ایران و امریکا برنده اصلی مذاکرات هستهای بودند
مهدی مطهرنیا
کد خبر: ۳۶۰۰۵۹
| | 7511 بازدید
سرانجام پس از انجام چند دور مذاکرات هستهای و پس از نزدیک به ده سال، سوم آذر توافقی میان ایران و شش قدرت بزرگ جهانی (امریکا، آلمان، فرانسه، روسیه، چین و انگیس) شکل گرفت. در این میان، هنوز علل تغییر در سیاستها و عوامل تفاهم هستهای در مذاکرات کاملا روشن نیست. در همین راستا، تابناک با مهدی مطهرنیا از کارشناسان مسائل بینالملل و استاد دانشگاه گفتوگوی انجام داده است.
* آقای مطهرنیا، ارزیابی شما از مذاکرات در دولت جدید چیست؟
ــ آنچه در چند دور جدید اخیر مذاکرات ایران و گروه (۵+۱) رخ داد، در دو سطح قابل بررسی است:
الف) آرایش محتوایی:
با شکلگیری حماسه سیاسی در ایران در ۲۴ خرداد به مرکزیت کمپین انتخاباتی دکتر حسن روحانی، مسأله پرونده هستهای و پیگیری سیاست خارجی در گفتمان انتخاباتی جایگاه ویژهای پیدا کرد. به پیوست این تحرکات در ارتباط با حماسه ۲۴ خرداد، ما شاهد تغییر اراده حکومتی و حمایت حکومتی از روند تغییر و تحول قدرت در بافت دولتی بودیم. به ویژه کد گذاری رهبر جمهوری اسلامی در باب نرمش قهرمانانه و ورود مدیریتی ایشان بیش از گذشته در اداره تحرک دیپلماسی کشور به سمت تنشزدایی مقتدرانه در عرصه بینالمللی توانست تعامل سازنده را به عنوان یک دکترین سازنده نقش ایفا کند.
افزون بر این باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که در سیاست خارجی امریکا نیز در چهارچوب اصالت رئیس جمهور نیز چنین ارادهای از قبل دیده میشد؛ بنابراین، اراده و نیاز ایالات متحده بر حل و فصل مسالمتآمیز و دیپلماتیک پرونده هستهای و مسائل ایران و امریکا و از سوی دیگر ایجاد یک خرد معطوف در قالب دیپلماسی هستهای با حمایت حکومتی موجب شد که تحرکات موجود در عرصه سیاست خارجی جنبه فعالانه پیدا کند.
تغییر تیم مذاکراتی و حضور وزارت خارجه با مدیریت شورای عالی امنیت ملی و محتواسازی مذاکرات در این زمینه و مشاورههایی که با نخبگان انجام پذیرفت، باعث شکلگیری محتوا بودیم که توسط دکتر ظریف مدیریت شد.
ب) آرایش شکلی:
وزارت خارجه با توجه به دارا بودن یک وزیر امور خارجه اندیشمند و دارای ویژگیهای تعریف شده در حوزه دانایی افزاری در ارتباط با دیپلماسی و دانش کامل و بینش وسیع از نظر علمی و تجربی و برگزیدن تیم کارامد در کنار خود توانست آرایش شکلی را در کنار آرایش محتوایی کامل کند؛ بنابراین، ما توانستیم به سرعت راههای پیش روی را هموار کنیم.
دستاورد ایران در گام نخست، حق غنیسازی بود که غربیها آن را پذیرفتند؛ هرچند جهان هم توانست با ایجاد بازرسیهای بیشتر به برد دلخواه خود دست پیدا کند.
* آقای دکتر، توافق جدید چه نکات و دستاوردهایی نسبت به توافقات گذشته ما با غرب دارد؟
ــ نخستین نکته رسیدن به یک توافق قابل اعتماد در مورد پرونده هستهای با یک اجماع جهانی است که امضای شش وزیر خارجه قدرتهای بزرگ را داراست. بنا بر این توافق قدرت جهانی پذیرفتهاند که ایران غنیسازی تا مرز ۵ درصد در راستای دستیابی به مواد مورد نیاز در ارتباط با هدفهای صلحطلبانه خود در مسأله هستهای و غنیسازی را دارد.
نکته بعد این که ایران میتواند مستقل غنیسازی کند و در مرزهای تعیین شده به واسطه نیازهای غیر نظامی خود، زمینه دستیابی به هدفهای تعیین شده در این زمینه را دنبال کند.
سوم آن که ایران توانست با مقاومتی که کرد، رسما به کلوپ هستهای بپیوندد.
چهارم، ایران توانست همه دستاوردهای هستهای را حفظ کند. با وجود تلاشهای زیاد غرب برای بستن فردو و نطنز، ایران توانست مجوز ادامه کار آنها را در مسیر دسییابی انرژی هستهای صلحآمیر در بافت موقعیت کنونی به دست آورد. از سوی دیگر، ایران میتواند با اعتماد سازی بیشتر در آینده، به افزایش کارایی این تأسیسات اقدام کند.
در پایان باید گفت، جمهوری اسلامی توانست در بافت موقعیتی ناشی از اجماع بینالمللی در سطح جهانی در چهارچوب اسلام هراسی و اجماع منطقهای در چهارچوب ایران هراسی، در ساحت تئوری جنگهای نامتقارن شکاف جدی اندازد.
هم اکنون کشورهای دیگر، ایران را کشوری صلحطلب و دارای خرد سیاسی برای ورود به معادلات بینالمللی خواهند پذیرفت، چرا که همه اقدامات رسانهای برای معرفی ایران به کشوری جنگطلب و چالش برانگیر برای امنیت منطقهای و بینالمللی با چالش روبهرو شده است. جمهوری اسلامی ایران یک الگوی عقلانی متکی بر خرد سیاسی، در سخنرانی مجمع عمومی روحانی مطرح شد و خود را به جهانیان عرضه کرد. ایران خواهان این است که به جای استفاده از خشونت و رویکردهای میلیتاریستی و فاقد وجاهت دمکراتیک برای حل بحرانهای منطقهای و جهانی، راهکار دمکراتیک و صلحطلبانه ارائه دهد؛ بنابراین، ضرورت دارد که جهان به سمت ایجاد فضای مثبت در جهت دستیابی به تحرکاتی صلح آمیز در جهت حل بحرانهای منطقهای و جهانی برود.
* طرف غربی از این مذاکرات چه اهدافی را پیگیری میکند؟
ــ اگر ما غنیسازی اورانیوم میخواستیم، آنها هم اعتماد سازی را دنبال میکردند، که به این هدف خود دست پیدا کردند؛ بنابراین بازی برد ـ برد شد. از همان آغاز مطرح شدن پرونده ایران، جزو سیاستهای آشکار غرب که از سوی کشورهای غربی مطرح میشد، جلوگیری از دستیابی ایران به انرژی غیر صلحآمیز و کنترل و نظارت کامل بر مراکز هستهای ایران در کشور بود. هم اکنون غرب میتواند در چهارچوب توافقنامه کنونی و به پایان رساندن این توافقنامه برای افکار عمومی کشورهای جهان این موضوع را شفاف سازی نماید.
در قاعده بازی برد ـ برد، ایران پذیرفته، تمام تحرکات هستهای خود را بیش از گذشته و با پذیرس چهارچوبهای منطقی پادمان در اختیار این سازمان قرار داده و بدین ترتیب نظارت و کنترل بیشتری از مجامع بینالمللی در استمرار حرکت ایران برای دستیابی به انرژی هستهای صلح آمیز به وجود بیاید.
غرب در مورد پرونده هستهای همواره بر این نکته و این گزاره جدی متکی و استوار است که ایران باید پروتکلها و الحاقیهها در ارتباط با ان پی تی را بپذیرد و در چهارچوب آژانس بینالمللی انرژی هستهای تحرکات خود را در دستیابی به انرژی صلحآمیز مدیریت کند و تحت نظارت این سازمانها قرار دهد. ایران نیز رسمی در این گام اولیه بر شفاف سازی و بالا بردن اعتماد سازی ناشی از این اقدامات تعهد سپرده است.
از طرف دیگر، ایران با کم شدن تحریمها و انطباق تحریمهای پیشرو به اهداف خود دست پیدا کرد. غرب نیز توانسته است با کاهش تحریمها و انسداد تحریمهای جدید توسط کشورهای همچون امریکا و کاهش تحریمهای یکجانبه در حل و فصل درگیری منطقهای و بینالمللی گام جدید و جدی بردارد.
باید بگوییم که در سیاستهای آشکار و پنهان هر دو کشور مرکزی یعنی ایران و امریکا و به پیروی از آنها کشورهای پیرامونی یعنی پنج کشور بزرگ قدرت جهان، توانستهاند امتیازات خود را به دست آورند و هم اکنون در چهارچوب تعامل سازنده میتوانند زمینههای ایجاد فضای همکاریهای بیشتر دفاعی، فرهنگی و اقتصادی میان خود و یکی از مهمترین کشورهای مهم منطقه خاورمیانه به عنوان منطقه ژئواستراتژیک جهان را فراهم سازند. در این میان، آنچه مشخص است، بیشترین میزان برد متمایل به ایران و امریکاست.
* چرا شماری از کشورهای عربی به ویژه عربستان از این تفاهم هستهای ناراضی بودند و در مذاکرات سنگ اندازی میکردند؟
ــ رادیکالیسم یکی از جوهرههای اصلی خود را در بدگمانی افراطی نشان میدهد. جهان عرب به ویژه برخی از دولتهای عربی دچار نوعی بدگمانی هستند که در چهارچوب ایران هراسی خلاصه میشود و باعث شده این کشورها تلاش کنند با ایجاد چالشهای جدید در برابر ایران، کشور ما را از رسیدن به یک توافق جهانی محروم کنند.
این در حالی است که رژیم صهیونیستی با رویکرد صهیونیستی و نظامی خود امنیت و موجودیت ایران را اساسا به خطر انداخته است. فربه شدن توانایی ایران در منطقه مستلزم محدودیت قدرت اسرائیل است. در این راستا، صهیونیستها همواره در راستای فضای چالشبرانگیز در برابر جمهوری اسلامی ایران گام برمیدارند. آنها هر گونه حرکتی که میتواند موجب کاهش توانایی ایران و تثبیت نشدن این توانایی در قالب منطقهای و بینالمللی شود، مورد تأکید قرار میدهند. از این جهت است که وضعیت موجود در پرونده هستهای ایران در قبل مورد پسند صهیونیستها بود و از این تفاهم نامه جدید بسیار ناراحت و مظطرب هستند.
* چه موضوعاتی میتواند باعث خدشه به این توافق میشود؟
ــ آنچه میتواند این توافق را به خطر اندازد، محور رادیکالیسم در حوزه داخلی، منطقهای و جهانی است. نباید فراموش کرد، چه در ایران و چه در ارکان سیاسی در امریکا، گروههای تندرویی هستند که هر گونه توافق بینالمللی ایران با کشورهای بزرگ را منافی امتیازات خود میدانند؛ به عبارت دیگر، چه در کشورهای ایران و امریکا و چه در منطقه خاورمیانه و سطح بینالمللی باید بر این نکته تأکید داشته باشیم که حضور ایران در معادلا ت جهانی میتواند امتیازات ناشی از وضع موجود در این کشورها را از میان ببرد؛ مثلا نتانیاهو و گروههای رادیکال در اسرائیل که از منطق مذاکرات لطمه میخورند.
وهله بعد، برخی از کشورهای عربی هستند که ضعیف شدن ایران را به معنای افزایش قدرت خویش قلمداد میکنند.
در وهله سوم قدرتهای فرامنطقهای با حفظ وضع موجود میان ایران و امریکا در معادله پرونده هستهای، میتوانستهاند از بافت موقعیتی موجود به عنوان یک بافت مثبت در حوزههای عمل گوناگون سیاسی بهره ببرند.
بنابراین باید گفت، در این چهارچوب در بعد داخلی، رادیکالیسم با حفظ وضع موجود، باعث فربه شدن اقتصادی و سیاسی بیشتر خود میشود. برای همین آنها نگران هستند. در حوزه منطقه اسرائیل و برخی کشورهای عربی و غیر عربی، ورود مقتدارانه ایران را مساوی با ضعف خود میدانند و سوم کشورهای فرامنطقهای هستند که از بافت کنونی بازار ایران استفاده میکنند و میتوانند کالاهای بنجل خود را با قیمت بسیار زیاد به ایران بفروشند و ایران مجبور به خرید از آنها باشد. پس این چند گروه هرگز حاضر به تغییر وضعیت موجود نیستند، چرا که همه منافع حاصل از تحریم و تنش در جیب آنها ریخته میشود.
* آقای مطهرنیا، ارزیابی شما از مذاکرات در دولت جدید چیست؟
ــ آنچه در چند دور جدید اخیر مذاکرات ایران و گروه (۵+۱) رخ داد، در دو سطح قابل بررسی است:
الف) آرایش محتوایی:
با شکلگیری حماسه سیاسی در ایران در ۲۴ خرداد به مرکزیت کمپین انتخاباتی دکتر حسن روحانی، مسأله پرونده هستهای و پیگیری سیاست خارجی در گفتمان انتخاباتی جایگاه ویژهای پیدا کرد. به پیوست این تحرکات در ارتباط با حماسه ۲۴ خرداد، ما شاهد تغییر اراده حکومتی و حمایت حکومتی از روند تغییر و تحول قدرت در بافت دولتی بودیم. به ویژه کد گذاری رهبر جمهوری اسلامی در باب نرمش قهرمانانه و ورود مدیریتی ایشان بیش از گذشته در اداره تحرک دیپلماسی کشور به سمت تنشزدایی مقتدرانه در عرصه بینالمللی توانست تعامل سازنده را به عنوان یک دکترین سازنده نقش ایفا کند.
افزون بر این باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که در سیاست خارجی امریکا نیز در چهارچوب اصالت رئیس جمهور نیز چنین ارادهای از قبل دیده میشد؛ بنابراین، اراده و نیاز ایالات متحده بر حل و فصل مسالمتآمیز و دیپلماتیک پرونده هستهای و مسائل ایران و امریکا و از سوی دیگر ایجاد یک خرد معطوف در قالب دیپلماسی هستهای با حمایت حکومتی موجب شد که تحرکات موجود در عرصه سیاست خارجی جنبه فعالانه پیدا کند.
تغییر تیم مذاکراتی و حضور وزارت خارجه با مدیریت شورای عالی امنیت ملی و محتواسازی مذاکرات در این زمینه و مشاورههایی که با نخبگان انجام پذیرفت، باعث شکلگیری محتوا بودیم که توسط دکتر ظریف مدیریت شد.
ب) آرایش شکلی:
وزارت خارجه با توجه به دارا بودن یک وزیر امور خارجه اندیشمند و دارای ویژگیهای تعریف شده در حوزه دانایی افزاری در ارتباط با دیپلماسی و دانش کامل و بینش وسیع از نظر علمی و تجربی و برگزیدن تیم کارامد در کنار خود توانست آرایش شکلی را در کنار آرایش محتوایی کامل کند؛ بنابراین، ما توانستیم به سرعت راههای پیش روی را هموار کنیم.
دستاورد ایران در گام نخست، حق غنیسازی بود که غربیها آن را پذیرفتند؛ هرچند جهان هم توانست با ایجاد بازرسیهای بیشتر به برد دلخواه خود دست پیدا کند.
* آقای دکتر، توافق جدید چه نکات و دستاوردهایی نسبت به توافقات گذشته ما با غرب دارد؟
ــ نخستین نکته رسیدن به یک توافق قابل اعتماد در مورد پرونده هستهای با یک اجماع جهانی است که امضای شش وزیر خارجه قدرتهای بزرگ را داراست. بنا بر این توافق قدرت جهانی پذیرفتهاند که ایران غنیسازی تا مرز ۵ درصد در راستای دستیابی به مواد مورد نیاز در ارتباط با هدفهای صلحطلبانه خود در مسأله هستهای و غنیسازی را دارد.
نکته بعد این که ایران میتواند مستقل غنیسازی کند و در مرزهای تعیین شده به واسطه نیازهای غیر نظامی خود، زمینه دستیابی به هدفهای تعیین شده در این زمینه را دنبال کند.
سوم آن که ایران توانست با مقاومتی که کرد، رسما به کلوپ هستهای بپیوندد.
چهارم، ایران توانست همه دستاوردهای هستهای را حفظ کند. با وجود تلاشهای زیاد غرب برای بستن فردو و نطنز، ایران توانست مجوز ادامه کار آنها را در مسیر دسییابی انرژی هستهای صلحآمیر در بافت موقعیت کنونی به دست آورد. از سوی دیگر، ایران میتواند با اعتماد سازی بیشتر در آینده، به افزایش کارایی این تأسیسات اقدام کند.
در پایان باید گفت، جمهوری اسلامی توانست در بافت موقعیتی ناشی از اجماع بینالمللی در سطح جهانی در چهارچوب اسلام هراسی و اجماع منطقهای در چهارچوب ایران هراسی، در ساحت تئوری جنگهای نامتقارن شکاف جدی اندازد.
هم اکنون کشورهای دیگر، ایران را کشوری صلحطلب و دارای خرد سیاسی برای ورود به معادلات بینالمللی خواهند پذیرفت، چرا که همه اقدامات رسانهای برای معرفی ایران به کشوری جنگطلب و چالش برانگیر برای امنیت منطقهای و بینالمللی با چالش روبهرو شده است. جمهوری اسلامی ایران یک الگوی عقلانی متکی بر خرد سیاسی، در سخنرانی مجمع عمومی روحانی مطرح شد و خود را به جهانیان عرضه کرد. ایران خواهان این است که به جای استفاده از خشونت و رویکردهای میلیتاریستی و فاقد وجاهت دمکراتیک برای حل بحرانهای منطقهای و جهانی، راهکار دمکراتیک و صلحطلبانه ارائه دهد؛ بنابراین، ضرورت دارد که جهان به سمت ایجاد فضای مثبت در جهت دستیابی به تحرکاتی صلح آمیز در جهت حل بحرانهای منطقهای و جهانی برود.
* طرف غربی از این مذاکرات چه اهدافی را پیگیری میکند؟
ــ اگر ما غنیسازی اورانیوم میخواستیم، آنها هم اعتماد سازی را دنبال میکردند، که به این هدف خود دست پیدا کردند؛ بنابراین بازی برد ـ برد شد. از همان آغاز مطرح شدن پرونده ایران، جزو سیاستهای آشکار غرب که از سوی کشورهای غربی مطرح میشد، جلوگیری از دستیابی ایران به انرژی غیر صلحآمیز و کنترل و نظارت کامل بر مراکز هستهای ایران در کشور بود. هم اکنون غرب میتواند در چهارچوب توافقنامه کنونی و به پایان رساندن این توافقنامه برای افکار عمومی کشورهای جهان این موضوع را شفاف سازی نماید.
در قاعده بازی برد ـ برد، ایران پذیرفته، تمام تحرکات هستهای خود را بیش از گذشته و با پذیرس چهارچوبهای منطقی پادمان در اختیار این سازمان قرار داده و بدین ترتیب نظارت و کنترل بیشتری از مجامع بینالمللی در استمرار حرکت ایران برای دستیابی به انرژی هستهای صلح آمیز به وجود بیاید.
غرب در مورد پرونده هستهای همواره بر این نکته و این گزاره جدی متکی و استوار است که ایران باید پروتکلها و الحاقیهها در ارتباط با ان پی تی را بپذیرد و در چهارچوب آژانس بینالمللی انرژی هستهای تحرکات خود را در دستیابی به انرژی صلحآمیز مدیریت کند و تحت نظارت این سازمانها قرار دهد. ایران نیز رسمی در این گام اولیه بر شفاف سازی و بالا بردن اعتماد سازی ناشی از این اقدامات تعهد سپرده است.
از طرف دیگر، ایران با کم شدن تحریمها و انطباق تحریمهای پیشرو به اهداف خود دست پیدا کرد. غرب نیز توانسته است با کاهش تحریمها و انسداد تحریمهای جدید توسط کشورهای همچون امریکا و کاهش تحریمهای یکجانبه در حل و فصل درگیری منطقهای و بینالمللی گام جدید و جدی بردارد.
باید بگوییم که در سیاستهای آشکار و پنهان هر دو کشور مرکزی یعنی ایران و امریکا و به پیروی از آنها کشورهای پیرامونی یعنی پنج کشور بزرگ قدرت جهان، توانستهاند امتیازات خود را به دست آورند و هم اکنون در چهارچوب تعامل سازنده میتوانند زمینههای ایجاد فضای همکاریهای بیشتر دفاعی، فرهنگی و اقتصادی میان خود و یکی از مهمترین کشورهای مهم منطقه خاورمیانه به عنوان منطقه ژئواستراتژیک جهان را فراهم سازند. در این میان، آنچه مشخص است، بیشترین میزان برد متمایل به ایران و امریکاست.
* چرا شماری از کشورهای عربی به ویژه عربستان از این تفاهم هستهای ناراضی بودند و در مذاکرات سنگ اندازی میکردند؟
ــ رادیکالیسم یکی از جوهرههای اصلی خود را در بدگمانی افراطی نشان میدهد. جهان عرب به ویژه برخی از دولتهای عربی دچار نوعی بدگمانی هستند که در چهارچوب ایران هراسی خلاصه میشود و باعث شده این کشورها تلاش کنند با ایجاد چالشهای جدید در برابر ایران، کشور ما را از رسیدن به یک توافق جهانی محروم کنند.
این در حالی است که رژیم صهیونیستی با رویکرد صهیونیستی و نظامی خود امنیت و موجودیت ایران را اساسا به خطر انداخته است. فربه شدن توانایی ایران در منطقه مستلزم محدودیت قدرت اسرائیل است. در این راستا، صهیونیستها همواره در راستای فضای چالشبرانگیز در برابر جمهوری اسلامی ایران گام برمیدارند. آنها هر گونه حرکتی که میتواند موجب کاهش توانایی ایران و تثبیت نشدن این توانایی در قالب منطقهای و بینالمللی شود، مورد تأکید قرار میدهند. از این جهت است که وضعیت موجود در پرونده هستهای ایران در قبل مورد پسند صهیونیستها بود و از این تفاهم نامه جدید بسیار ناراحت و مظطرب هستند.
* چه موضوعاتی میتواند باعث خدشه به این توافق میشود؟
ــ آنچه میتواند این توافق را به خطر اندازد، محور رادیکالیسم در حوزه داخلی، منطقهای و جهانی است. نباید فراموش کرد، چه در ایران و چه در ارکان سیاسی در امریکا، گروههای تندرویی هستند که هر گونه توافق بینالمللی ایران با کشورهای بزرگ را منافی امتیازات خود میدانند؛ به عبارت دیگر، چه در کشورهای ایران و امریکا و چه در منطقه خاورمیانه و سطح بینالمللی باید بر این نکته تأکید داشته باشیم که حضور ایران در معادلا ت جهانی میتواند امتیازات ناشی از وضع موجود در این کشورها را از میان ببرد؛ مثلا نتانیاهو و گروههای رادیکال در اسرائیل که از منطق مذاکرات لطمه میخورند.
وهله بعد، برخی از کشورهای عربی هستند که ضعیف شدن ایران را به معنای افزایش قدرت خویش قلمداد میکنند.
در وهله سوم قدرتهای فرامنطقهای با حفظ وضع موجود میان ایران و امریکا در معادله پرونده هستهای، میتوانستهاند از بافت موقعیتی موجود به عنوان یک بافت مثبت در حوزههای عمل گوناگون سیاسی بهره ببرند.
بنابراین باید گفت، در این چهارچوب در بعد داخلی، رادیکالیسم با حفظ وضع موجود، باعث فربه شدن اقتصادی و سیاسی بیشتر خود میشود. برای همین آنها نگران هستند. در حوزه منطقه اسرائیل و برخی کشورهای عربی و غیر عربی، ورود مقتدارانه ایران را مساوی با ضعف خود میدانند و سوم کشورهای فرامنطقهای هستند که از بافت کنونی بازار ایران استفاده میکنند و میتوانند کالاهای بنجل خود را با قیمت بسیار زیاد به ایران بفروشند و ایران مجبور به خرید از آنها باشد. پس این چند گروه هرگز حاضر به تغییر وضعیت موجود نیستند، چرا که همه منافع حاصل از تحریم و تنش در جیب آنها ریخته میشود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


