روسیه در بحران اوکراین چه هزینههایی پرداخت میکند؟
بیش از یک ماه از سقوط دولت یانوکویچ
که از ۲۰۱۰ در رأس قدرت بود و روی کار آمدن دولت
انتقالی در اوکراین میگذرد. اتحادیهٔ اروپا و آمریکا و برخی دیگر از کشورها،
دولت انتقالی را به رسمیت شناختهاند و یانوکویچ از اوکراین وارد روسیه شد. وی پس
از رفتن به روسیه از این کشور خواست به شبه جزیره کریمه نیرو وارد کند و روسیه نیز
چنین کرد. پس از وارد شدن نیروهای روسی به این جزیره و پس از برگزاری رفراندوم این
شبه جزیره از اوکراین استقلال پیدا کرد و پس از فعل و انفعالاتی به روسیه پیوست.
به گزارش «تابناک»؛ پس از این ماجرا شنیده شده
که یاکونویچ، رئیس جمهور مخلوع اوکراین اعلام کرده از اینکه از روسها خواسته در
کریمه دخالت کند، پشیمان بوده و اشتباه کرده است. موضوع اوکراین دوباره احتمال جنگ
سرد جدید را میان روسیه و غرب را افزایش داده و ناتو روابط خود را با روسیه به
حالا تعلیق درآورده و امریکا و اتحادیه اروپا به دلیل آنچه نقض قوانین بین المللی
از آن یاد میشود، این کشور را تحت تحریمهای اقتصادی قرار داده است.
در این باره، «تابناک» در گفتوگو با
دکتر بهرام امیر احمدیان، کارشناس مسائل آسیای میانه و قفقاز، تحولات اخیر
اوکراین از جمله رفراندوم در کریمه و سیاست خارجی ایران را در قبال تحولات اوکراین
را بررسی کرده است.
* آقای
دکتر روند الحاق شبه جزیره کریمه را به روسیه پس از تحولات اوکراین چگونه ارزیابی
میکنید؟
گویا هنگامی که در یک کشور بخشی از
ملت بخواهند طی رفراندوم جدا شوند و کشورها آن را به رسمیت بشناسند، دخالت نظامی
کشوری دیگر و برگزاری رفراندوم در شرایط اشغال، رویه نادرستی است که میتواند باعث
ناامنی در محیط بین الملل شود. اگر قدرت خارجی از اقلیتی در کشوری حمایت کند، رویهای
درستی نیست. از این موارد در کشورها زیاد است؛ برای نمونه، در قره باغ در جمهوری
آذربایجان، در اوستیای جنوبی و همین طور آبخازیا در گرجستان با موارد جدایی طلبی و
استقلال طلبی مواجه هستیم که در هر سه مورد روسها در آن دخیل اند و از جدایی
طلبان حمایت همه جانبه میکنند و حاکمیت ملی کشورها را نقض کردهاند. روسیه در
زمان بحران کوزوو و جدایی آن از صربستان، آلبانیایی تباران آن از صربستان را که از
سوی غرب حمایت میشدند، مورد اعتراض قرار داده و هشدار داده بود که با این روندها
مخالف است.
* آیا
رفراندوم اخیری که برگزار شد، میتواند سندی برای الحاق این شبه جزیره به روسیه
باشد؟
در کریمه ۹۵ درصد گفتهاند که خواهان استقلال و الحاق به روسیه هستند و
شاید این موضوع از دیدگاه روسها اهمیت داشته باشد اما از نظر جامعه جهانی کاری
است که وجاهت قانونی ندارد. اینکه کشوری حاکمیت کشوری دیگر را نقض و با اشغال
نظامی آن بخواهد رفراندوم برگزار کند و استقلال آن را (به صرف کسب اکثریت آرا) به
رسمیت بشناسد، از نظر حقوق بین الملل مردود است. طبیعی است که در سازمان ملل این
استقلال شناسایی نخواهد شد؛ همانند مورد آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان، که
تنها از سوی روسیه و دو کشور آمریکای لاتین قرر گرفته است. الحاق کریمه باید در
مجمع عمومی سازمان ملل به رأی گذاشته شود و اگر هم بخواهد به شورای امنیت نیز
ارجاع شود، اکثر اعضای شورای امنیت منهای روسیه با آن مخالفت خواهند کرد. تا به
امروز روسیه با استفاده از حق وتوی خود بحران اوکراین را به سود خود تغییر داده،
به زعم اینکه خواهد توانست این شبه جزیره کریمه را ضمیمه خاک خود کند.
* احتمال
دارد رویه الحاق کریمه به سایر نقاط کشور اوکراین نیز سرایت کند؟
روس تبارهایی که ۱۳ درصد جمعیت شرق اوکراین را تشکیل میدهند،
ادعای استقلال خواهند کرد و خواهان پیوستن به روسیه هستند. اوکراین چندپارچه و با
بحرانهایی که موجود است، میتواند اروپا را دچار تنش کند و به هین سبب، شاید ناتو
وارد ماجرا شده و در ضمن امریکا دخالت کند. زیرا میتوانند استدلال کنند که مرزهای
قلمرو ناتو تهدید نظامی میشود. به نظر میرسد که بحران اوکراین به وخامت بیشتری
خواهد گرایید، به جهت اینکه هیچ نوع سازشی میان نیروهای درگیر برای وحدت ارضی وجود
ندارد و این سبب چندپارگی این کشور خواهد شد.
* شما
رفراندوم در کریمه را از لحاظ حقوق بین الملل چگونه ارزیابی میکنید؟
در کریمه اکثریت با روس تبارهاست.
روسهایی که در آنجا ساکن هستند، پاسپورت روسی دارند و نزدیک به ۵۷ درصد هستند. در این رفراندوم نزدیک
به ۶۵ درصد از واجدین شرایط شرکت کردند.
البته ممکن است نزدیک به ۲۰
هزار نیروی نظامی روس که در این جزیره حضور دارند، در انتخابات دخالت کرده باشند.
از لحاظ نرم بین المللی این رفراندوم
پذیرفته نیست. با وجود پاسخ مثبت اکثریت شرکت کنندگان در این رفراندوم، اساس این
انتخابات غیرقانونی بود. به همین سبب است که بحران اوکراین ادامه خواهد داشت و با
رفراندوم موضوع حل نخواهد شد. اقدام روسیه در اعزام ۲۰ هزار نیروی نظامی بدون یونیفرم به اوکراین و اشغال نظامی
غیرقانونی شبه جزیره کریمه و لشکرکشی، نقض حاکمیت ملی اوکراین است که روسیه این
حاکمیت و تمامیت ارضی آن را پیشتر تضمین کرده و بدان متعهد بوده است.
اگر روسیه روی اینکه برکناری یاکونویچ
غیر قانونی است پافشاری میکرد یا اگر سازشی بین امریکا، روسیه و اتحادیه اروپا در
مورد اوکراین و انتخابات آزاد برگزار شده بود، راهکار بهتری برای پایان بحران
اوکراین بود، ولی اگر این اقدام روسیه در روابط بین الملل تبدیل به رویه شود، برای
کشورهای دیگر خطر ایجاد میکند. تبدیل شدن به یک رویه سیاسی از طرف قدرتهای بزرگ
خطرناک است. مثلا چین میتواند با بهرهگیری از آن تایوان را اشغال و آن را ضمیمه
خاک خود کند. در این صورت ایران هم میتوان بحرین را اشغال و آن را به خاک خود
ضمیمه کند. آیا ایران هم میتواند هرات را باز پس بگیرد؟ قفقاز را چطور؟ یا سایر
کشور که ادعای حاکمیت دارند از این طریق عمل کنند. روسیه از قدرت نظامی خود و
بحران در همسایگی سوءاستفاده کرده است و این کار باید محکوم شود.
* به
نظر شما اقدامات روسیه در بحران اوکراین چه هزینهای برای این کشور خواهد داشت؟
روسیه بهای سنگینی خواهد پرداخت.
طبیعی است که تحریمهای علیه روسیه آغاز شده است. به تازگی اتحادیه اروپا تصمیم
گرفت تا علیه روسیه تحریم را اعمال کند.
باید فراموش نکنیم که روسیه صادرکننده
انرژی و مواد خام صنعتی و کشاورزی به اروپا و بقیه نقاط جهان است. از این نگاه،
روسیه طرف اصلی تجاری اتحادیه اروپاست و اگر اتحادیه اروپا بخواهد تحریمهای بیشتری
علیه روسیه اعمال کند، روسیه در تنگنا قرار خواهد گرفت و همین باعث کاهش ارزش روبل
و درآمدهای ارزی روسیه خواهد شد. روسیه پولهای زیادی در بانکهای اروپایی ذخیره
کرده است و ممکن است بلوکه شود. شمار بسیاری از مقامات روسیه از جمله مقامات نزدیک
به رئیس جمهور برای سفر به اروپا تحریم شدهاند.
از سوی دیگر، لغو مذاکرات مربوط به
تسهیل روادید بین اتحادیه اروپا و روسیه متوقف شد. در دورهای که روسیه عضو گروه ۷ شده و آن را تبدیل به گروه ۸ کرد، نخست وزیر و وزیر خارجه
انگلستان گفته بودند که روسیه یک کشور صنعتی نیست. با وجود این، این عضویت امتیازی
برای روسیه است که بتواند با جامعه جهانی هماهنگ شود. پس از سرمایه گذاری ۵۰ میلیارد دلاری روسیه در سوچی (در
ساحل دریای سیاه در روسیه) قرار بود که اجلاس آتی گروه ۸ در سوچی برگزار شود، که در پی تحریمها و لغو عضویت روسیه در
این گروه، اعضای گروه ۷ کشور صنعتی جهان این نشست را بدون
روسیه در منطقهای دیگر برگزار خواهند کرد.
* چرا
روسیه به زعم شما هزینه زیادی خواهد داد؟
روسیه کشوری صنعتی نیست و هرگاه که ناسازگاری
کرد، امتیازات از این کشور گرفته میشود. روسیه برای به کرسی نشاندن ادعای خودش
ابزار کمی دارد و زمان خواهد برد. بحران اوکراین فروکش نخواهد کرد و اوکراین با
تنشهایی بسیاری روبه رو خواهد شد. در اثر اشغال و الحاق شبه جزیره کریمه، شاید
محبوبیت آقای پوتین بالا رفته باشد اما هزینه این تحریمها ممکن است محبوبیت پوتین
را در آیندهای نزدیک که تحریمها بر روی اقتصاد روسیه تاثیر منفی خواهند داشت،
کاهش یابد. از هم اکنون کاهش نرخ برابری روبل در برابر ارزهای قوی آشکار شده است.
جامعه جهانی نیز بازتابی منفی نسبت به این کار روسیه نشان داده است.
دیدار باراک اوباما از عربستان سعودی
میتواند هشداری برای روسیه باشد. روسیه اکنون بزرگترین صادر کننده نفت جهان خارج
از سازمان اوپک است. عربستان به سبب رعایت سهمیه اوپک، نتوانسته از ظرفیت خالی خود
بهره گیرد. عراق و لیبی نیز وارد چرخه صادرات شدهاند. آقای اوباما مقامات عربستان
را راضی کرده تا با افزایش صادرات خود رقابت با روسیه را آغاز کنند که در نهایت
کاهش بهای نفت را به دنبال خواهد داشت. کاهش صادرات نفت روسیه (با تحریم اتحادیه
اروپا) و جایگزینی آن با نفت عربستان، کاهش درآمدهای ارزی روسیه و بحران اقتصادی
آن را به دنبال خواهد داشت. ذخایر اثبات شده نفت خام روسیه حدود ۸۰ میلیارد بشکه است که در برابر
عربستان که حدود بیش از ۲۰۰ میلیارد بشکه است، قابل تأمل است. در
عین حال ایران با ذخایر اثبات شده بیش از ۱۴۰
میلیارد بشکه، اهمیت بیشتری از روسیه دارد که در صورت ادامه روند کنونی مذاکرات
هستهای ایران و لغو برخی تحریمها، و افزایش تولید و صادرات ایران، روسیه در
مخمصه درآمدهای ارزی گرفتار خواهد شد و ذخایر ارزی فراوان آن هم کفاف نیازهای آتی
این کشور را نخواهد داد.
افزایش هزینه نظامی روسیه در عملیات
کریمه در کنار صرف ۵۰ میلیارد دلار در برگزاری المپیک
زمستانی سوچی، بر بحران اقتصادی روسیه تأثیر منفی و ادامه داری خواهند داشت.
* آیا
رویدادهایی که در اوکراین در حال رخ دادن است، میتواند معادلات منطقهای را تغییر
دهد؟
در اوضاع کنونی دوباره باید خط لوله
انتقال گاز ناباکو مطرح شود، چون این بار تنها روسیه نیست که این مشکل را پدید میآورد.
در منشور امنیت انرژی اروپا، کشورهای خاورمیانه (در همان چهارچوب ناباکو) یعنی
ایران، عراق و قطر که به عنوان اعضای عمده تأمین کننده گاز صادراتی به اروپا در
نظر گرفته شده بودند، میتوانند فعال شوند و اروپا یقینا به همین ابتکار پی ببرد.
با توجه به مذاکرات رو به پیشرفت ایران در گروه ۱+ ۵ به نظر میرسد که اروپا در این زمینه برای امنیت انرژی خود به
ایران توجه داشته باشد. ایران در صورت سرمایه گذاری خارجی توانایی تأمین گاز مطمئن
و دراز مدت را برای اروپا داراست، به شرطی که با واکنش خشن روسیه روبه رو نشود.
ایران بارها گفته که به دنبال سلاح هستهای نیست. به دلیل اینکه در اسلام کشتار
جمعی منع شده است؛ بنابراین، ایران میتواند اطمینان بدهد اگر سرمایه گذاران روی
گاز ایران سرمایه گذاری کنند، گاز اروپا را تأمین کند. ذخایر گاز اثبات شده ایران
به اندازه نصف روسیه است، ولی نفت ایران دو برابر روسیه است. به همین سبب ما باید
از این فرصت استفاده کنیم.
عمدتا بین ۳۰ تا ۴۰ درصد گاز وارداتی برخی از کشورهای
اروپای غربی از روسیه تأمین میشود. ایران میتواند در این عرصه وارد شود و
اطمینان بدهد که به عنوان یک قدرت منطقهای میتواند انرژی اروپا را تأمین کند.
هرچند ایران با روسیه همکاری نزدیک دارد، در رفتارهای بین المللی استقلال دارد و
همان گونه که روسیه مانع صدور گاز ایران به گرجستان شد و همه تأسیسات گازی
ارمنستان را تصاحب کرده و اختیارات ارمنستان را از خطوط لوله انتقال سلب کرد،
ایران هم باید به دنبال کسب منافع ملی خود به عنوان یک قدرت منطقهای باشد که تمام
پتانسیلهایش را دارد و اگر بخواهد میتواند وارد معادله شود و موضع گیری کند؛ این
موضوعی است که از نظر همه میهن دوستان ایرانی باید مطرح شود.
متن کامل گفتوگو را اینجا بخوانید.
کاملا موافقم
آینده نگری با بلند پروازی فرق داره
دلیل این مسایل هم روشن است . مردم اکراین یکبار این تجربه را داشته اند و دیدند که دولت قبلی غربگرا نتوانست از نظر اقتصادی کشور را توسعه دهد و الان هم بدون کمک روسیه نمیتوانند دوام بیاورند و در شرایطی که روسها گاز را با 100 دلار تخفیف به اکراین عرضه میکردند دولت اکراین به حداقل سالی 15 میلیارد کمک نیاز داشت . آیا کشورهای اروپائی حاضرند به اکراین چنین کمکی بکنند در حالیکه اعضا اتحادیه پولی به رقم کمتری نیاز دارند و نتوانستند از اروپا چنین وجهی را دریافت کنند. حداکثر سخاوت آمریکا هم یک میلیارد دلار بوده است که شاید تنها بتواند نیمی از قبض گاز دو ماه گذشته اکراین را پرداخت کند.
مشکل اکراین اقتصادی است و هیچکس جز روسیه نمیتواند آنرا حل کند. تمام صنایعی که اکراین به آنها برای تامین منابع مالی وابسته است (مانند صنایع فولاد ) مستقیما به گاز روسیه وابسته اند.
کاخ سفید در یک تقاضای مضحک از اروپا خواسته تا جریان گاز را معکوس کنند و به اکراین گاز بفرستند.
آینده این بازی، مذاکره بین سه طرف درگیر یعنی روسیه ، اکراین و اتحادیه اروپا و رسیدن به یک راه حل مورد توافق طرفین خواهد بود. ولی در نهایت این روسها هستند که از این بازی منفعت بیشتر را خواهند برد.
درس عبرتی باشد که دیگر با طناب اروپا در چاه نروند همانطور که دولتهای قاجار با وعدهای تو خالی اروپا وارد جنگ با روسها شدند و نتیجه آن چیزی جز ار دست دادن بخشی از سرزمین ایران نبود.
روس ها در سیاستهای دوگانه در دونیا مشهور هستند و در بحث امنیت ملی و قلمروشون با هیچ قدرتی مسامحه نمیکنند و این رو در 50 سال گذشته مشاهده کردیم...
روسیه جهت جلوگیری از انتشار ناتو به شرق اروپا ناچار به تحمل هزینه هست لکن این اروپا خواهد بود که در اثر تحریم های روسیه بیشترین ضرر رو متجمل خواهد شد...
اروپا نمیتواند این تحریم ها رو بصورت طولانی اعمال کنه مخصوص با نزدیکتر شدن فصل سرما و زمستان عرصه شدیدن بر اروپا سخت خواهد شد...
ایران هم توانائی تولید و صادرات این حجم گاز طبیعی رو به اروپا نخواهد داشت حداقل با توجه به تحریم های که از جانب خود غرب بر ایران تحمیل شده و اگر به برداشتن این تحریم ها و صادرات بلقوه گاز از ایران به اروپا بشه این ایران هست که در موضع قدرت و انفعال قرار میگیره که این مساله خودش خوشایند غرب نخواهد بود از این جهت که شاید مجبور به دادن امتیاز به ایران بشه از طرفی عربستان نه ذخایر گازی ایران و روسیه رو داره و نه توانائی تولید و صادرات این حجم عظیم گاز مورد نیاز اروپا...
لذا غرب ناچار میشه در کوتاه ترین مدت زمان با روسیه کنار بیاد و اینکه روسیه توانائی مدیریت اقتصاد خودش رو حداقل تا فصل سرما و زمستان رو داره...




