متوجه خود آنها نیز میکند ـ و یا ادامه تأکید بر درگیری فرقهای با شیعیان روبهرو هستند.
در سوریه، انتخاب بشار اسد، متمرکز کردن نیروهای نظامی بر مبارزه با تروریستهای تکفیری و یا ادامه مبارزه با دیگر گروههاست. برای غرب هیچ معنایی ندارد، در شرایطی که اسد مشغول مبارزه با تکفیری هاست، از گروههای مخالف وی حمایت کند. شاید اسد برای غرب نیروی شر باشد، ولی بیگمان شر کوچکتری نسبت به تکفیریهاست.
درباره ترکیه، به نظر میرسد سیاستمداران این کشور تصمیم گرفتهاند از اقدام نظامی کردها علیه داعش حمایت کنند؛ هرچند این خطر هست که کردها به خودمختاری بیش از حد دست یابند، اما گزینه بدیل، شکلگیری یک دولت افراطگرا در مرزهای ترکیه است که مورد قبول آنکارا نخواهد بود.
ایران و ایالات متحده دارای منافع مشترکی در عراق و افغانستان هستند. شبکه اطلاعاتی، هویت مذهبی، نفوذ سیاسی، تاریخ و جغرافیای ایران، به این کشور نقش بسیار مهمی در هر دو کشور نامبرده بخشیده است. در همین حال، قدرت هوایی، نیروهای ویژه، مستشاران نظامی و تاریخ معاصر آمریکا نیز به این کشور نقشی مهم در عراق و افغانستان بخشیده است.
هرچند درباره عراق، برخی مذاکرات مستقیم در سطوح پایین میان ایران و آمریکا انجام گرفته، پیش از اینکه دو کشور تصمیم بگیرند به گفتوگوهای جدی در این زمینه روی بیاورند، باید مذاکرات هستهای به نتیجه برسد.
هماکنون هر دو طرف بیشترین تلاش خود را برای رسیدن به توافق جامع هستهای تا تاریخ بیستم ژوئیه انجام میدهند و چشم انداز رسیدن به یک توافق خوب وجود دارد. بر خلاف انتظار بسیاری از ناظران، پیشرفت چشمگیری در مذاکرات شده است. ایران تاکنون بسیاری از درخواستهای قدرتهای جهانی را در مذاکرات برآورده کرده و دو طرف مشغول تدوین یک برنامه زمانی برای عمل به تعهدات خود هستند. البته هنوز در برخی مسائل کلیدی، اختلافات به قوت خود باقی است.
شکست مذاکرات ـ که هنوز احتمال آن میرود ـ میتواند بار دیگر چشمانداز درگیری نظامی را مطرح کند و به از هم پاشیدن ائتلافی منجر شود که ایران را به پای میز مذاکره آورد؛ افزون بر این، چنین امری میتواند سبب غیرممکن شدن ارتباطات دوجانبه شود و دو طرف به اتهام زنی به یکدیگر روی بیاورند. اگر چنین امری رخ دهد و ائتلاف آمریکایی از هم بپاشد، ایران میتواند به برقراری روابط سیاسی و تجاری خود با روسیه، چین و اروپای غربی اقدام کند.
به هر حال، هرچند برقراری نوعی روابط راهبردی میان آمریکا و ایران غیرممکن و خطرناک به نظر میرسد، این امری ضروری بوده و به سود هر دو طرف نیز هست؛ بنابراین، هرچند بحث اتحاد دو کشور منتفی است، اقدامات مشترک در این موضوع، امری محتمل به شمار میرود.
یک ضربالمثل دیگر عربی میگوید: «در مسیر باریک، برادر یا دوست وجود ندارد». در حقیقت، در شرایطی که ما به دوره جدیدی از درگیریهای خاورمیانه وارد میشویم، مسیر باریک و هولانگیز است؛ بنابراین، ایالات متحده ناچار است به همکاری با دیگر کشورها اقدام کند. به هر حال، با دستیابی به توافق هستهای صحیح و تصمیمگیریهای عملگرایانه از سوی تهران و واشنگتن، راهی رو به جلو وجود خواهد داشت.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


