سهميهبندي بنزين و افتخارات آن؟!
رشيد غريبي اندبيلي
کد خبر: ۳۵۳۵
| | 10108 بازدید
روز گذشته وزير صنايع و معادن و رئيس تبصره 13 با حضور در مجلس با ارايه گزارشي از چند ماه اجراي طرح سهميه بندي بنزين در كشور با دفاع از روند كنوني سعي در توجيع فعاليتهاي چند ماهه طرح نموده كه در ضمن مطالب خود دونكته قابل تامل را بيان نمود و ي با بيان نتايج يك نظر سنجي در مورد اين طرح اظهار داشت : حدود يك سوم مردم و خانوادههاي ما خودرو سواري دارند وادامه داد بيش از 62 درصد از مردم با ارائه بنزين با نرخ بالاتر از وضع فعلي مخالفت كامل كردهاند و اتفاقا اين افراد كساني هستند كه خودرو دارند و اگر به اين دامنه آماري كساني كه خودرو ندارند را اضافه كنيم، در آن جامعه آماري ميشود پيشبيني كرد بيش از 80 درصد مردم مخالف افزايش قيمت بنزين هستند
و در بخش ديگر صحبتهاي خود با هيجان خاصي با اعلام اينكه خبر خوبي در اثر سهميهبندي ميخواهم به شما بدهم، تصريح كرد: «آيا عزيزان ميدانند كه با سهميهبندي بنزين چه ميزان تصادفات و كشتههاي كشور كم شده است؟ آيا كاهش بيش از 1200 نفر كاهش در كشتهها حاصل اين طرح نيست؛ ما 10 سال برنامهريزي كرديم كشتهها را كاهش دهيم چه زماني موفق بودهايم؛ همواره رشد داشتهايم؛ 20 درصد كاهش تصادفات و 15 درصد كاهش كشتهها را داشتهايم؛ آيا اين كار، كار عظيمي نبوده است؟»
هر چند با بيان اين جملات با عكس العمل نمايندگان نيز مواجه شد، اما ذكر چند نكتهاي خالي از لطف نيست؛ چرا كه ضرورت توجه به افکار عمومي و لزوم بهره گيري از مشارکت و ديدگاههاي شهروندان در بهبود و توسعه امور کشور در عرصههاي مختلف و در راستاي توسعه علمي و تحقيقاتي و با قصد رفع نياز سازمانها و نهادهاي تصميم گير، دولت و دستگاههاي اجرايي را وادار ميكنند تا با شناخت از نيازها و پيدا كردن مشكلات آنها و برنامهريزي بهتر، از نظرسنجي و افكار سنجي استفاده نمايند و در ايران نيز تقريبا از سال 1380 دستگاههاي مختلف براي شناخت نيازهاي مختلف حوزه كاري خود استفاده از نظرسنجيها را در دستور كار خود قرار دادند، اما متاسفانه به نظر ميرسد خيلي از همين نظرسنجيها به جاي شناخت واقعي مشكلات در دستگاههاي مختلف، در راستاي توجيه تصميمات و عملكردهاي خود استفاده مينمايند و با وارد نمودن بحثهاي انحرافي، نظر دلخواه خود را از آن نظرسنجيها استخراج نموده و ماهي مراد خود را صيد ميكنند و نظرات و ديدگاههاي خود را به عنوان نتيجه علمي نظرسنجي در اختيار افكار عمومي و رسانهها قرار ميدهند و همين امر باعث بياعتمادي افكار عمومي و رسانهها به نظرسنجي و افكارسنجيهاي فوق ميشود.
حال پرسشي كه پيش ميآيد اين است با توجه به مشكلات عديدهاي كه مردم در مواجه با اين طرح از آن رنج ميبرند، اين همه مشكلاتي كه به خاطر همين سهميهبندي به وجود آمده است و مردم از آن گلهمند هستند تا جايي كه بنزين و بحث مربوط، به نقل تمامي محافل مردم بدل شده و در روزنامهها و خبرگزاريها از مهمترين بحثهاست، فقط بيست درصد مردم را تشكيل ميدهند؟ و نمايندگان محترم مجلس كه به خاطر حجم مراجعات مردم به آنها جهت انعكاس مشكلات حاصل از مشكل سهميه بندي بنزين بارها و بارها خواستار فروش بنزين آزاد شدهاند، از عمق نظرات مردم خبر ندارند و 80 درصد مردم با اين طرح كه در حال اجرا هست، راضي هستند و تاكيد و اصرار نمايندگان محترم مجلس نه تنها مبناي واقعي نداشته و فقط با اين حجم تذكرات اصرار بر موضوعي دارند كه حرف دل اكثريت ملت نيست؟
و در بخش ديگر صحبتهاي خود با هيجان خاصي با اعلام اينكه خبر خوبي در اثر سهميهبندي ميخواهم به شما بدهم، تصريح كرد: «آيا عزيزان ميدانند كه با سهميهبندي بنزين چه ميزان تصادفات و كشتههاي كشور كم شده است؟ آيا كاهش بيش از 1200 نفر كاهش در كشتهها حاصل اين طرح نيست؛ ما 10 سال برنامهريزي كرديم كشتهها را كاهش دهيم چه زماني موفق بودهايم؛ همواره رشد داشتهايم؛ 20 درصد كاهش تصادفات و 15 درصد كاهش كشتهها را داشتهايم؛ آيا اين كار، كار عظيمي نبوده است؟»
هر چند با بيان اين جملات با عكس العمل نمايندگان نيز مواجه شد، اما ذكر چند نكتهاي خالي از لطف نيست؛ چرا كه ضرورت توجه به افکار عمومي و لزوم بهره گيري از مشارکت و ديدگاههاي شهروندان در بهبود و توسعه امور کشور در عرصههاي مختلف و در راستاي توسعه علمي و تحقيقاتي و با قصد رفع نياز سازمانها و نهادهاي تصميم گير، دولت و دستگاههاي اجرايي را وادار ميكنند تا با شناخت از نيازها و پيدا كردن مشكلات آنها و برنامهريزي بهتر، از نظرسنجي و افكار سنجي استفاده نمايند و در ايران نيز تقريبا از سال 1380 دستگاههاي مختلف براي شناخت نيازهاي مختلف حوزه كاري خود استفاده از نظرسنجيها را در دستور كار خود قرار دادند، اما متاسفانه به نظر ميرسد خيلي از همين نظرسنجيها به جاي شناخت واقعي مشكلات در دستگاههاي مختلف، در راستاي توجيه تصميمات و عملكردهاي خود استفاده مينمايند و با وارد نمودن بحثهاي انحرافي، نظر دلخواه خود را از آن نظرسنجيها استخراج نموده و ماهي مراد خود را صيد ميكنند و نظرات و ديدگاههاي خود را به عنوان نتيجه علمي نظرسنجي در اختيار افكار عمومي و رسانهها قرار ميدهند و همين امر باعث بياعتمادي افكار عمومي و رسانهها به نظرسنجي و افكارسنجيهاي فوق ميشود.
حال پرسشي كه پيش ميآيد اين است با توجه به مشكلات عديدهاي كه مردم در مواجه با اين طرح از آن رنج ميبرند، اين همه مشكلاتي كه به خاطر همين سهميهبندي به وجود آمده است و مردم از آن گلهمند هستند تا جايي كه بنزين و بحث مربوط، به نقل تمامي محافل مردم بدل شده و در روزنامهها و خبرگزاريها از مهمترين بحثهاست، فقط بيست درصد مردم را تشكيل ميدهند؟ و نمايندگان محترم مجلس كه به خاطر حجم مراجعات مردم به آنها جهت انعكاس مشكلات حاصل از مشكل سهميه بندي بنزين بارها و بارها خواستار فروش بنزين آزاد شدهاند، از عمق نظرات مردم خبر ندارند و 80 درصد مردم با اين طرح كه در حال اجرا هست، راضي هستند و تاكيد و اصرار نمايندگان محترم مجلس نه تنها مبناي واقعي نداشته و فقط با اين حجم تذكرات اصرار بر موضوعي دارند كه حرف دل اكثريت ملت نيست؟
اما با توجه به واقعيتهاي موجود به نظر ميرسد واقعيت چيز ديگري است و با مراجعه به افكار عمومي و اجتماعات مردم و ديدن مشكلات حاصل از آن در گوشه و كنار جامعه خواهيم ديد كه آمار و اطلاعات ارايه شده مغاير با واقعيتهاي كنوني جامعه است؛ چرا كه اگر گشتي در گوشه و كنار جامعه زده باشيد، به عمق نارضايتيها و مشكلات سهميهبندي بنزين پي خواهيم برد.
انجام نظرسنجي از افكار عمومي جامعه براي بيان ديدگاههاي آنان و استفاده از ديدگاههاي مردم براي تعيين رضايتمندي و يا عدم رضايتمندي آنان بسيار مناسب و قابل تقدير است؛ اما نكتهاي كه نبايد از آن غفلت نمود، به دست آوردن نظرات واقعي مردم است و نبايد با ايجاد مسيرهاي انحرافي در نظرسنجيها نتايج آن را به سمتي انحراف داد تا حاصل آن فقط تاييدكننده نظرات خاصي باشد.
نكته دوم اظهار خوشحالي ايشان كه گفتند: «آيا عزيزان ميدانند كه با سهميهبندي بنزين چه ميزان تصادفات و كشتههاي كشور كم شده است؟ آيا كاهش بيش از 1200 نفر كاهش در كشتهها حاصل اين طرح نيست؛ ما 10 سال برنامهريزي كرديم كشتهها را كاهش دهيم چه زماني موفق بودهايم؛ همواره رشد داشتهايم؛ 20 درصد كاهش تصادفات و 15 درصد كاهش كشتهها را داشتهايم؛ آيا اين كار، كار عظيمي نبوده است؟» بايد پرسيد، آيا كاهش تصادفات مرگومير را بايد افتخار اين طرح دانست؟ اگر چنيين است و ما در طول ده سال گذشته نتوانستيم كاهشي در مرگومير تصادفات داشته باشيم و اقدامات اساسي از جمله فرهنگسازي، برطرف كردن مشكلات جادهها و ايجاد جادههاي استاندارد و بالا بردن كيفيت اتومبيلها كه از عوامل اصلي اين حوادث هستند و تا حال كه نتوانستيم به آنها دسترسي داشته باشيم، با ايجاد محدوديت براي مردم آن را افتخار و دستاورد مهمي بدانيم؟ پس بايد پرسيد، اگر صنعت خودروسازي را تعطيل كنيم تا مردم كمتر بتوانند به خيابانها و جادهها سرازير شوند، باز هم آمار تصادفات پايين نميآيد تا با افتخار بيشتري از آن صحبت شود؟
لازم به ذكر است كه با توجه به طرح سهميهبندي بنزين و هجوم مردم براي خريد خودرو، آن هم فقط براي استفاده از بنزين در زمان سهميهبندي و نياز به تامين بنزين لازم با مجبور كردن عده زيادي از مردم براي خريد خودرو، گويا بهتر است به جاي سخن گفتن از كاهش تصادفات و مرگومير، از آمار موفقيت فروش خودروها با قيمتهاي بالاتر از حد انتظار توضيح داده شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
در مورد سهمیه بنزین، پیشنهاد اعطای کارت هوشمند به سرپرست خانواده (اعم از اینکه خودرو دارند یا ندارند)را دارم (بجای خودرو)تاباتولید سالیانه یک میلیون خودرو ،دچار افزایش مصرف 14% بنزین نشده (در بخش خودوهای شخصی)وثروتمندان چند خودرویی سهمیه بیشتری نگیرند.
والبته بنزین مورد نیاز اضافی با نرخ وارداتی عرضه گردد.
طي آماري كه رئيس پليس راهنمايي و رانندگي طي چند روز گذشته اعلام نمود ( درحال حاضر روزي 75 نفر در تصادفات جاده اي كشته مي شوند كه نسبت به سال گذشته ماهي 10 نفر كاهش يافته است ) كه با توجه به مرگ ماهيانه 2250 نفر از هموطنان در حوادث جاده اي، صرفه جويي 10 نفره به ميزان 0.4 درصد ميباشد.
1- اگر بي انصافانه قضاوت نكنيم البته نه همه ولي بسيار تاثير مثبت در كاهش تلفات داشته و آن هم به دليل اينكه بنزين كم شده و بسيار از خانواده ها ديگر با بنزين مجاني ماشين را دست بچه هاي 14 تا 18 ساله نمي دهند كه در خيابان ها ويراژ بدهند و مردم را بكشند
2- چرا قضاوت ما هميشه يكسويه است .و چرا منافع سهميه بندي را بر نمي شماريم و بعد نظرات خود را درج نماييم
1- ترافیک در کلان شهر هامنهای هفته اول اجرای طرح ،سنگین تر شده است.
2- قیمت خودروهای ساخت داخل که از نمایندگی تا منزل نرسیده صد عیب ونقص فنی دارد بشکل بی سابقه ای بالا رفته است.
3- خودروها که بدون برنامه ریزی صحیح وبدون استفاده از تکنولوژی پیشرفته گاز سوز شده اند ومانند سرطان بجان مردم افتادند عملاً از کارایی مناسب برخوردار نیستند .
4- صف های چند ساعته در پمپ های گاز ومشاهده آن برای این مملکت واقعاً فاجعه آمیز است.
5- کاهش آمار تصادف حاصل تلاش عزیزان نیروی انتظامی است که در سرما وگرما ،در شب وروز در جاده هاتلاش می کنند .
6- یکی از دلایل افزایش بی رویه قیمت ها که صدای همه را در آورده بر می گردد به سهمیه بندی بنزین وبا رفتن قیمت حمل ونقل.
ضمناً نیازی به فروش آزاد بنزین نیست زیرا این امر در هر کوی وبرزن براحتی انجام می شود.
چرا آقایان برای وقت وعمر واعصاب مردم ارزش قاییل نیستند این همه وقت درپمپ بنزین وگاز جز سرمایه کشور نیست؟.بهتر نبود اول چاه رو میکندیم بعد منارو میساختیم این همه ماشین گاز سوز با هزینه ملت بچه درد میخورد؟...
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




