صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

کافه نشینی افغان ها با مزه عملیات انتحاری

صدیقه محمودی
کد خبر: ۴۰۴۴۲۴
| |
9684 بازدید
|
۳

کابل شهر و صفر وصدهاست. می توانی وارد یک کافه مدرن با رسوبات سنتی شوی، رپ گوش کنی، قهوه ای بنوشی اما پایت را که از در بیرون می گذاری درگیر یک عملیات انتحاری شوی و زندگیت به پایان برسد.


رودر روی هم در حالی که دود سیگار فضا را پر کرده است دختران و پسران افغان دور میزهای مربع شکل کافه نشسته اند، می گویند، می خندند و سیگار دود می کنند.

پل سرخ و خیابان کارت ۳، منطقه ای در غرب کابل به محمل فرهنگی کابل نشینان تبدیل شده است. اینجا محلی برای پذیرای هنرمندان، دختران و پسران جوانی است که با هم دیدار تازه می کنند. جوانانی که می خواهند کابل چهره دیگری به خود بگیرد. آیا اینجا همان حوزه عمومی است که یورگن هابرماس آن را به خاطر کاستن اقتدار دولت تقدیس می کند؟ آیا این همان است؟ همانی که طبقه متوسط اروپایی را از فشار اشراف و دولت های توتالیتر رها کرد.

کافه هنر و کافه تاج بیگم در کابل شهره شهر شده اند. تاسیس این دوکافه باعث رونق فرهنگ کافه نشینی درکابل شده است. همه هنرمندان و علاقه مندان به کافه نشینی برای گذران اوقات خود یکی از این دو کافه را انتخاب می کنند و بعضی ها هم مشتری ثابت این کافه ها شده اند.

کافه نشینی افغان ها با مزه عملیات انتحاری

جوانان کابلی در حالی که با هم حرف می زنند، با تلفن های هوشمند خود صفحه فیس بوکشان را چک می کنند و گهگاه جدیدترین اخبار انتخابات را مرور می کنند. کافه برای آنها محیطی امن فارغ از آنچه است که در خیابان های شهر می گذرد.

کافه های افغان؛ مرز میان سنت و مدرنیته

هر چند مدت زمان زیادی از تشکیل حکومت دموکراتیک در افغانستان می گذرد اما فضای سنتی جامعه همچنان به قوت خود باقی است. استقبال از کافه ها برای جوانان افغان بهترین گزینه برای قرارهای است که امکان آن در فضاهای عمومی جامعه نیست. اغراق نیست اگر بگوییم کافه ها عمومی ترین حوزه عمومی جامعه سنت زده افغانستان هستند.

کافه نشینی افغان ها با مزه عملیات انتحاری

کافه هنر در غرب کابل  ساختمانی دو طبقه است. صاحب آن سعی کرده فضای سنتی و مدرن را با هم تلفیق کند. طبقه پایین کافه با میز و صندلی مدرن و طبقه بالای به سبک سنتی با تخت و قالیچه چینش شده است. جوانان در حالی که چای سبز یا قهوه اسپرسو می نوشند و سیگار و قلیان می کشند با هم گپ و گفت های اجتماعی و سیاسی می کنند.

لیلا دختر جوانی که به همراه چند نفر از دوستان دانشگاهی اش به کافه هنر آمده است درباره کافه نشینی در کابل می گوید: «پدرم با درس خواندن من خیلی موافق نیست. اوبیشتر علاقه دارد من ازدواج کنم اما مادرم از من حمایت می کند. من می خواهم درس بخوانم و در جامعه فعال باشم. کافه تنها جایی است که خارج از دانشگاه می توانم در آن آزادانه سیگار بکشم و با همکلاسی هایم در مورد بسیاری از موضوعات صحبت کنم.»

ردپای غیر قابل انکار ایرانی ها

ردپای ایرانی ها در سبک و سیاق کافه های افغان مشهودتر از آن است که انکار شود. بشیر پسر جوان درشت اندامی  است که درکافه هنر کار می کند. او سفارش  مشتری ها را می گیرد. با آنها بحث سیاسی می کند. بشیر اعتقادی به رای دادن ندارد و افغانستان را کشور خودش نمی داند. بشیر در ایران به دنیا آمده است و مادرش اهل کاشان است. او دو سالی است که به کابل آمده و از برگشتن به افغانستان پشیمان است. ایران را وطن خود می داند اما گرفتن ویزای ایرانی را بسیار سخت می داند و اینکه دیگر اجازه زندگی در ایران را ندارد.

بیشتر افرادی که در کافه هنر کار می کنند، لهجه افغان ندارند. بسیاری از آنها در ایران بزرگ شده اند و چند سالی است که به کشور خود باز گشته اند. محمد پسر جوان لاغر اندامی است که سه سال است به همراه خانواده اش به کابل بازگشته است و در دانشگاه کابل درس می خواند، علت بازگشت خانواده اش به افغانستان را بهتر شدن فضای افغانستان و تحصیل در دانشگاه عنوان می کند و می گوید: «افغانستان هر چند ازدست طالبان آزاد شده است و امروز دولتی دارد که توسط مردم انتخاب می شود اما فضای جامعه همچنان سنتی است و این مشکل بیشتر برای دختران است تا پسران. ما سعی کردیم در اینجا فضایی را برای جوانان که مثل ما خواستار محیط و فضای آزاد هستند را ایجاد کنیم. ما در طراحی این کافه از تجربه هایی که در ایران داشتیم استفاده کردیم تا بتوانیم یک محیط خوب و آرام را برای خودمان و همسن و سالهایمان ایجاد کنیم.»

کافه نشینی افغان ها با مزه عملیات انتحاری

فرشته دختر جوانی که به همراه خواهر خود به کافه هنر آمده در ایران ازدواج کرده است. او بعد از جدایی از همسرش به همراه خانواده به افغانستان بازگشته است. او کافه نشینی در کابل را فرار از اجتماعی می داند که همه چیز را برای دختران نهی کرده است و می گوید: «زندگی در افغانستان مشکلات بسیاری دارد اما اینجا وطن ماست ودوستش داریم. هر چند مشکلات بسیاری در خیابان های اینجا برایمان پیش می آید اما آمدن به کافه تفریحی است که باعث می شود مدت زمانی از محیط بیرون که بسیار آزارمان می دهد، دور باشیم».

صدای بلند آهنگ "گودبای مای لاورز” جیم بلانت با صدای قل قل قلیان هایی که در کافه کشیده می شوند در هم موسیقی عجیبی را ایجاد کرده است. موسیقی که اصلا مورد پسند اعضای طالبان و حتی برخی از مردم کوچه وبازار نیست. پس از این آهنگ نوبت به شام مهتاب می رسد. جوانان استقبال می کنند تا رد دیگری از تاثیر ایرانی ها بر کافه نشینی افغان ها باقی بماند.

کافه نشینی با مزه عملیات انتحاری

کافه تاج بیگم کمی با کافه هنر فاصله دارد. تاج بیگم در خیابان «کارت ۳ »کابل با ساختمانی قدیمی با حیاطی بزرگ جا خوش کرده است. ورودی کافه اتاقک کوچکی است که مردی با اسلحه از آن مراقبت می کند. حیاط بزرگ کافه با باغچه ای کوچک و یک میز و سه صندلی زنگ خورده پذیرای کسی نیست. دختر جوان به همراه دوستش وارد حیاط کافه می شود و در صندلی های درون حیاط می نشینند. ۵ دقیقه ای از زمان آمدنشان می گذرد. از جای خود بلند می شود و در حیاط کافه راه می رود و تلفنی با کسی صحبت می کند. دوباره بر صندلی می نشیند و کمی با دوستش حرف می زند. سن و سال زیادی ندارد. دائما با دستش روسری اش را مرتب می کند. پسرجوانی با عجله وارد حیاط کافه می شود و به سوی دختران می آید. لبخندی بر لبان دخترک می نشیند و از جای خود بلند می شود. پسر بی آنکه لحظه ای تامل کند به همراه دختران به سمت در ورودی چوبی کافه که با شیشه های آبگینه طراحی شده است، می روند.

بر دیوارهای کافه عکس هایی از عکاسان چشم سوم افغانستان قرار دارد که طبیعت زیبا و فرهنگ کهن افغانستان را نشان می دهند. عکس دختری کوچک با لباس سنتی افغان بر دیوار کافه خودنمایی می کند. سبزی لباس دخترک و چشمان بادامی آبی رنگش در میان چشمان سورمه کشیده دختران درون کافه محو می شود.

متین و فرهاد دو خواننده رپی که در کابل بسیار شناخته شده هستند نیز در تاج بیگم نشسته اند و هر از چندگاهی یکی از ترانه هایشان را برای دوستانشان اجرا می کنند. متین یکی از اعضای ثابت کافه تاج بیگم است. همه او را می شناسند و او هم با همه اعضای کافه دوست است. متین درباره کافه نشینی در کابل می گوید: « اینجا محلی است که جوانان کابلی به دور از دغدغه های بیرون در اینجا برای خود محیطی دیگر به وجود آورده اند. اینجا مشکلات خیلی زیادی وجود دارد اما مردم یاد گرفته اند در کنار عملیات انتحاری و بسیاری از مشکلات دیگر زندگی کنند. کافه نشینی نیز بخشی از زندگی مردم به خصوص جوانان است و محیطی است که اوقات خوشی را برای آنها در کنار کسانی که دوستشان دارند به وجود آورده است.»

متین حضور جوانان در کافه ها را باعث تقویت روحیه اجتماعی آنها می داند و معتقد است: «هر چند بسیاری از جوانان برای پر کردن اوقات خالی شان به کافه می آیند اما اینجا محیطی است که جوانان درباره خواسته هایشان حرف می زنند. درباره موضوعات سیاسی و اجتماعی که وجود دارد اظهار نظر می کنند و برای تغییر وضعیت جامعه شان انرژی می گیرند و تلاش می کنند.»

شاید برای کسانی که کابل را از پنچره رسانه ها دیده اند؛ کابل یعنی خیابان های خاکی، آسفالت های تکه تکه، عملیات انتحاری و بوی تقلب. اما کابل در پس این روایت منفی، زیبایی های خودش را دارد؛ کافه هایی دود زده و پر از عاشقانه های سیاسی و اجتماعی. اینجا کابل است شهر خون؛ خونی که در کافه ها برای زندگی می چرخد یا چند قدم آن ورتر در عملیات انتحاری برای مرگ می ریزد.

منبع: پیام نو
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
حمید
|
France
|
۱۵:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
امیدوارم همیشه آرامش در کشورشون برقرار باشه
مهران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۷
با خرید هر واحد مسکونی در شمال کابل شما تابعیت این کشور نزدیک به اروپارا کسب کنید
امید
|
Canada
|
۱۴:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۳
اینقد هم انتحار نیست
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار